آموزش لکان: نگاه و صدا، دو ابژه‌ای که لکان به روانکاوی افزود

تصویرسازی فیگور تنها در میان پرتو باریک نور و رشته‌ای مرتعش در فضایی تاریک
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
ابژه‌های نگاه و صدا در آموزش لکان چه جایگاهی دارند؟
در آموزش لکان، ابژه‌های نگاه (Gaze) و صدا (Voice) تکمیل‌کنندهٔ نظریهٔ ابژه‌های رانه در روانکاوی هستند. لکان این دو را به ابژه‌های دهانی و مقعدی فروید اضافه کرد تا نشان دهد چگونه سوژه در میدان دید و شنواییِ دیگریِ بزرگ گرفتار می‌شود و اضطراب یا شرم را تجربه می‌کند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

چرا ژاک لکان نگاه و صدا را به ابژه‌های دهانی و مقعدی فروید اضافه کرد؟

روانکاوی زیگموند فروید (Sigmund Freud) در نظریهٔ رشد روانی جنسی خود، بر ابژه‌های دهانی و مقعدی تمرکز کرده بود. ژاک لکان (Jacques Lacan) متوجه شد که این دو ابژه برای توضیح کامل تکوین سوژه و تجربهٔ اضطراب کافی نیستند، بنابراین نگاه و صدا را به‌عنوان ابژه‌هایی مستقل وارد روانکاوی کرد.

پایه‌های روانکاوی توسط فروید با معرفی رانه‌ها و مناطق شهوانی بنا نهاده شد. نظریهٔ کلاسیک نشان می‌داد که چگونه دهان و مقعد به‌عنوان نخستین مرزهای ارتباطی کودک با جهان بیرون، پیوندهای روانی او را شکل می‌دهند. این ابژه‌ها پیوند تنگاتنگی با نیازهای بیولوژیک مانند تغذیه و دفع داشتند. با این حال، خوانش لکان از روانکاوی نشان داد که سوژهٔ انسانی صرفاً یک موجود زیستی نیست، بلکه موجودی است که در دل زبان و فرهنگ متولد می‌شود. در این ساحت نمادین، دیدن و شنیدن نقش بنیادینی ایفا می‌کنند.

مفهوم رانهٔ دیداری و رانهٔ شنوایی پیش از لکان نیز مطرح بود، اما نوآوری او در این بود که نگاه (Gaze) و صدا (Voice) را به‌عنوان ابژه‌هایی ساختاری در نظر گرفت که سوژه را به دیگریِ بزرگ (Big Other) متصل می‌کنند. لکان در سمینار یازدهم خود با عنوان چهار مفهوم بنیادین روانکاوی، به‌تفصیل توضیح می‌دهد که افزودن این دو ابژه پاسخی به نیاز روانکاوی برای درک عمیق‌تر رابطهٔ سوژه با جهان است. او باور داشت که ما پیش از آنکه بتوانیم حرف بزنیم، توسط جهان دیده و شنیده می‌شویم. برای مطالعهٔ بیشتر دربارهٔ مسیر فکری و تحولات نظری او می‌توانید زندگی‌نامهٔ ژاک لکان را مرور کنید. این دو ابژهٔ جدید به درمانگران کمک می‌کنند تا بفهمند چرا انسان تا این حد درگیر نگاه دیگران و صداهای درونی خود است و چگونه این درگیری‌ها منجر به شکل‌گیری علائم روانی می‌شوند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

مفهوم ابژه در روانکاوی لکانی چه تفاوتی با دیدگاه فروید دارد؟

درک تفاوت میان ابژه در نگاه فروید و لکان برای دانشجویان روان‌شناسی ضروری است. فروید ابژه را چیزی می‌دانست که رانه از طریق آن ارضا می‌شود، اما لکان ابژهٔ کوچک a را به‌عنوان علت میل معرفی کرد که هرگز به‌طور کامل به دست نمی‌آید و همواره از ما می‌گریزد.

مفهوم ابژه در رساله‌های فروید معمولاً به‌عنوان هدف رانه معرفی می‌شود. برای مثال، غذا ابژهٔ رانهٔ گرسنگی است و کودک از طریق آن به ارضای دهانی دست می‌یابد. در این دیدگاه، ابژه چیزی ملموس و قابل دستیابی به نظر می‌رسد. لکان این مفهوم را دگرگون کرد و نشان داد که میل انسانی هرگز با یک ابژهٔ فیزیکی ارضا نمی‌شود. او مفهوم ابژهٔ کوچک a (objet petit a) را نه به‌عنوان هدف میل، بلکه به‌عنوان علت میل مطرح کرد. این ابژه همان چیزی است که همیشه از چنگ سوژه می‌گریزد و یک فقدان ساختاری را در روان ایجاد می‌کند.

اهمیت این تغییر زاویهٔ دید در بازگشت لکان به فروید بسیار حیاتی است. نگاه و صدا دقیقاً در همین دسته از ابژه‌های لکانی قرار می‌گیرند. آن‌ها چیزهایی ملموس نیستند که بتوانیم در دست بگیریم یا مالک آن‌ها شویم. صدا در اینجا صوت فیزیکی یا امواج صوتی نیست، بلکه آن بقایایی است که پس از ورود سوژه به ساحت نمادین و یادگیری زبان باقی می‌ماند. نگاه نیز عمل دیدن با چشم بیولوژیک نیست، بلکه احساسِ در معرض دید بودن است. این فقدان ساختاری، موتور محرک روان انسان است و ما را مدام به جست‌وجوی چیزی وامی‌دارد که اصلاً وجود خارجی ندارد. درک این تفاوت، کلید اصلی برای فهم چرایی تکرار الگوهای رفتاری در انسان است.

ابژهٔ نگاه چگونه باعث تجربهٔ شرم و اضطراب در انسان می‌شود؟

ابژهٔ نگاه در روانکاوی لکانی ارتباط تنگاتنگی با تجربهٔ شرم و اضطراب دارد. انسان همواره احساس می‌کند از نقطه‌ای کور در حال تماشا شدن است و این احساس دیده شدن توسط دیگری، ساختار بنیادین اضطراب و شرم را در روان او شکل می‌دهد و بر رفتارها تأثیر می‌گذارد.

تابلوی ندیمه‌ها اثر دیگو ولاسکس که در آن بازنمایی نگاه و جایگاه سوژه و ابژه به چالش کشیده می‌شود.
تابلوی ندیمه‌ها اثر ولاسکس که لکان در سمینار یازدهم برای تحلیل مفهوم نگاه از آن استفاده کرد · عکس: Diego Velázquez، Public domain

فیلسوف فرانسوی، ژان پل سارتر (Jean-Paul Sartre) در پدیدارشناسی خود مثال معروفی دارد که لکان نیز برای توضیح ابژهٔ نگاه از آن بهره برده است. تصور کنید فردی از سوراخ کلید در حال نگاه کردن به داخل اتاقی است. او در این لحظه کاملاً در عمل دیدن غرق شده و خود را به‌عنوان یک فاعلِ بینا و مسلط تجربه می‌کند. ناگهان صدای پای کسی را در راهرو می‌شنود. در این لحظهٔ نفس‌گیر، او از یک فاعل مسلط به یک ابژهٔ دیده شده در چشم دیگری تبدیل می‌شود. شرم دقیقاً در همین لحظه متولد می‌شود، لحظه‌ای که فرد متوجه می‌شود در میدان دید دیگری قرار گرفته است.

مفاهیم مرتبط با دیدن در مرحلهٔ آینه‌ای لکان نیز نشان می‌دهند که چگونه تصویر ما در چشم دیگری شکل می‌گیرد. نگاه (Gaze) آن چیزی است که از سمت جهان به ما خیره شده است. لکان برای توضیح این مفهوم از تابلوی سفیران اثر هانس هولباین استفاده می‌کند، جایی که یک لکهٔ مبهم در پایین تابلو، از زاویه‌ای خاص تبدیل به یک جمجمه می‌شود و به بیننده خیره می‌گردد. در زندگی روزمره، این وضعیت را زمانی تجربه می‌کنیم که بی‌دلیل در یک جمع احساس معذب بودن داریم. گویی هزاران چشم پنهان ما را قضاوت می‌کنند. این اضطراب ناشی از حضور نگاهی است که نمی‌توانیم منبع دقیق آن را پیدا کنیم. در ادبیات فارسی، صادق هدایت در رمان بوف کور این نگاه خیره و سنگین را به‌خوبی در قالب چشم‌های نقاشی شده روی قلمدان به تصویر کشیده است؛ نگاهی که سوژه را فلج می‌کند و او را در شرمی عمیق فرو می‌برد.

تجربهٔ دیده شدن توسط دیگری در فضای بالینی چگونه خود را نشان می‌دهد؟

فضای اتاق درمان یکی از مهم‌ترین مکان‌هایی است که پویایی ابژهٔ نگاه در آن فعال می‌شود. مراجع در حضور درمانگر مدام با این پرسش ناخودآگاه روبه‌رو است که در چشم روانکاو چه جایگاهی دارد و این موضوع بر روند درمان و شکل‌گیری مقاومت‌های تحلیلی تأثیر مستقیمی می‌گذارد.

محیط اتاق درمانگر فضایی خنثی و بی‌اثر نیست. مراجع از لحظهٔ ورود، نگاه درمانگر را روی خود احساس می‌کند. یکی از دلایل اصلی که در روانکاوی کلاسیک مراجع روی کاناپه دراز می‌کشد و درمانگر پشت سر او می‌نشیند، دقیقاً مدیریت همین ابژهٔ نگاه است. با حذف تماس چشمی مستقیم، نگاه خیالی (Imaginary) حذف می‌شود و مراجع با نگاه ساختاریِ دیگریِ بزرگ روبه‌رو می‌گردد. این حضورِ نادیدنی، ابژهٔ نگاه را در خالص‌ترین شکل خود احضار می‌کند و باعث می‌شود مراجع با اضطراب‌های بنیادین خود مواجه شود.

در این فضا، مراجع ممکن است ناگهان سکوت کند، سرخ شود یا مدام تلاش کند تا تصویری بی‌نقص و اخلاقی از خود ارائه دهد. این الگوهای رفتاری در مبحث انتقال و انتقال متقابل بسیار تعیین‌کننده هستند. برای مثال، مراجعی را تصور کنید که هر بار پس از بیان یک خاطرهٔ دردناک یا شرم‌آور، بلافاصله مکث می‌کند و می‌پرسد آیا من آدم بدی هستم. او در واقع به دنبال پیدا کردن جایگاه خود در نگاه درمانگر است و می‌خواهد بداند از منظر دیگری چگونه دیده می‌شود. روانکاو لکانی به‌جای اطمینان‌بخشیِ کاذب و آرام کردن موقت مراجع، تلاش می‌کند تا او با این نگاهِ درونی شده و قضاوت‌گر روبه‌رو شود. این توصیف یک الگوی بالینی است و نباید به‌عنوان یک تشخیص قطعی در نظر گرفته شود. هدف نهایی روانکاوی این است که سوژه بتواند از زیر بار سنگین و فلج‌کنندهٔ نگاه دیگریِ بزرگ رها شود و میل خود را فراتر از تأیید نگاه دیگران کشف کند.

مقایسهٔ ابژه‌های رانه در نظریهٔ زیگموند فروید و ژاک لکان

نام ابژهنظریه‌پرداز اصلیکارکرد روانی و ساختاریتظاهر بالینی و روزمره
دهانیفرویدتغذیه، بلعیدن و نخستین ارتباط با جهاناختلالات خوردن، وابستگی و نیاز به دریافت مدام
مقعدیفرویدکنترل، نگه داشتن و رها کردنوسواس، کنترل‌گری و خساست روانی
نگاه (Gaze)لکاناحساس دیده شدن و قرار گرفتن در میدان دید دیگریشرم، اضطراب اجتماعی و احساس قضاوت شدن
صدا (Voice)لکانمواجهه با مازاد زبان و ندای دیگریِ بزرگتوهمات شنیداری و سوپرایگوی سرزنش‌گر

منبع: بروس فینک، سوژهٔ لکانی: میان زبان و ژوئیسانس

ابژهٔ صدا در زندگی روزمره و ساختارهای روان‌پریشی چگونه تجربه می‌شود؟

ابژهٔ صدا در روانکاوی لکانی فراتر از گفتار روزمره است و به جنبه‌های پنهان زبان اشاره دارد. این ابژه در ساختارهای روان‌پریشی به‌صورت توهمات شنیداری تجربه می‌شود، اما در زندگی عادی نیز خود را در قالب ندای وجدان یا صداهای درونیِ سرزنش‌گر و آزاردهنده نشان می‌دهد.

مفهوم صدا (Voice) در نظریهٔ لکان، آوایی نیست که از حنجره خارج می‌شود و به گوش می‌رسد. صدا آن چیزی است که در زبان نمی‌گنجد و پس از بیان کلمات، همچون یک مازاد باقی می‌ماند. وقتی ما صحبت می‌کنیم، معنایی را از طریق کلمات منتقل می‌کنیم، اما همیشه چیزی اضافه در گفتار ما وجود دارد: لحن، مکث‌ها، لرزش‌ها و طنینی که قابل ترجمه به متن نوشته شده نیست. این مازاد همان ابژهٔ صدا است. در مبحث ساختارهای بالینی در روانکاوی، ابژهٔ صدا در روان‌پریشی (Psychosis) وضعیتی ویژه و متمایز پیدا می‌کند. فرد روان‌پریش صداهایی را می‌شنود که از بیرون به او دستور می‌دهند، او را تحقیر می‌کنند یا دربارهٔ اعمالش نظر می‌دهند.

رویکرد لکان توضیح می‌دهد که در ساختار روان‌پریشی، صدا از بیرون به سوژه تحمیل می‌شود زیرا در درون روان او نمادین نشده است. سوژه نمی‌تواند این صدا را به‌عنوان بخشی از افکار خود بپذیرد، بنابراین آن را در واقعیت بیرونی تجربه می‌کند. اما حضور ابژهٔ صدا محدود به روان‌پریشی نیست. در زندگی روزمرهٔ افراد روان‌نژند نیز این ابژه حضوری قدرتمند دارد. ندای سرزنش‌گر وجدان (سوپرایگو) که مدام به ما می‌گوید تو کافی نیستی، تو مقصری یا تو شکست خواهی خورد، تجلی همین ابژه است. سوژهٔ انسانی همواره در محاصرهٔ صداهایی است که از جانب دیگریِ بزرگ می‌آیند و او را قضاوت می‌کنند. درک این مفهوم به درمانگر کمک می‌کند تا در اتاق درمان، نه فقط به کلمات و معنای ظاهری جملات مراجع، بلکه به آن صدای پنهانی که کلمات را در بر گرفته است و اضطراب را منتقل می‌کند، با دقتی روانکاوانه گوش بسپارد.

چگونه می‌توانیم مفاهیم پیچیدهٔ لکان را برای کار بالینی یاد بگیریم؟

یادگیری مفاهیم پیچیدهٔ ژاک لکان نیازمند صبر، مطالعهٔ دقیق متون اصلی و راهنمایی استادان مجرب است. دانشجویان روان‌شناسی و درمانگران برای کاربست این نظریه‌ها در فضای بالینی، باید از خوانش‌های سطحی عبور کنند و در دوره‌های آموزشی ساختاریافته، تحلیلی و تخصصی شرکت نمایند تا مهارت کافی را کسب کنند.

مطالعهٔ متون لکان به دلیل زبان بسیار پیچیده، سبک نگارش خاص و ارجاعات گسترده‌اش به فلسفه، توپولوژی، ریاضیات و زبان‌شناسی، کاری دشوار و چالش‌برانگیز است. بسیاری از دانشجویان روان‌شناسی در ابتدای مسیر با خواندن سمینارها دچار سردرگمی شده و ناامید می‌شوند. راهکار عملی و اصولی این است که آموزش را با مفاهیم پایه آغاز کنیم و به‌تدریج به سمت سمینارهای پیچیده‌تر و مفاهیم انتزاعی‌تر حرکت کنیم. آشنایی عمیق با ابژه‌های نگاه و صدا، درک ما را از رانه‌ها، فانتزی و ساختار علائم روانی عمیق‌تر می‌کند و پایه‌ای محکم برای فهم سایر نظریات لکان می‌سازد.

برای کسانی که می‌خواهند این مسیر را به‌صورت اصولی و حرفه‌ای طی کنند، شرکت در دوره‌های تخصصی مانند آموزش روانکاوی در مدرسهٔ تجربه می‌تواند نقطهٔ شروع بسیار مناسبی باشد. در این مسیر، کار گروهی، خوانش خط‌به‌خط سمینارها در قالب گروه‌های مطالعاتی (کارتل) و تحلیل الگوهای بالینی امری ضروری است. همچنین، گذراندن دورهٔ مفاهیم ژاک لکان در مدرسهٔ تجربه به شما کمک می‌کند تا نقشهٔ راه روشنی برای فهم نظریات او داشته باشید و بتوانید این مفاهیم را در اتاق درمان به کار بگیرید. ما در مرکز تجربه زندگی همواره تلاش می‌کنیم تا بستری امن، علمی و پویا برای یادگیری عمیق روانکاوی فراهم کنیم تا درمانگران بتوانند با نگاهی دقیق‌تر به رنج‌های انسانی بپردازند.

منابع
  • بروس فینک، سوژهٔ لکانی: میان زبان و ژوئیسانس، ۱۹۹۵
  • ژاک لکان، سمینار یازدهم: چهار مفهوم بنیادین روانکاوی، ۱۹۶۴
  • ژوئل در، درآمدی بر خوانش لکان، ۱۹۹۷
  • اسلاوی ژیژک، نگریستن از کاژراه، ۱۹۹۱

پرسش‌های پرتکرار

آیا لکان ابژه‌های فروید را رد کرد؟

خیر، ژاک لکان ابژه‌های دهانی و مقعدی زیگموند فروید را رد نکرد، بلکه با افزودن نگاه و صدا به آن‌ها، نظریهٔ رانه‌ها را گسترش داد تا ابعاد زبانی و فرهنگی روان انسان را بهتر توضیح دهد.

ابژهٔ نگاه در روانکاوی لکان دقیقاً چیست؟

ابژهٔ نگاه عمل دیدن نیست، بلکه احساسی است که سوژه در میدان دید دیگریِ بزرگ تجربه می‌کند. این ابژه منشأ احساس شرم و اضطراب از قضاوت شدن است.

چرا صدای فیزیکی با ابژهٔ صدا در روانکاوی متفاوت است؟

صدای فیزیکی صرفاً امواج صوتی است، اما ابژهٔ صدا در روانکاوی لکانی، آن بخش از زبان است که به معنا درنمی‌آید؛ مانند لحن، سکوت و ندای درونی سرزنش‌گری که سوژه را آزار می‌دهد.

آیا ابژهٔ صدا فقط در روان‌پریشی دیده می‌شود؟

خیر، اگرچه ابژهٔ صدا در روان‌پریشی به‌صورت توهمات شنیداری بارزتر است، اما در افراد روان‌نژند نیز به‌شکل صدای وجدان یا احساس گناه مزمن تجربه می‌شود.

چگونه می‌توانیم تأثیر ابژهٔ نگاه را در اتاق درمان مدیریت کنیم؟

درمانگر با ایجاد فضایی تحلیلی و پرهیز از قضاوت مستقیم، به مراجع کمک می‌کند تا متوجه شود چگونه نگاهِ درونی‌شدهٔ دیگری، رفتار و احساسات او را کنترل می‌کند.

بهترین راه برای شروع آموزش لکان چیست؟

شروع با کتاب‌های مقدماتی معتبر، شرکت در گروه‌های خوانش متون لکان و گذراندن دوره‌های ساختاریافته در مؤسسات معتبر روانکاوی، بهترین مسیر برای درک مفاهیم پیچیدهٔ اوست.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم