کاتکسیس یا سرمایه‌گذاری روانی چیست؟ اقتصاد انرژی در نظریه فروید

کاتکسیس یا سرمایه‌گذاری روانی چیست؟ اقتصاد انرژی در نظریه فروید
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
کاتکسیس در روانکاوی به چه معناست؟
کاتکسیس (Cathexis) در روانکاوی به فرایند سرمایه‌گذاری انرژی روانی یا لیبیدو روی یک شخص، شیء، ایده یا حتی یک عضو بدن گفته می‌شود. این مفهوم نشان می‌دهد که ذهن چگونه ارزش عاطفی و روانی خاصی را به پدیده‌های بیرونی یا درونی اختصاص می‌دهد.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

کاتکسیس (Cathexis) و دکاتکسیس به زبان ساده چه تفاوتی با هم دارند؟

مفهوم کاتکسیس به زبان ساده همان چسبیدن انرژی روانی به یک موضوع است. در مقابل دکاتکسیس فرایند رها کردن این انرژی و پس گرفتن آن محسوب می‌شود. درک این دوگانگی به ما نشان می‌دهد که ذهن چگونه با محیط پیرامون و ابژه‌های درونی خود ارتباط برقرار می‌کند.

واژه کاتکسیس ترجمه انگلیسی از واژه آلمانی بشتزونگ (Besetzung) است که زیگموند فروید در نوشته‌های خود به کار برده است. جیمز استراچی در ترجمه آثار فروید به انگلیسی این واژه یونانی را ابداع کرد تا بار علمی بیشتری به آن ببخشد. این مفهوم یکی از پایه‌های اصلی برای فهم مفاهیم روانکاوی به شمار می‌رود. وقتی شما به یک دوست علاقه پیدا می‌کنید یا روی یک پروژه کاری تمرکز عمیقی دارید، در واقع در حال سرمایه‌گذاری روانی یا کاتکسیس روی آن موضوع هستید. انرژی روانی شما مانند سرمایه‌ای است که به یک حساب بانکی عاطفی واریز می‌شود.

فرایند دکاتکسیس (Decathexis) دقیقا نقطه مقابل این وضعیت است. زمانی که یک رابطه پایان می‌یابد یا یک هدف اهمیت خود را از دست می‌دهد، ذهن باید انرژی سرمایه‌گذاری شده را پس بگیرد. این پس گرفتن انرژی معمولا زمان‌بر است و به سادگی اتفاق نمی‌افتد. ذهن انسان تمایل دارد به ابژه‌هایی که روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده است بچسبد و رها کردن آن‌ها نیازمند کار روانی جدی است. بنابراین چسبیدن و رها کردن دو روی سکه اقتصاد روانی هستند که در تمام طول زندگی ما جریان دارند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

اقتصاد انرژی در نظریه فروید چگونه کار می‌کند؟

دیدگاه اقتصادی فروید ذهن انسان را مانند یک سیستم بسته از انرژی روانی در نظر می‌گیرد. در این سیستم پیچیده مقدار انرژی ثابت است و اگر در یک بخش بیش از حد مصرف شود، بخش‌های دیگر به طور قطع با کمبود مواجه خواهند شد.

پرتره زیگموند فروید در حال کشیدن سیگار برگ
زیگموند فروید، بنیان‌گذار روانکاوی و ارائه‌دهنده نظریه اقتصاد انرژی روانی · عکس: Max Halberstadt، Public domain

نظریه روانکاوی فروید بر سه دیدگاه اصلی استوار است که شامل دیدگاه توپوگرافیک، ساختاری و اقتصادی می‌شود. با مطالعه زندگی‌نامهٔ زیگموند فروید درمی‌یابیم که او تحت تاثیر فیزیک و ترمودینامیک دوران خود، ذهن را به عنوان یک دستگاه پیچیده پردازش انرژی توصیف کرده است. در این دستگاه هیدرولیک، انرژی روانی یا لیبیدو همواره در جستجوی تخلیه و رسیدن به تعادل است. ذهن تلاش می‌کند تا سطح تنش را در پایین‌ترین حد ممکن نگه دارد.

زمانی که انرژی روانی روی یک ابژه متمرکز می‌شود، ما با پدیده کاتکسیس روبرو هستیم. اگر این انرژی روی خود شخص متمرکز شود، کاتکسیس خودشیفته‌وار نامیده می‌شود و اگر روی افراد یا اشیاء بیرونی سرمایه‌گذاری شود، کاتکسیس ابژه‌ای خوانده می‌شود. اقتصاد روانی حکم می‌کند که توزیع این انرژی باید متعادل باشد. اگر فردی تمام انرژی روانی خود را صرف یک موضوع خاص کند، برای سایر جنبه‌های زندگی انرژی کافی نخواهد داشت. این پویایی انرژی کلید فهم بسیاری از رفتارهای انسانی و تعارض‌های درونی است.

چرا دل کندن از یک ابژه از دست رفته در فرایند سوگ این‌قدر انرژی می‌برد و ما را خسته می‌کند؟

سوگواری یکی از سنگین‌ترین و پیچیده‌ترین کارهای روانی است که انسان در طول زندگی تجربه می‌کند. در فرایند سوگ، ذهن باید انرژی عظیمی را که سال‌ها روی یک فرد سرمایه‌گذاری کرده است ذره‌ذره پس بگیرد و این کار خستگی مفرطی به همراه دارد.

وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم یا رابطه مهمی به پایان می‌رسد، ذهن به طور خودکار واقعیت فقدان را نمی‌پذیرد. در مقاله معروف سوگواری از منظر فروید توضیح داده می‌شود که ذهن در ابتدا با تمام قوا به خاطرات و تصاویر فرد از دست رفته می‌چسبد. این چسبیدن افراطی که هایپرکاتکسیس (Hypercathexis) نام دارد، باعث می‌شود تمام انرژی روانی فرد صرف مرور خاطرات و زنده نگه داشتن ابژه در دنیای درون شود. فرد سوگوار مدام به گذشته برمی‌گردد تا حضور فرد از دست رفته را در روان خود حفظ کند.

کار سوگ در واقع همان فرایند دکاتکسیس یا پس گرفتن تدریجی این انرژی است. ذهن باید تک‌تک خاطرات، امیدها و آرزوهای مشترک را به یاد بیاورد و در هر مورد واقعیت فقدان را تایید کند. این کار روانی که فروید آن را آزمون واقعیت می‌نامد، نیازمند مصرف انرژی بسیار زیادی است. به همین دلیل است که افراد سوگوار اغلب احساس خستگی جسمی و روانی شدیدی می‌کنند و توانایی تمرکز روی امور روزمره را از دست می‌دهند. پس گرفتن این سرمایه روانی و آزاد شدن آن برای سرمایه‌گذاری‌های جدید فرایندی است که گاهی ماه‌ها یا سال‌ها به طول می‌انجامد.

سرمایه‌گذاری روانی روی یک ایده، شغل یا فرد در زندگی روزمره چگونه اتفاق می‌افتد؟

سرمایه‌گذاری روانی تنها به روابط عاشقانه عمیق یا فرایند سوگ محدود نمی‌شود. انسان‌ها در زندگی روزمره به طور مداوم انرژی روانی خود را روی ایده‌ها، اهداف شغلی، اشیاء فیزیکی و حتی باورهای سیاسی خود متمرکز می‌کنند و به آن‌ها هویت می‌بخشند.

مفهوم کاتکسیس در تمام تار و پود زندگی روزمره ما تنیده شده است. دانشجویی را تصور کنید که سال‌ها برای قبولی در یک رشته خاص تلاش می‌کند. او تمام امیدها، آرزوها و هویت خود را به این هدف گره زده است. این یک سرمایه‌گذاری روانی عظیم روی یک ایده و آینده شغلی است. اگر او در این مسیر شکست بخورد، تنها یک موقعیت تحصیلی را از دست نداده است، بلکه بخش بزرگی از سرمایه روانی او دچار بحران شده است و باید مسیر دشوار دکاتکسیس را طی کند.

در روابط انسانی نیز این موضوع به وضوح دیده می‌شود. با بررسی عشق از دیدگاه فروید متوجه می‌شویم که عاشق شدن در واقع شدیدترین فرم کاتکسیس ابژه‌ای است. عاشق تمام انرژی لیبیدینال خود را روی معشوق متمرکز می‌کند تا جایی که گاهی از نیازهای اولیه خود غافل می‌شود. حتی اشیاء بی‌جان مانند یک ماشین قدیمی، یک خانه پدری یا یک یادگاری کوچک می‌توانند بار روانی سنگینی را حمل کنند. این اشیاء به دلیل انرژی روانی متصل به آن‌ها دیگر فقط یک شیء فیزیکی نیستند، بلکه بخشی از دنیای درونی ما محسوب می‌شوند.

مقایسه انواع توزیع انرژی روانی (کاتکسیس) در نظریه فروید

نوع سرمایه‌گذاریتوصیف فرایند روانیمثال بالینی یا روزمره
کاتکسیس ابژه‌ایهدایت انرژی روانی به سمت افراد، اشیاء یا اهداف بیرونیعاشق شدن یا تمرکز شدید روی یک پروژه کاری
کاتکسیس خودشیفته‌وارهدایت انرژی روانی به سمت ایگو (خود) و دنیای درونیانزواطلبی افراطی پس از یک شکست عاطفی و تمرکز بر خود
دکاتکسیسپس گرفتن تدریجی انرژی روانی از یک ابژه بیرونی یا درونیعبور موفقیت‌آمیز از مراحل سوگ و پذیرش فقدان عزیز
هایپرکاتکسیسسرمایه‌گذاری بیش از حد و افراطی روی یک موضوع خاصچسبیدن وسواس‌گونه به خاطرات یک فرد از دست رفته
آنتی‌کاتکسیسصرف انرژی برای سرکوب و جلوگیری از ورود افکار دردناک به آگاهیاستفاده مداوم از مکانیسم‌های دفاعی مانند انکار یا سرکوب

منبع: برداشتی از مفاهیم پایه‌ای اقتصاد روانی در آثار زیگموند فروید

مفهوم کاتکسیس در اتاق درمان چگونه خود را نشان می‌دهد؟

در فرایند روان‌درمانی تحلیلی، پویایی سرمایه‌گذاری‌های روانی مراجع به وضوح قابل مشاهده و بررسی است. درمانگر تحلیلی با دقت فراوان بررسی می‌کند که مراجع انرژی روانی خود را در کدام بخش‌های ناخودآگاه حبس کرده و از چه موضوعات مهمی در زندگی پس کشیده است.

اتاق درمان فضایی است که در آن اقتصاد روانی فرد بازتولید می‌شود. یکی از بارزترین نمونه‌های کاتکسیس در فضای بالینی پدیده انتقال است. برای درک بهتر این موضوع خواندن درباره انتقال و انتقال متقابل بسیار راهگشا خواهد بود. مراجع ممکن است انرژی روانی و احساساتی را که در گذشته روی والدین یا افراد مهم زندگی‌اش سرمایه‌گذاری کرده بود، اکنون به درمانگر منتقل کند. درمانگر تبدیل به ابژه جدیدی برای کاتکسیس می‌شود و این فرصتی بی‌نظیر برای تحلیل الگوهای ارتباطی مراجع فراهم می‌آورد.

یک مثال بالینی ساختگی می‌تواند این توصیف الگو را روشن‌تر کند. فرض کنید مراجعی پس از یک شکست مالی، تمام انرژی خود را از دنیای بیرون پس کشیده و دچار انزوای شدید شده است. او در واقع دنیای بیرون را دکاتکسیس کرده و تمام انرژی را روی خود و احساس گناهش متمرکز کرده است. در اینجا روانکاو ادعای تشخیصی قطعی نمی‌کند، بلکه این الگوی توزیع انرژی را به عنوان نشانه‌ای از یک انسداد روانی در نظر می‌گیرد. هدف درمان در این مرحله کمک به مراجع برای بازتوزیع سالم‌تر این انرژی و برقراری مجدد ارتباط با دنیای بیرون است.

آیا سرمایه‌گذاری روانی افراطی می‌تواند به نشانه‌های روان‌نژندی منجر شود؟

زمانی که انرژی روانی روی یک تعارض ناخودآگاه یا یک مکانیسم دفاعی خاص سرمایه‌گذاری می‌شود، فرد ممکن است نشانه‌های روان‌نژندی متعددی را تجربه کند. این سرمایه‌گذاری افراطی و مداوم باعث کاهش شدید انرژی در دسترس برای پیشبرد اهداف زندگی طبیعی و روزمره می‌شود.

ذهن انسان برای محافظت از خود در برابر اضطراب و افکار دردناک از ترفندهای مختلفی استفاده می‌کند. آشنایی با مکانیسم‌های دفاعی نشان می‌دهد که سرکوب کردن یک فکر یا احساس ناخوشایند نیازمند صرف انرژی روانی مداوم است. این فرایند که آنتی‌کاتکسیس (Anticathexis) یا سرمایه‌گذاری متقابل نامیده می‌شود، انرژی زیادی را از سیستم روانی فرد می‌بلعد تا جلوی ورود محتوای ناخودآگاه به آگاهی را بگیرد. این سد دفاعی باید همواره با انرژی تازه تغذیه شود تا نشکند.

وقتی بخش عمده‌ای از انرژی روانی صرف سرکوب تعارض‌ها یا چسبیدن به ابژه‌های خیالی می‌شود، فرد برای مقابله با چالش‌های واقعی زندگی دچار کمبود انرژی می‌گردد. این وضعیت می‌تواند خود را به شکل خستگی مزمن، اضطراب‌های بی‌دلیل، وسواس‌ها یا نشانه‌های جسمانی نشان دهد. در واقع روان‌نژندی از منظر اقتصادی نتیجه توزیع ناکارآمد و حبس شدن انرژی روانی در گره‌های ناخودآگاه است. رهاسازی این انرژی حبس شده و هدایت آن به سمت فعالیت‌های سازنده، یکی از اهداف اصلی در هر رویکرد تحلیلی به شمار می‌رود.

چگونه می‌توانیم انرژی روانی حبس شده را آزاد کنیم و مسیر روانکاوی در این زمینه چیست؟

آزاد کردن انرژی روانی حبس شده نیازمند آگاهی یافتن عمیق از گره‌های ناخودآگاه و الگوهای رفتاری تکراری است. رویکرد روانکاوی فضایی امن و تحلیلی فراهم می‌کند تا فرد بتواند سرمایه‌گذاری‌های روانی گذشته خود را بازنگری کرده و مسیرهای سازنده‌تری برای آن‌ها بیابد.

باز کردن گره‌های انرژی روانی کار ساده‌ای نیست و معمولا با مقاومت‌های ناخودآگاه روبرو می‌شود. ذهن ترجیح می‌دهد به الگوهای آشنای خود حتی اگر دردناک باشند بچسبد. در فرایند روانکاوی، مراجع تشویق می‌شود تا از طریق تداعی آزاد و بررسی رویاها به منابع انرژی حبس شده خود دسترسی پیدا کند. این مسیر که فروید آن را کارورزی روانی (Durcharbeiten) می‌نامد، به فرد اجازه می‌دهد تا ابژه‌های از دست رفته یا آرزوهای سرکوب شده را به تدریج دکاتکسیس کرده و انرژی آن‌ها را برای خلق یک زندگی معنادارتر بازپس گیرد.

پیمودن این مسیر تحلیلی نیازمند همراهی یک درمانگر آموزش دیده و فضایی حاوی و پذیرا است. برای کسانی که علاقه‌مند به یادگیری عمیق‌تر این مفاهیم و کاربرد آن‌ها در فضای بالینی هستند، شرکت در دوره‌های آموزش روانکاوی در مدرسهٔ تجربه می‌تواند گامی موثر و روشنگر باشد. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم تا با فراهم آوردن بستری علمی و دقیق، مسیر فهم پیچیدگی‌های روان انسان و اقتصاد انرژی ذهن را برای دانشجویان و درمانگران هموارتر سازیم.

منابع
  • زیگموند فروید، مقاله سوگواری و ماخولیا، ۱۹۱۷
  • ژان لاپلانش و ژان-برتران پونتالیس، واژگان روانکاوی، ۱۹۶۷
  • چارلز برنر، مبانی روانکاوی، ۱۹۵۵
  • رالف گرینسن، تکنیک و پراتیک روانکاوی، ۱۹۶۷

پرسش‌های پرتکرار

کاتکسیس در روانکاوی دقیقا به چه معناست؟

کاتکسیس به معنای سرمایه‌گذاری انرژی روانی یا عاطفی روی یک شخص، ایده یا شیء است. این مفهوم نشان می‌دهد ذهن چگونه به پدیده‌های مختلف ارزش و اهمیت می‌بخشد.

تفاوت کاتکسیس و دکاتکسیس چیست؟

کاتکسیس فرایند چسبیدن انرژی روانی به یک موضوع است، در حالی که دکاتکسیس به معنای پس گرفتن و رها کردن این انرژی از موضوعی است که دیگر کارکردی ندارد.

چرا در دوران سوگواری احساس خستگی شدید می‌کنیم؟

زیرا ذهن در حال انجام کار سنگین دکاتکسیس است. پس گرفتن ذره‌ذره انرژی روانی از خاطرات فرد از دست رفته نیازمند مصرف انرژی روانی بسیار بالایی است.

آیا کاتکسیس فقط در مورد انسان‌ها اتفاق می‌افتد؟

خیر، سرمایه‌گذاری روانی می‌تواند روی اشیاء بی‌جان، اهداف شغلی، ایده‌های سیاسی، حیوانات خانگی و حتی اعضای بدن خود فرد نیز صورت بگیرد.

مفهوم آنتی‌کاتکسیس چه نقشی در روان انسان دارد؟

آنتی‌کاتکسیس صرف انرژی روانی برای سرکوب افکار و احساسات دردناک است. این فرایند مانند سدی عمل می‌کند که جلوی ورود محتوای ناخودآگاه به بخش آگاه ذهن را می‌گیرد.

آیا سرمایه‌گذاری روانی افراطی خطرناک است؟

تمرکز بیش از حد انرژی روی یک موضوع می‌تواند باعث تخلیه انرژی در سایر جنبه‌های زندگی شود و زمینه‌ساز بروز خستگی مزمن یا نشانه‌های روان‌نژندی گردد.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن فروید آغاز راه است؛ مدرسهٔ تجربه نظریه را با کیس‌خوانی، سوپرویژن و کار بالینی کنار هم می‌گذارد.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم