اضطراب در لکان: سمینار ۱۰ و اضطرابی که فریب نمی‌دهد

آدمکی در برابر درگاهی که با یک گوی بزرگ و صیقلی کاملا مسدود شده است
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
سمینار ۱۰ لکان درباره اضطراب چه می‌گوید؟
ژاک لکان در سمینار دهم خود توضیح می‌دهد که اضطراب برعکس تصور رایج، بدون ابژه نیست. او اضطراب را نشانه‌ای از حضور بیش از حد ابژه و مواجهه با میل دیگری (Other) می‌داند که راهنمای بسیار مهمی در مسیر روانکاوی بالینی محسوب می‌شود.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۵

سمینار دهم لکان اضطراب را چگونه صورت‌بندی می‌کند؟

خوانش ژاک لکان از پدیدهٔ اضطراب، درک روانکاوی را به طور بنیادین دگرگون کرد. سمینار دهم تاکید می‌کند که اضطراب یک عاطفهٔ سرگردان یا واکنشی بی‌دلیل نیست، بلکه تنها احساسی است که انسان را فریب نمی‌دهد و مستقیما به حقیقت روان اشاره دارد.

روانکاوی پس از زیگموند فروید با چالش‌های نظری متعددی روبرو شد. فروید در کتاب بازداری، نشانه و اضطراب، دو نظریهٔ متفاوت را مطرح کرده بود. در ابتدا او اضطراب را تبدیل لیبیدوی سرکوب‌شده می‌دانست و بعدها آن را به عنوان یک نشانهٔ هشداردهنده در برابر خطر معرفی کرد. ژاک لکان با طرح ایدهٔ بازگشت لکان به فروید تلاش کرد تا این مفاهیم را از خوانش‌های سطحی و تقلیل‌گرایانه نجات دهد. او در سمینار دهم خود که در سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۳ برگزار شد، زاویهٔ دید کاملا جدیدی را باز کرد.

لکان بیان می‌کند که عواطف انسانی همواره می‌توانند جابه‌جا شوند، سرکوب شوند یا تغییر شکل دهند. به عنوان مثال، خشمی که به صورت غم ابراز می‌شود یا عشقی که در پوشش نفرت خود را نشان می‌دهد، نوعی فریب در ساختار روانی است. اما اضطراب تنها عاطفه‌ای است که فریب نمی‌دهد. وقتی اضطراب پدیدار می‌شود، سوژه در حال تجربهٔ یک رویارویی واقعی با چیزی در ساختار روانی خود است. اضطراب نقابی بر چهره ندارد و مستقیما به نقطه‌ای اشاره می‌کند که زبان و نمادها در آنجا از کار می‌افتند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

ادبیات کلاسیک فارسی نیز گاهی به این تجربهٔ عمیق نزدیک شده است. شاعران ما بارها از لحظاتی سخن گفته‌اند که حضور بیش از حد یار یا پر شدن تمام فاصله‌ها، به جای ایجاد آرامش، نوعی خفگی و اضطراب وجودی به همراه می‌آورد. این همان نقطه‌ای است که لکان روی آن دست می‌گذارد. اضطراب زمانی رخ نمی‌دهد که ما چیزی را از دست داده‌ایم، بلکه دقیقا زمانی پدیدار می‌شود که هیچ فاصله‌ای برای نفس کشیدن و میل کردن باقی نمانده است.

چرا لکان می‌گوید اضطراب هرگز بدون ابژه نیست؟

روان‌پزشکی کلاسیک همواره اضطراب را ترسی بدون موضوع مشخص و مبهم تعریف کرده است. روانکاوی لکانی این گزارهٔ تقلیل‌گرایانه را رد می‌کند و نشان می‌دهد که اضطراب ابژه‌ای بسیار خاص دارد که در لحظهٔ پر شدن فضای خالی حضور می‌یابد.

روان‌پزشکی سنتی همواره به دانشجویان می‌آموزد که ترس ابژه دارد، اما اضطراب بی‌ابژه است. لکان این دیدگاه را کاملا وارونه می‌کند. از نظر او، اضطراب نه تنها بی‌ابژه نیست، بلکه ناشی از حضور ابژه‌ای است که نباید آنجا باشد. برای درک این موضوع باید به یکی از مفاهیم روانکاوی لکان یعنی ابژهٔ کوچک a (objet petit a) اشاره کنیم. ابژهٔ a همان علت میل است، چیزی که همواره باید دور از دسترس بماند تا میل بتواند جریان داشته باشد.

لکان می‌گوید اضطراب زمانی رخ می‌دهد که فقدان از بین برود. به عبارت دیگر، اضطراب فقدانِ فقدان است. مادری را تصور کنید که پیش از آنکه کودک احساس سرما کند، او را می‌پوشاند و پیش از آنکه کودک گرسنه شود، به او غذا می‌دهد. در این حالت، کودک هیچ فضایی برای تجربهٔ فقدان و در نتیجه هیچ فضایی برای میل کردن پیدا نمی‌کند. این حضور همه‌جانبه و پر شدن تمام فاصله‌ها، به شدت اضطراب‌آور است. برای مطالعهٔ بیشتر دربارهٔ این مفاهیم پایه، خواندن کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

اضطراب در واقع نشانه‌ای است که به ما می‌گوید ابژهٔ a بیش از حد نزدیک شده است و سوژه در حال بلعیده شدن توسط دیگری است. لکان در سمینار دهم علاوه بر ابژه‌های دهانی و مقعدی که فروید معرفی کرده بود، دو ابژهٔ جدید را نیز به عنوان ابژهٔ a معرفی می‌کند: نگاه (gaze) و صدا (voice). زمانی که سوژه احساس می‌کند زیر نگاه خیرهٔ دیگری قرار دارد یا صدای دیگری او را احاطه کرده است، اضطراب به اوج خود می‌رسد.

تفاوت ترس و اضطراب در نگاه لکان چیست؟

تمایز میان ترس و اضطراب در کار بالینی و فهم روانکاوانه اهمیت بسیار زیادی دارد. ترس همواره از یک خطر بیرونی و قابل نام‌گذاری نشأت می‌گیرد، در حالی که اضطراب واکنشی عمیق به مواجهه با میل ناشناختهٔ دیگری بزرگ است.

برای روشن‌تر شدن تفاوت ترس و اضطراب، لکان از یک استعارهٔ درخشان و معروف استفاده می‌کند. او از ما می‌خواهد تصور کنیم که ماسک یک آخوندک ماده را بر چهره داریم، اما خودمان نمی‌دانیم که چه ماسکی روی صورتمان است. ناگهان در برابر یک آخوندک نر غول‌پیکر قرار می‌گیریم. آخوندک ماده پس از جفت‌گیری، آخوندک نر را می‌خورد. در این لحظه، ما نمی‌دانیم در چشم آن دیگری بزرگ (آخوندک نر) چه هستیم و او از ما چه می‌خواهد.

این پرسش که دیگری از من چه می‌خواهد (Che vuoi?) هستهٔ مرکزی اضطراب است. ترس زمانی است که ما می‌دانیم از چه چیزی می‌ترسیم، مثلا از یک حیوان درنده یا از ارتفاع. اما اضطراب زمانی است که ما در برابر میل دیگری قرار می‌گیریم و نمی‌دانیم در تفاوت فانتزی و فانتاسم خود یا در فانتزی دیگری چه جایگاهی داریم. آیا من ابژهٔ میل او هستم؟ آیا او می‌خواهد مرا ببلعد یا نابود کند؟

این ابهام در برابر میل دیگری، سوژه را در وضعیتی بی‌دفاع قرار می‌دهد که همان تجربهٔ خالص اضطراب است. در ترس، سوژه می‌تواند فرار کند یا مبارزه کند، زیرا منبع خطر در ساحت نمادین قابل نام‌گذاری است. اما در اضطراب، خطر از جنس امر واقع (the Real) است. چیزی در حال رخنه کردن به دنیای نمادین سوژه است که کلمه‌ای برای توصیف آن وجود ندارد و همین فقدانِ کلمه، تجربه را فلج‌کننده می‌سازد.

اضطراب در فضای بالینی و اتاق درمان چگونه تجربه می‌شود؟

مراجعان اغلب با تجربهٔ اضطراب شدید و فلج‌کننده به اتاق روانکاو قدم می‌گذارند تا از آن رها شوند. این پدیده در فضای تحلیلی نه یک مانع مزاحم، بلکه قطب‌نمایی ارزشمند است که درمانگر را به سوی گره‌های اصلی روان هدایت می‌کند.

در فضای بالینی، مراجعان اغلب با نشانه‌های بدنی و روانی اضطراب مراجعه می‌کنند. تپش قلب، احساس خفگی، تعریق و ترس از فروپاشی روانی از جمله این نشانه‌ها هستند. روانکاو لکانی می‌داند که این نشانه‌ها تنها نوک کوه یخ هستند و تلاش نمی‌کند آن‌ها را به عنوان یک بیماری مستقل طبقه‌بندی کند. اضطراب در اینجا صدای حقیقتی است که راهی برای بیان شدن در قالب کلمات پیدا نکرده است.

مراجعی را در نظر بگیرید که هر بار مدیرش در محل کار از عملکرد او تمجید می‌کند، دچار حملات اضطراب شدید می‌شود. این توصیف صرفا یک الگوی بالینی برای درک بهتر است و نه یک تشخیص قطعی. در اینجا، مراجع با میل مدیر (دیگری) مواجه شده است. او نمی‌داند این تمجید چه انتظاری را به همراه دارد و مدیر دقیقا از او چه می‌خواهد. اضطراب در اینجا به عنوان یک سیگنال عمل می‌کند که نشان می‌دهد مراجع در برابر میل دیگری احساس خطر می‌کند و مرزهای روانی او در حال تهدید شدن هستند.

بررسی این پویایی‌ها نیازمند درک عمیق از مفهوم انتقال و انتقال متقابل در اتاق درمان است. روانکاو از طریق گوش سپردن به دال‌های مراجع، تلاش می‌کند تا موقعیت او را در برابر این میل ناشناخته روشن کند. در فرایند درمان، اضطراب مراجع ممکن است در رابطه با خود روانکاو نیز بروز پیدا کند. مراجع ممکن است از خود بپرسد که روانکاو از من چه می‌خواهد؟ روانکاو با حفظ سکوت و قرار گرفتن در جایگاه ابژهٔ a، به مراجع اجازه می‌دهد تا این اضطراب را تجربه کرده و از آن عبور کند.

مقایسه رویکردهای مختلف به پدیده اضطراب

رویکرد درمانیتعریف پدیده اضطرابوضعیت ابژههدف اصلی در اتاق درمان
روان‌پزشکی کلاسیکواکنش فیزیولوژیک و روانی به یک خطر مبهم و نامشخصکاملا بدون ابژهحذف سریع نشانه و آرام‌سازی مراجع
روانکاوی فرویدیتبدیل لیبیدوی سرکوب‌شده یا نشانه هشدار در برابر خطرمرتبط با خطر درونی یا بیرونیآگاهی بخشیدن به تعارضات ناخودآگاه
روانکاوی لکانیعاطفه‌ای که فریب نمی‌دهد و نشانگر مواجهه با میل دیگری استمرتبط با ابژه کوچک aعبور از اضطراب به سوی پرسش از میل

منبع: مفاهیم بنیادین روانکاوی، تدوین تحریریه مجله تجربه

رویکرد لکانی در مواجهه با اضطراب مراجع چه توصیه‌ای دارد؟

رویکرد لکانی به درمانگر می‌آموزد که برای خاموش کردن سریع و مکانیکی اضطراب تلاش نکند. هدف روانکاوی از بین بردن سطحی نشانه‌ها نیست، بلکه ایجاد فضایی است که سوژه بتواند از اضطراب عبور کند و به پرسش‌های بنیادین دست یابد.

یکی از تفاوت‌های عمدهٔ روانکاوی لکانی با رویکردهای شناختی و رفتاری در همین نقطه مشخص می‌شود. وقتی مراجع با اضطراب وارد اتاق درمان می‌شود، هدف اولیهٔ روانکاو این نیست که با تکنیک‌های آرام‌سازی یا تمرین‌های تنفسی، اضطراب او را فورا سرکوب کند. خاموش کردن سریع اضطراب مانند این است که زنگ خطر یک ساختمان در حال سوختن را قطع کنیم، بدون آنکه آتش را خاموش کرده باشیم. اضطراب حامل پیامی حیاتی از سوی ناخودآگاه است که باید شنیده شود.

رویکرد لکانی به درمانگر می‌آموزد که اضطراب را به عنوان یک راهنما بپذیرد. روانکاو باید به مراجع کمک کند تا از طریق کلام، اضطراب خود را به یک تقاضا و سپس به پرسشی دربارهٔ میل تبدیل کند. این گذار از اضطراب به میل، هستهٔ مرکزی درمان روانکاوی است. زمانی که مراجع بتواند اضطراب بی‌نام خود را در قالب کلمات و زنجیرهٔ دال‌ها بیان کند، از شدت فلج‌کنندهٔ آن کاسته می‌شود.

این کار بالینی ظریف نیازمند آموزش‌های بسیار دقیق و گذراندن مسیر تحلیلی شخصی است. علاقه‌مندان به این حوزه می‌توانند با بررسی مسیر آموزش روانکاوی در مدرسهٔ تجربه، با استانداردهای این حرفه بیشتر آشنا شوند. درمانگر لکانی در برابر اضطراب مراجع، موقعیت یک دانای کل را رها می‌کند و فضایی می‌سازد تا خود مراجع بتواند با حقیقت میل خود روبرو شود و موضع جدیدی در برابر دیگری بزرگ اتخاذ کند.

چگونه می‌توان مفاهیم پیچیده سمینار دهم را عمیق‌تر آموخت؟

مطالعهٔ مستقیم آثار لکان به دلیل پیچیدگی‌های زبانی و مفهومی فراوان، نیازمند راهنما و بستر آموزشی مناسب است. دانشجویان روان‌شناسی و درمانگران علاقه‌مند می‌توانند با شرکت در دوره‌های تخصصی، این مفاهیم عمیق را در کار بالینی خود به کار بگیرند.

درک مفاهیم سمینار دهم لکان، مانند ابژهٔ a، میل دیگری، فقدان و امر واقع، نیازمند مطالعهٔ مستمر و قرار گرفتن در یک فضای گفتمان روانکاوی است. خواندن متون لکان به تنهایی می‌تواند بسیار دشوار و گاهی ناامیدکننده باشد، زیرا زبان او مملو از استعاره‌ها، ارجاعات فلسفی و بازی‌های زبانی پیچیده است. لکان عمدا متون خود را دشوار می‌نوشت تا خواننده را وادار به تلاش و درگیری فعال با متن کند.

برای دانشجویان روان‌شناسی و درمانگران فارسی‌زبان، شرکت در دوره‌های ساختاریافته می‌تواند این مسیر ناهموار را تسهیل کند. آشنایی با این مفاهیم نه تنها دانش نظری فرد را ارتقا می‌دهد، بلکه در نحوهٔ شنیدن صحبت‌های مراجع در اتاق درمان نیز تغییرات بنیادینی ایجاد می‌کند. درمانگری که با مفهوم اضطراب در دستگاه لکانی آشناست، در برابر سکوت‌ها و بی‌قراری‌های مراجع دستپاچه نمی‌شود.

شما می‌توانید برای شروع این مسیر تخصصی و یادگیری اصولی، در دورهٔ مفاهیم ژاک لکان در مدرسهٔ تجربه شرکت کنید تا با مفاهیم کلیدی این متفکر بزرگ به صورت کاربردی و بالینی آشنا شوید. در نهایت، ما در مرکز تجربه زندگی امیدواریم این مقاله توانسته باشد نوری بر یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین مفاهیم روانکاوی بتاباند و مسیر مطالعه و کار بالینی شما را روشن‌تر سازد.

منابع

پرسش‌های پرتکرار

سمینار ۱۰ لکان درباره چیست؟

این سمینار که در سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۳ برگزار شد، به طور خاص به مفهوم اضطراب می‌پردازد و نظریهٔ روانکاوی را دربارهٔ ارتباط اضطراب با میل دیگری و ابژهٔ کوچک a بازتعریف می‌کند.

چرا لکان می‌گوید اضطراب فریب نمی‌دهد؟

لکان معتقد است سایر عواطف می‌توانند در خدمت دفاع‌های روانی جابه‌جا شوند یا تغییر شکل دهند، اما اضطراب تنها عاطفه‌ای است که مستقیما به رویارویی سوژه با فقدان و حقیقت میل اشاره دارد.

ابژه کوچک a در اضطراب چه نقشی دارد؟

ابژهٔ a همان چیزی است که جای خالی فقدان را پر می‌کند. از دید لکان، اضطراب زمانی پدیدار می‌شود که این فقدان از بین برود و سوژه با حضور بیش از حد ابژه مواجه شود.

تفاوت اضطراب در روان‌پزشکی و روانکاوی لکانی چیست؟

روان‌پزشکی اضطراب را یک اختلال بی‌دلیل و نیازمند سرکوب می‌داند، اما روانکاوی لکانی آن را نشانه‌ای معنادار و دارای ابژه می‌داند که باید در مسیر درمان شنیده و کاوش شود.

آیا روانکاو لکانی اضطراب مراجع را از بین می‌برد؟

روانکاو لکانی به جای تلاش برای حذف سریع اضطراب، از آن به عنوان قطب‌نمایی برای رسیدن به ساختار روانی مراجع استفاده می‌کند تا او بتواند موضع خود را در برابر میل دیگری تغییر دهد.

مطالعه سمینار ۱۰ برای چه کسانی مناسب است؟

خواندن این سمینار برای دانشجویان روان‌شناسی، روانکاوان در حال آموزش و درمانگرانی که می‌خواهند فراتر از رویکردهای نشانه‌محور به ریشه‌های ساختاری روان انسان بپردازند، بسیار ضروری و راهگشاست.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم