چرا لکان فلسفه اخلاق کانت را در کنار انحرافات مارکی دو ساد میخواند؟
ژاک لکان در یکی از پیچیدهترین متون خود، فلسفه اخلاق ایمانوئل کانت را با نوشتههای تاریک مارکی دو ساد پیوند میزند. این مقایسه در نگاه اول متناقض به نظر میرسد، اما روانکاوی نشان میدهد که چگونه اطاعت مطلق از قانون میتواند به ابزاری برای ارضای پنهان و بیرحمانه تبدیل شود.
ژاک لکان (Jacques Lacan) در مقاله مشهور خود، فلسفه اخلاق ایمانوئل کانت (Immanuel Kant) را با آثار مارکی دو ساد (Marquis de Sade) مقایسه میکند. کانت در نقد عقل عملی تلاش کرد تا قانونی اخلاقی بسازد که کاملا از احساسات و منافع شخصی پاک باشد. او این قانون را امر مطلق (Categorical Imperative) نامید. خواندن زندگینامهٔ ژاک لکان نشان میدهد که او همواره به دنبال واژگونی مفاهیم کلاسیک بود. لکان استدلال میکند که وقتی ما تمام انگیزههای انسانی را از اخلاق حذف میکنیم، فضایی سرد و مکانیکی باقی میماند. این فضای خالی دقیقا همان جایی است که ساد وارد میشود. ساد در کتاب فلسفه در اتاق خواب، قانونی مشابه کانت وضع میکند، اما قانونی برای لذت بردن مطلق از دیگری. هر دو متفکر سوژه را از احساسات انسانی تهی میکنند تا او را تابع یک قانون بیچونوچرا سازند.
چگونه صدای فرامن در انجام وظیفه اخلاقی به یک ژوئیسانس بیرحم تبدیل میشود؟
مفهوم فرامن در روانکاوی همواره با احساس گناه و سرزنش درونی گره خورده است. زمانی که فرد تلاش میکند به طور کامل به ندای وظیفه اخلاقی گوش بسپارد، فرامن به جای آرامش، صدای بیرحمی میشود که از رنج کشیدن سوژه لذت میبرد و ژوئیسانس تولید میکند.
اگر این حوزه را دنبال میکنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلبهای تازهٔ این موضوع

مفهوم فرامن (Superego) در روانکاوی کلاسیک فروید بیشتر به عنوان صدای وجدان و بازدارنده شناخته میشد. با بررسی مسیر بازگشت لکان به فروید، متوجه میشویم که لکان چهرهای بسیار تاریکتر از فرامن ارائه میدهد. فرامن لکانی صرفا ما را از کارهای بد منع نمیکند، بلکه فرمان میدهد که لذت ببر. این لذت که لکان آن را ژوئیسانس (Jouissance) مینامد، لذتی فراتر از اصل لذت و آمیخته با رنج است. وقتی یک فرد با وسواس شدید تلاش میکند وظیفه اخلاقی خود را انجام دهد، در واقع در حال ارضای این صدای بیرحم درونی است. فرامن هرگز راضی نمیشود و هرچه بیشتر اطاعت کنید، بیشتر طلب میکند. برای درک بهتر این مفاهیم پیچیده، مطالعه کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر بسیار راهگشا خواهد بود.
چرا آدمهای بهشدت قانونمدار گاهی در زندگی روزمره ترسناکترین افراد هستند؟
انسانهایی که بدون هیچ انعطافی به قوانین و اصول اخلاقی پایبند هستند، گاهی در روابط انسانی بیشترین آسیب را به دیگران میزنند. این افراد پشت نقاب وظیفهشناسی و قانونمداری پنهان میشوند، اما در واقعیت، اعمال آنها الگویی از کنترلگری و تحمیل رنج به اطرافیان را نشان میدهد.
زندگی روزمره پر از مثالهایی است که پیوند کانت و ساد را نشان میدهند. کارمند ادارهای را تصور کنید که بدون هیچ انعطافی، صرفا به دلیل یک نقص کوچک در پرونده، کار یک ارباب رجوع نیازمند را راه نمیاندازد. او ادعا میکند که فقط در حال انجام وظیفه و اجرای قانون است. با این حال، در پس این چهره قانونمدار، نوعی رضایت پنهان و ژوئیسانس از اعمال قدرت و تحمیل رنج به دیگری وجود دارد. مقالات مرتبط با اسلاوی ژیژک و لکان به وفور این پدیده را در بوروکراسیهای مدرن تحلیل کردهاند. در ادبیات فارسی نیز، حافظ بارها به چهره زاهدان و محتسبانی اشاره میکند که پشت نقاب شرع و قانون، بیرحمانهترین رفتارها را با مردم دارند. این افراد ترسناک هستند زیرا خشونت خود را پشت سپر قانون پنهان میکنند و هیچ مسئولیتی در قبال رنج دیگری نمیپذیرند.
پیوند کانت و ساد در اتاق درمان چگونه خود را نشان میدهد؟
فضای بالینی روانکاوی پر از روایتهایی است که در آنها مراجعان از فداکاریهای بیپایان خود برای دیگران صحبت میکنند. این الگوهای رفتاری، که در ظاهر بسیار اخلاقی به نظر میرسند، اغلب نشاندهنده پویاییهای پنهانی هستند که در آن فرد هم خود و هم دیگران را شکنجه میدهد.
فضای بالینی روانکاوی مکان مناسبی برای مشاهده این پویاییها است. فرض کنید مراجعی به نام مریم داریم که تمام زندگی خود را وقف مراقبت از اعضای خانواده کرده است. او هیچ خواستهای برای خود ندارد و مدام در حال فداکاری است. با این حال، این فداکاری مطلق چنان فضای سنگینی در خانه ایجاد کرده که همسر و فرزندانش احساس خفگی و گناه دائمی میکنند. مریم در جایگاه یک قربانی اخلاقی، در واقع در حال اعمال یک کنترل سادیستی بر خانواده است. باید تاکید کنیم که این توصیف الگوست نه تشخیص قطعی بالینی. آشنایی با ساختارهای بالینی در روانکاوی به درمانگر کمک میکند تا این مکانیسمها را بشناسد. همچنین درک مفهوم انتقال و انتقال متقابل برای مدیریت احساساتی که چنین مراجعانی در درمانگر برمیانگیزند، ضروری است.
مقایسه ساختار اخلاق کانتی و فانتزی سادیستی در نظریه لکان
| مفهوم مورد بررسی | اخلاق کانتی (ایمانوئل کانت) | فانتزی سادیستی (مارکی دو ساد) |
|---|---|---|
| جایگاه سوژه | سوژه به عنوان قانونگذار خودآیین | سوژه به عنوان ابزار لذت دیگری |
| رابطه با قانون | اطاعت مطلق از امر مطلق اخلاقی | اطاعت مطلق از حق ژوئیسانس |
| نقش احساسات | حذف کامل احساسات و انگیزههای شخصی | حذف سوژهگی قربانی و تبدیل او به شیء |
| صدای راهنما | ندای عقلانی وظیفه و وجدان بیدار | صدای بیرحم فرامن که فرمان به لذت میدهد |
منبع: ژاک لکان، سمینار هفتم: اخلاق روانکاوی
تفاوت فانتزی آزارگرانه و واقعیت در اندیشه لکان چیست؟
درک روانکاوی از نوشتههای مارکی دو ساد به معنای تایید یا ترویج خشونت واقعی نیست. تمرکز ژاک لکان بر ساختار فانتزی است و نشان میدهد که چگونه سوژه از طریق سناریوهای ذهنی خود، رابطهاش را با قانون، دیگری بزرگ و مسئله پیچیده میل تنظیم میکند.
خوانش لکان از ساد به معنای تایید خشونت فیزیکی نیست. تمرکز روانکاوی بر ساختار فانتزی (Fantasy) است. در دنیای ساد، قربانیان هرگز نمیمیرند و همیشه برای شکنجههای بعدی آماده هستند. این نشان میدهد که ما با یک واقعیت مادی روبرو نیستیم، بلکه با یک سناریوی روانی مواجهیم. درک تفاوت فانتزی و فانتاسم در اینجا اهمیت پیدا میکند. فانتزی سادیستی تلاشی است برای پر کردن شکافهای موجود در دیگری بزرگ (Big Other). فرد آزارگر میخواهد ثابت کند که قانون و دیگری بزرگ کامل هستند و او تنها ابزاری در خدمت این کمال است. برای مطالعه بیشتر درباره این ساختارهای روانی، مقاله پرورژن چیست میتواند ابعاد دیگری از این موضوع را روشن کند.
ابژه a در سناریوی سادیستی چه نقشی ایفا میکند؟
در نظریه لکان، فرد آزارگر خود را به عنوان ابژهای در خدمت اراده دیگری بزرگ یا قانون درمیآورد. او با تبدیل شدن به مجری بیاراده قانون، تلاش میکند تا اضطراب خود را کاهش دهد و به شکلی متناقض، وجود ابژه گمشده میل را در دیگری تضمین کند.
مفهوم ابژه a (Object a) یکی از کلیدیترین ابداعات لکان است. در سناریوی سادیستی، فرد آزارگر خود را با ابژه a یکی میکند. او اراده و سوژهگی خود را کنار میگذارد تا تبدیل به ابزار خالص ژوئیسانس برای دیگری شود. جلاد در واقع خود را فدا میکند تا قانون یا اراده تاریک دیگری بزرگ محقق شود. این همان نقطهای است که اخلاق کانتی و انحراف سادیستی به هم میرسند. هر دو سوژه را از احساسات و خواستههای شخصی تهی میکنند تا او را به مجری بیاراده یک قانون مطلق تبدیل کنند. دانشجویان علاقهمند میتوانند با شرکت در دورهٔ مفاهیم ژاک لکان در مدرسهٔ تجربه، این مباحث نظری را به صورت عمیقتر و ساختاریافتهتر بیاموزند.
چگونه میتوانیم از تله اخلاق سفت و سخت و ژوئیسانس بیرحم رها شویم؟
رهایی از چرخه مخرب وظیفه مطلق و لذت پنهان، نیازمند بازنگری عمیق در رابطه سوژه با قانون و میل است. روانکاوی به ما ابزارهایی میدهد تا صدای فرامن را بشناسیم، از اطاعت کورکورانه دست برداریم و مسئولیت واقعی میل خود را در زندگی بپذیریم.
رهایی از این چرخه مخرب چگونه ممکن است؟ روانکاوی لکانی اخلاق خاص خود را پیشنهاد میدهد که با اخلاق سنتی متفاوت است. اخلاق روانکاوی بر پایه تسلیم نشدن در برابر میل (Desire) استوار است. ما باید یاد بگیریم که صدای بیرحم فرامن را از صدای واقعی میل خود تفکیک کنیم. پذیرش فقدان و نقص در خود و در دیگری بزرگ، قدم اول برای خروج از فانتزیهای سادیستی و کمالگراییهای اخلاقی است. درمانگر روانکاو به مراجع کمک میکند تا مسئولیت سوژهگی خود را بپذیرد و از پنهان شدن پشت قوانین مطلق دست بردارد. علاقهمندان به یادگیری این مسیر بالینی میتوانند از برنامههای آموزش روانکاوی در مدرسهٔ تجربه بهرهمند شوند. در نهایت، ما در مرکز تجربه زندگی امیدواریم این مسیرهای آموزشی به پرورش درمانگرانی آگاه و مسئولیتپذیر کمک کند.
- ژاک لکان، سمینار هفتم: اخلاق روانکاوی، ۱۹۵۹-۱۹۶۰
- ژاک لکان، مقاله کانت با ساد، اکریت، ۱۹۶۶
- اسلاوی ژیژک، کژنگریستن: مقدمهای بر ژاک لکان، ۱۹۹۱
- بروس فینک، سوژه لکانی: میان زبان و ژوئیسانس، ۱۹۹۵
- ژوئل در، درآمدی بر خوانش لکان، ۱۹۹۷
پرسشهای پرتکرار
مقاله کانت با ساد لکان در چه سالی نوشته شده است؟
ژاک لکان این مقاله مهم و پیچیده را در سال هزار و نهصد و شصت و سه منتشر کرد تا به عنوان مقدمهای بر کتاب فلسفه در اتاق خواب اثر مارکی دو ساد استفاده شود.
آیا لکان معتقد بود کانت یک انسان سادیست است؟
خیر، ژاک لکان هرگز ادعا نکرد که ایمانوئل کانت شخصا آزارگر بوده است. او تنها نشان داد که ساختار منطقی قانون اخلاقی کانت، شباهتهای پنهان و عمیقی با ساختار فانتزیهای آزارگرانه مارکی دو ساد دارد.
منظور از ژوئیسانس در خوانش لکان از کانت چیست؟
ژوئیسانس (jouissance) در اینجا به معنای لذت افراطی و دردناکی است که سوژه از تسلیم شدن مطلق به قانون و سرکوب کردن تمام انگیزههای انسانی و شخصی خود به دست میآورد.
چرا فرامن در روانکاوی لکان بیرحم توصیف میشود؟
فرامن (superego) در نگاه لکان برخلاف وجدان اخلاقی ساده، صدایی است که هرگز راضی نمیشود. هرچه فرد بیشتر از قانون اطاعت کند، فرامن خواستههای سختگیرانهتری مطرح میکند و سوژه را بیشتر آزار میدهد.
تفاوت اصلی بین قانون کانت و قانون ساد چیست؟
قانون کانت بر پایه وظیفه عقلانی و احترام به کرامت انسانی بنا شده است، در حالی که قانون ساد بر پایه حق مطلق برای استفاده از دیگری به عنوان وسیلهای برای ارضای ژوئیسانس استوار است.
آیا میتوان از این مفاهیم برای تشخیص اختلالات روانی استفاده کرد؟
این مفاهیم بیشتر برای درک ساختارهای ناخودآگاه و پویاییهای روانی به کار میروند و توصیف الگوهای رفتاری هستند. روانکاوان از این نظریهها برای تشخیصهای قطعی روانپزشکی استفاده نمیکنند.
یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیرخواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم میگذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.



