سینتوم در لکان: جویس، گره چهارم و پایان دیگر تحلیل

سه حلقه سنگی بزرگ و جدا از هم که توسط یک نخ ابریشمی ظریف و رنگی به هم گره خورده و ثابت مانده اند
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
سینتوم لکان دقیقاً به چه معناست؟
مفهوم سینتوم (sinthome) در کارهای متأخر ژاک لکان به گره چهارمی در حلقه بورومه اشاره دارد. این گره سه نظم امر خیالی، امر نمادین و امر واقع را کنار هم نگه می‌دارد و مانع از هم‌گسیختگی روانی مراجع می‌شود.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۵

سینتوم چیست و چه فرقی با سمپتوم دارد؟

مفهوم سینتوم در روانکاوی لکانی تفاوت بنیادینی با سمپتوم کلاسیک فرویدی دارد. سمپتوم پیامی است که مراجع به دیگری بزرگ می‌فرستد و نیازمند تفسیر است. سینتوم اما گره‌ای ساختاری است که رنج را به نوعی ابداع شخصی تبدیل می‌کند و نیازی به رمزگشایی معنایی ندارد.

مفهوم سمپتوم (symptom) در روانکاوی همواره جایگاهی مرکزی داشته است. زیگموند فروید سمپتوم را به عنوان یک سازش میان خواسته‌های ناخودآگاه و دفاع‌های ایگو تعریف می‌کرد. ژاک لکان در سال‌های ابتدایی کار خود و در مسیر بازگشت لکان به فروید سمپتوم را مانند یک استعاره می‌دید. لکان باور داشت که سمپتوم ساختاری شبیه به زبان دارد و پیامی است که به شکل رمزنگاری‌شده برای دیگری بزرگ (Big Other) فرستاده می‌شود. درمانگر در این نگاه وظیفه دارد این پیام را بشنود و معنای پنهان آن را برای مراجع تفسیر کند.

مفهوم سینتوم (sinthome) اما محصول چرخش نظری لکان در سال‌های پایانی تدریس اوست. واژهٔ سینتوم در واقع املای قدیمی و فرانسوی همان کلمهٔ سمپتوم است که لکان آن را برای اشاره به چیزی فراتر از معنا احیا کرد. سینتوم دیگر پیامی برای تفسیر نیست بلکه هستهٔ سخت ژوئیسانس (jouissance) است. ژوئیسانس به معنای کیف یا لذتی دردناک است که در برابر هرگونه نمادین‌سازی مقاومت می‌کند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

تفاوت اصلی در کارکرد بالینی این دو مفهوم نهفته است. سمپتوم با تفسیر شدن و ورود به زنجیرهٔ دلالت‌ها می‌تواند تحلیل برود یا تغییر شکل دهد. سینتوم اما چیزی است که فرد باید با آن هم‌ذات‌پنداری کند. سینتوم راهی است که سوژه برای کنار آمدن با حفره‌های ساختار روانی خود ابداع کرده است و حذف آن می‌تواند به فروپاشی روانی منجر شود.

چرا ژاک لکان برای تبیین سینتوم به سراغ جیمز جویس رفت؟

ژاک لکان برای تبیین نظریهٔ متأخر خود به سراغ آثار و زندگی جیمز جویس نویسندهٔ ایرلندی رفت. نوشتن برای جویس کارکردی حیاتی داشت و به عنوان یک گره چهارم عمل می‌کرد. این ابداع ادبی مانع از فروپاشی روانی او شد و انسجام ساختار روانی‌اش را حفظ کرد.

پرتره سیاه و سفید جیمز جویس نویسنده ایرلندی در سال ۱۹۱۵
جیمز جویس، نویسنده‌ای که لکان آثار او را برای تبیین مفهوم سینتوم و گره چهارم تحلیل کرد · عکس: James_Joyce_by_Alex_Ehrenzweig,_1915_restored.jpg: *James_Jo، Public domain

سمینار بیست و سوم ژاک لکان به طور کامل به بررسی زندگی و آثار جیمز جویس (James Joyce) اختصاص دارد. خواندن زندگی‌نامهٔ ژاک لکان نشان می‌دهد که او همواره پیوندی عمیق با ادبیات و هنر داشت اما مواجههٔ او با جویس چیزی فراتر از نقد ادبی بود. لکان در جویس یک نمونهٔ بالینی بی‌نظیر برای اثبات نظریهٔ توپولوژیک خود پیدا کرد.

پرسش اصلی لکان این بود که چرا جیمز جویس با وجود داشتن پدری غایب و ناکارآمد هرگز دچار فروپاشی روانی نشد. لکان استدلال می‌کند که ساختار روانی جویس به صورت پیش‌فرض فاقد گره‌خوردگی محکم میان سه نظم اصلی روان بود. جویس به جای تسلیم شدن در برابر این نقص ساختاری دست به یک ابداع بی‌سابقه زد. نوشتن و به ویژه خلق اثری پیچیده مانند بیداری فینگان‌ها (Finnegans Wake) برای جویس صرفاً یک فعالیت هنری نبود بلکه کارکردی جبرانی داشت.

هنر جویس همان سینتوم او بود. کلمات در آثار متأخر جویس از معنای ارتباطی خود تهی می‌شوند و به اشیایی برای لذت بردن تبدیل می‌گردند. جویس با استفاده از زبان به عنوان یک مادهٔ خام گره‌ای جدید در روان خود ایجاد کرد که توانست نام او را جاودانه کند و همزمان او را از افتادن در ورطهٔ سایکوز نجات دهد. لکان از این طریق نشان می‌دهد که چگونه یک ابداع تکین می‌تواند جایگزین نقص در کارکرد پدری شود.

گره بورومه در روانکاوی لکان چگونه کار می‌کند؟

گره بورومه ابزاری توپولوژیک در آموزش‌های متأخر لکان است که سه حلقهٔ امر خیالی، امر نمادین و امر واقع را به هم متصل می‌کند. ویژگی اصلی این گره آن است که با پاره شدن یک حلقه تمام ساختار از هم می‌پاشد و نیازمند یک نگهدارنده است.

توپولوژی در سال‌های پایانی آموزش لکان جایگزین زبان‌شناسی ساختارگرا شد. یکی از مهم‌ترین مفاهیم روانکاوی لکانی در این دوره گره بورومه (Borromean knot) است. این گره که نام خود را از نشان خانوادگی خاندان بورومئو در ایتالیا گرفته است از سه حلقه تشکیل شده که به شکلی خاص در هم تنیده شده‌اند. خاصیت ریاضی این گره آن است که اگر تنها یکی از حلقه‌ها بریده شود دو حلقهٔ دیگر نیز از هم جدا می‌شوند.

نظم‌های سه‌گانهٔ لکان شامل امر واقع (Real)، امر نمادین (Symbolic) و امر خیالی (Imaginary) در قالب این سه حلقه بازنمایی می‌شوند. سلامت روانی سوژه در گرو پیوند درست این سه حلقه است. امر نمادین مربوط به زبان و قانون است، امر خیالی به تصویر بدن و ایگو می‌پردازد و امر واقع همان چیزی است که نمادین نمی‌شود و در برابر کلام مقاومت می‌کند.

گره بورومه در بسیاری از افراد به درستی بسته نشده است. لکان متوجه شد که اگر این سه حلقه به خودی خود نتوانند یکدیگر را نگه دارند به یک حلقهٔ چهارم نیاز است تا آن‌ها را به هم متصل کند. این حلقهٔ چهارم همان سینتوم است. سینتوم مانند یک وصلهٔ ساختاری عمل می‌کند که از فروپاشی گره جلوگیری می‌نماید و انسجام روانی فرد را تضمین می‌کند.

آیا سینتوم می‌تواند جایگزین نام پدر شود؟

جایگاه نام پدر در کارهای اولیهٔ لکان بسیار مرکزی بود اما در نهایت جای خود را به مفهوم سینتوم داد. نام پدر تنها یکی از راه‌های ممکن برای گره زدن ساختار روانی است در حالی که سینتوم امکانات بسیار گسترده‌تری برای ابداع شخصی فراهم می‌آورد.

مفهوم نام پدر (Name-of-the-Father) در دهه‌های پنجاه و شصت میلادی هستهٔ مرکزی نظریهٔ لکان را تشکیل می‌داد. نام پدر استعاره‌ای است که قانون را در روان سوژه مستقر می‌کند و او را به نظم نمادین وارد می‌سازد. در این نگاه کلاسیک فقدان نام پدر منجر به ساختار سایکوتیک می‌شود. مطالعهٔ ساختارهای بالینی در روانکاوی بر اساس همین حضور یا غیاب نام پدر شکل گرفته بود.

نظریهٔ لکان در دههٔ هفتاد میلادی دچار تحولی شگرف شد. لکان متوجه شد که تکیهٔ انحصاری بر نام پدر ریشه در اسطورهٔ ادیپ فروید دارد و نیازمند صورت‌بندی دقیق‌تری است. لکان ابتدا مفهوم نام‌های پدر را به صورت جمع مطرح کرد و سپس در سمینار بیست و سوم گام نهایی را برداشت. او اعلام کرد که نام پدر در واقع تنها یک نوع خاص از سینتوم است.

سینتوم مفهومی بسیار وسیع‌تر و دموکراتیک‌تر از نام پدر است. هر فردی لزوماً نیازی به نام پدر سنتی ندارد تا بتواند ساختار روانی خود را حفظ کند. سوژه می‌تواند با ابداع سینتوم خاص خود گره بورومه‌ای روانش را ببندد. این ابداع می‌تواند یک فعالیت هنری، یک شغل خاص، یک علاقهٔ افراطی یا حتی یک سبک زندگی باشد. سینتوم نشان می‌دهد که راه‌های رستگاری روانی به تعداد سوژه‌های انسانی متنوع است.

مقایسهٔ تحلیلی سمپتوم و سینتوم در نظریهٔ لکان

ویژگی ساختاریسمپتوم (Symptom)سینتوم (Sinthome)
کارکرد اصلیپیام رمزنگاری‌شده به دیگری بزرگگره‌زنندهٔ ساختار سه‌گانهٔ روان
ارتباط با زبانقابل رمزگشایی و تفسیر معناییخارج از معنا و مقاوم در برابر تفسیر
نوع ژوئیسانسژوئیسانس فالیک و محدودشدهژوئیسانس تکین و خاص سوژه
هدف در درمانرفع شدن یا تقلیل یافتن از طریق کلامهم‌ذات‌پنداری سوژه با آن

منبع: سمینار ۲۳ ژاک لکان و شروح بالینی معاصر

پایان روانکاوی بر اساس مفهوم سینتوم چگونه رقم می‌خورد؟

پایان روانکاوی در رویکرد لکانی با مفهوم سینتوم تعریفی کاملاً جدید پیدا می‌کند. هدف نهایی دیگر از بین بردن نشانه‌ها نیست بلکه رسیدن به نقطه‌ای است که مراجع بتواند با سینتوم خود هم‌ذات‌پنداری کند و از آن برای ساختن زندگی بهره ببرد.

پرسش دربارهٔ پایان تحلیل همواره یکی از چالش‌های بزرگ در تاریخ روانکاوی بوده است. اگر بخواهیم بدانیم روانکاوی چیست باید به هدفی که برای درمان در نظر می‌گیرد نگاه کنیم. در روانکاوی کلاسیک هدف اغلب رفع سمپتوم‌ها و رساندن مراجع به یک سازگاری نسبی با واقعیت است. لکان در دوره‌ای از کار خود پایان تحلیل را با مفهوم عبور از فانتزی (Traversing the fantasy) گره زد.

مفهوم سینتوم در سال‌های پایانی آموزش لکان افق جدیدی برای پایان تحلیل ترسیم کرد. لکان اصطلاح هم‌ذات‌پنداری با سینتوم (Identification with the sinthome) را مطرح نمود. مراجع در طول تحلیل متوجه می‌شود که آن چیزی که بیشترین رنج را برای او به همراه داشته در واقع همان چیزی است که ساختار روانی او را یکپارچه نگه داشته است. تلاش برای حذف کامل این هستهٔ سخت نه تنها غیرممکن بلکه خطرناک است.

پایان تحلیل زمانی فرا می‌رسد که مراجع دست از جنگیدن با سینتوم خود بردارد. او می‌آموزد که چگونه با این بخش تغییرناپذیر از وجود خود کنار بیاید و از آن به عنوان ابزاری برای زندگی کردن استفاده کند. سینتوم دیگر یک بیماری نیست بلکه امضای تکین سوژه در جهان است. مراجع با شناخت سینتوم خود می‌تواند مسئولیت ژوئیسانس خویش را بپذیرد و بدون نیاز به تکیه بر دیگری بزرگ راه خود را پیدا کند.

چگونه می‌توانیم مفهوم سینتوم را در کار بالینی با مراجع درک کنیم؟

درک مفهوم سینتوم در فضای بالینی به درمانگر کمک می‌کند تا به جای تلاش برای حذف رنج مراجع به دنبال شناخت ابداعات او باشد. این رویکرد نشان می‌دهد که چگونه یک رفتار یا علاقهٔ خاص می‌تواند ساختار روانی فرد را از فروپاشی نجات دهد.

ورود مفهوم سینتوم به کلینیک روانکاوی شیوهٔ گوش سپردن درمانگر را تغییر می‌دهد. فرض کنید مراجعی به کلینیک مراجعه می‌کند که تمام زندگی‌اش حول محور جمع‌آوری وسواس‌گونهٔ نوع خاصی از تمبرهای پستی می‌چرخد. این رفتار در نگاه اول ممکن است یک وسواس فلج‌کننده به نظر برسد که باید درمان شود. اما درمانگر لکانی با دقت بیشتری به این الگو نگاه می‌کند. لازم به ذکر است که این توصیف الگوست نه تشخیص قطعی بالینی.

درمانگر در طول جلسات متوجه می‌شود که این مراجع هر بار که از مجموعهٔ تمبرهایش دور می‌شود دچار اضطراب‌های تکه‌تکه شدن و هجوم افکار پارانوئید می‌گردد. جمع‌آوری تمبرها در اینجا یک سمپتوم ساده برای تفسیر شدن نیست بلکه سینتوم مراجع است. این فعالیت همان حلقهٔ چهارمی است که گره بورومهٔ او را بسته نگه می‌دارد. اگر درمانگر با مداخلات شتاب‌زده سعی در حذف این رفتار داشته باشد ممکن است مراجع را به سمت یک اپیزود سایکوتیک سوق دهد.

شناخت سینتوم نیازمند آموزش‌های عمیق و مستمر است. علاقه‌مندان به درک بهتر این ظرایف بالینی می‌توانند در دورهٔ مفاهیم ژاک لکان در مدرسهٔ تجربه شرکت کنند تا با توپولوژی لکانی آشناتر شوند. همچنین برای کسانی که قصد ورود به کار بالینی را دارند مطالعهٔ مسیرهای آموزش روانکاوی و مسیر روانکاو شدن ضروری است. ما در مرکز تجربه زندگی همواره تلاش می‌کنیم بستری دقیق برای مطالعهٔ متون اصلی لکان فراهم آوریم.

منابع
  • ژاک لکان، سمینار بیست و سوم: جویس و سینتوم، ۱۹۷۵
  • بروس فینک، مبانی تکنیک روانکاوی لکانی، ۲۰۰۷
  • روبرتو هاراری، سینتوم لکان: درآمدی بر سمینار بیست و سوم، ۲۰۰۲
  • لوک فایلز، خوانش جویس لکان، ۲۰۱۲

پرسش‌های پرتکرار

آیا سینتوم لکان همان مکانیسم دفاعی در روانکاوی کلاسیک است؟

خیر. مکانیسم‌های دفاعی راهکارهای ایگو برای مقابله با اضطراب هستند اما سینتوم یک گره ساختاری و توپولوژیک است که کل روان فرد را یکپارچه نگه می‌دارد و فراتر از کارکردهای ایگو عمل می‌کند.

منظور از گره چهارم در توپولوژی لکان چیست؟

گره چهارم یا همان سینتوم حلقه‌ای است که به گره بورومه اضافه می‌شود تا در صورت نقص در پیوند سه حلقهٔ امر واقع، نمادین و خیالی آن‌ها را به هم متصل نگه دارد.

چرا خواندن سمینار ۲۳ لکان درباره جویس دشوار است؟

این سمینار ترکیبی از توپولوژی پیچیدهٔ ریاضی و تحلیل ادبیات بسیار دشوار جیمز جویس است. لکان در این سمینار مفاهیم زبان‌شناسی قبلی خود را با مفاهیم گره‌ها جایگزین می‌کند که نیازمند پیش‌زمینهٔ قوی است.

آیا هر فردی سینتوم خاص خود را دارد؟

بله. سینتوم یک ابداع کاملاً تکین و منحصر به فرد است. هر سوژه‌ای راه خاص خود را برای گره زدن ساختار روانی‌اش پیدا می‌کند که با هیچ فرد دیگری یکسان نیست.

تفاوت اصلی امر واقع و سینتوم در چیست؟

امر واقع حوزه‌ای از تجربیات است که نمادین نمی‌شود و اضطراب‌آور است. سینتوم ابزاری است که سوژه می‌سازد تا بتواند مرزی برای امر واقع ایجاد کند و از هجوم ویرانگر آن در امان بماند.

آیا درمانگر می‌تواند سینتوم مراجع را تفسیر کند؟

سینتوم در برابر تفسیر معنایی مقاومت می‌کند. وظیفهٔ درمانگر تفسیر سینتوم نیست بلکه کمک به مراجع برای شناختن آن و رسیدن به نقطهٔ هم‌ذات‌پنداری با این هستهٔ مرکزی روان است.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم