,

اسلاوی ژیژک کیست؟ زندگی‌نامه، اندیشه و نسبت او با لکان

مردی قاب خالی قرمز را جلوی صورتش گرفته؛ خیابانِ داخل قاب مرتب است و بیرون قاب خط‌خطی و آشفته، استعاره‌ای از فانتزی که واقعیت را سرپا نگه می‌دارد
اسلاوی ژیژک کیست و چه نسبتی با لکان دارد؟
اسلاوی ژیژک (متولد ۱۹۴۹، لیوبلیانا) فیلسوف و نظریه‌پرداز فرهنگی اسلوونیایی است که روانکاوی ژاک لکان را با فلسفهٔ هگل و نقد مارکسیستی ایدئولوژی پیوند زد. او مفاهیم لکانی مانند فانتزی، امر واقع و ابژهٔ کوچک a را از اتاق درمان بیرون آورد و برای فهم سیاست، سینما و زندگی روزمره به کار گرفت.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۸ مهر ۱۴۰۵

اسلاوی ژیژک کیست؟

اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek) فیلسوف، نظریه‌پرداز فرهنگی و پژوهشگر روانکاوی اهل اسلوونی است و یکی از شناخته‌شده‌ترین و بحث‌برانگیزترین متفکران معاصر به شمار می‌آید. اندیشهٔ او در محل تلاقی روانکاوی لکانی، فلسفهٔ هگل، نقد مارکسیستی سرمایه‌داری و نظریهٔ ایدئولوژی شکل گرفته است.

بسیاری از متفکران معاصر زیر تأثیر پساساختارگرایی از مفهوم «سوژه» فاصله گرفتند. ژیژک برعکس، می‌کوشد امکان اندیشیدن به سوژه را دوباره زنده کند؛ اما نه سوژه‌ای یکپارچه و خودآگاه، بلکه موجودی شکافته و متناقض که در شبکهٔ میل، زبان و ایدئولوژی گرفتار است.

شهرت او فقط به کتاب‌هایش نیست. در یک سخنرانی می‌تواند از هگل و لکان به هیچکاک، سیاست روز، سینمای هالیوود، یک لطیفه یا یک فنجان قهوه برسد. همین آمیختن نظریهٔ دشوار با فرهنگ عامه، او را از فضای بستهٔ دانشگاه بیرون آورد و به یکی از چهره‌های عمومی فلسفه در جهان تبدیل کرد.

اگر دانشجوی روان‌شناسی هستید، کامیونیتی تجربه برای همین ساخته شده. عضویت رایگان در کامیونیتی

ژیژک در کودکی و جوانی چگونه با فلسفه آشنا شد؟

ژیژک در ۲۱ مارس ۱۹۴۹ در لیوبلیانا، پایتخت اسلوونی در یوگسلاوی آن زمان، به دنیا آمد. پدرش اقتصاددان و مادرش حسابدار بود. او در فضای سوسیالیستی یوگسلاوی بزرگ شد؛ جامعه‌ای کمونیستی که راهی جدا از الگوی استالینی شوروی می‌رفت.

ژیژک از کودکی به خواندن علاقهٔ زیادی داشت و در نوجوانی بیشتر از فعالیت‌های اجتماعی، به کتاب و نظریه پناه می‌برد. در دانشگاه لیوبلیانا علاقه‌اش به فلسفه جدی‌تر شد و با فلسفهٔ مدرن اروپا و ساختارگرایی فرانسوی آشنا شد. در همین سال‌ها بود که به آثار ژاک لکان رسید؛ متفکری که بعدها در کنار هگل و مارکس یکی از سه ستون اصلی اندیشهٔ او شد.

او در ۱۹۷۱ کارشناسی فلسفه و جامعه‌شناسی و در ۱۹۷۵ کارشناسی ارشد فلسفه گرفت. پایان‌نامه‌اش دربارهٔ ساختارگرایی فرانسوی بود، اما همین دیدگاه‌ها با فضای رسمی آن دوره نمی‌خواند و جایگاه دانشگاهی مورد نظرش را به او ندادند. مدتی به ترجمهٔ متن‌های فلسفی گذراند و در اواخر دههٔ ۱۹۷۰ به یک مؤسسهٔ پژوهشی در حاشیهٔ دانشگاه رفت. این موقعیت به‌ظاهر نامطلوب، فرصتی شد تا بیشتر بخواند و بنویسد. در ۱۹۸۱ دکترای فلسفه‌اش را از دانشگاه لیوبلیانا گرفت.

ژیژک چگونه با روانکاوی لکان روبه‌رو شد؟

ژیژک در نیمهٔ نخست دههٔ ۱۹۸۰ به پاریس رفت و در دانشگاه پاریس ۸ نزد ژاک آلن میلر، داماد لکان و ویراستار سمینارهای او، روانکاوی لکانی خواند. رسالهٔ دومش با عنوان «فلسفه میان سمپتوم و فانتزی» حاصل همین دوره است.

این سال‌ها برای شکل‌گیری اندیشهٔ ژیژک تعیین‌کننده بود. او لکان را فقط یک روانکاو نمی‌دید؛ او را متفکری می‌دید که می‌تواند روانکاوی و فلسفه را دوباره به هم وصل کند. برای ژیژک مفاهیمی مانند سوژهٔ شکافته، امر واقع، میل، فانتزی و ابژهٔ کوچک a ابزارهایی بودند برای فهم سیاست، ایدئولوژی و فرهنگ.

دو مفهوم در این میان کلیدی‌اند. ابژهٔ کوچک a علت دست‌نیافتنی میل است؛ چیزی که هرگز به دست نمی‌آید و درست به همین دلیل میل را زنده نگه می‌دارد. امر واقع هستهٔ سختی از تجربهٔ انسانی است که هیچ‌وقت کامل در زبان و بازنمایی نمی‌گنجد. اگر با لکان تازه آشنا شده‌اید، مطلب نظریهٔ مرحلهٔ آینه‌ای لکان نقطهٔ شروع خوبی است.

ژیژک اما لکان را جدا از فلسفهٔ آلمانی نمی‌خواند. پروژهٔ اصلی او کم‌کم شکل گرفت: خواندن هگل از خلال لکان و خواندن لکان از خلال هگل.

ژیژک چه چیزی به خوانش لکان افزود؟

سهم ژیژک در خوانش لکان بیش از هر چیز این بود که لکان را از محافل بالینی فرانسه بیرون آورد و به مرجعی برای فلسفه، نظریهٔ فرهنگی و سیاست در دانشگاه‌های انگلیسی‌زبان تبدیل کرد. او این کار را همراه همکارانش در «مکتب لیوبلیانا» انجام داد.

تا پیش از دههٔ ۱۹۹۰، لکان در جهان انگلیسی‌زبان بیشتر از راه نقد ادبی و فمینیسم شناخته می‌شد. ژیژک با کنار هم گذاشتن لکان و هگل، و با مثال‌هایی از هیچکاک و فیلم‌های عامه‌پسند، متن‌های دشوار او را برای نسل تازه‌ای از خوانندگان خواندنی کرد. او همچنین بر «لکانِ متأخر» و مفهوم امر واقع تأکید گذاشت، در حالی که بسیاری از خوانش‌های پیشین روی لکانِ زبان و امر نمادین متمرکز بودند.

این خوانش بی‌هزینه نبود. روانکاوان بالینی لکانی بارها گفته‌اند که لکانِ ژیژک بیش از حد فلسفی است و از کار بالینی، یعنی جایی که مفاهیم لکان در آن ساخته شدند، فاصله می‌گیرد. برای خوانندهٔ فارسی‌زبان هم همین نکته مهم است: ژیژک راهی درخشان برای ورود به لکان است، اما جای خواندن خود لکان و تجربهٔ بالینی را نمی‌گیرد.

ابژهٔ والای ایدئولوژی دربارهٔ چیست؟

«ابژهٔ والای ایدئولوژی» (۱۹۸۹) نخستین کتاب انگلیسی ژیژک و نقطهٔ عطف شهرت جهانی اوست. کتاب نشان می‌دهد ایدئولوژی فقط باور غلط در ذهن ما نیست، بلکه در کارهایی که هر روز انجام می‌دهیم جا خوش کرده است؛ حتی وقتی می‌دانیم چه می‌کنیم.

ژیژک از این ایده شروع می‌کند که برای فهم یک پدیده نباید فقط به محتوای ظاهری آن نگاه کرد، بلکه باید پرسید چرا این محتوا دقیقاً چنین شکلی گرفته است. او رؤیای فرویدی را کنار کالای مارکسی می‌گذارد. در روانکاوی، حقیقت خواب فقط در محتوای پنهانش نیست؛ باید پرسید چرا میل ناخودآگاه خود را در این شکل خاص نشان داده است. در نقد مارکس هم مسئله فقط ارزش کالا نیست؛ باید پرسید چرا کار اجتماعی اساساً در «شکل کالا» ظاهر می‌شود.

از اینجا به «فتیشیسم کالایی» می‌رسد: وضعیتی که در آن رابطه‌های اجتماعی میان آدم‌ها، مثل رابطه‌ای میان اشیا تجربه می‌شود. پول در واقع تکه‌ای کاغذ است، اما ما در زندگی روزمره با آن طوری رفتار می‌کنیم که گویی ارزشی طبیعی و مستقل دارد. حتی اگر بدانیم پول ارزش ذاتی ندارد، باز هم مطابق همان رفتار می‌کنیم.

به همین دلیل ژیژک فرمول کلاسیک مارکس، «نمی‌دانند، اما انجامش می‌دهند»، را برای جهان امروز ناکافی می‌داند و از نوعی ایدئولوژی کلبی‌مسلکانه حرف می‌زند: «آن‌ها به‌خوبی می‌دانند چه می‌کنند، اما باز هم انجامش می‌دهند.» (ابژهٔ والای ایدئولوژی، ۱۹۸۹) به تعبیر خود او در همین کتاب، ایدئولوژی رؤیایی نیست که برای فرار از واقعیت بسازیم؛ ساختی خیالی است که خودِ واقعیت ما را سرپا نگه می‌دارد.

فانتزی از نگاه ژیژک چه نقشی در واقعیت اجتماعی دارد؟

از نگاه ژیژک فانتزی، به معنای لکانی، سناریویی ناخودآگاه است که شکاف‌ها و تناقض‌های یک نظم اجتماعی را می‌پوشاند و اجازه می‌دهد جهانی ناپایدار را یک کل منسجم ببینیم. فانتزی واقعیت را پنهان نمی‌کند؛ به آن شکل می‌دهد.

برای ژیژک آدم‌ها فقط با باورهایشان زندگی نمی‌کنند؛ ساختارهای اجتماعی هم به جای آن‌ها باور می‌کنند. آیین‌ها، قانون‌ها، پول، مناسبات اقتصادی و نهادهای اجتماعی نوعی «باور عینی» را با خود حمل می‌کنند. در تحلیل نهایی، ایدئولوژی بیشتر به این برمی‌گردد که ما چطور رفتار می‌کنیم و مناسبات موجود را بازتولید می‌کنیم، تا اینکه چه فکر می‌کنیم.

نتیجهٔ این نگاه روشن است: تغییر ایدئولوژی فقط با آگاه کردن آدم‌ها از حقیقت ممکن نیست. باید ساختاری را فهمید که حتی بعد از آگاهی هم به بازتولید خودش ادامه می‌دهد. نمونهٔ امروزی‌اش شبکه‌های اجتماعی است: بسیاری از ما سازوکار الگوریتم‌ها و خبرهای جعلی را می‌شناسیم و باز هم با اشتیاق لایک می‌کنیم، می‌چرخیم و به اشتراک می‌گذاریم.

چرا هگل برای ژیژک این‌قدر مهم است؟

هگل در فلسفهٔ ژیژک جایگاهی حتی بنیادی‌تر از لکان دارد. ژیژک با بازخوانی هگل نشان می‌دهد که تضاد و شکاف فقط مشکلی نیست که باید سرانجام حل شود؛ خودِ تضاد می‌تواند شرط امکان یک نظام باشد.

اینجا اندیشهٔ او به لکان نزدیک می‌شود. سوژه موجودی یکپارچه نیست که بعدها دچار بحران شود؛ از ابتدا «سوژهٔ شکافته» است، یعنی موجودی که میان ناخودآگاه، زبان و میل دوپاره شده است. آدریان جانستون، فیلسوف آمریکایی و از مهم‌ترین شارحان ژیژک، نشان داده است که در این پروژه پای کانت و شلینگ هم به میان می‌آید.

ژیژک برخلاف بخش بزرگی از فلسفهٔ معاصر، سوژهٔ دکارتی، ایدئالیسم آلمانی و حتی متافیزیک را کنار نمی‌گذارد؛ می‌کوشد آن‌ها را از درون سنت لکانی و ماتریالیستی از نو بسازد. در این پروژه «امر منفی» اهمیت ویژه‌ای دارد: سوژه درست به این دلیل پدید می‌آید که در بنیاد هستی شکافی هست. سوژه خودِ همین شکاف است. همچنین ژیژک مفاهیم روانکاوانه را فقط در چارچوب کار بالینی نگه نمی‌دارد و آن‌ها را مستقیم به نقد سیاست، ایدئولوژی و ماتریالیسم دیالکتیکی وصل می‌کند.

ژیژک چرا از سینما و فرهنگ عامه حرف می‌زند؟

ژیژک از فیلم، لطیفه و تبلیغ استفاده می‌کند چون معتقد است همان ساختارهای میل و ایدئولوژی که فیلسوف در متن دشوار پیدا می‌کند، در یک فیلم هالیوودی هم آشکار می‌شوند. برای او میان «فرهنگ والا» و فرهنگ عامه فاصلهٔ اساسی وجود ندارد.

او دربارهٔ فیلم‌های آلفرد هیچکاک و دیوید لینچ نوشته و از سینما برای توضیح میل، فانتزی، امر واقع و ایدئولوژی استفاده کرده است. سخنرانی‌های پرانرژی، شوخی‌های فراوان و پرش‌های ناگهانی میان هگل، لکان، سیاست و زندگی روزمره، بخشی از شهرت او را ساخته است.

اسلاوی ژیژک پشت تریبون در حال سخنرانی با دست بالا
اسلاوی ژیژک در حال سخنرانی، دانشگاه برازیلیا، ۲۰۱۳. عکس از UnB Agência، با مجوز CC BY 2.0 (Wikimedia Commons).

ژیژک از راه مستندهای سینمایی هم به تحلیل فرهنگ و سیاست پرداخته است: «ژیژک!» (۲۰۰۵) به کارگردانی آسترا تیلور که زندگی روزمره و سبک فکری او را نشان می‌دهد؛ «راهنمای سینمایی منحرفان» (The Pervert’s Guide to Cinema، ۲۰۰۶) که سینمای کلاسیک را از منظر روانکاوی لکانی می‌خواند؛ و «راهنمای ایدئولوژی منحرفان» (The Pervert’s Guide to Ideology، ۲۰۱۲) که ساختارهای ایدئولوژیک را در فیلم‌هایی مانند «آن‌ها زنده‌اند» و «اشک‌ها و لبخندها» کالبدشکافی می‌کند.

مهم‌ترین کتاب‌های ژیژک کدام‌اند؟

ژیژک پس از «ابژهٔ والای ایدئولوژی» (۱۹۸۹) ده‌ها کتاب منتشر کرده است. مهم‌ترین آن‌ها «نگاه خیره از کنار» (۱۹۹۱)، «سوژهٔ حساس» (۱۹۹۹)، «منظر اختلاف منظر» (۲۰۰۶) و «کمتر از هیچ» (۲۰۱۲) هستند که هرکدام بخشی از پروژهٔ او را پیش می‌برند.

  • نگاه خیره از کنار (Looking Awry، ۱۹۹۱): معرفی لکان از راه سینما و فرهنگ عامه.
  • درنگ با امر منفی (Tarrying with the Negative، ۱۹۹۳): سوژه و امر منفی در کانت و هگل.
  • طاعون خیال‌پردازی‌ها (The Plague of Fantasies، ۱۹۹۷): کارکرد فانتزی و فضای مجازی در ایدئولوژی معاصر.
  • سوژهٔ حساس (The Ticklish Subject، ۱۹۹۹): دفاع از سوژهٔ دکارتی در برابر پست‌مدرنیسم.
  • مطلق شکننده (The Fragile Absolute، ۲۰۰۰): میراث رادیکال مسیحیت و کارکرد سیاسی آن.
  • عروسک و کوتوله (The Puppet and the Dwarf، ۲۰۰۳): مواجههٔ الهیات و روانکاوی لکانی.
  • منظر اختلاف منظر (The Parallax View، ۲۰۰۶): شکاف‌های هستی‌شناختی و سیاسی؛ اثری که خود ژیژک آن را از مهم‌ترین کارهایش می‌داند.
  • کمتر از هیچ (Less Than Nothing، ۲۰۱۲): بازخوانی گسترده و مفصل هگل و ماتریالیسم دیالکتیکی.

در «کمتر از هیچ» ژیژک به شکل گسترده به هگل برمی‌گردد تا نشان دهد فلسفهٔ او هنوز برای فهم جهان امروز ضروری است. برای او بازگشت به هگل حرکتی ارتجاعی به گذشته نیست؛ راهی است برای فهم تناقض‌های سرمایه‌داری، سوژهٔ مدرن و واقعیت اجتماعی.

چند جملهٔ مشهور او هم بارها نقل شده است. در مقدمهٔ کتاب «نقشه‌برداری از ایدئولوژی» (Mapping Ideology، ۱۹۹۴)، با اشاره به فردریک جیمسون، می‌نویسد که امروز تصور پایان جهان از تصور یک تغییر کوچک در شیوهٔ تولید آسان‌تر به نظر می‌رسد. در «به بیابان واقعیت خوش آمدید» (۲۰۰۲) هم می‌گوید: «ما احساس آزادی می‌کنیم، چون زبانی را که برای بیان نبودِ آزادی‌مان لازم است نداریم.»

ژیژک در دههٔ ۲۰۲۰ هم پرکار مانده است و با کتاب‌هایی مانند «برای بیدار شدن دیر است» (Too Late to Awaken، ۲۰۲۳) و «خداناباوری مسیحی» (Christian Atheism، ۲۰۲۴) به بحران‌های جهانی معاصر و الهیات پرداخته است.

منتقدان ژیژک چه می‌گویند؟

اندیشه و سبک ژیژک منتقدان جدی دارد. جودیت باتلر، ارنستو لاکلائو و پیتر دیوز از شناخته‌شده‌ترین کسانی‌اند که با او بحث کرده‌اند؛ هرکدام از زاویه‌ای متفاوت: سیاست هویت، استراتژی سیاسی و خوانش فلسفی.

جودیت باتلر مواضع او را در قبال سیاست هویت و جنسیت نقد کرده و آن را بیش از حد کلی‌گرا می‌داند. ارنستو لاکلائو دربارهٔ پوپولیسم و استراتژی سیاسی با او مناظره کرده است؛ بخشی از این گفت‌وگو در کتاب مشترک سه‌نفره‌شان «امکان، هژمونی، جهان‌شمولی» (۲۰۰۰) آمده است. پیتر دیوز هم تفسیر او از ایدئالیسم آلمانی و روانکاوی لکانی را به چالش کشیده است. سبک پرشتاب و تکرارهای فراوانش هم از نقدهای رایج به اوست.

یکی از پربحث‌ترین رویارویی‌های عمومی او، مناظرهٔ آوریل ۲۰۱۹ در تورنتو با جردن پیترسون بود با عنوان «خوشبختی: سرمایه‌داری در برابر مارکسیسم». پیترسون در این نشست مانیفست کمونیست را نقد کرد و ژیژک مفهوم «نئومارکسیسم پست‌مدرن» او را به چالش کشید و گفت شکاف‌های اجتماعی امروز بیش از هر چیز محصول خود سرمایه‌داری جهانی است. این مناظره یکی از رویدادهای پربیننده و پربحث رسانه‌ای آن سال شد.

ژیژک در ایران چگونه شناخته شد؟

ژیژک در ایران بیشتر از راه ترجمه شناخته شد. مترجمان و متفکرانی مانند مراد فرهادپور، شهریار وقفی‌پور، عادل مشایخی و صالح نجفی در معرفی و ترجمهٔ آثار او نقش مهمی داشته‌اند و بسیاری از کتاب‌های اصلی‌اش به فارسی در دسترس است.

اسلاوی ژیژک را نمی‌شود به‌سادگی «فیلسوف مارکسیست»، «روانکاو لکانی» یا «مفسر هگل» نامید. اهمیت او دقیقاً در پیوند میان این حوزه‌هاست. از لکان می‌آموزد که سوژه شکافته است؛ از مارکس می‌آموزد که مناسبات اجتماعی خود را طبیعی و بدیهی جلوه می‌دهند؛ از هگل می‌آموزد که از تضاد نمی‌شود به‌سادگی عبور کرد؛ و از کانت و شلینگ می‌پرسد آیا درست در دل همین شکاف، امکان آزادی نیست؟

شاید به همین دلیل است که ژیژک اصرار دارد مسائل را ساده نکنیم. او در گفت‌وگوهایش بارها گفته است که کار فلسفه دادن پاسخ نیست، بلکه نشان دادن این است که گاهی شیوهٔ طرح خودِ پرسش بخشی از مسئله است. و این شاید یکی از بنیادی‌ترین درس‌های روانکاوانهٔ ژیژک باشد: گاهی مسئله آن چیزی نیست که نمی‌دانیم، بلکه چیزی است که می‌دانیم و باز هم مطابقش عمل می‌کنیم.

مفاهیم کلیدی ژیژک به زبان ساده

مفهومریشهمعنا نزد ژیژکنمونهٔ روزمره
ایدئولوژیمارکس، از خلال لکاننه باور غلط، بلکه شیوه‌ای از عمل که واقعیت را سرپا نگه می‌داردمی‌دانیم پول کاغذ است و باز با آن مثل ارزشی طبیعی رفتار می‌کنیم
فانتزیلکانسناریوی ناخودآگاهی که تناقض‌های واقعیت را می‌پوشاند و آن را منسجم نشان می‌دهدتصویر «زندگی کامل» در شبکه‌های اجتماعی
امر واقعلکانهستهٔ سختی که در زبان و بازنمایی نمی‌گنجد و نظم نمادین را آشفته می‌کندتجربهٔ ناگهانی فقدان یا بحرانی که هیچ توضیحی آرامش نمی‌کند
ابژهٔ کوچک aلکانعلت دست‌نیافتنی میل؛ چیزی که به دست نمی‌آید و میل را زنده نگه می‌داردآن «چیزِ کمِ» همیشگی که با خرید بعدی هم پر نمی‌شود
سوژهٔ شکافتهلکان و هگلانسان نه یکپارچه، بلکه دوپاره میان ناخودآگاه، زبان و میلخواستن چیزی و هم‌زمان پس زدن همان چیز
فتیشیسم کالاییمارکسرابطهٔ میان آدم‌ها که مثل رابطهٔ میان اشیا تجربه می‌شودسنجیدن ارزش آدم‌ها با برندی که می‌پوشند

این جدول برای آشنایی اولیه ساده‌سازی شده است. مرجع: مدخل «اسلاوی ژیژک» در دانشنامهٔ اینترنتی فلسفه (IEP) و کتاب ابژهٔ والای ایدئولوژی.

منابع و پی‌نوشت‌ها
  • Žižek, S. (1989). The Sublime Object of Ideology. London: Verso.
  • Žižek, S. (Ed.) (1994). Mapping Ideology. London: Verso.
  • Žižek, S. (2002). Welcome to the Desert of the Real. London: Verso.
  • Žižek, S. (2012). Less Than Nothing: Hegel and the Shadow of Dialectical Materialism. London: Verso.
  • Butler, J., Laclau, E., & Žižek, S. (2000). Contingency, Hegemony, Universality. London: Verso.
  • Johnston, A. (2008). Žižek’s Ontology. Evanston: Northwestern University Press.
  • Internet Encyclopedia of Philosophy (IEP). Slavoj Žižek.
  • The Guardian (2013). پروفایل اسلاوی ژیژک.

نوشتهٔ آزاده کارآمد · ویرایش سردبیری: دکتر عرفان امیربیگی

پرسش‌های پرتکرار

اسلاوی ژیژک اهل کجاست؟

ژیژک در ۲۱ مارس ۱۹۴۹ در لیوبلیانا، پایتخت اسلوونی، به دنیا آمد که آن زمان بخشی از یوگسلاوی بود. او در دانشگاه لیوبلیانا فلسفه خواند و بعد در پاریس روانکاوی لکانی آموخت.

ژیژک روانکاو است یا فیلسوف؟

ژیژک پیش از هر چیز فیلسوف و نظریه‌پرداز فرهنگی است. او روانکاوی لکانی را در پاریس آموخت و از مفاهیم آن استفاده می‌کند، اما کارش بیشتر فلسفی و نظری است تا بالینی.

معروف‌ترین کتاب ژیژک کدام است؟

«ابژهٔ والای ایدئولوژی» (۱۹۸۹) مشهورترین کتاب ژیژک و آغاز شهرت جهانی اوست. «کمتر از هیچ» (۲۰۱۲) مفصل‌ترین اثر او دربارهٔ هگل است.

جملهٔ «می‌دانند و باز هم انجامش می‌دهند» یعنی چه؟

ژیژک با این جمله می‌گوید ایدئولوژی امروز با ناآگاهی کار نمی‌کند. ما اغلب می‌دانیم چه می‌کنیم، اما در عمل همان رفتاری را تکرار می‌کنیم که نظم موجود را بازتولید می‌کند.

برای شروع خواندن ژیژک از کجا شروع کنیم؟

«نگاه خیره از کنار» برای آشنایی از راه سینما مناسب است. پس از آن «ابژهٔ والای ایدئولوژی» را بخوانید. آشنایی مقدماتی با مفاهیم لکان هم خواندن ژیژک را بسیار آسان‌تر می‌کند.

ژیژک و جردن پیترسون دربارهٔ چه مناظره کردند؟

این دو در آوریل ۲۰۱۹ در تورنتو دربارهٔ «خوشبختی: سرمایه‌داری در برابر مارکسیسم» مناظره کردند. پیترسون مانیفست کمونیست را نقد کرد و ژیژک سرمایه‌داری جهانی را عامل اصلی شکاف‌های اجتماعی دانست.

صندلی راحتی، نماد اتاق درمان لکان را از نزدیک بشناسید

اگر ژیژک شما را کنجکاو کرده، سراغ خودِ لکان بروید. دورهٔ مفاهیم لکان در مدرسهٔ تجربه این مفاهیم را از فلسفه به اتاق درمان می‌برد. برای تجربهٔ روانکاوی از نزدیک هم می‌توانید وقت معارفهٔ رایگان بگیرید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته2 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش: ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم