سمینار ۱۱ لکان دقیقا درباره چه موضوعی است؟
سمینار یازدهم ژاک لکان که در سال هزار و نهصد و شصت و چهار میلادی برگزار شد، نقطه عطفی در تاریخ روانکاوی به شمار میرود. ژاک لکان در این جلسات تلاش کرد تا پایههای نظری و بالینی مکتب فکری خود را به شکلی کاملا مستقل و منسجم بنا کند.
اخراج ژاک لکان از انجمن بینالمللی روانکاوی (IPA) اتفاقی بود که مسیر حرفهای او را برای همیشه تغییر داد. لکان این رویداد را به عنوان یک تکفیر توصیف کرد. سمینار یازدهم در واقع پاسخ نظری و کوبنده او به این طرد شدن بود. او تصمیم گرفت تا به جایگاه اصلی روانکاوی بازگردد و نشان دهد که خوانش او از زیگموند فروید، وفادارانهترین و دقیقترین خوانش موجود است. این حرکت در تاریخ روانکاوی با عنوان بازگشت لکان به فروید شناخته میشود.
محتوای اصلی این سمینار، همانطور که از نامش پیداست، بررسی چهار ستون اصلی روانکاوی است. لکان در این جلسات که در مدرسه اکول نرمال سوپریور برگزار میشد، مخاطبانی فراتر از روانکاوان داشت. فیلسوفان، زبانشناسان و هنرمندان نیز در این جلسات شرکت میکردند. همین تنوع مخاطب باعث شد تا او مفاهیم را با گستردگی و عمق بیشتری، پیوندخورده با فلسفه و زبانشناسی، ارائه دهد. برای آشنایی بیشتر با فضای فکری آن دوران، مطالعه زندگینامهٔ ژاک لکان میتواند بسیار روشنگر باشد.
اگر این حوزه را دنبال میکنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلبهای تازهٔ این موضوع
پرسش اساسی لکان در این سمینار این است که آیا روانکاوی یک علم است؟ او برای پاسخ به این پرسش، مفاهیم ناخودآگاه، تکرار، انتقال و رانه را از زیر سایه برداشتهای زیستشناختی و پزشکی بیرون میکشد و آنها را در ساحت زبان و ساختار بازتعریف میکند.
چرا سمینار یازدهم بهترین نقطه برای شروع خواندن لکان است؟
خواندن آثار روانکاوان فرانسوی معمولا دشوار و بسیار پیچیده به نظر میرسد. سمینار یازدهم به دلیل ساختار آموزشی و مخاطبان متنوعی که در زمان برگزاری داشت، زبانی روشنتر دارد و مفاهیم پایهای را با دقتی بینظیر توضیح میدهد که برای درک سایر آثار ضروری است.

نوشتههای لکان (Écrits) متونی به شدت متراکم و دشوارخوان هستند. سبک نوشتاری او اغلب پر از ارجاعات پنهان، بازیهای زبانی و ساختارهای تو در تو است. اما سمینارها، از آنجا که پیادهسازی سخنرانیهای شفاهی او هستند، لحنی گفتگومحورتر و آموزشیتر دارند. سمینار یازدهم در میان تمام سمینارها جایگاهی ویژه دارد، زیرا لکان در اینجا مجبور بود پایههای فکری خود را برای مخاطبانی جدید و غیرروانکاو از ابتدا توضیح دهد.
بسیاری از مدرسان و شارحان لکان پیشنهاد میکنند که دانشجویان مسیر یادگیری خود را از این نقطه آغاز کنند. وقتی ساختار این چهار مفهوم در ذهن دانشجو شکل بگیرد، درک مفاهیم پیچیدهتر مانند گره بورومین یا فرمولهای جنسگزینی در سالهای بعد بسیار آسانتر خواهد شد. اگر در ابتدای این مسیر هستید، خواندن کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر میتواند به عنوان یک نقشه راه در کنار سمینار یازدهم، بسیار کمککننده باشد.
ناخودآگاه در نگاه لکان چه تفاوتی با ناخودآگاه فروید دارد؟
ناخودآگاه در نگاه سنتی اغلب به عنوان مخزنی از غرایز سرکوبشده و تاریک در نظر گرفته میشود. دیدگاه ساختارگرایانه نشان میدهد که ناخودآگاه دقیقا مانند یک زبان ساختار یافته است و از طریق شکافها، لغزشها و رویاها خود را در کلام سوژه نمایان میکند.
لکان با جمله معروف خود مبنی بر اینکه ناخودآگاه مانند یک زبان ساختار یافته است، انقلابی در درک ما از روان انسان ایجاد کرد. در حالی که روانشناسی ایگو (Ego Psychology) در آمریکا تلاش میکرد ناخودآگاه را به نفع تقویت من (Ego) کنترل کند، لکان تاکید کرد که ناخودآگاه جایگاه سوژه واقعی است. ناخودآگاه یک غار تاریک پر از هیولاهای غریزی نیست، بلکه شبکهای از دالها (Signifiers) است که مدام در حال لغزش و جابهجایی هستند.
بهترین راه برای درک این موضوع، توجه به لغزش زبانی در زندگی روزمره است. وقتی مراجع در جلسه درمان به جای کلمه «مادر» ناگهان کلمه «ماتم» را به زبان میآورد، این یک خطای تصادفی مغزی نیست. در روانکاوی لکانی، این لحظه دقیقا همان جایی است که ناخودآگاه دهان باز میکند. حقیقت سوژه در همین شکافهای کلامی، در فراموشیها و در لطیفهها پنهان شده است.
ادبیات فارسی نیز پر از مثالهایی است که کارکرد ناخودآگاه را در زبان نشان میدهند. ایهامها و بازیهای زبانی در غزلیات حافظ، نمونهای درخشان از این است که چگونه یک کلمه میتواند همزمان به چندین زنجیره دلالتی متصل باشد و معنایی فراتر از نیت آگاهانه گوینده را منتقل کند.
مفهوم تکرار در اتاق درمان چگونه خود را نشان میدهد؟
تکرار در فضای بالینی صرفا بازآفرینی یک رفتار یا خاطره گذشته نیست. مفهوم تکرار به مواجهه سوژه با یک امر نمادیننشده اشاره دارد که مدام به در میکوبد و در قالب الگوهای رفتاری رنجآور یا انتخابهای مشابه در زندگی روزمره پدیدار میشود.
لکان در سمینار یازدهم مفهوم تکرار را با وام گرفتن از ارسطو به دو بخش تقسیم میکند: اتوماتون (Automaton) و توخه (Tuché). اتوماتون همان تکرار شبکههای دلالتی و پافشاری نشانههاست؛ یعنی همان الگوهای رفتاری که سوژه مدام آنها را بازتولید میکند. اما توخه، برخورد با امر واقع (The Real) است؛ یک ترومای اولیه که هرگز به طور کامل در زبان گنجانده نشده است و سوژه در تکرارهای خود، ناخودآگاه تلاش میکند تا آن برخورد از دست رفته را دوباره صحنهسازی کند.
برای روشن شدن موضوع، یک الگوی بالینی رایج را توصیف میکنیم (این توصیف الگوست نه تشخیص قطعی). مراجعی را در نظر بگیرید که مدام وارد رابطههای عاطفی با افرادی میشود که از نظر احساسی در دسترس نیستند. او هر بار با رنجی عمیق رابطه را ترک میکند، اما شریک عاطفی بعدی نیز دقیقا همین ویژگی را دارد. روانکاوی لکانی به جای نصیحت کردن مراجع برای تغییر انتخابهایش، به دنبال آن نقطه توخه میگردد. این تکرار دردناک، در واقع تلاش ناخودآگاه سوژه برای تسلط یافتن بر یک فقدان یا زخم اولیه است که نمادین نشده است.
مقایسه چهار مفهوم بنیادین در روانکاوی کلاسیک و لکانی
| مفهوم بنیادین | دیدگاه سنتی (روانشناسی ایگو) | دیدگاه لکانی (سمینار ۱۱) |
|---|---|---|
| ناخودآگاه | مخزن غرایز سرکوبشده و غیرمنطقی | ساختاریافته مانند یک زبان، جایگاه حقیقت سوژه |
| تکرار | عادتهای شرطیشده یا بازآفرینی خاطرات | مواجهه با امر واقع (توخه) و پافشاری زنجیره دلالتی |
| انتقال | فرافکنی احساسات گذشته روی درمانگر | قرار دادن روانکاو در جایگاه سوژه مفروض به دانستن |
| رانه | معادل غریزه بیولوژیک با هدف ارضای کامل | چرخش حول ابژه از دست رفته، رضایت در خود مسیر |
منبع: بروس فینک، رویکرد بالینی لکانی (هزار و نهصد و نود و هفت)
انتقال در روانکاوی لکانی به چه معناست؟
انتقال یکی از پویاترین نیروها در هر رابطه درمانی است که مسیر روانکاوی را هدایت میکند. روانکاو در این فرایند در جایگاه سوژهای قرار میگیرد که فرض میشود میداند و همین فرض اولیه، موتور محرک کلام و گشوده شدن ناخودآگاه در جلسات است.
مفهوم انتقال در نگاه لکان تفاوتهای ظریفی با دیدگاه فروید دارد. فروید انتقال را بازآفرینی احساسات سرکوبشده نسبت به والدین در چهره روانکاو میدانست. اما لکان مفهوم سوژه مفروض به دانستن (Sujet supposé savoir) را معرفی میکند. مراجع زمانی وارد فرایند درمان میشود که باور داشته باشد روانکاو معنای رنج او را میداند. این فرض دانستن است که به مراجع اجازه میدهد شروع به صحبت کند.
با این حال، لکان هشدار میدهد که این جایگاه یک فریب ساختاری است. روانکاو در واقع پاسخ نهایی را نمیداند و نباید در تله این جایگاه دانای کل بیفتد. اگر روانکاو شروع به نصیحت کردن یا ارائه راهکارهای مستقیم کند، تحلیل متوقف میشود. وظیفه روانکاو این است که از این نیروی انتقال استفاده کند تا مراجع را به سمت کشف حقیقت ناخودآگاه خودش هدایت کند. مطالعه دقیق مکانیزمهای انتقال و انتقال متقابل برای هر درمانگری که قصد کار بالینی دارد، کاملا حیاتی است.
رانه در نظریه لکان چگونه کار میکند؟
رانه مفهومی مرزی میان بدن و روان است که هرگز به طور کامل ارضا نمیشود. حرکت رانهها در اطراف یک ابژه از دست رفته شکل میگیرد و هدف آنها رسیدن به مقصد نیست، بلکه خود مسیر و تکرار چرخه حرکت برای سوژه لذتبخش است.
یکی از بزرگترین اشتباهات در ترجمه متون روانکاوی، یکی دانستن غریزه (Instinct) و رانه (Drive) است. غریزه یک نیاز بیولوژیک است؛ مانند گرسنگی که با خوردن غذا برطرف میشود. اما رانه در روانکاوی لکانی ماهیتی کاملا متفاوت دارد. رانه همیشه رانهای جزئی است و حول یک ابژه از دست رفته میچرخد.
لکان رانه را به یک مونتاژ سوررئالیستی تشبیه میکند. رانه از یک منطقه شهوانی در بدن (مانند دهان یا چشم) سرچشمه میگیرد، به سمت ابژه حرکت میکند، اما هرگز آن را نمیبلعد؛ بلکه دور آن میچرخد و به نقطه آغازین بازمیگردد. رضایت رانه در رسیدن به هدف نیست، بلکه در همین چرخش مداوم است. به همین دلیل است که انسانها گاهی از رفتارهایی که ظاهرا رنجآور هستند، نوعی رضایت پنهان (ژوئیسانس) کسب میکنند.
در زندگی روزمره، این موضوع را میتوان در اعتیاد به تماشای ویدیوهای کوتاه در شبکههای اجتماعی دید. رانه نگاه (Scopic drive) در اینجا فعال است. فرد به دنبال یک تصویر نهایی و ارضاکننده نیست، بلکه خود عمل نگاه کردن و پیمایش مداوم (Scroll) است که چرخه رانه را زنده نگه میدارد و نوعی رضایت متناقض تولید میکند.
چگونه میتوانیم مفاهیم سمینار یازدهم را در کار بالینی به کار بگیریم؟
مفاهیم نظری زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهند که در گوش دادن به کلام و رنج انسانها به کار گرفته شوند. درک چهار مفهوم بنیادین به درمانگر کمک میکند تا فراتر از نشانههای ظاهری، به ساختار روانی و جایگاه سوژه در زبان گوش بسپارد.
یادگیری لکان صرفا یک تمرین فکری و فلسفی نیست. هدف نهایی، تربیت گوشی است که بتواند ناخودآگاه را بشنود. وقتی درمانگر مفهوم تکرار را به درستی درک کرده باشد، در برابر مقاومتهای مراجع ناامید نمیشود، بلکه آن را به عنوان بخشی از ساختار روانی او میپذیرد. وقتی مفهوم انتقال را بشناسد، از خشم یا عشق مراجع در اتاق درمان نمیهراسد و آن را شخصی نمیکند.
برای دانشجویان و درمانگرانی که میخواهند این مفاهیم را به صورت ساختاریافته و با رویکردی بالینی بیاموزند، شرکت در دورهٔ مفاهیم ژاک لکان در مدرسهٔ تجربه یک گام عملی و موثر است. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش میکنیم تا این مفاهیم پیچیده را از سطح تئوریهای انتزاعی خارج کرده و به فضایی برای اندیشیدن، گفتگو و رشد بالینی درمانگران فارسیزبان تبدیل کنیم.
- ژاک لکان (۱۹۷۳). The Four Fundamental Concepts of Psycho-Analysis
- بروس فینک (۱۹۹۷). A clinical introduction to Lacanian psychoanalysis
- دیلان ایوانز (۱۹۹۶). An introductory dictionary of Lacanian psychoanalysis
- ژوئل در (۱۹۸۵). Introduction to the reading of Lacan
پرسشهای پرتکرار
آیا برای خواندن سمینار ۱۱ باید آثار فروید را خوانده باشیم؟
بله، آشنایی با مفاهیم پایه فروید ضروری است. لکان در این سمینار مدام به متون فروید ارجاع میدهد و آنها را بازخوانی میکند. بدون شناخت فروید، درک نوآوریهای لکان بسیار دشوار خواهد بود.
تفاوت اصلی غریزه و رانه در چیست؟
غریزه یک نیاز بیولوژیک با هدفی مشخص است که با رسیدن به هدف ارضا میشود (مثل گرسنگی). اما رانه مفهومی روانی است که هرگز کاملا ارضا نمیشود و رضایت آن در چرخش مداوم حول یک ابژه است.
منظور از سوژه مفروض به دانستن چیست؟
جایگاهی است که مراجع در ابتدای درمان به روانکاو اختصاص میدهد. مراجع فرض میکند که روانکاو معنای رنج و نشانههای او را میداند و همین باور، موتور محرک شروع روانکاوی و شکلگیری انتقال است.
آیا روانکاوی لکانی برای همه مراجعان مناسب است؟
روانکاوی یک مسیر طولانی برای شناخت خود است و به تمایل جدی مراجع برای پرسشگری نیاز دارد. این رویکرد برای کسانی که صرفا به دنبال راهکارهای سریع و توصیههای مستقیم هستند، ممکن است مناسب نباشد.
مفهوم توخه (Tuché) در تکرار به چه معناست؟
توخه به برخورد تصادفی و از دست رفته با امر واقع (تروما) اشاره دارد. این برخوردی است که هرگز به طور کامل در زبان نمادین نشده است و سوژه در تکرارهای خود تلاش میکند دوباره با آن مواجه شود.
چرا لکان ناخودآگاه را به زبان تشبیه میکند؟
زیرا ناخودآگاه از قوانین زبانشناسی مانند استعاره (تراکم) و مجاز (جابهجایی) پیروی میکند. ناخودآگاه مجموعهای از دالهاست که در رویاها، لغزشهای زبانی و نشانهها، پیام خود را به شکل رمزگذاریشده بیان میکند.
یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر
خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم میگذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.



