تفاوت رویکرد لکان و فروید در مواجهه با رؤیای مراجع در اتاق درمان چیست؟
زیگموند فروید رؤیا را شاهراهی به سوی ناخودآگاه میدانست و بر محتوای پنهان آن تاکید میکرد. ژاک لکان اما توجه درمانگر را از تصویرهای بصری رؤیا به سمت کلماتی میبرد که مراجع برای بیان آن تصاویر استفاده میکند و زبان را محور قرار میدهد.
فروید در کتاب تفسیر خواب، سازوکارهای رؤیا را به دقت شرح داد. او باور داشت که رؤیا تحقق آرزومندانه است. لکان با شعار معروف بازگشت لکان به فروید، این ایده را بسط داد. در نگاه لکان، ما با خود تصاویر رؤیا سروکار نداریم. مراجع روی کاناپه دراز میکشد و رؤیای خود را تعریف میکند. بنابراین، ابزار کار روانکاو تنها کلمات مراجع است.
تفاوت بنیادین در این است که فروید گاهی به دنبال معنای پنهان پشت نمادها میگشت، در حالی که لکان میگوید ناخودآگاه بیرون از زبان وجود ندارد. دالها (signifiers) بر مدلولها (signifieds) برتری دارند. روانکاو لکانی به جای اینکه بپرسد این خواب چه معنایی دارد، میپرسد این خواب چگونه در قالب کلمات مفصلبندی شده است. تمرکز از روی تصویر به روی کلام منتقل میشود و درمانگر به جای تفسیر محتوا، به ساختار روایت گوش میسپارد.
اگر این حوزه را دنبال میکنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلبهای تازهٔ این موضوع
ناخودآگاه چگونه ساختار زبان را در رؤیا پیاده میکند؟
نظریه بنیادین لکان مبنی بر اینکه ناخودآگاه همچون یک زبان ساختار یافته است، نحوه برخورد با رؤیا را دگرگون میکند. رؤیاها دیگر پیامهای تصویری مبهم نیستند، بلکه متنهایی پیچیدهاند که با قواعد زبانشناختی قابل خوانش و بررسی دقیق خواهند بود.

لکان با بهرهگیری از زبانشناسی فردینان دو سوسور (Ferdinand de Saussure) نشان داد که ناخودآگاه مجموعهای از غرایز کور نیست. وقتی مراجع خوابی را روایت میکند، در واقع در حال تولید یک متن است. این متن پر از گسستها، تکرارها و لغزش زبانی است که هر کدام سرنخی برای ورود به جهان سوژه محسوب میشوند.
برای درک بهتر این موضوع، مطالعه کتابهایی مانند کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر بسیار راهگشا خواهد بود. در این ساختار، هر دال تنها در ارتباط با دالهای دیگر معنا پیدا میکند. رؤیا در واقع زنجیرهای از دالهاست که سوژه در آن گرفتار شده است. روانکاو به جای تفسیر محتوای بصری، به نحوه اتصال این دالها در گفتار مراجع گوش میسپارد و به دنبال نقاطی میگردد که این زنجیره پاره میشود یا تغییر مسیر میدهد.
استعاره و مجاز مرسل در زبان ناخودآگاه چگونه تصاویر رؤیا را به هم میدوزند؟
استعاره و مجاز مرسل دو قطب اصلی زبان هستند که لکان آنها را معادل مفاهیم تراکم و جابجایی در نظریه فروید قرار میدهد. این دو مکانیزم نشان میدهند که چگونه زبان ناخودآگاه، تصاویر و مفاهیم رؤیا را به شکلی پیچیده به هم میدوزد.
فروید دو سازوکار اصلی را برای کار رؤیا معرفی کرد که تراکم (condensation) و جابهجایی (displacement) نام دارند. لکان این دو را با مفاهیم زبانشناختی رومن یاکوبسون (Roman Jakobson) تطبیق داد. تراکم همان استعاره (metaphor) است. در استعاره، یک دال جانشین دال دیگری میشود و معنایی جدید خلق میکند. برای مثال، در ادبیات فارسی وقتی میگوییم شیر خدا، کلمه شیر جانشین شجاعت و قدرت شده است. در رؤیا نیز یک چهره میتواند ترکیبی از چند نفر باشد و استعارهای از یک مفهوم خاص در زندگی مراجع بسازد.
جابهجایی معادل مجاز مرسل (metonymy) است. در مجاز مرسل، معنا از طریق مجاورت منتقل میشود. مثلا وقتی مراجع در خواب میبیند که کلیدی را گم کرده است، این کلید ممکن است از طریق یک زنجیره مجاورتی به خانه، امنیت یا رابطه از دست رفتهای اشاره کند. درک این مفاهیم برای دانشجویانی که در آموزش روانکاوی در مدرسه تجربه شرکت میکنند، قدمی ضروری برای شنیدن تحلیلی و پرهیز از نتیجهگیریهای شتابزده است.
چرا در رویکرد لکانی نباید به دنبال نمادهای ثابت و تعبیرهای کلیشهای در خواب گشت؟
جستجوی نمادهای ثابت و تعبیرهای کلیشهای در رؤیا، روانکاو را از حقیقت سوژه دور میکند. در رویکرد لکانی، هیچ فرهنگ لغتی برای خوابها وجود ندارد و معنای هر دال منحصرا در تاریخچه شخصی و گفتار همان مراجع پنهان شده است.
یکی از اشتباهات رایج در رواندرمانی، استفاده از کتابهای تعبیر خواب یا رویکردهای نمادگرایانه تقلیلگرایانه است. مثلا اینکه آب همیشه نماد ناخودآگاه است یا مار نمادی مردانه است. لکان به شدت با این رویکرد مخالف بود. او در سمینارهای خود، از جمله آنچه در لکان در ونسان ۱۹۶۹ میبینیم، بر اهمیت تفاوتهای فردی سوژه تاکید میکند.
دال مار برای یک مراجع ممکن است به خاطرهای از یک باغ در کودکی گره خورده باشد و برای مراجعی دیگر، یادآور نام یک شرکت یا یک اصطلاح محاورهای باشد. روانکاو باید از فهمیدن زودهنگام پرهیز کند. فهمیدن سریع، تلهای است که روانکاو را به سمت فانتزیهای خودش سوق میدهد، نه فانتزیهای مراجع. برای درک تفاوت این مفاهیم، خواندن مقاله تفاوت فانتزی و فانتاسم پیشنهاد میشود. روانکاو باید در جایگاه نادانی بنشیند تا مراجع خودش گره دالها را باز کند.
مقایسه رویکرد فروید و لکان در تفسیر رؤیا
| مؤلفه | رویکرد زیگموند فروید | رویکرد ژاک لکان |
|---|---|---|
| هدف اصلی | کشف آرزوی پنهان و سرکوبشده | ردیابی زنجیره دالها و موقعیت سوژه |
| ابزار کار | محتوای بصری و تداعی آزاد | کلمات، لغزشها و ساختار گفتار |
| تراکم در رؤیا | ترکیب چند تصویر در یک تصویر | مکانیزم زبانشناختی استعاره (جانشینی) |
| جابهجایی در رؤیا | انتقال بار عاطفی به شیء خنثی | مکانیزم زبانشناختی مجاز مرسل (مجاورت) |
| جایگاه نمادها | گاهی استفاده از نمادهای جهانشمول | رد کامل نمادهای ثابت و تمرکز بر دال شخصی |
منبع: بروس فینک، مبانی تکنیک روانکاوی لکانی (با اقتباس)
یک درمانگر لکانی چگونه خواب مراجع را در عمل رمزگشایی میکند؟
بررسی یک مثال بالینی ساختگی نشان میدهد که چگونه درمانگر لکانی به جای تفسیر محتوا، روی کلمات کلیدی و لغزشهای مراجع توقف میکند. این توصیف الگوست نه تشخیص قطعی، اما روش کار با دالها را در اتاق درمان به خوبی روشن میسازد.
فرض کنید مراجعی در جلسه میگوید خواب دیدم در یک بیابان تاریک دنبال یک شیشه میگشتم. مراجع در حین روایت، کلمه شیشه را با مکث و کمی لکنت ادا میکند. درمانگر غیرلکانی ممکن است بیابان را نماد تنهایی و شیشه را نماد شکنندگی بداند. اما درمانگر لکانی به کلمه شیشه و تداعیهای آن در زبان مراجع دقت میکند. درمانگر صرفا کلمه شیشه را تکرار میکند یا روی آن مکث میکند.
مراجع ناگهان میگوید شیشه، شیشه شیر، مادرم همیشه میگفت من شیشه شیرم را خیلی زود رها کردم. در اینجا، دال شیشه از یک شیء فیزیکی در بیابان، به یک دال مرتبط با تاریخچه دهانی و رابطه با مادر تبدیل میشود. درمانگر با این کار، زنجیره دالها را به حرکت درمیآورد. این روش نیازمند تسلط بر مفاهیمی است که بروس فینک در کتابهایش به خوبی توضیح داده است. علاقهمندان میتوانند مصاحبه با بروس فینک را برای درک بهتر این ظرایف بالینی مطالعه کنند. این مثال نشان میدهد که چگونه رؤیا معمایی است که کلید آن در جیب خود کلمات قرار دارد.
چگونه میتوانیم مهارت شنیدن دالها را در رؤیاهای مراجعان تقویت کنیم؟
تقویت مهارت شنیدن دالها نیازمند آموزش مستمر، تحلیل شخصی و آشنایی عمیق با ادبیات و زبان است. درمانگر باید گوش خود را برای شنیدن صداها، ایهامها و شکافهای موجود در گفتار مراجع تربیت کند تا بتواند فراتر از معنای ظاهری برود.
روانکاو شدن مسیری طولانی و پرپیچوخم است. درمانگر باید بتواند زبان را مانند یک شاعر بشنود. کلمات در زبان فارسی پر از ایهام و ظرفیتهای استعاری هستند. وقتی مراجع میگوید دلم گرفت، این گرفت میتواند به معنای غمگین شدن، مسدود شدن یا حتی تسخیر شدن باشد. روانکاو لکانی به آوای کلمات نیز توجه میکند. گاهی یک کلمه در رؤیا، به دلیل تشابه آوایی با کلمهای دیگر که مراجع از بیان آن طفره میرود، ظاهر میشود.
برای ورود به این دنیای پیچیده، مطالعه کتاب مبانی روانکاوی فروید و لکان نقطه شروع مناسبی است. خواندن ادبیات کلاسیک، شعر و توجه به استعارههای روزمره نیز به پرورش این مهارت کمک میکند. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش میکنیم فضایی برای خوانش دقیق متون روانکاوی و پرورش این گوش بالینی فراهم آوریم تا درمانگران بتوانند با دقت بیشتری با رنج سوژهها مواجه شوند.
- زیگموند فروید (۱۸۹۹). The Interpretation of Dreams
- ژاک لکان (۱۹۵۷). Séminaire de Jacques Lacan
- بروس فینک (۲۰۰۷). Fundamentals of Psychoanalytic Technique
- ژوئل دُر (۱۹۸۵). Introduction to the reading of Lacan
پرسشهای پرتکرار
آیا لکان تفسیر خواب فروید را رد کرد؟
خیر، لکان تفسیر خواب فروید را رد نکرد، بلکه آن را از منظر زبانشناسی ساختارگرا بازخوانی کرد. او تاکید فروید بر تداعی آزاد را به تمرکز بر زنجیره دالها و ساختار زبان ارتقا داد.
منظور از دال در روانکاوی لکانی چیست؟
دال تصویر صوتی یا فرم مادی کلمه است. در رویکرد لکانی، دالها بر معنای ثابت (مدلول) برتری دارند و ناخودآگاه از طریق بازی همین دالها در گفتار مراجع شکل میگیرد.
چرا درمانگر لکانی خواب را تعبیر نمیکند؟
تعبیر خواب به معنای دادن یک معنای ثابت به تصاویر رؤیا، مانع از بروز حقیقت مراجع میشود. درمانگر لکانی به جای تعبیر، شرایطی فراهم میکند تا مراجع خودش دالهای رؤیا را باز کند.
استعاره در رؤیا چگونه عمل میکند؟
استعاره در رؤیا زمانی رخ میدهد که یک دال به جای دال دیگری مینشیند و معنای جدیدی خلق میکند. این همان فرایندی است که فروید آن را تراکم در کار رؤیا نامیده بود.
آیا برای تفسیر خواب لکانی باید زبانشناسی بدانیم؟
آشنایی با مفاهیم پایه زبانشناسی سوسور و یاکوبسون برای درک نظریه لکان ضروری است، زیرا لکان ساختار ناخودآگاه و رؤیا را بر اساس همین مفاهیم زبانشناختی تبیین میکند.
چگونه میتوان مهارت تحلیل رؤیا را یاد گرفت؟
یادگیری این مهارت نیازمند گذراندن دورههای آموزشی معتبر، مطالعه دقیق متون اصلی فروید و لکان، و از همه مهمتر، تجربه روانکاوی شخصی خود درمانگر است.
یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیرخواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم میگذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.



