آموزش لکان: استعاره و مجاز مرسل در ناخودآگاه چگونه کار می‌کنند؟

ردیفی از کلیدهای آهنی که سایه یکی از آنها شبیه پرنده است و دستی به سمت انتهای محو ردیف می رود
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
استعاره و مجاز مرسل در نظریه لکان به چه معنا هستند؟
در نظریه ژاک لکان، استعاره به فرایند جایگزینی یک دال با دال دیگر اشاره دارد که به شکل‌گیری سمپتوم می‌انجامد. مجاز مرسل نیز حرکت مداوم میل از یک ابژه به ابژه دیگر را نشان می‌دهد و ساختار زنجیره دال‌ها را در ناخودآگاه انسان حفظ می‌کند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

چرا لکان مفاهیم زبان‌شناسی یاکوبسن را وارد روانکاوی کرد؟

ورود مفاهیم زبان‌شناسی ساختارگرا به روانکاوی نقطه عطفی در تاریخ این دانش است. ژاک لکان با وام گرفتن از رومن یاکوبسن نشان داد که سازوکارهای روانی کشف‌شده توسط زیگموند فروید، در واقع همان قواعد حاکم بر زبان و ترکیب نشانه‌ها هستند.

خوانش متون اولیه روانکاوی نشان می‌دهد که بنیان‌گذار این دانش همواره با کلمات و ساختار کلام سروکار داشته است. بازگشت به این ریشه‌ها نیازمند ابزاری دقیق بود. لکان برای بازگشت لکان به فروید، به زبان‌شناسی ساختارگرا روی آورد. رومن یاکوبسن (Roman Jakobson) زبان‌شناس برجسته، دو محور اصلی را برای زبان معرفی کرده بود که شامل محور جانشینی و محور همنشینی می‌شد. لکان متوجه شد که این دو محور زبانی، دقیقاً با دو مکانیسم اصلی ناخودآگاه که پیش‌تر توصیف شده بودند، همخوانی دارند.

پیوند دادن این مفاهیم باعث شد روانکاوی از زیست‌شناسی فاصله بگیرد و به ساحت کلام و نمادها نزدیک‌تر شود. درک این چرخش زبانی برای هر دانشجویی که در مسیر آموزش روانکاوی و مسیر روانکاو شدن قرار دارد، کاملاً ضروری است. روانکاو فرانسوی باور داشت که انسان پیش از تولد در جهانی از کلمات غوطه‌ور است و همین کلمات هستند که ساختار روان او را شکل می‌دهند. بنابراین برای فهم رنج انسان باید به سراغ قوانینی رفت که بر کلام او حاکم هستند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

ناخودآگاه چگونه مانند یک زبان ساختار یافته است؟

گزاره معروف ساختاریافتگی ناخودآگاه همچون یک زبان، هسته مرکزی اندیشه لکان را تشکیل می‌دهد. این مفهوم تأکید می‌کند که ناخودآگاه مجموعه‌ای از غرایز کور نیست، بلکه نظامی دقیق و قانون‌مند از دال‌هاست که بر اساس منطق زبانی عمل می‌کند.

درک این گزاره نیازمند آشنایی با مفهوم دال (Signifier) و مدلول (Signified) در زبان‌شناسی فردینان دو سوسور (Ferdinand de Saussure) است. لکان با تغییر دادن فرمول سوسور، برتری دال بر مدلول را اعلام کرد. کلمات و نشانه‌ها یا همان دال‌ها، معنای ثابتی ندارند و معنا تنها از طریق زنجیره‌ای از دال‌ها تولید می‌شود. ناخودآگاه نیز دقیقاً همین‌گونه کار می‌کند. خاطرات، آرزوها و تروماها در قالب شبکه‌ای از دال‌ها در روان ثبت می‌شوند.

وقتی مراجع در اتاق درمان صحبت می‌کند، روانکاو به معنای ظاهری کلمات توجهی ندارد، بلکه به دنبال کشف ارتباط پنهان میان دال‌هاست. پدیده‌هایی مانند لغزش زبانی بهترین گواه برای این ادعا هستند. لغزش‌ها نشان می‌دهند که چگونه یک دال سرکوب‌شده ناگهان زنجیره کلام آگاهانه را پاره می‌کند و خود را نشان می‌دهد. این نگاه ساختاری، تفاوت بنیادینی با رویکردهای روان‌شناسی ایگو دارد و بر اهمیت کلام در فرایند درمان تأکید می‌ورزد.

استعاره و جایگزینی دال‌ها چگونه باعث شکل‌گیری سمپتوم می‌شوند؟

فرایند استعاره در روانکاوی لکانی به معنای جایگزین شدن یک دال با دال دیگر است که معنای جدیدی خلق می‌کند. این مکانیسم زبانی دقیقاً همان روندی است که در شکل‌گیری سمپتوم‌های روانی رخ می‌دهد و رنجی نمادین را به وجود می‌آورد.

استعاره (Metaphor) بر محور جانشینی زبان استوار است. در ادبیات، شاعر کلمه‌ای را به جای کلمه دیگر می‌نشاند تا معنایی عمیق‌تر بیافریند. برای مثال در شعر حافظ می‌خوانیم که نرگس مست، استعاره‌ای از چشم معشوق است. کلمه چشم حذف شده و کلمه نرگس جای آن را گرفته است. در ناخودآگاه نیز دقیقاً همین اتفاق می‌افتد. یک تجربه دردناک یا یک میل ممنوعه که غیرقابل تحمل است، پس‌رانده می‌شود و دال دیگری جای آن را می‌گیرد. این دال جایگزین همان سمپتوم است.

سمپتوم بدنی یا روانی، در واقع استعاره‌ای است که رازی را در خود پنهان کرده است. برای درک بهتر این موضوع، مطالعه کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر می‌تواند بسیار راهگشا باشد. وقتی مراجع از یک درد جسمانی بی‌دلیل شکایت می‌کند، این درد یک اختلال زیستی ساده نیست. درد در اینجا دالی است که جایگزین یک رنج روانی یا یک حرف ناگفته شده است. روانکاو با گوش سپردن به کلام مراجع، تلاش می‌کند این استعاره را بگشاید و دال اولیه سرکوب‌شده را به زنجیره کلام بازگرداند. البته باید توجه داشت که این توصیف یک الگوی بالینی برای فهم ساختار است و به معنای تشخیص قطعی پزشکی برای هر دردی نیست.

مجاز مرسل و لغزش میل چرا همیشه انسان را ناراضی نگه می‌دارند؟

مجاز مرسل در زبان‌شناسی به ارتباط مجاورت میان کلمات اشاره دارد و در روانکاوی لکانی، ساختار میل انسان را توضیح می‌دهد. میل هرگز به یک ابژه نهایی نمی‌رسد و همواره در زنجیره‌ای بی‌پایان از ابژه‌ها در حال لغزش و حرکت است.

مجاز مرسل (Metonymy) بر محور همنشینی کلمات قرار دارد. در زبان روزمره وقتی می‌گوییم فلانی یک لیوان خورد، منظورمان این است که آب درون لیوان را خورد. در اینجا ظرف به جای مظروف نشسته است، زیرا این دو در مجاورت هم قرار دارند. لکان معتقد است که میل انسان (Desire) نیز ساختاری شبیه به مجاز مرسل دارد. ما همیشه چیزی را می‌خواهیم، اما وقتی به آن می‌رسیم، احساس می‌کنیم که این آن چیزی نبود که واقعاً می‌خواستیم. میل به سرعت به سمت ابژه بعدی می‌لغزد.

فرض کنید فردی گمان می‌کند با خریدن یک ماشین خاص به رضایت کامل می‌رسد. او ماشین را می‌خرد، اما پس از چند روز، میل او به سمت خریدن یک خانه، یک گوشی جدید یا یک موقعیت شغلی تازه حرکت می‌کند. این لغزش مداوم به دلیل وجود شکافی بنیادین در روان انسان است که از زمان ورود به ساحت زبان ایجاد می‌شود. هیچ ابژه‌ای نمی‌تواند این فقدان اولیه را پر کند. آشنایی با نظریه مرحله آینه‌ای لکان نشان می‌دهد که چگونه انسان از همان ابتدا با یک تصویر خیالی از یکپارچگی مواجه می‌شود که هرگز در واقعیت به آن دست نمی‌یابد. بنابراین میل همیشه میل به چیزی دیگر است و این حرکت مجازگونه، موتور محرک زندگی و در عین حال دلیل نارضایتی همیشگی بشر است.

درمانگر لکانی چگونه استعاره و مجاز مرسل را در اتاق درمان می‌شنود؟

کار بالینی در چارچوب لکانی نیازمند گوشی حساس به ظرایف زبانی است. درمانگر باید بتواند فراتر از معنای ظاهری جملات، مکانیسم‌های استعاره و مجاز مرسل را در کلام مراجع ردیابی کند تا منطق ناخودآگاه او را به‌خوبی دریابد و تحلیل کند.

شنیدن ناخودآگاه مهارتی است که با تمرین و تحلیل شخصی به دست می‌آید. درمانگر لکانی به جای تمرکز بر رفتارها یا تلاش برای اصلاح افکار، به دال‌هایی که مراجع تکرار می‌کند توجه دارد. اجازه دهید یک مثال بالینی ساختگی را بررسی کنیم که صرفاً برای توصیف الگوست نه تشخیص. مراجعی در جلسه درمان مدام از احساس خفگی در محیط کار صحبت می‌کند. او می‌گوید مدیرش راه نفس کشیدن را بر او بسته است. در جلسات بعدی، او از خاطرات کودکی‌اش می‌گوید و به یاد می‌آورد که مادرش همیشه لباس‌های یقه‌اسکی تنگ به او می‌پوشانده که باعث احساس خفگی می‌شده است.

در اینجا محیط کار و مدیر سخت‌گیر، استعاره‌ای از همان مادر کنترل‌گر هستند. دال خفگی در طول سال‌ها جابه‌جا شده و اکنون در قالب یک سمپتوم شغلی خود را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، وقتی مراجع از روابط عاطفی متعدد و بی‌سرانجام خود می‌گوید که در هر کدام به دنبال ویژگی خاصی است، درمانگر حرکت مجاز مرسل میل را مشاهده می‌کند. درک این پویایی‌ها در بستر انتقال و انتقال متقابل اتفاق می‌افتد. روانکاو با سکوت‌ها و مداخلات به‌موقع خود، فضایی فراهم می‌کند تا مراجع بتواند این زنجیره‌های زبانی را بازتولید و در نهایت آن‌ها را رمزگشایی کند.

مقایسه مفاهیم فروید، یاکوبسن و لکان در ساختار ناخودآگاه

مکانیسم روانی (فروید)محور زبانی (یاکوبسن)مفهوم لکانیکارکرد در ناخودآگاه
فشرده‌سازی (Condensation)محور جانشینی (Paradigm)استعاره (Metaphor)تولید سمپتوم از طریق جایگزینی دال‌ها
جابه‌جایی (Displacement)محور همنشینی (Syntagm)مجاز مرسل (Metonymy)لغزش میل در زنجیره دال‌ها
فراموشی و سرکوبیحذف کلمهپس‌رانش دالایجاد شکاف در آگاهی و شکل‌گیری ناخودآگاه
تداعی آزادتولید زنجیره کلامبسط زنجیره دال‌هارمزگشایی از استعاره‌های پنهان در کلام

منبع: اقتباس از سمینارهای ژاک لکان و مبانی زبان‌شناسی ساختارگرا

تفاوت فشرده‌سازی و جابه‌جایی فرویدی با استعاره و مجاز مرسل لکانی چیست؟

فروید در تفسیر رؤیا دو مکانیسم اصلی فشرده‌سازی و جابه‌جایی را برای کار رؤیا معرفی کرد. لکان با بازخوانی این مفاهیم از منظر زبان‌شناسی، نشان داد که این دو مکانیسم دقیقاً معادل استعاره و مجاز مرسل در ساختار زبان هستند.

زیگموند فروید (Sigmund Freud) کشف کرده بود که ناخودآگاه برای پنهان کردن افکار ممنوعه در رؤیا، از دو روش استفاده می‌کند. در فشرده‌سازی (Condensation)، چندین تصویر یا فکر در یک تصویر واحد ترکیب می‌شوند. در جابه‌جایی (Displacement)، بار عاطفی یک موضوع مهم به یک موضوع بی‌اهمیت منتقل می‌شود. لکان در سمینارهای خود، به‌ویژه مباحثی که در لکان در ونسان ۱۹۶۹ مطرح شد، این مفاهیم را ارتقا داد.

او استدلال کرد که فشرده‌سازی فرویدی، همان استعاره یاکوبسنی است. وقتی چند دال در یک دال جدید فشرده می‌شوند، در واقع یک جانشینی استعاری رخ داده است که معنای جدیدی تولید می‌کند. از طرف دیگر، جابه‌جایی فرویدی معادل مجاز مرسل است. حرکت انرژی روانی از یک ایده به ایده دیگر در طول یک زنجیره تداعی، دقیقاً همان حرکت همنشینی کلمات در مجاز مرسل است. این تطبیق هوشمندانه باعث شد که مفاهیم فرویدی از یک چارچوب انرژی‌محور و زیست‌شناختی، به یک چارچوب نمادین و زبانی منتقل شوند. برای کسانی که می‌پرسند آموزش فروید از کجا شروع کنیم، درک این بازخوانی لکانی می‌تواند چشم‌انداز بسیار روشنی از سیر تحول مفاهیم روانکاوی ارائه دهد.

ابژه a در لکان یعنی چه و چه ارتباطی با لغزش میل دارد؟

مفهوم ابژه کوچک a یکی از بدیع‌ترین نوآوری‌های نظری لکان است که علت میل را توضیح می‌دهد. این ابژه دست‌نیافتنی، همان چیزی است که موتور مجاز مرسل را روشن نگه می‌دارد و انسان را به جستجوی ابدی در جهان وامی‌دارد.

وقتی از حرکت مداوم میل در زنجیره مجاز مرسل صحبت می‌کنیم، این پرسش پیش می‌آید که اصلاً چه چیزی این حرکت را آغاز می‌کند؟ لکان برای پاسخ به این پرسش، مفهوم ابژه کوچک a (objet petit a) را ابداع کرد. این ابژه، هدف میل نیست، بلکه علت آن است. ابژه a نمادی از آن فقدان بنیادین است؛ تکه‌ای از وجود ما که در فرایند ورود به زبان و فرهنگ جا مانده است. ما همواره در دیگران و در اشیاء به دنبال این قطعه گمشده می‌گردیم.

برای مثال در یک رابطه عاطفی، فرد ممکن است مجذوب نگاه، صدا یا ویژگی خاصی در شریک خود شود. این ویژگی خاص، تجلی همان ابژه a است. اما از آنجا که هیچ ابژه واقعی نمی‌تواند جایگزین آن فقدان اولیه شود، میل دوباره به لغزش درمی‌آید. تفاوت مهمی میان فانتزی و واقعیت در اینجا وجود دارد که مطالعه تفاوت فانتزی و فانتاسم می‌تواند ابعاد آن را روشن‌تر کند. فانتزی در واقع چارچوبی است که سوژه برای مواجهه با این فقدان و تنظیم رابطه خود با ابژه a می‌سازد. درک این مفهوم برای تحلیل بالینی بسیار حیاتی است، زیرا به روانکاو کمک می‌کند تا فراتر از خواسته‌های سطحی مراجع، علت پنهان میل او را جستجو کند.

نقش زبان در ساختار سوژه چگونه تعریف می‌شود؟

سوژه در روانکاوی لکانی، هویتی از پیش آماده نیست، بلکه اثری است که از برخورد انسان با زبان و نظم نمادین متولد می‌شود. زبان پیش از ما وجود دارد و ما با ورود به آن، جایگاه خود را در جهان پیدا می‌کنیم.

انسان تنها موجودی است که در شبکه‌ای از کلمات متولد می‌شود. پیش از آنکه کودکی به دنیا بیاید، والدین درباره او صحبت می‌کنند، برایش نامی انتخاب می‌کنند و آرزوهایی برای آینده‌اش در سر می‌پرورانند. این یعنی کودک پیش از تولد فیزیکی، در نظم نمادین (Symbolic Order) متولد شده است. لکان تأکید می‌کند که سوژه، معلول دال است. ما از طریق کلماتی که دیگران به ما نسبت داده‌اند، خود را می‌شناسیم. این وابستگی به زبان، بهای سنگینی دارد که همان از دست دادن دسترسی مستقیم به واقعیت و تجربه فقدان است.

با این حال همین زبان است که به ما امکان می‌دهد رنج‌های خود را در قالب استعاره‌ها بیان کنیم و از طریق کلام در فرایند روانکاوی به درمان دست یابیم. آشنایی با اندیشه‌های فیلسوفانی که لکان را بسط داده‌اند، مانند اسلاوی ژیژک و لکان، نشان می‌دهد که چگونه این مفاهیم زبانی نه تنها در کلینیک، بلکه در تحلیل پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی نیز کاربرد دارند. زبان خانه‌ای است که سوژه در آن سکونت دارد، اما همواره بخش‌هایی از این خانه در تاریکی ناخودآگاه باقی می‌ماند.

چگونه می‌توانیم مفاهیم پیچیده لکان را به‌شکل ساختاریافته یاد بگیریم؟

ورود به دنیای مفاهیم ژاک لکان نیازمند صبر، مطالعه متون پایه و قرار گرفتن در یک بستر آموزشی منسجم است. یادگیری این مفاهیم به‌تنهایی اغلب باعث بدفهمی می‌شود و همراهی با مدرسان و تحلیل‌گران باتجربه در این مسیر ضرورت دارد.

آموزش لکان مسیری نیست که بتوان آن را با خواندن چند مقاله پراکنده طی کرد. زبان پیچیده و سبک خاص ارائه لکان، نیازمند رمزگشایی گام‌به‌گام است. دانشجویان روان‌شناسی و درمانگران باید ابتدا با مبانی فروید آشنا شوند و سپس به سراغ خوانش‌های ساختارگرایانه بروند. شرکت در دوره‌های تخصصی، گروه‌خوانی‌ها و بحث‌های بالینی می‌تواند به فهم عمیق‌تر این مفاهیم کمک کند.

آشنایی با ساختارهای بالینی در روانکاوی مانند نوروز، سایکوز و پرورژن، تنها زمانی ممکن است که منطق دال‌ها و کارکرد استعاره نام پدر به‌درستی درک شده باشد. مطالعه کتاب‌هایی که مفاهیم را با مثال‌های روشن توضیح می‌دهند نیز بسیار مفید است. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم تا با فراهم کردن بستری علمی و دقیق، مسیر یادگیری روانکاوی را برای علاقه‌مندان جدی این حوزه هموار کنیم و فضایی برای اندیشیدن به پیچیدگی‌های روان انسان بسازیم.

منابع
  • بروس فینک، سوژه لکانی: میان زبان و ژوئیسانس، ۱۹۹۵
  • ژوئل در، درآمدی بر خوانش لکان، ۱۹۸۵
  • ژاک لکان، سمینار پنجم: تشکیلات ناخودآگاه، ۱۹۵۷-۱۹۵۸
  • دیلن ایوانز، فرهنگ مقدماتی روانکاوی لکانی، ۱۹۹۶

پرسش‌های پرتکرار

آیا برای یادگیری لکان باید حتماً زبان‌شناسی بدانیم؟

آشنایی پایه با مفاهیم زبان‌شناسی سوسور و یاکوبسن، مانند دال، مدلول، استعاره و مجاز مرسل، برای درک نظریات لکان ضروری است، اما نیازی به تخصص عمیق در زبان‌شناسی نیست.

تفاوت استعاره در ادبیات و استعاره در روانکاوی چیست؟

در ادبیات، استعاره یک آرایه ادبی آگاهانه برای زیباسازی کلام است، اما در روانکاوی، استعاره یک مکانیسم ناخودآگاه است که برای پنهان کردن یک رنج و تولید سمپتوم استفاده می‌شود.

چرا لکان می‌گوید ناخودآگاه ساختاری شبیه زبان دارد؟

زیرا ناخودآگاه مانند زبان دارای قواعدی مشخص برای ترکیب و جایگزینی نشانه‌ها (دال‌ها) است و از طریق همین قواعد زبانی مانند لغزش‌ها و رؤیاها خود را نشان می‌دهد.

آیا روانکاو لکانی معنای پنهان حرف‌های مراجع را تفسیر می‌کند؟

روانکاو لکانی به جای ارائه معنای آماده، به مراجع کمک می‌کند تا با شنیدن دال‌های تکرارشونده در کلام خود، منطق ناخودآگاهش را کشف کند.

منظور از لغزش میل در مجاز مرسل چیست؟

یعنی میل انسان هرگز با رسیدن به یک ابژه خاص ارضا نمی‌شود و همواره به دلیل یک فقدان بنیادین، از یک هدف به هدف دیگر منتقل می‌شود.

چگونه می‌توانم آموزش مفاهیم لکان را شروع کنم؟

بهترین راه، مطالعه دقیق متون پایه فروید، سپس خواندن کتاب‌های مقدماتی معتبر درباره لکان و شرکت در دوره‌ها و گروه‌خوانی‌های تخصصی تحت نظر مدرسان مجرب است.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم