رانه در لکان: چرخیدن دور ابژه و تفاوت آن با میل

تصویر مینیمال پرگاری که با تکرار بی‌پایان دایره شیاری عمیق گرد یک نقطه مرکزی ایجاد کرده است
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
رانه در لکان چیست؟
رانه در نظریه ژاک لکان، نیرویی است که برخلاف غریزه هدف زیست‌شناختی ندارد. رانه همواره به دور ابژه می‌چرخد و ارضای آن در همین چرخش و تکرار نهفته است، نه در رسیدن به یک هدف نهایی.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۵

رانه در روانکاوی ژاک لکان دقیقا به چه معناست؟

مفهوم رانه یکی از پیچیده‌ترین و اساسی‌ترین پایه‌های نظریه روانکاوی است. ژاک لکان این مفهوم را از ریشه‌های زیست‌شناختی جدا کرد و آن را به عنوان نیرویی نمادین و زبانی توضیح داد که پیوسته در روان سوژه انسانی فعالیت می‌کند و هرگز به آرامش کامل نمی‌رسد.

برای درک دقیق مفهوم رانه در اندیشه ژاک لکان، ابتدا باید به ریشه‌های این واژه در آثار زیگموند فروید بازگردیم. فروید واژه آلمانی تریب (Trieb) را به کار برد که در ترجمه‌های انگلیسی اغلب به اشتباه غریزه (Instinct) ترجمه شد. این خطای ترجمه باعث شد تا دهه‌ها روانکاوی به سمت نوعی زیست‌شناسی‌گرایی سوق پیدا کند. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای بازگشت لکان به فروید، تفکیک قاطع میان غریزه و رانه بود. غریزه یک الگوی رفتاری از پیش تعیین شده در حیوانات است که هدف مشخصی مانند بقا یا تولید مثل دارد و با رسیدن به آن هدف، ارضا شده و آرام می‌گیرد. رانه اما کاملا متفاوت است.

رانه در نگاه لکان نیرویی است که از شکاف میان بدن و زبان متولد می‌شود. هنگامی که انسان وارد ساحت نمادین و جهان زبان می‌شود، بدن او توسط دال‌ها تکه‌تکه می‌شود. نیازهای طبیعی انسان در قالب تقاضا بیان می‌شوند و در این فرایند، چیزی از دست می‌رود. رانه دقیقا در همین فضای از دست رفته و در حاشیه‌های سوراخ‌های بدن شکل می‌گیرد. لکان رانه را به عنوان یک مونتاژ (montage) سوررئالیستی توصیف می‌کند. این مونتاژ هیچ انسجام طبیعی یا زیست‌شناختی ندارد، بلکه از کنار هم قرار گرفتن عناصری ناهمگون ساخته شده است که مدام در حال فعالیت هستند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

ویژگی بارز رانه در روانکاوی لکانی، نیروی ثابت و فشار مداوم آن است. رانه روز و شب نمی‌شناسد و همواره در حال مطالبه است. این نیرو به دنبال رفع نیاز نیست، بلکه به دنبال کسب نوعی لذت دردناک یا همان ژوئیسانس (jouissance) است. بدن سوژه در روانکاوی لکانی یک ارگانیسم طبیعی نیست، بلکه بدنی است که توسط زبان نشانه‌گذاری شده است و رانه‌ها در واقع پژواک این نشانه‌گذاری‌ها بر روی بدن هستند. بنابراین، رانه مفهومی کاملا فرهنگی و نمادین است که نشان می‌دهد چگونه سوژه انسانی از طبیعت حیوانی خود کنده شده و در دام زبان گرفتار شده است.

تفاوت رانه و میل در رویکرد لکانی چیست؟

شناخت مرز میان رانه و میل برای درک ساختار روان سوژه ضروری است. میل همواره در پی چیزی است که وجود ندارد و بر اساس فقدان شکل می‌گیرد، در حالی که رانه با چرخش مداوم خود به دنبال ارضا در همان مسیر تکرارشونده است.

در هم تنیدگی مفاهیم در روانکاوی گاهی باعث می‌شود که میل (désir) و رانه (pulsion) با یکدیگر اشتباه گرفته شوند، اما لکان مرز بسیار روشنی میان این دو رسم می‌کند. میل در روانکاوی لکانی همواره بر اساس یک فقدان بنیادین شکل می‌گیرد. سوژه میل می‌ورزد چون چیزی را کم دارد و این میل، در نهایت میلِ دیگری است. میل ماهیتی مجازی و لغزان دارد و از دالی به دال دیگر حرکت می‌کند. هرگاه سوژه به ابژه میل خود نزدیک می‌شود، میل تغییر شکل داده و به سوی ابژه دیگری می‌لغزد، زیرا ذات میل در ارضا نشدن و زنده نگه داشتنِ خودِ میل است.

رانه اما داستان کاملا متفاوتی دارد. رانه بر خلاف میل که به دنبال چیزی در آینده یا بیرون از خود است، ارضای خود را در خودِ مسیر حرکتش پیدا می‌کند. رانه هیچ علاقه‌ای به پر کردن فقدان ندارد، بلکه از همان چرخش مدور خود لذت می‌برد. اگر بخواهیم این تفاوت را با استفاده از مفهوم تفاوت فانتزی و فانتاسم توضیح دهیم، باید بگوییم که فانتزی صحنه‌ای است که سوژه برای محافظت از خود در برابر فقدان می‌سازد تا میل خود را تداوم بخشد. اما رانه در زیر این صحنه فانتزیک عمل می‌کند و به شکلی کورکورانه و مکانیکی، تنها به دنبال تکرار چرخش خود و کسب ژوئیسانس است.

میل همواره با قانون و ممنوعیت گره خورده است. میل سوژه در رابطه با قانون دیگری بزرگ شکل می‌گیرد و همواره با نوعی احساس گناه یا اضطراب همراه است. اما رانه نسبت به قانون کاملا بی‌تفاوت است. رانه نیرویی است که هیچ نه یا ممنوعیتی را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل است که لکان تاکید می‌کند روانکاوی نباید تنها در سطح تفسیر میل متوقف شود، بلکه باید بتواند با ساختار سرسخت رانه و ژوئیسانسی که سوژه از تکرار الگوهای رنج‌آور خود می‌برد، مواجه شود. میل می‌خواهد رها شود، اما رانه می‌خواهد تکرار کند.

رانه مرگ در خوانش لکان چگونه تعریف می‌شود؟

خوانش لکان از رانه مرگ فراتر از یک تمایل ساده به نابودی یا پایان حیات است. رانه مرگ در این دیدگاه نشان‌دهنده تکراری بی‌پایان و نیرویی است که ساختارهای نمادین را در هم می‌شکند و سوژه را به سمت فضایی فراتر از اصل لذت سوق می‌دهد.

یکی از بحث‌برانگیزترین مفاهیمی که فروید در سال‌های پایانی کار خود معرفی کرد، مفهوم رانه مرگ بود. فروید متوجه شد که انسان‌ها تمایلی اجباری به تکرار تجربیات دردناک دارند که با اصل لذت قابل توضیح نیست. ژاک لکان این مفهوم را بسط داد و آن را از هرگونه تفسیر زیست‌شناختی مبنی بر تمایل ارگانیسم به بازگشت به حالت بی‌جان تطهیر کرد. لکان در کتاب درآمدی بر خوانش لکان ژوئل دُر و سایر شروح معتبر، به وضوح بیان می‌کند که رانه مرگ یک نیروی مخرب فیزیکی نیست، بلکه یک گرایش ساختاری در روان سوژه است.

از نظر لکان، هر رانه‌ای در اساس خود یک رانه مرگ است. دلیل این ادعای جسورانه آن است که رانه همواره از مرزهای تعادل زیستی و اصل لذت فراتر می‌رود. اصل لذت در روانکاوی به معنای حفظ تعادل و کاهش تنش است. اما رانه دقیقا برعکس عمل می‌کند؛ رانه به دنبال افزایش تنش و رسیدن به ژوئیسانس است. ژوئیسانس لذتی است که در افراط و رنج نهفته است. بنابراین، رانه مرگ نشان‌دهنده آن وجه از روان است که به رفاه و بقای ارگانیسم بی‌اعتناست و تنها به دنبال تکرار بی‌پایان چرخش خود است.

این تکرار بی‌پایان، ساختارهای نمادین و زنجیره دال‌ها را مختل می‌کند. رانه مرگ نیرویی است که می‌خواهد سوژه را از بند زبان و انتظارات دیگریِ بزرگ رها کند، اما این رهایی به قیمت فروپاشی سوژه تمام می‌شود. در کار بالینی، رانه مرگ خود را در قالب واکنش‌های درمانی منفی، خودتخریبی‌های پنهان و اصرار مراجع بر ماندن در وضعیت‌های رنج‌آور نشان می‌دهد. درمانگر لکانی می‌داند که این رفتارها ناشی از یک نقص شناختی نیستند، بلکه تجلی نیرومند رانه مرگ هستند که سوژه را در چنبره تکرار گرفتار کرده‌اند.

سمینار یازدهم لکان چه نگاه تازه‌ای به رانه اضافه کرد؟

سمینار یازدهم نقطه عطفی در صورت‌بندی مفاهیم بنیادین روانکاوی محسوب می‌شود. ژاک لکان در این درس‌گفتارها رانه را به عنوان یکی از چهار مفهوم اصلی معرفی کرد و ساختار آن را به شکل یک مدار بسته و چرخشی به دقت ترسیم نمود.

سمینار یازدهم لکان با عنوان چهار مفهوم بنیادین روانکاوی، یکی از مهم‌ترین متون در تاریخ روانکاوی لکانی است. لکان در این سمینار، چهار مفهوم ناخودآگاه، تکرار، انتقال و رانه را به عنوان ستون‌های اصلی روانکاوی معرفی می‌کند. در این میان، صورت‌بندی او از رانه بسیار دقیق و انقلابی است. او از چهار عنصر فرویدی برای توضیح رانه استفاده می‌کند اما معنای آن‌ها را کاملا دگرگون می‌سازد. این چهار عنصر شامل منبع، فشار، هدف و ابژه هستند.

منبع رانه در نگاه لکان، نواحی اروژن یا همان مناطق حساس بدن هستند. اما لکان این مناطق را نه از منظر آناتومی، بلکه به عنوان لبه‌ها یا شکاف‌هایی در بدن تعریف می‌کند. دهان، مقعد، چشم و گوش، همگی سوراخ‌ها یا لبه‌هایی هستند که مرز میان درون و بیرون را می‌سازند. رانه از این لبه‌ها آغاز می‌شود. فشار رانه، همان‌طور که پیشتر اشاره شد، یک نیروی ثابت و قطع‌نشدنی است. اما نوآوری اصلی لکان در تعریف هدف رانه است. لکان تاکید می‌کند که هدف رانه، رسیدن به یک نقطه پایان یا ارضای نهایی نیست، بلکه هدف آن خودِ مسیر است. رانه می‌خواهد مسیر چرخشی خود را کامل کند و به نقطه آغازین بازگردد.

در زمینه مفهوم انتقال نیز که در همین سمینار بررسی می‌شود، لکان نشان می‌دهد که چگونه رانه‌های مراجع در رابطه با روانکاو فعال می‌شوند. برای مطالعه بیشتر در این باره می‌توانید به مقاله انتقال و انتقال متقابل مراجعه کنید. لکان در سمینار یازدهم رانه را به یک کماندار تشبیه می‌کند که تیر او به هدف نمی‌خورد، بلکه دور هدف می‌چرخد و به سمت خود کماندار بازمی‌گردد. این ساختار مدور و حلقه مانند، کلید فهم عملکرد رانه در روان سوژه است. رانه مانند دهانی است که خود را می‌بوسد، یک مدار بسته که ارضای آن در تداوم حرکتش نهفته است.

مقایسه تحلیلی رانه، میل و غریزه در روانکاوی

ویژگی بنیادینغریزه (Instinct)میل (Desire)رانه (Drive)
هدف نهاییبقای زیست‌شناختی و رفع نیازیافتن ابژه گمشده و به رسمیت شناخته شدنتکرار چرخش و کسب ژوئیسانس
ابژهثابت و از پیش تعیین شده زیستیمتغیر و وابسته به دیگریتصادفی و تنها بهانه‌ای برای چرخش
نحوه ارضاتخلیه کامل تنش فیزیولوژیکهمواره ناکام و در تعویقارضا در خود مسیر و تکرار حرکت
خاستگاهنیازهای طبیعی بدنفقدان نمادین و زبانشکاف میان بدن و زبان

منبع: مفاهیم بنیادین روانکاوی در سمینار یازدهم ژاک لکان

ابژه در مسیر رانه چه نقشی ایفا می‌کند؟

ابژه در مسیر حرکت رانه هدف نهایی برای تصاحب نیست، بلکه تنها بهانه‌ای برای تداوم حرکت است. رانه به دور این ابژه می‌چرخد و ارضای خود را نه در بلعیدن آن، بلکه در حفظ فاصله و تکرار این چرخش مدور به دست می‌آورد.

یکی از مفاهیم ابداعی و بسیار مهم ژاک لکان، مفهوم ابژه a (objet petit a) است. این ابژه در نظریه لکان جایگاه دوگانه‌ای دارد؛ از یک سو علت میل است و از سوی دیگر، نقطه‌ای است که رانه به دور آن می‌چرخد. در نظریه‌های روان‌شناسی کلاسیک، تصور می‌شود که فرد ابژه‌ای را گم کرده است و تمام تلاش او برای یافتن و تصاحب مجدد آن ابژه است. اما لکان این دیدگاه را رد می‌کند. ابژه در روانکاوی لکانی اصلا وجود خارجی ندارد که بتوان آن را پیدا کرد. ابژه a یک خلاء، یک جای خالی یا یک باقیمانده از فرایند ورود سوژه به ساحت نمادین است.

رانه نیازی به تصاحب ابژه ندارد. در واقع، اگر رانه به ابژه برسد و آن را تصاحب کند، حرکتش متوقف می‌شود و این دقیقا همان چیزی است که رانه از آن فرار می‌کند. ابژه تنها یک مانع یا یک تیرک است که رانه مسیر خود را به دور آن تنظیم می‌کند. لکان این موضوع را با مفهوم تصویر آینه‌ای مقایسه می‌کند. در نظریه مرحله آینه‌ای لکان، کودک با دیدن تصویر کامل خود در آینه، یک ایگوی منسجم می‌سازد. اما ابژه a در آینه قابل مشاهده نیست. ابژه a همان چیزی است که از تصویر آینه‌ای جا می‌ماند و تن به بازنمایی تصویری نمی‌دهد.

لکان چهار رانه اصلی را معرفی می‌کند: رانه دهانی، رانه مقعدی، رانه نگاه و رانه صدا. هر کدام از این رانه‌ها ابژه a خاص خود را دارند که به ترتیب پستان، مدفوع، نگاه و صدا هستند. باید توجه داشت که این‌ها اشیای مادی نیستند، بلکه کارکردهایی توپولوژیک در ساختار روان هستند. رانه نگاه به دور ابژه نگاه می‌چرخد و رانه صدا به دور ابژه صدا. ارضای رانه در این است که بتواند این مسیر چرخشی به دور خلاء ابژه را بارها و بارها تکرار کند و از این تکرار، ژوئیسانس تولید نماید.

مفهوم رانه چگونه در اتاق درمان و کار بالینی دیده می‌شود؟

جلوه‌های رانه در فضای بالینی روانکاوی به شکل الگوهای تکرارشونده و مقاومت‌های مراجع پدیدار می‌شوند. درمانگر در این فرایند با نیرویی روبه‌رو است که فراتر از کلمات عمل می‌کند و تحلیل آن نیازمند توجه به چرخش‌های پنهان در گفتار مراجع است.

در فضای بالینی، روانکاو به طور مداوم با جلوه‌های رانه مواجه می‌شود. مراجعان اغلب با شکایتی از یک رنج یا یک الگوی تکراری به اتاق درمان می‌آیند. آن‌ها می‌گویند که می‌خواهند تغییر کنند و از این رنج رها شوند. این صدای میل آن‌هاست که خواهان رهایی است. اما در کنار این میل، نیروی سرسخت دیگری وجود دارد که در برابر تغییر مقاومت می‌کند. این نیرو همان رانه است. رانه از همان الگوی رنج‌آوری که مراجع از آن شکایت دارد، در حال کسب ژوئیسانس است. درمانگر لکانی می‌داند که نمی‌تواند صرفا با تکیه بر اراده آگاهانه مراجع، این الگو را تغییر دهد.

برای مثال، الگوی بالینی فردی را در نظر بگیرید که مدام وارد روابط عاطفی مخرب می‌شود. او هر بار فردی را انتخاب می‌کند که به او آسیب می‌زند. پس از پایان رابطه، او به شدت ابراز پشیمانی می‌کند و تصمیم می‌گیرد دیگر این اشتباه را تکرار نکند، اما در رابطه بعدی دقیقا همان الگو تکرار می‌شود. این توصیف یک الگوست نه یک تشخیص قطعی. روانکاو در اینجا متوجه می‌شود که رانه مراجع در حال چرخیدن به دور یک ابژه خاص است. شکست در رابطه، برای رانه یک شکست نیست، بلکه دقیقا همان روشی است که رانه از طریق آن ارضا می‌شود و چرخه خود را کامل می‌کند.

کار روانکاو در چنین شرایطی، متوقف کردن اجباری این چرخه نیست، بلکه کمک به مراجع برای مواجهه با ژوئیسانس پنهان در این تکرار است. مراجع باید بتواند مسئولیت این لذت دردناک را بپذیرد. در دوره‌های تخصصی مانند آموزش روانکاوی در مدرسه تجربه، بر این نکته تاکید می‌شود که روانکاو باید بتواند فراتر از معنای کلمات مراجع، به ساختار نحوی و چرخش‌های رانه در گفتار او گوش بسپارد. تغییر واقعی تنها زمانی رخ می‌دهد که سوژه بتواند رابطه خود را با رانه و ژوئیسانس تغییر دهد، نه اینکه صرفا ابژه‌های بیرونی خود را عوض کند.

چگونه می‌توانیم رانه را در زندگی روزمره و ادبیات ردیابی کنیم؟

بازتاب رانه تنها محدود به اتاق درمان نیست و در رفتارهای روزمره یا آثار ادبی نیز به روشنی قابل مشاهده است. تکرار اعمالی که ظاهرا رنج‌آور هستند اما فرد نمی‌تواند از آن‌ها دست بکشد، نمونه‌ای از حضور این نیروی پنهان در زندگی انسان است.

حضور رانه در زندگی روزمره ما بسیار پررنگ‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم. بسیاری از عادات و رفتارهای تکراری ما که هیچ هدف منطقی یا سودمندی ندارند، در واقع تجلی چرخش رانه هستند. باز کردن مکرر در یخچال زمانی که اصلا گرسنه نیستیم، یا پیمایش بی‌هدف و بی‌پایان در شبکه‌های اجتماعی، نمونه‌هایی از حرکت مدور رانه هستند. در این حالت‌ها، ما به دنبال پیدا کردن چیز خاصی نیستیم، بلکه خودِ عملِ جستجو کردن و چرخیدن است که برای ما نوعی ارضای ناخودآگاه یا ژوئیسانس به همراه دارد. رانه ما را در یک مدار بسته نگه می‌دارد و ما از این تکرار بی‌حاصل، لذتی پنهان می‌بریم.

در ادبیات و هنر نیز می‌توان ردپای رانه را به وضوح مشاهده کرد. ساختار بسیاری از شاهکارهای ادبی بر اساس یک چرخش بی‌پایان به دور یک تروما یا یک ابژه گمشده بنا شده است. برای مثال، در بوف کور صادق هدایت، راوی مدام به دور یک تصویر خاص و یک زخم عمیق می‌چرخد. او نمی‌تواند از این چرخه خارج شود و روایت او مدام به نقطه آغازین خود بازمی‌گردد. این ساختار روایی، بازتابی دقیق از عملکرد رانه است. در سینما نیز کارگردانانی که به لایه‌های عمیق روان می‌پردازند، این مفهوم را به تصویر کشیده‌اند. مطالعه مقاله لینچ و لکان می‌تواند نشان دهد که چگونه سینمای دیوید لینچ پر از شخصیت‌هایی است که در مدارهای بسته رانه گرفتار شده‌اند و به دور یک خلاء مرکزی می‌چرخند.

درک مفهوم رانه به ما کمک می‌کند تا نگاه عمیق‌تری به رفتار انسان و ساختار روان داشته باشیم. متوجه می‌شویم که انسان موجودی کاملا منطقی و در پی منفعت نیست، بلکه نیرویی تاریک‌تر و تکرارشونده در درون او وجود دارد که مسیر زندگی‌اش را شکل می‌دهد. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم تا با فراهم آوردن بستری علمی و تحلیلی، مسیر درک این مفاهیم عمیق و پیچیده روانکاوی را برای دانشجویان، درمانگران و علاقه‌مندان هموارتر سازیم.

منابع

پرسش‌های پرتکرار

رانه در نظریه لکان به چه معناست؟

رانه نیرویی نمادین و زبانی است که بر خلاف غریزه هدف زیستی ندارد. رانه همواره به دور یک ابژه می‌چرخد و ارضای آن در تکرار همین چرخش و کسب لذتی دردناک (ژوئیسانس) است.

تفاوت اصلی رانه و غریزه در چیست؟

غریزه یک الگوی رفتاری طبیعی برای بقا و رفع نیاز است که با رسیدن به هدف آرام می‌گیرد. اما رانه محصول ورود انسان به زبان است، هرگز آرام نمی‌گیرد و مدام در حال چرخش است.

چرا لکان می‌گوید هر رانه‌ای رانه مرگ است؟

زیرا رانه همواره از مرزهای اصل لذت و تعادل زیستی فراتر می‌رود. رانه به رفاه ارگانیسم بی‌اعتناست و با تکرار بی‌پایان خود، ساختارها را به سمت نوعی فروپاشی و ژوئیسانس افراطی سوق می‌دهد.

ابژه در مسیر رانه چه جایگاهی دارد؟

ابژه برای رانه هدفی برای تصاحب نیست. ابژه تنها یک مانع یا بهانه است که رانه مسیر خود را به دور آن تنظیم می‌کند و از همین چرخیدن به دور ابژه ارضا می‌شود.

آیا رانه در روانکاوی قابل درمان یا حذف است؟

رانه قابل حذف نیست زیرا بخشی بنیادین از ساختار روان سوژه است. روانکاوی به مراجع کمک می‌کند تا رابطه خود را با رانه تغییر دهد و مسئولیت ژوئیسانس پنهان در تکرارهای خود را بپذیرد.

سمینار ۱۱ لکان چه اهمیتی در فهم رانه دارد؟

در سمینار یازدهم، لکان رانه را به عنوان یکی از چهار مفهوم بنیادین روانکاوی معرفی کرد و ساختار مدور آن را با استفاده از چهار عنصر منبع، فشار، هدف و ابژه به دقت صورت‌بندی نمود.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم