دال و مدلول در لکان: چرا دال بر مدلول برتری دارد؟

قاب سیاه سنگینی که بر روی پارچه ابریشمی لغزان قرار گرفته و آن را در یک نقطه ثابت کرده است
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
دال و مدلول در لکان چه معنایی دارند؟
در نظریه روانکاوی ژاک لکان، دال (تصویر صوتی یا کلمه) بر مدلول (مفهوم یا معنا) برتری دارد. لکان بر خلاف سوسور معتقد است که معنا هرگز ثابت نیست و دال‌ها در یک زنجیره بی‌پایان به دال‌های دیگر ارجاع می‌دهند تا ناخودآگاه سوژه را شکل دهند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۵

دال و مدلول در لکان چه فرقی با زبان‌شناسی سوسور دارند؟

فردینان دو سوسور زبان‌شناسی ساختارگرا را با پیوند ناگسستنی دال و مدلول بنا کرد. ژاک لکان این رابطه را دگرگون ساخت و با برداشتن خط پیوند میان این دو مفهوم نشان داد که دال‌ها مستقل از مدلول‌ها عمل می‌کنند و معنا همواره در حال لغزش است.

فردینان دو سوسور در کتاب دوره زبان‌شناسی عمومی، نشانه زبانی را به عنوان یک کل روان‌شناختی دووجهی معرفی کرد. او دال (تصویر صوتی) و مدلول (مفهوم) را مانند دو روی یک سکه می‌دانست که به هیچ وجه از یکدیگر جدا نمی‌شوند. سوسور برای نشان دادن این رابطه، دایره‌ای رسم کرد که در نیمه بالایی آن مدلول و در نیمه پایینی آن دال قرار داشت و دو پیکان در دو طرف، ارتباط متقابل و هم‌ارزی آن‌ها را نشان می‌داد. ژاک لکان این ساختار را به طور کامل زیر و رو کرد. او با ارائه الگوریتم معروف خود، دال را با حرف بزرگ در بالا و مدلول را با حرف کوچک در پایین قرار داد و میان آن‌ها یک خط افقی ضخیم کشید. این خط در نظریه لکان نشان‌دهنده یک مانع است، مانعی که در برابر معناسازی مقاومت می‌کند.

رویکرد لکان به این معناست که دیگر هیچ پیوند ذاتی و پایداری میان کلمات و مفاهیم وجود ندارد. مدلول‌ها همواره در زیر دال‌ها می‌لغزند و این دال است که ساختار را تعیین می‌کند. این چرخش بنیادین، پایه و اساس مفهوم بازگشت لکان به فروید را شکل داد. لکان با استفاده از این ابزار زبان‌شناختی اثبات کرد که ناخودآگاه ساختاری شبیه به زبان دارد و مکانیزم‌های رویا در نظریه فروید، در واقع همان عملکردهای دال در زبان هستند. تفاوت اصلی در این است که سوسور به دنبال تثبیت معنا در نشانه بود، اما لکان نشان داد که معنا همیشه یک توهم است و حقیقت سوژه در لغزش دال‌ها نهفته است.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

چرا لکان دال را بر مدلول مسلط می‌داند؟

برتری دال بر مدلول یکی از مهم‌ترین پایه‌های نظریه روانکاوی لکانی است. کلمه‌ها و نشانه‌های زبانی پیش از تولد سوژه وجود دارند و انسان با ورود به جهان زبان تحت سلطه دال‌ها قرار می‌گیرد تا ساختار روانی او شکل بگیرد.

پرتره فردینان دو سوسور، زبان‌شناس سوئیسی و واضع مفاهیم اولیه دال و مدلول
فردینان دو سوسور که نظریاتش مبنای بازخوانی لکان از ساختار زبان قرار گرفت · عکس: “F. Jullien Genève”, maybe Frank-Henri Jullien (1882–1938)، Public domain

تسلط دال بر مدلول به این واقعیت اشاره دارد که زبان پیش از ما وجود داشته و پس از ما نیز وجود خواهد داشت. هنگامی که یک کودک متولد می‌شود، پیش از آنکه بتواند صحبت کند یا معنای چیزی را بفهمد، در شبکه‌ای از دال‌ها غوطه‌ور است. نامی که پدر و مادر برای او انتخاب کرده‌اند، انتظاراتی که از او دارند و جایگاهی که در نمادین خانواده برای او تعیین شده است، همگی دال‌هایی هستند که سرنوشت و هویت او را پیشاپیش شکل می‌دهند. سوژه انسانی محصول زبان است، نه خالق آن. به همین دلیل است که لکان تاکید می‌کند دال بر مدلول تقدم دارد، زیرا این کلمات هستند که واقعیت ما را می‌سازند، نه برعکس.

لکان در مقاله معروف خود با عنوان نمونه‌ای از عملکرد حرف در ناخودآگاه، مثال بسیار روشنی برای این موضوع می‌آورد. او داستان خواهر و برادری را تعریف می‌کند که در قطار نشسته‌اند و قطار در ایستگاهی متوقف می‌شود. از پنجره قطار، دو درِ سرویس بهداشتی دیده می‌شود که روی یکی نوشته شده بانوان و روی دیگری آقایان. برادر می‌گوید ما در ایستگاه بانوان هستیم و خواهر می‌گوید نه، ما در ایستگاه آقایان هستیم. در این مثال، دو دال متفاوت (بانوان و آقایان) یک واقعیت فیزیکی و بیولوژیکی یکسان را به دو فضای کاملا متفاوت و متضاد تقسیم می‌کنند. این دال‌ها هستند که مرزها، جداسازی‌ها و ساختارهای اجتماعی را ایجاد می‌کنند. برای مطالعه بیشتر درباره این ظرافت‌های نظری، خواندن کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

زنجیره دلالت در روانکاوی لکانی یعنی چه؟

زنجیره دلالت به شبکه‌ای از دال‌ها گفته می‌شود که مدام به یکدیگر ارجاع می‌دهند، بدون آنکه هرگز به یک معنای نهایی و قطعی برسند. ناخودآگاه انسان در امتداد همین زنجیره حرکت می‌کند و میل سوژه در لابه‌لای این کلمات و نشانه‌های زبانی جستجو می‌شود.

مفهوم زنجیره دلالت (chaîne signifiante) یکی از کلیدی‌ترین ابزارهای لکان برای درک کارکرد ناخودآگاه است. لکان معتقد است که هیچ دالی به تنهایی دارای معنا نیست. یک دال تنها در صورتی معنا پیدا می‌کند که در کنار دال‌های دیگر قرار بگیرد و به آن‌ها ارجاع دهد. لکان در یکی از مشهورترین گزاره‌های خود می‌گوید دال چیزی است که سوژه را برای یک دال دیگر نمایندگی می‌کند. این بدان معناست که هویت و میل ما در یک کلمه ثابت متوقف نمی‌شود، بلکه در فاصله و شکاف میان کلمات مختلف در حال حرکت است. این حرکت بی‌پایان، همان چیزی است که لکان آن را مجاز مرسل (metonymy) می‌نامد و آن را با میل مرتبط می‌داند.

برای درک بهتر این موضوع در فضای بالینی، می‌توانیم یک مثال ساختگی را بررسی کنیم. فرض کنید مراجعی در جلسات مختلف از کلمه افتادن استفاده می‌کند. او از افتادن از چشم پدر، افتادن در یک رابطه عاشقانه، افتادن یک لیوان و شکستن آن، و حتی از فصل پاییز (fall) صحبت می‌کند. درمانگر لکانی در اینجا به دنبال یک معنای پنهان یا نمادین ثابت برای افتادن نمی‌گردد، بلکه مسیر حرکت این دال را در زنجیره کلام مراجع دنبال می‌کند. این تکرارها و جابه‌جایی‌ها نشان می‌دهند که چگونه یک دال خاص در تاریخچه زندگی سوژه گره خورده است. توجه به این زنجیره به درمانگر کمک می‌کند تا لغزش زبانی مراجع را نه به عنوان یک خطای ساده، بلکه به عنوان ظهور حقیقت ناخودآگاه او بشنود. لازم به ذکر است که این مثال بالینی تنها یک توصیف الگوست نه تشخیص قطعی، و هدف آن صرفا روشن کردن عملکرد زنجیره دلالت است.

نقطه دوخت چگونه لغزش معنا را متوقف می‌کند؟

نقطه دوخت یا پوان دکپیتون مفهومی است که نشان می‌دهد چگونه در یک لحظه خاص دال و مدلول به هم گره می‌خورند. این گره‌خوردگی موقت باعث می‌شود زنجیره بی‌پایان دلالت برای لحظه‌ای متوقف شود و یک معنای مشخص شکل بگیرد.

اگر معنا همواره در حال لغزش است و دال‌ها مدام به یکدیگر ارجاع می‌دهند، پس چگونه ما در زندگی روزمره یکدیگر را می‌فهمیم؟ لکان برای پاسخ به این پرسش، مفهوم نقطه دوخت (point de capiton) را معرفی کرد. این اصطلاح از صنعت مبلمان و رویه‌کوبی گرفته شده است؛ همان دکمه‌هایی که روی تشک مبل دوخته می‌شوند تا پارچه و محتویات درون آن روی هم نلغزند و ثابت بمانند. در زبان نیز نقاط دوختی وجود دارند که دال و مدلول را به صورت موقت و پس‌رویدادی به یکدیگر متصل می‌کنند. مطالعه زندگی‌نامهٔ ژاک لکان نشان می‌دهد که او این مفهوم را در دهه پنجاه میلادی برای تبیین نحوه شکل‌گیری معنا در گفتار روزمره و همچنین در ساختارهای بالینی بسط داد.

عملکرد نقطه دوخت در ساختار یک جمله به خوبی قابل مشاهده است. وقتی کسی شروع به صحبت می‌کند و می‌گوید من فردا به…، معنای جمله کاملا معلق است. او ممکن است بگوید به دانشگاه می‌روم، به مسافرت می‌روم، یا به تو زنگ می‌زنم. تنها زمانی که کلمه آخر جمله ادا می‌شود، معنای کل کلمات قبلی به صورت بازگشتی و پس‌رویدادی (retroactive) تثبیت می‌گردد. این کلمه نهایی همان نقطه دوخت است. در ساختار روان‌نژندی، این نقاط دوخت به اندازه کافی وجود دارند تا فرد بتواند واقعیت مشترکی با دیگران بسازد. اما در ساختار روان‌پریشی، این نقاط دوخت ممکن است سست باشند یا اصلا وجود نداشته باشند، که نتیجه آن رها شدن سوژه در سیلابی از دال‌های بی‌معنا یا توهمات زبانی است.

مقایسه رویکرد سوسور و لکان به نشانه زبانی

مفهومدیدگاه فردینان دو سوسوردیدگاه ژاک لکانپیامد در روان‌درمانی
رابطه دال و مدلولپیوند ذاتی، دوطرفه و ناگسستنیجدایی با یک خط مانع و برتری دالتوجه به سطح کلمات به جای معنای پنهان
جایگاه معناثابت، مشخص و قابل درکلغزان، متغیر و همواره در تعویقتعلیق فهم درمانگر و پرهیز از نتیجه‌گیری
واحد تحلیلنشانه زبانی به عنوان یک کل مستقلزنجیره دلالت و شبکه نشانه‌هابررسی تکرار دال‌ها در طول زمان
اولویت ساختاریهم‌ارزی و تعادل میان دال و مدلولبرتری مطلق دال بر مدلولتحلیل دقیق زنجیره کلام مراجع

منبع: گردآوری تحریریه مجله تجربه بر اساس سمینارهای ژاک لکان

کاربرد بالینی دال و مدلول در اتاق درمان چیست؟

روانکاو لکانی در فضای بالینی به جای جستجوی شتاب‌زده برای یافتن معنای پنهان یا مدلول‌ها، با دقت به سطح کلمات و دال‌های مراجع گوش می‌سپارد. توجه عمیق به تکرار کلمات خاص نشان می‌دهد که چگونه روان انسان در شبکه زبان گرفتار شده است و رنج می‌برد.

در رویکردهای سنتی روان‌درمانی، درمانگر معمولا تلاش می‌کند تا از سطح کلمات مراجع عبور کند و به معنای عمیق‌تر، احساسات پنهان یا مدلول‌های نهایی برسد. اما در روانکاوی لکانی، تکنیک کاملا متفاوت است. درمانگر لکانی باور دارد که فهمیدن و درک سریع، بزرگ‌ترین دشمن روانکاوی است، زیرا این فهم معمولا بر اساس پیش‌فرض‌ها و ساختار خیالی خود درمانگر شکل می‌گیرد. در عوض، درمانگر توجه شناور خود را به سطح دال‌ها معطوف می‌کند. او به کلماتی که مراجع استفاده می‌کند، لحن بیان، مکث‌ها، تپق‌ها و تناقض‌های کلامی او گوش می‌دهد. در این روش، خود کلمه به عنوان یک ابژه مادی در نظر گرفته می‌شود که بار روانی خاصی را برای سوژه حمل می‌کند.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای بالینی در این رویکرد، استفاده از برش جلسه (la coupure) است. روانکاو لکانی زمان جلسه را از پیش تعیین نمی‌کند. او ممکن است جلسه را درست در لحظه‌ای که مراجع یک دال کلیدی یا یک لغزش زبانی مهم را بیان می‌کند، متوقف کند. این برش ناگهانی دقیقا مانند یک نقطه دوخت عمل می‌کند. با پایان دادن به جلسه در آن لحظه خاص، روانکاو آن دال را برجسته می‌کند و مراجع را وا می‌دارد تا در فاصله میان این جلسه و جلسه بعد، به آن کلمه و جایگاه آن در زنجیره دلالت خود فکر کند. این شیوه کار، پویایی انتقال و انتقال متقابل را نیز دگرگون می‌کند، زیرا مراجع دیگر درمانگر را به عنوان کسی که همه معانی را می‌داند نمی‌بیند، بلکه درمانگر تنها به عنوان یک نقطه ویرگول یا علامت سوال در متن گفتار مراجع عمل می‌کند.

چگونه می‌توان مفاهیم زبانی لکان را عمیق‌تر یاد گرفت؟

فهم دقیق مفاهیم زبانی لکان نیازمند مطالعه مستمر متون اصلی و شروح معتبر روانکاوی است. دانشجویان و درمانگران علاقه‌مند باید مسیر یادگیری خود را از مبانی فروید آغاز کنند و سپس به سراغ پیچیدگی‌های ساختارگرایی لکانی بروند تا درک بالینی بهتری پیدا کنند.

ورود به دنیای مفاهیم ژاک لکان همواره با دشواری‌های زبانی و نظری همراه است. لکان مفاهیم خود را از تقاطع زبان‌شناسی، فلسفه، توپولوژی و روانکاوی وام گرفته است و به همین دلیل، مطالعه مستقیم سمینارهای او برای مبتدیان می‌تواند گیج‌کننده باشد. برای درک صحیح دال و مدلول، زنجیره دلالت و استعاره و مجاز، ضروری است که ابتدا پایه‌های نظریه ناخودآگاه فروید به خوبی درک شود. لکان بارها تاکید کرده است که نظریه او چیزی جز بازخوانی دقیق متون فروید نیست. بنابراین، پیشنهاد می‌شود که دانشجویان ابتدا با آموزش فروید از کجا شروع کنیم مسیر خود را روشن کنند و مکانیسم‌های رویاکار (تراکم و جابه‌جایی) را بشناسند، زیرا این مکانیسم‌ها دقیقا معادل استعاره و مجاز در نظریه لکان هستند.

پس از تسلط نسبی بر مفاهیم پایه، شرکت در دوره‌های آموزشی ساختاریافته می‌تواند به انسجام ذهنی دانشجو کمک کند. حضور در دورهٔ مفاهیم ژاک لکان در مدرسهٔ تجربه فرصتی است تا این مفاهیم انتزاعی در بستر مثال‌های بالینی و فرهنگی بازخوانی شوند. یادگیری روانکاوی تنها خواندن کتاب نیست، بلکه درگیر شدن با متن، تجربه تحلیل شخصی و نظارت بالینی است. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم فضایی امن و علمی برای خوانش دقیق و بالینی این مفاهیم پیچیده فراهم آوریم تا درمانگران بتوانند با گوشی شنواتر در اتاق درمان حاضر شوند.

منابع

پرسش‌های پرتکرار

دال و مدلول لکان به زبان ساده چیست؟

دال همان تصویر صوتی یا کلمه‌ای است که می‌شنویم و مدلول معنایی است که به آن کلمه نسبت می‌دهیم. لکان معتقد است کلمات همیشه معنای ثابتی ندارند و دال‌ها مهم‌تر از مدلول‌ها هستند.

تفاوت اصلی لکان و سوسور در چیست؟

سوسور دال و مدلول را مانند دو روی یک سکه جدایی‌ناپذیر می‌دانست، اما لکان با قرار دادن یک خط مانع میان آن‌ها، نشان داد که دال‌ها مستقل عمل می‌کنند و معنا همیشه می‌لغزد.

منظور از زنجیره دلالت چیست؟

زنجیره دلالت شبکه‌ای از کلمات و نشانه‌ها است که پیوسته به یکدیگر ارجاع می‌دهند. در روانکاوی، ناخودآگاه در مسیر همین زنجیره شکل می‌گیرد و میل سوژه در آن پنهان است.

نقطه دوخت در روانکاوی لکانی چه کاربردی دارد؟

نقطه دوخت لحظه‌ای است که لغزش بی‌وقفه معنا متوقف می‌شود و دال و مدلول به صورت موقت به هم گره می‌خورند تا یک جمله یا تجربه معنای مشخصی پیدا کند.

چرا درمانگر لکانی به معنای حرف‌های مراجع توجه نمی‌کند؟

درمانگر لکانی باور دارد که جستجوی سریع معنا باعث تحمیل پیش‌فرض‌های درمانگر می‌شود. بنابراین، او به جای معنا، به خود کلمات، تکرار آن‌ها و لغزش‌های زبانی مراجع گوش می‌دهد.

الگوریتم لکان برای دال و مدلول چگونه نوشته می‌شود؟

لکان این رابطه را با فرمول S/s نشان می‌دهد که در آن حرف بزرگ نماینده دال، حرف کوچک نماینده مدلول و خط میان آن‌ها نشان‌دهنده مقاومت در برابر معناسازی است.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم