سمینار ۱۷ لکان: وارونه روانکاوی و نظریه چهار گفتمان

تصویرسازی مینیمال از شخصی در حال چرخاندن یک قاب مربعی بزرگ که سایه ای متغیر بر زمین انداخته است
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
سمینار ۱۷ لکان درباره چیست؟
سمینار هفدهم ژاک لکان با عنوان وارونه روانکاوی، نظریه چهار گفتمان را معرفی می‌کند. این نظریه نشان می‌دهد که چگونه چهار ساختار زبانی شامل گفتمان ارباب، دانشگاه، هیستریک و روانکاو، پیوندهای اجتماعی، توزیع قدرت و نحوه تولید دانش را در جوامع انسانی شکل می‌دهند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

سمینار ۱۷ لکان در چه بستر تاریخی و اجتماعی شکل گرفت؟

ژاک لکان سمینار هفدهم خود را در ملتهب‌ترین دوران تاریخ معاصر فرانسه ارائه داد. شورش‌های دانشجویی ماه مه هزار و نهصد و شصت و هشت فضای دانشگاه‌ها را دگرگون کرده بود و لکان تلاش می‌کرد پاسخی روانکاوانه به این بحران اجتماعی و میل به تغییر ساختارهای قدرت بدهد.

سال‌های پایانی دهه شصت میلادی در فرانسه با تحولات عظیم اجتماعی و سیاسی همراه بود. دانشجویان و کارگران به خیابان‌ها آمده بودند تا علیه ساختارهای سنتی قدرت، سرمایه‌داری و نهادهای اقتدارگرا طغیان کنند. در این فضای پرالتهاب، ژاک لکان به عنوان یکی از برجسته‌ترین متفکران آن دوران، سمینار هفدهم خود را با عنوان وارونه روانکاوی (L’envers de la psychanalyse) آغاز کرد. او متوجه شده بود که شورش‌های دانشجویی، با وجود تمام شور و حرارتی که داشتند، در خطر بازتولید همان ساختارهای قدرتی هستند که علیه‌شان قیام کرده‌اند.

حضور لکان در ونسان ۱۹۶۹ یکی از کلیدی‌ترین لحظات این دوران است. او در جمع دانشجویان معترض حاضر شد و جمله‌ای تاریخی به زبان آورد که پایه‌های نظریه چهار گفتمان را روشن می‌کرد. لکان به دانشجویان گفت که آن‌ها به عنوان انقلابیون، در واقع به دنبال یک ارباب جدید هستند و به زودی آن را به دست خواهند آورد. این هشدار صریح نشان می‌داد که از نگاه روانکاوی، تغییر افراد در راس قدرت کافی نیست، بلکه باید ساختار زبانی و پیوند اجتماعی که قدرت را بازتولید می‌کند، درک و تحلیل شود.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

برای فهم عمیق‌تر این موضع‌گیری، خواندن زندگی‌نامهٔ ژاک لکان و سیر تحول فکری او بسیار راهگشا است. لکان در این سمینار تلاش کرد تا نشان دهد روانکاوی صرفا یک روش درمانی برای اتاق دربسته نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای خوانش جامعه، سیاست و فرهنگ است. او با معرفی چهار گفتمان، چارچوبی فراهم کرد تا بتوانیم فراتر از نیت‌های آگاهانه افراد، ساختارهای ناخودآگاهی را که روابط انسانی را شکل می‌دهند، بررسی کنیم.

نظریه چهار گفتمان لکان دقیقاً به چه معناست؟

نظریه گفتمان‌ها در روانکاوی لکانی چارچوبی برای درک پیوندهای اجتماعی و نحوه استفاده از زبان است. این نظریه نشان می‌دهد که انسان‌ها چگونه از طریق کلمات با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و هر ساختار زبانی چه تاثیری بر توزیع قدرت و تولید دانش در جامعه می‌گذارد.

دیوارنگاره‌ای با شعار «ممنوع کردن ممنوع است» از جنبش مه ۱۹۶۸ فرانسه
شعار «ممنوع کردن ممنوع است»؛ لکان در سمینار ۱۷ به نقد و تحلیل ساختار گفتمانی جنبش مه ۱۹۶۸ پرداخت. · عکس: Espencat، Public domain

مفهوم گفتمان در ادبیات لکان با آنچه در زبان‌شناسی یا جامعه‌شناسی روزمره می‌شناسیم متفاوت است. برای پاسخ به این پرسش که روانکاوی چیست و چگونه با زبان کار می‌کند، باید بدانیم که گفتمان از نظر لکان یک ساختار بدون کلام است که جایگاه افراد را در رابطه با یکدیگر تعیین می‌کند. این ساختارها بر اساس چهار جایگاه ثابت و چهار متغیر (ماتم) شکل می‌گیرند که با چرخش آن‌ها، گفتمان‌های مختلفی تولید می‌شود.

چهار جایگاه اصلی در هر گفتمان عبارتند از عامل، دیگری، محصول و حقیقت. عامل کسی یا چیزی است که پیام را ارسال می‌کند و گفتمان را به حرکت درمی‌آورد. دیگری دریافت‌کننده پیام است که تحت تاثیر عامل قرار می‌گیرد. محصول، نتیجه این تعامل است و حقیقت، آن عنصر پنهانی است که عامل تلاش می‌کند آن را بپوشاند اما در واقع موتور محرک پنهان اوست. این چهار جایگاه چارچوب ثابت هر ارتباطی را تشکیل می‌دهند.

چهار متغیر یا ماتم لکانی که در این جایگاه‌ها می‌نشینند شامل دال ارباب، دانش، سوژه شکافته و ابژه a هستند. دال ارباب نمایانگر قدرت و فرمان بی‌چون‌وچرا است. دانش مجموعه‌ای از اطلاعات و مهارت‌هاست که سیستم را پیش می‌برد. سوژه شکافته همان انسان ناخودآگاه است که با ورود به زبان دچار فقدان شده است. ابژه a نیز علت میل و آن چیزی است که همیشه از چنگ سوژه می‌گریزد. چرخش این چهار عنصر در چهار جایگاه، چهار گفتمان متمایز را می‌سازد.

گفتمان ارباب چگونه بر روابط انسانی مسلط می‌شود؟

گفتمان ارباب پایه‌ای‌ترین شکل پیوند اجتماعی است که در آن یک قدرت قاهر بدون نیاز به توجیه فرمان می‌دهد. این ساختار زبانی بر اساس اطاعت محض شکل می‌گیرد و تلاش می‌کند هرگونه ابهام یا نقص را بپوشاند تا توهم کامل بودن و تسلط مطلق حفظ شود.

گفتمان ارباب بر پایه دیالکتیک خدایگان و بنده هگل بنا شده است، اما لکان آن را در بستر زبان‌شناسی و روانکاوی بازآفرینی می‌کند. در این گفتمان، دال ارباب در جایگاه عامل قرار می‌گیرد. ارباب نیازی ندارد دستورات خود را توجیه علمی یا منطقی کند. او فرمان می‌دهد صرفا به این دلیل که ارباب است. کلام او قانون است و این قانون باید بدون پرسش اجرا شود. در این ساختار، دیگری در واقع همان برده یا دانش است که باید فرمان را عملی کند.

برده در این الگو کسی است که دانش و مهارت انجام کارها را دارد. ارباب فرمان می‌دهد و برده با استفاده از دانش خود، محصولی را تولید می‌کند. این محصول در روانکاوی لکانی به عنوان ارزش افزوده ژوئیسانس (jouissance) یا همان ابژه a شناخته می‌شود. ارباب این محصول و لذت مازاد را تصاحب می‌کند، در حالی که خودش از فرایند تولید بیگانه است. این پویایی را می‌توان در بسیاری از ساختارهای سنتی، از امپراتوری‌های باستانی گرفته تا روابط سخت‌گیرانه والد و فرزندی مشاهده کرد.

نکته حیاتی در گفتمان ارباب، جایگاه حقیقت است. در زیر جایگاه عامل، سوژه شکافته پنهان شده است. این بدان معناست که ارباب در حقیقت موجودی ناقص، مضطرب و دارای شکاف است، اما برای حفظ قدرت خود باید این ضعف و فقدان را به شدت پنهان کند. هرگونه نشانه‌ای از تردید می‌تواند اقتدار ارباب را فرو بریزد، بنابراین او همواره نقاب کمال و دانایی مطلق به چهره می‌زند.

گفتمان دانشگاه چطور دانش را ابزار قدرت می‌کند؟

گفتمان دانشگاه ساختاری است که در آن دانش جایگزین فرمانروای سنتی می‌شود و اقتدار خود را پشت مفاهیم علمی پنهان می‌کند. این الگو تلاش می‌کند همه‌چیز را اندازه‌گیری و طبقه‌بندی کند و سوژه‌های انسانی را به داده‌هایی قابل ارزیابی و کنترل تقلیل دهد.

با افول قدرت‌های سنتی و پادشاهی‌ها، گفتمان ارباب جای خود را به گفتمان دانشگاه داد. در این ساختار جدید، دیگر یک فرد مستبد فرمان نمی‌دهد، بلکه دانش و سیستم‌های بوروکراتیک در جایگاه عامل قرار می‌گیرند. در گفتمان دانشگاه، هر تصمیمی با ارجاع به علم، آمار، قوانین اداری و پروتکل‌ها توجیه می‌شود. این گفتمان ادعا می‌کند که کاملا بی‌طرف و عینی است، اما در واقع شکل پیچیده‌تری از اعمال قدرت را به نمایش می‌گذارد.

مطالعه کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر به خوبی روشن می‌کند که چگونه دانش در سیستم لکانی می‌تواند به ابزاری برای کنترل تبدیل شود. در گفتمان دانشگاه، سیستم (دانش) سوژه را به عنوان یک ابژه مورد خطاب قرار می‌دهد. دانش‌آموزان، کارمندان یا شهروندان به داده‌هایی تبدیل می‌شوند که باید ارزیابی، نمره‌دهی و استانداردسازی شوند. محصول این فرایند، سوژه‌ای شکافته و از خود بیگانه است که احساس می‌کند هرگز به اندازه کافی خوب یا استاندارد نیست.

حقیقت پنهان در گفتمان دانشگاه، همان دال ارباب است. سیستم ادعا می‌کند که فقط بر اساس منطق و علم عمل می‌کند، اما در زیر این ادعا، همان اراده معطوف به قدرت و فرمان ارباب پنهان شده است. به همین دلیل است که لکان به دانشجویان معترض هشدار داد که گفتمان دانشگاهی معاصر، صرفا نقاب جدیدی بر چهره همان اربابی است که آن‌ها قصد سرنگونی‌اش را دارند.

مقایسه جایگاه‌ها در چهار گفتمان لکان

نوع گفتمانعامل (Agent)دیگری (Other)محصول (Product)
گفتمان اربابدال اربابدانشارزش افزوده ژوئیسانس
گفتمان دانشگاهدانشابژه aسوژه شکافته
گفتمان هیستریکسوژه شکافتهدال اربابدانش
گفتمان روانکاوابژه aسوژه شکافتهدال ارباب

منبع: سمینار ۱۷ ژاک لکان، وارونه روانکاوی

چرا گفتمان هیستریک موتور محرک تولید دانش است؟

گفتمان هیستریک در نگاه لکان جایگاهی است که سوژه با طرح پرسش‌های بی‌پایان اقتدار ارباب را به چالش می‌کشد. این ساختار زبانی با نشان دادن نقص‌های سیستم حاکم، دیگران را وادار می‌کند تا دانش جدیدی تولید کنند و به همین دلیل موتور محرک پیشرفت علم محسوب می‌شود.

گفتمان هیستریک اغلب با سوءتفاهم روبه‌رو می‌شود. در روانکاوی لکانی، هیستری یک برچسب تحقیرآمیز یا مختص به زنان نیست، بلکه یک ساختار زبانی بسیار مهم و ضروری برای پویایی جامعه است. در این گفتمان، سوژه شکافته در جایگاه عامل قرار می‌گیرد. سوژه با صدای بلند اعلام می‌کند که دچار فقدان است، رنج می‌کشد و پاسخ‌های موجود برای او کافی نیستند. او ارباب را مخاطب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد که نشان دهد واقعا چقدر می‌داند.

سوژه هیستریک به ارباب می‌گوید تو ادعا می‌کنی که می‌دانی، پس به من بگو من کیستم و چرا رنج می‌برم. اما هر پاسخی که ارباب (یا علم، یا پزشک) ارائه می‌دهد، توسط سوژه هیستریک رد می‌شود. او می‌گوید این پاسخ کافی نیست، این حقیقت من نیست. این چالش مداوم، ارباب را مجبور می‌کند تا برای یافتن پاسخ‌های بهتر تلاش کند و در نتیجه، دانش جدیدی تولید می‌شود. محصول گفتمان هیستریک، تولید دانش است.

تولد خود روانکاوی مدیون گفتمان هیستریک است. زیگموند فروید زمانی توانست ناخودآگاه را کشف کند که به جای تحمیل دانش پزشکی خود (گفتمان دانشگاه) یا دستور دادن به مراجعان (گفتمان ارباب)، به صدای سوژه‌های هیستریک گوش داد. آن‌ها به فروید نشان دادند که دانش پزشکی زمانه برای درک رنج آن‌ها ناقص است و فروید را وادار کردند تا دانش کاملا جدیدی به نام روانکاوی را پایه‌گذاری کند.

گفتمان روانکاو چه تفاوتی با سایر ساختارهای زبانی دارد؟

گفتمان روانکاو تنها ساختاری است که در آن عامل ارتباط نه ادعای قدرت دارد و نه ادعای دانش کامل. در این الگو درمانگر در جایگاه علت میل قرار می‌گیرد تا مراجع بتواند با حقیقت ناخودآگاه خود روبه‌رو شود و دال‌های ارباب خود را بازتولید و بررسی کند.

گفتمان روانکاو دقیقا نقطه مقابل یا وارونه گفتمان ارباب است. در این ساختار، روانکاو در جایگاه عامل قرار می‌گیرد، اما نه به عنوان یک متخصص همه‌چیزدان یا یک فرمانده. روانکاو در جایگاه ابژه a یا همان علت میل می‌نشیند. او شبیه به یک صفحه سفید یا آینه‌ای عمل می‌کند که هیچ تقاضای شخصی یا دستورالعملی برای زندگی مراجع ندارد. این سکوت و حضور خنثی، سوژه شکافته (مراجع) را که در جایگاه دیگری قرار دارد، به کار وامی‌دارد.

درک پویایی انتقال و انتقال متقابل در این گفتمان بسیار حیاتی است. مراجع به اتاق درمان می‌آید و انتظار دارد روانکاو در جایگاه ارباب یا دانشگاه بنشیند و به او بگوید چه کار کند. اما روانکاو از پذیرش این جایگاه امتناع می‌ورزد. این امتناع باعث می‌شود مراجع خودش شروع به حرف زدن کند و در این فرایند، دال‌های ارباب خود را تولید کند. محصول این گفتمان، آشکار شدن همان باورهای بنیادین و ناخودآگاهی است که زندگی مراجع را هدایت می‌کرده‌اند.

حقیقت پنهان در گفتمان روانکاو، دانش است. روانکاو قطعا دارای دانش نظری و بالینی است، اما این دانش را در جایگاه حقیقت پنهان نگه می‌دارد و آن را مانند یک معلم به مراجع دیکته نمی‌کند. اگر درمانگر دانش خود را به رخ بکشد، بلافاصله به گفتمان دانشگاه سقوط کرده است. هنر روانکاو در این است که اجازه دهد دانش از درون خود مراجع و از طریق کار تحلیلی او متولد شود.

چگونه می‌توانیم مفاهیم سمینار هفدهم را در اتاق درمان به کار بگیریم؟

کاربرد بالینی نظریه گفتمان‌ها به درمانگر کمک می‌کند تا موقعیت خود را در برابر مراجع تنظیم کند و از افتادن در دام ایفای نقش ارباب یا دانای کل بپرهیزد. این مفاهیم الگویی برای درک پویایی‌های انتقال فراهم می‌کنند و مسیر درمان را روشن‌تر می‌سازند.

در فضای بالینی، نظریه چهار گفتمان ابزاری قدرتمند برای جهت‌یابی درمانگر است. باید توجه داشت که آنچه در اینجا مطرح می‌شود، توصیف الگوست نه تشخیص قطعی روان‌پزشکی. فرض کنید مراجعی وارد اتاق درمان می‌شود و با اضطراب می‌پرسد من چه مشکلی دارم و شما چه راهکاری برای من دارید؟ در این لحظه، مراجع از جایگاه گفتمان هیستریک صحبت می‌کند و تلاش می‌کند درمانگر را در جایگاه ارباب قرار دهد تا پاسخ‌های قطعی دریافت کند.

اگر درمانگر در تله بیفتد و شروع به نصیحت کردن یا دادن دستورالعمل‌های رفتاری کند، وارد گفتمان ارباب شده است. اگر درمانگر شروع به ارائه توضیحات طولانی علمی درباره ساختار مغز یا نظریه‌های روان‌شناسی کند، در گفتمان دانشگاه گرفتار شده است. در هر دو حالت، فرایند تحلیلی متوقف می‌شود، زیرا مراجع از کار کردن روی ناخودآگاه خود معاف شده و صرفا به یک مصرف‌کننده منفعل تبدیل شده است.

برای حفظ گفتمان روانکاو، درمانگر باید بتواند اضطراب ندانستن را تحمل کند. شرکت در دورهٔ مفاهیم ژاک لکان در مدرسهٔ تجربه می‌تواند به درمانگران کمک کند تا این مهارت‌های ظریف بالینی را پرورش دهند. درمانگر با حفظ جایگاه ابژه a، پرسش را به خود مراجع برمی‌گرداند تا او را تشویق به تداعی آزاد کند. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم این مفاهیم پیچیده را به زبانی کاربردی و دقیق برای دانشجویان و درمانگران فارسی‌زبان ارائه دهیم.

منابع

پرسش‌های پرتکرار

سمینار ۱۷ لکان در چه سالی برگزار شد؟

این سمینار در فاصله سال‌های هزار و نهصد و شصت و نه تا هفتاد میلادی، بلافاصله پس از اعتراضات دانشجویی ماه مه در فرانسه برگزار شد.

مفهوم وارونه روانکاوی در این سمینار چیست؟

لکان نشان می‌دهد که گفتمان روانکاو از نظر ساختاری دقیقا نقطه مقابل و وارونه گفتمان ارباب است و به جای اعمال قدرت، سوژه را با حقیقت خود روبه‌رو می‌کند.

آیا گفتمان هیستریک فقط مختص زنان است؟

خیر، در روانکاوی لکانی گفتمان هیستریک یک ساختار زبانی و پیوند اجتماعی است که ربطی به جنسیت ندارد و موتور محرک تولید دانش محسوب می‌شود.

جایگاه حقیقت در گفتمان‌های لکان کجاست؟

جایگاه حقیقت همیشه در زیر خط و در سمت چپ، یعنی دقیقا زیر جایگاه عامل قرار دارد و نشان‌دهنده انگیزه پنهان گفتمان است.

تفاوت گفتمان ارباب و دانشگاه چیست؟

در گفتمان ارباب فرمان به صورت مستقیم و بدون توجیه صادر می‌شود، اما در گفتمان دانشگاه، قدرت خود را پشت مفاهیم علمی و بوروکراتیک پنهان می‌کند.

ابژه a در گفتمان روانکاو چه نقشی دارد؟

در گفتمان روانکاو، ابژه a در جایگاه عامل قرار می‌گیرد. درمانگر نقش علت میل را ایفا می‌کند تا مراجع بتواند ناخودآگاه خود را کاوش کند.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم