آموزش روانکاوی: فوبیا از نگاه لکان و کارکرد آن به عنوان سپر دفاعی

تصویرسازی شخصی که در میان مه گوشه پارچه ای معلق را با میخی کوچک به زمین محکم میکند
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
فوبیا در روانکاوی لکانی چه کارکردی دارد؟
فوبیا در نظریهٔ ژاک لکان یک ساختار بالینی مستقل نیست. این پدیده به عنوان یک سپر دفاعی عمل می‌کند که اضطراب مجهول و بی‌نام را به یک ابژهٔ مشخص پیوند می‌زند و به این ترتیب، مراجع می‌تواند از طریق اجتناب از آن ابژه، اضطراب خود را مدیریت کند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

چرا لکان فوبیا را یک ساختار بالینی مستقل نمی‌داند؟

رویکرد روانکاوی لکانی فوبیا را به عنوان یک ساختار بالینی مجزا به رسمیت نمی‌شناسد. روانکاوان این مکتب باور دارند که روان انسان در سه ساختار اصلی نوروز، سایکوز و پرورژن شکل می‌گیرد. فوبیا در این میان تنها یک مکانیسم دفاعی یا راه‌حلی موقت برای مهار کردن اضطراب است.

نظریهٔ روانکاوی از همان ابتدا تلاش کرد تا فراتر از علائم ظاهری حرکت کند و به هستهٔ اصلی رنج انسان برسد. زیگموند فروید (Sigmund Freud) در تحلیل‌های اولیهٔ خود متوجه شد که ترس‌های مرضی تنها نوک کوه یخ هستند. زمانی که ژاک لکان به بازخوانی آثار فروید پرداخت، این ایده را به شکلی رادیکال‌تر بسط داد. لکان معتقد بود که روان انسان بر اساس نحوهٔ مواجهه با فقدان و قانون، در یکی از ساختارهای بالینی در روانکاوی قرار می‌گیرد. این ساختارها شامل نوروز، سایکوز و پرورژن هستند.

فوبیا در این دسته‌بندی جایگاهی به عنوان یک ساختار مستقل ندارد. دلیل این امر آن است که فوبیا نمی‌تواند شیوهٔ بنیادین ارتباط سوژه با دیگری بزرگ (Big Other) را تعریف کند. در عوض، فوبیا یک پدیدهٔ بالینی است که می‌تواند در بستر ساختارهای دیگر، به ویژه نوروز، ظاهر شود. لکان در سمینار چهارم خود که به بررسی رابطهٔ ابژه اختصاص دارد، با دقت به تحلیل مورد هانس کوچک می‌پردازد. هانس پسری بود که از اسب‌ها می‌ترسید و فروید تحلیل مفصلی روی او انجام داده بود. لکان با بازگشت لکان به فروید نشان می‌دهد که ترس هانس از اسب، در واقع یک راه‌حل ناخودآگاه برای حل بحران‌های ادیپال و محافظت از روان در برابر اضطراب بلعیده شدن توسط مادر بوده است.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

فوبیا چگونه مانند یک صفحهٔ گردان در روان و ساختار بالینی عمل می‌کند؟

مفهوم صفحهٔ گردان در نظریهٔ لکان نشان می‌دهد که فوبیا یک نقطهٔ ثابت نیست. این پدیده مانند یک تقاطع عمل می‌کند که روان می‌تواند از طریق آن به سمت ساختارهای دیگر حرکت کند. فوبیا فضایی واسطه‌ای است که فرد را از فروپاشی روانی نجات می‌دهد.

یکی از درخشان‌ترین استعاره‌هایی که در متون روانکاوی برای توصیف فوبیا به کار رفته است، استعارهٔ صفحهٔ گردان (plaque tournante) است. صفحهٔ گردان در راه‌آهن قطعه‌ای است که قطار روی آن قرار می‌گیرد تا تغییر مسیر دهد. لکان از این تصویر استفاده می‌کند تا نشان دهد فوبیا چگونه در اقتصاد روانی سوژه عمل می‌کند. هنگامی که اضطراب به بالاترین حد خود می‌رسد و سوژه در آستانهٔ فروپاشی قرار می‌گیرد، فوبیا وارد عمل می‌شود تا مسیر این اضطراب را تغییر دهد.

مطالعهٔ زندگی‌نامهٔ ژاک لکان و سیر تحول اندیشه‌های او نشان می‌دهد که او همواره به دنبال درک پویایی روان بوده است. فوبیا به عنوان یک صفحهٔ گردان، سوژه را از یک وضعیت بی‌شکل و تحمل‌ناپذیر خارج می‌کند و او را به سمت یکی از دو قطب اصلی نوروز، یعنی هیستری یا نوروز وسواسی، هدایت می‌کند. به عبارت دیگر، فوبیا یک توقفگاه موقت است. روان از طریق خلق یک ترس مشخص، زمان می‌خرد تا بتواند ساختار دفاعی پیچیده‌تری را سازماندهی کند. این سازوکار نشان می‌دهد که روان انسان چقدر هوشمندانه برای بقای خود تلاش می‌کند.

چگونه اضطراب بی‌شکل در فوبیا به یک ابژهٔ خاص گره می‌خورد؟

اضطراب در خالص‌ترین شکل خود هیچ نام و نشان مشخصی ندارد و تحمل آن برای روان انسان بسیار دشوار است. فوبیا با خلق یک ترس مشخص از یک ابژهٔ بیرونی، این اضطراب بی‌شکل را قالب‌بندی می‌کند. فرد اکنون می‌داند باید از چه چیزی فرار کند.

تفاوت بنیادین میان ترس و اضطراب یکی از مهم‌ترین مباحث در روانکاوی است. ترس همواره از چیزی مشخص ناشی می‌شود. شما از یک سگ درنده، از ارتفاع یا از تاریکی می‌ترسید. اما اضطراب ماهیتی متفاوت دارد. اضطراب بی‌ابژه است. اضطراب زمانی رخ می‌دهد که سوژه با فقدانِ فقدان مواجه می‌شود، یعنی زمانی که دیگری بیش از حد نزدیک می‌شود و فضای تنفس روانی از بین می‌رود.

فوبیا در اینجا یک عملیات نجات‌بخش انجام می‌دهد. این مکانیسم، اضطراب بی‌نام را می‌گیرد و آن را به یک ابژهٔ خاص سنجاق می‌کند. این ابژه می‌تواند هر چیزی باشد، از یک حیوان گرفته تا یک موقعیت اجتماعی. نویسندگانی که مفاهیم لکانی را ساده‌سازی کرده‌اند، به خوبی این روند را توضیح داده‌اند. برای مثال، با مطالعهٔ کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر متوجه می‌شویم که ابژهٔ فوبیک در واقع یک دال (signifier) است. این دال جایگزین چیزی می‌شود که فرد توانایی بیان یا تحمل آن را ندارد. اکنون که اضطراب به یک ابژهٔ بیرونی تبدیل شده است، فرد می‌تواند با اجتناب از آن ابژه، توهم کنترل بر اضطراب خود را حفظ کند.

نمونهٔ بالینی: کار با مراجع مبتلا به فوبیا در رویکرد تحلیلی چگونه است؟

درمانگران در اتاق درمان تحلیلی تلاش نمی‌کنند ترس مراجع از ابژهٔ فوبیک را به صورت مستقیم از بین ببرند. مداخلهٔ بالینی در این رویکرد بر کشف معنای پنهان ابژه و رابطهٔ آن با تاریخچهٔ ناخودآگاه فرد متمرکز است. این توصیف یک الگوی بالینی است و تشخیص قطعی محسوب نمی‌شود.

تصور کنید مراجعی به کلینیک مراجعه می‌کند که ترس شدیدی از عبور از پل‌ها دارد. در رویکردهای رفتاری، هدف درمان ممکن است مواجههٔ تدریجی مراجع با پل و کاهش حساسیت او باشد. اما در روانکاوی لکانی، درمانگر به جای تمرکز بر حذف علامت، به حرف‌های مراجع گوش می‌سپارد تا بفهمد پل در زنجیرهٔ دال‌های ناخودآگاه او چه معنایی دارد. پل ممکن است استعاره‌ای از یک گذرگاه خطرناک در زندگی مراجع، یا نمادی از ارتباطی باشد که او از آن وحشت دارد.

در طول جلسات، درمانگر به پویایی انتقال و انتقال متقابل توجه ویژه‌ای دارد. مراجع ممکن است از طریق صحبت دربارهٔ ترس از پل، در واقع دربارهٔ ترس از نزدیک شدن به درمانگر یا ترس از فروپاشی مرزهای روانی خود صحبت کند. روانکاو با ایجاد فضایی امن و استفاده از تکنیک‌های تحلیلی، به مراجع کمک می‌کند تا از ابژهٔ فوبیک عبور کرده و با اضطراب بنیادین خود روبه‌رو شود. باید تاکید کرد که این روند یک مسیر خطی نیست و توصیف ارائه‌شده صرفاً یک الگوی بالینی برای درک بهتر مکانیسم‌هاست، نه یک دستورالعمل تشخیصی یا درمانی قطعی.

مقایسهٔ رویکرد روانکاوی لکانی و روان‌پزشکی کلاسیک در مواجهه با فوبیا

مؤلفهروان‌پزشکی کلاسیکروانکاوی لکانی
جایگاه بالینیاختلال اضطرابی مستقلصفحهٔ گردان و مکانیسم دفاعی
نگاه به ابژهٔ ترسیک محرک آسیب‌زا که باید عادی‌سازی شودیک دال (signifier) که جایگزین اضطراب بی‌شکل شده است
هدف درمانحذف علائم فوبیا و حساسیت‌زداییدرک کارکرد فوبیا در اقتصاد روانی مراجع
معنای اضطرابواکنش افراطی سیستم عصبیمواجهه با فقدان و رویارویی با میل دیگری

منبع: تحریریهٔ مجلهٔ تجربه بر اساس سمینار چهارم ژاک لکان

ادبیات فارسی و زندگی روزمره چه بازتابی از مفهوم فوبیا و اضطراب دارند؟

زندگی روزمره و متون ادبیات فارسی سرشار از استعاره‌هایی هستند که اضطراب‌های عمیق انسانی را به تصویر می‌کشند. شاعران و نویسندگان ایرانی بارها نشان داده‌اند که چگونه ترس از یک پدیدهٔ بیرونی می‌تواند نقابی برای پنهان کردن یک فقدان بزرگ‌تر در درون روان انسان باشد.

مفاهیم روانکاوی تنها محدود به اتاق درمان نیستند، بلکه در تار و پود فرهنگ و هنر هر جامعه‌ای تنیده شده‌اند. در ادبیات غنی فارسی، بارها با شخصیت‌ها یا موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که ترس‌های بیرونی آن‌ها بازتابی از یک وحشت درونی است. تاریکی، هیولاها، یا حتی ترس از بیابان‌های بی‌انتها در داستان‌های کلاسیک، همگی می‌توانند به عنوان ابژه‌های فوبیک در نظر گرفته شوند که اضطرابِ مواجهه با ناشناخته‌ها یا مرگ را پوشش می‌دهند.

در زندگی روزمره نیز، ما مدام از مکانیسم‌های مشابهی استفاده می‌کنیم. زمانی که فردی وسواس‌گونه از آلودگی می‌ترسد یا وحشت فلج‌کننده‌ای از فضاهای بسته دارد، روان او در حال تلاش برای مدیریت یک بحران درونی است. این ابژه‌های روزمره نقش همان صفحهٔ گردان را بازی می‌کنند. آن‌ها به ما اجازه می‌دهند تا به جای مواجهه با اضطراب‌های وجودی و بی‌نام، با یک مشکل ملموس و بیرونی دست و پنجه نرم کنیم. درک این سازوکار به ما کمک می‌کند تا نگاهی همدلانه‌تر به رنج‌های خود و دیگران داشته باشیم.

آموزش روانکاوی لکانی برای درک بهتر فوبیا از کجا باید آغاز شود؟

یادگیری مفاهیم پیچیدهٔ روانکاوی نیازمند مطالعهٔ دقیق و گام‌به‌گام متون اصلی است. دانشجویان روان‌شناسی برای درک عمیق‌تر سازوکارهای دفاعی مانند فوبیا باید ابتدا پایه‌های نظریهٔ فروید را بشناسند و سپس به سراغ بازخوانی‌های لکان از این مفاهیم بنیادین بروند.

نقشه قدیمی بیمارستان سنت آن در پاریس
بیمارستان سنت آن، محل برگزاری سمینارهای آموزشی ژاک لکان · عکس: Jouvin de Rochefort، Public domain

ورود به دنیای روانکاوی لکانی می‌تواند در ابتدا چالش‌برانگیز به نظر برسد. زبان لکان زبانی استعاری، پیچیده و پر از ارجاعات فلسفی و زبان‌شناختی است. با این حال، درک مفاهیمی مانند فوبیا بدون شناخت الفبای این نظریه ممکن نیست. دانشجویان و درمانگران علاقه‌مند باید مسیر یادگیری خود را با یک ساختار مشخص پیش ببرند. مطالعهٔ مسیر آموزش روانکاوی و مسیر روانکاو شدن نشان می‌دهد که هیچ میان‌بری برای تسلط بر این مفاهیم وجود ندارد.

شرکت در دوره‌های ساختاریافته، گروه‌های مطالعه و دریافت نظارت بالینی (Supervision) از جمله گام‌های ضروری در این مسیر هستند. آشنایی با مفهوم دال، دیگری بزرگ، ژوئیسانس (jouissance) و ساختارهای بالینی، پیش‌نیازهای درک پدیده‌هایی مانند فوبیا محسوب می‌شوند. پیگیری دوره‌های آموزش روانکاوی در مدرسهٔ تجربه می‌تواند چارچوبی منسجم برای این مطالعات فراهم کند. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم تا فضایی امن و علمی برای یادگیری این مفاهیم عمیق فراهم آوریم.

منابع
  • ژاک لکان، سمینار چهارم: رابطه ابژه، ۱۹۵۶
  • ژوئل دُر، درآمدی بر خوانش لکان، ۱۹۸۵
  • بروس فینک، رویکرد بالینی لکانی: نظریه و تکنیک، ۱۹۹۷

پرسش‌های پرتکرار

آیا فوبیا در روانکاوی لکانی قابل درمان است؟

بله، اما هدف حذف مستقیم علامت نیست. درمانگر تحلیلی به مراجع کمک می‌کند تا کارکرد فوبیا را در روان خود درک کند و با اضطراب پنهان در پس آن مواجه شود.

چرا لکان فوبیا را صفحهٔ گردان می‌نامد؟

زیرا فوبیا یک وضعیت ثابت نیست. این پدیده مانند یک تقاطع است که روان از طریق آن می‌تواند به سمت نوروز وسواسی یا هیستری حرکت کند تا از فروپاشی جلوگیری کند.

تفاوت ترس و اضطراب در روانکاوی چیست؟

ترس همواره یک ابژهٔ مشخص دارد، مانند ترس از سگ. اما اضطراب در روانکاوی لکانی بی‌ابژه است و زمانی رخ می‌دهد که فرد با فقدان یا میل ناشناختهٔ دیگری مواجه می‌شود.

آیا برای کار بالینی با فوبیا باید لکان را کامل بشناسیم؟

شناخت مفاهیم پایه بسیار کمک‌کننده است. آموزش روانکاوی یک مسیر طولانی است و درک سازوکار فوبیا نیازمند آشنایی با مفاهیمی مانند دال، فقدان و ساختارهای بالینی است.

ابژهٔ فوبیک چگونه انتخاب می‌شود؟

ابژهٔ فوبیک معمولاً تصادفی نیست. این ابژه در تاریخچهٔ ناخودآگاه مراجع ریشه دارد و به عنوان یک دال، جایگزین چیزی می‌شود که فرد توانایی بازنمایی یا تحمل آن را ندارد.

آیا فوبیا فقط در دوران کودکی شکل می‌گیرد؟

فوبیا اغلب در دوران کودکی و به عنوان پاسخی به بحران‌های رشدی آغاز می‌شود، اما می‌تواند در بزرگسالی نیز به عنوان یک سپر دفاعی در برابر اضطراب‌های جدید فعال شود.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم