درآمدی بر خودشیفتگی فروید: لیبیدوی خود و لیبیدوی ابژه

جریان منحنی و درخشان نوری که از یک نقطه مرکزی خارج شده و دوباره به سمت خود آن باز می‌گردد.
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
خودشیفتگی در نظریه فروید به چه معناست؟
خودشیفتگی فروید به سرمایه‌گذاری انرژی روانی روی خود شخص اشاره دارد. زیگموند فروید این مفهوم را به دو دستهٔ اولیه و ثانویه تقسیم می‌کند که در آن لیبیدو یا به سمت درون هدایت می‌شود یا پس از برخورد با جهان بیرون به خود بازمی‌گردد.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۵

خودشیفتگی در روانکاوی فروید دقیقا به چه معناست؟

زیگموند فروید مفهوم خودشیفتگی را نه به عنوان یک انحراف صرف، بلکه به مثابه مرحله‌ای ضروری در رشد روانی انسان معرفی کرد. این دیدگاه انقلابی نشان داد که سرمایه‌گذاری انرژی روانی روی خویشتن، پایه‌ای برای شکل‌گیری هویت و بقای روان است.

واژهٔ خودشیفتگی از اسطورهٔ یونانی نارسیس (Narcissus) وام گرفته شده است؛ جوانی که عاشق تصویر خود در آب شد. با مطالعهٔ زندگی‌نامهٔ زیگموند فروید درمی‌یابیم که او در سال ۱۹۱۴ با انتشار مقالهٔ «پیش‌درآمدی بر خودشیفتگی» نگاه روانکاوی را به این مفهوم دگرگون کرد. تا پیش از آن، روان‌پزشکان این ویژگی را صرفا نوعی انحراف جنسی می‌دانستند که در آن فرد بدن خود را به عنوان ابژهٔ جنسی انتخاب می‌کند. اما بنیان‌گذار روانکاوی استدلال کرد که مقداری از خوددوستی برای بقای هر انسانی کاملا ضروری است.

نظریهٔ جدید نشان می‌داد که غریزهٔ صیانت ذات به انرژی خاصی نیاز دارد تا فرد بتواند از خود مراقبت کند. این انرژی همان لیبیدویی است که به جای جهان بیرون، روی ایگو (Ego) یا همان من سرمایه‌گذاری می‌شود. درک این مسئله به روانکاوان کمک کرد تا پدیده‌های پیچیده‌ای مانند خوابیدن، بیماری‌های جسمی و حتی تفکر جادویی در انسان‌های بدوی را از زاویه‌ای کاملا متفاوت و بر اساس اقتصاد انرژی روانی تحلیل کنند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

تفاوت خودشیفتگی اولیه و خودشیفتگی ثانویه در چیست؟

روانکاوی کلاسیک میان دو نوع خودشیفتگی تمایز قائل می‌شود که ریشه در مراحل مختلف رشد دارند. خودشیفتگی اولیه وضعیتی طبیعی در نوزادی است، در حالی که نوع ثانویه نتیجهٔ بازگشت انرژی روانی از جهان بیرون به سوی خویشتن در بزرگسالی است.

مرحلهٔ خودشیفتگی اولیه زمانی رخ می‌دهد که نوزاد هنوز مرزی میان خود و جهان بیرون قائل نیست. در این وضعیت، تمام لیبیدو در ایگو متمرکز است و کودک احساس می‌کند قدرتی مطلق دارد. نوزاد گمان می‌کند که با گریه کردن، جهان را وادار به واکنش می‌کند و مادر صرفا امتدادی از بدن اوست. این احساس اقیانوسی و توهم قدرت، سنگ بنای رشد روانی سالم است.

در مقابل، خودشیفتگی ثانویه پدیده‌ای پیچیده‌تر در میان مفاهیم روانکاوی است. انسان در مسیر رشد یاد می‌گیرد که انرژی خود را روی ابژه‌های بیرونی مانند والدین، دوستان و کار سرمایه‌گذاری کند. اما گاهی به دلیل ضربه‌های روانی، طرد شدن یا بیماری‌های شدید، فرد این انرژی را از جهان بیرون پس می‌گیرد و دوباره روی خود متمرکز می‌کند. این بازگشت لیبیدو به درون، وضعیتی آسیب‌شناختی ایجاد می‌کند که در آن ارتباط فرد با واقعیت قطع شده و توهم‌های خودبزرگ‌بینی جایگزین روابط واقعی می‌شوند.

لیبیدوی خود و لیبیدوی ابژه چگونه با هم رقابت می‌کنند؟

اقتصاد روانی در نظریهٔ روانکاوی بر اساس توزیع انرژی شکل می‌گیرد. انرژی روانی همواره در یک الاکلنگ فرضی میان خود شخص و دیگران در نوسان است و هرگز نمی‌تواند به طور همزمان در هر دو سو به حداکثر برسد؛ پدیده‌ای که پویایی روابط انسانی را تعیین می‌کند.

پرتره سیاه و سفید زیگموند فروید در حال کشیدن سیگار برگ
زیگموند فروید، نظریه‌پرداز مفهوم لیبیدوی خود و لیبیدوی ابژه · عکس: Max Halberstadt، Public domain

برای درک بهتر این پویایی، استعارهٔ آمیب بسیار راهگشا است. آمیب ارگانیسمی تک‌سلولی است که برای حرکت یا تغذیه، پاهای کاذبی از بدن خود بیرون می‌فرستد و سپس آن‌ها را دوباره به درون می‌کشد. روان انسان نیز مخزنی از لیبیدو است که بخشی از آن را به سوی جهان بیرون می‌فرستد تا با دیگران ارتباط برقرار کند. هرچه انرژی بیشتری به بیرون فرستاده شود، انرژی کمتری در درون باقی می‌ماند.

اوج سرمایه‌گذاری روی جهان بیرون را می‌توان در عشق از دیدگاه فروید مشاهده کرد. انسانی که عمیقا عاشق می‌شود، تمام انرژی روانی خود را نثار دیگری می‌کند و در نتیجه ایگوی خودش تخلیه و فقیر می‌شود. به همین دلیل است که افراد عاشق گاهی احساس ضعف یا وابستگی شدید می‌کنند. در نقطهٔ مقابل، فردی که دچار دندان‌درد شدید است، تمام انرژی‌اش را از جهان بیرون فرا می‌خواند و روی درد خودش متمرکز می‌کند؛ در این حالت او هیچ علاقه‌ای به عشق ورزیدن یا توجه به دیگران ندارد.

خودشیفتگی چگونه در عشق و روابط عاطفی خودش را نشان می‌دهد؟

انتخاب شریک عاطفی از منظر روانکاوی پیوند عمیقی با الگوهای خودشیفتگی دارد. انسان‌ها گاهی کسی را دوست دارند که شبیه خودشان است و گاهی به دنبال کسی می‌گردند که نیازهای برآورده‌نشدهٔ دوران کودکی آن‌ها را تغذیه کند.

انسان‌ها در انتخاب ابژهٔ عشق معمولا یکی از دو مسیر اصلی را طی می‌کنند. مسیر اول انتخاب اتکایی است که در آن فرد کسی را دوست دارد که از او مراقبت می‌کند یا به او غذا می‌دهد. این الگو تکرار رابطهٔ اولیه با مادر یا پدر است. اما مسیر دوم، انتخاب ابژهٔ خودشیفته است. در این حالت، فرد نه به دنبال یک مراقب، بلکه به دنبال نسخه‌ای از خودش می‌گردد.

  • عشق به آنچه فرد هست: دوست داشتن کسی که دقیقا شبیه ویژگی‌های فعلی خود شخص است.
  • عشق به آنچه فرد بود: جستجوی شریکی که یادآور دوران کودکی و معصومیت ازدست‌رفته است.
  • عشق به آنچه فرد می‌خواهد باشد: انتخاب کسی که دارای کمالاتی است که شخص همیشه آرزوی داشتن آن‌ها را داشته است.

درک این الگوها برای تحلیل انتقال و انتقال متقابل در اتاق درمان نیز حیاتی است. مراجعی که بر اساس الگوی خودشیفته ارتباط برقرار می‌کند، اغلب درمانگر را نه به عنوان یک شخص مجزا، بلکه به عنوان آینه‌ای برای تایید ارزش‌های خودش می‌بیند.

مقایسهٔ ویژگی‌های خودشیفتگی اولیه و ثانویه در نظریهٔ فروید

ویژگیخودشیفتگی اولیهخودشیفتگی ثانویه
زمان بروزدوران نوزادی و کودکی اولیهبزرگسالی و در پی بحران‌ها
وضعیت لیبیدومتمرکز بر خود به صورت طبیعیبازگشت لیبیدو از ابژه به خود
ارتباط با واقعیتعدم درک مرز بین خود و جهانقطع ارتباط با واقعیت بیرونی
نمونهٔ بالینی یا روزمرهاحساس قدرت مطلق نوزاداسکیزوفرنی یا افسردگی شدید

منبع: زیگموند فروید، پیش‌درآمدی بر خودشیفتگی (۱۹۱۴)

ایده آل ایگو چه نقشی در شکل گیری خودشیفتگی دارد؟

انسان در مسیر رشد متوجه می‌شود که نمی‌تواند کمال دوران نوزادی را حفظ کند، بنابراین یک تصویر آرمانی از خود می‌سازد. این تصویر آرمانی همان چیزی است که فرد می‌کوشد در بزرگسالی به آن دست یابد تا عشق به خود را بازیابد.

کودک در ابتدا خود را کامل و بی‌نقص می‌پندارد. اما با ورود به جامعه و مواجهه با انتقادهای والدین و محدودیت‌های واقعیت، این توهم کمال در هم می‌شکند. روان انسان برای جبران این فقدان دردناک، نهادی به نام ایده‌آل ایگو (Ideal-Ich) خلق می‌کند. این نهاد شامل تمام ارزش‌ها، انتظارات و کمالاتی است که فرد باور دارد باید به آن‌ها برسد تا شایستهٔ عشق باشد.

از این پس، فرد دیگر خودش را به صورت مستقیم دوست ندارد، بلکه تلاش می‌کند به ایده‌آل ایگو نزدیک شود. هرچه فاصلهٔ میان ایگوی واقعی و ایده‌آل ایگو بیشتر باشد، فرد احساس حقارت و افسردگی بیشتری را تجربه می‌کند. در اینجا مفهوم والایش نقش مهمی ایفا می‌کند؛ زیرا فرد می‌تواند انرژی خودشیفتگی را به سمت خلق آثار هنری یا دستاوردهای علمی هدایت کند تا از طریق تایید اجتماعی، به تصویر آرمانی خود نزدیک‌تر شود.

در اتاق درمان چگونه با الگوهای خودشیفته روبرو می‌شویم؟

مواجهه با مراجعانی که درگیر الگوهای شدید خودشیفتگی هستند، چالش‌های بالینی منحصر‌به‌فردی در روند روان‌درمانی ایجاد می‌کند. این افراد معمولا در برقراری ارتباط عمیق با درمانگر مقاومت نشان می‌دهند، زیرا انرژی روانی آن‌ها به شدت روی خودشان متمرکز مانده و ظرفیت پیوند بیرونی محدود است.

در فضای بالینی، الگوهای خودشیفته خود را به اشکال گوناگونی نشان می‌دهند. به عنوان یک مثال ساختگی برای توصیف الگو، مراجعی را تصور کنید که در تمام جلسات تنها دربارهٔ موفقیت‌های شغلی و هوش سرشارش صحبت می‌کند. او ظاهرا نیازی به درمانگر ندارد و صرفا به دنبال تماشاچی برای تحسین شدن است. اما همین مراجع با کوچک‌ترین انتقاد یا بی‌توجهی، دچار فروپاشی روانی و احساس خلأ عمیق می‌شود.

چالش اصلی در کار با این مراجعان این است که آن‌ها به سختی انتقال روانکاوانهٔ کلاسیک را شکل می‌دهند. از آنجا که لیبیدوی آن‌ها از جهان بیرون پس کشیده شده است، درمانگر برای آن‌ها تبدیل به یک ابژهٔ واقعی نمی‌شود. درک این پویایی به ما کمک می‌کند تا دریابیم روانکاوی چیست و چگونه باید تکنیک‌های درمانی را برای ایجاد یک اتحاد درمانی امن با چنین مراجعانی تنظیم کرد.

نظریه خودشیفتگی فروید چه تاثیری بر مسیر روانکاوی گذاشت؟

انتشار مقالهٔ خودشیفتگی نقطهٔ شروعی برای تغییرات بنیادین در ساختار روانکاوی بود. این مفهوم راه را برای نظریهٔ ساختاری روان، درک بهتر سوگواری و همچنین شکل‌گیری مکاتب جدیدی مانند روان‌شناسی ایگو و روابط ابژه هموار کرد.

معرفی مفهوم خودشیفتگی، بن‌بست‌های نظری بسیاری را در روانکاوی اولیه حل کرد. این نظریه نشان داد که ایگو صرفا یک میانجی منفعل نیست، بلکه خود می‌تواند مخزن و هدف انرژی روانی باشد. این درک جدید زمینه‌ساز مقالات مهم بعدی مانند «سوگواری و ماخولیا» شد، جایی که مکانیسم‌های درونی افسردگی از طریق همانندسازی با ابژهٔ ازدست‌رفته توضیح داده شدند.

علاوه بر این، مباحث مطرح شده در این حوزه به تدریج باعث شکل‌گیری مسیرهای تازه‌ای در تاریخ روانکاوی شد. برای مثال، اختلاف کلاین و فروید تا حد زیادی ریشه در نحوهٔ درک آن‌ها از مراحل اولیهٔ رشد و چگونگی ارتباط نوزاد با ابژه‌های درونی و بیرونی داشت. ما در مرکز تجربه زندگی بر این باوریم که مطالعهٔ دقیق متون کلاسیک، گامی ضروری برای درک عمیق‌تر روان‌درمانی تحلیلی است.

منابع

پرسش‌های پرتکرار

آیا خودشیفتگی در روانکاوی همیشه یک اختلال است؟

خیر، زیگموند فروید خودشیفتگی اولیه را مرحله‌ای کاملا طبیعی و ضروری برای رشد روان و شکل‌گیری هویت می‌داند. تنها زمانی که لیبیدو در بزرگسالی به طور افراطی از جهان بیرون قطع شود، الگوی آسیب‌شناختی شکل می‌گیرد.

تفاوت لیبیدوی ایگو و لیبیدوی ابژه چیست؟

لیبیدوی ایگو انرژی روانی سرمایه‌گذاری‌شده روی خویشتن است، در حالی که لیبیدوی ابژه انرژی معطوف به افراد و پدیده‌های جهان بیرون است. این دو همواره در حالتی الاکلنگی و در رقابت با یکدیگر هستند.

چرا افراد خودشیفته در عشق دچار مشکل می‌شوند؟

زیرا آن‌ها اغلب بر اساس نوع انتخاب ابژهٔ خودشیفته عاشق می‌شوند؛ یعنی در شریک عاطفی‌شان به دنبال تصویری از خودشان، گذشته‌شان یا ایده‌آل‌هایشان می‌گردند و توانایی سرمایه‌گذاری واقعی روی دیگری را ندارند.

مفهوم ایده‌آل ایگو در خودشیفتگی چه معنایی دارد؟

ایده‌آل ایگو تصویری آرمانی و بی‌نقص از خویشتن است که فرد در بزرگسالی می‌سازد تا فقدان کمال دوران نوزادی را جبران کند و عشق به خود را از طریق رسیدن به آن تصویر بازیابد.

آیا روانکاوی می‌تواند الگوهای خودشیفته را درمان کند؟

روانکاوی با بررسی ریشه‌های بازگشت لیبیدو به درون و تحلیل مقاومت‌های مراجع، به او کمک می‌کند تا ظرفیت سرمایه‌گذاری روانی روی جهان بیرون و دیگران را به مرور زمان بازسازی کند.

مقاله اصلی فروید درباره خودشیفتگی چه نام دارد؟

مهم‌ترین متن او در این زمینه مقالهٔ «پیش‌درآمدی بر خودشیفتگی» است که در سال ۱۹۱۴ منتشر شد و نقطهٔ عطفی در نظریهٔ روانکاوی کلاسیک به شمار می‌آید.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن فروید آغاز راه است؛ مدرسهٔ تجربه نظریه را با کیس‌خوانی، سوپرویژن و کار بالینی کنار هم می‌گذارد.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم