از شارکو تا تداعی آزاد: فروید چطور از هیپنوتیزم به روانکاوی رسید؟

فیگور ناشناس کنار میزی که نخ قرقره روی آن به شکلی آزادانه و شبیه به یک مسیر پر پیچ و خم باز شده است
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
فروید و شارکو چه ارتباطی با هم داشتند و این ارتباط چه تاثیری بر روانکاوی گذاشت؟
پزشک جوان اتریشی، زیگموند فروید، برای مطالعه بیماری‌های عصبی به پاریس رفت تا در کلاس‌های ژان مارتن شارکو شرکت کند. استاد فرانسوی با استفاده از هیپنوتیزم نشان داد که علائم بدنی می‌توانند منشا کاملا روانی داشته باشند. این تجربه ارزشمند به فروید کمک کرد تا پایه‌های دانش روانکاوی را بنا کند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

ژان مارتن شارکو که بود و چرا فروید به دیدار او رفت؟

پزشک برجسته فرانسوی، ژان مارتن شارکو، در بیمارستان سالپتریر پاریس کار می‌کرد و روی افراد مبتلا به هیستری مطالعه داشت. پایه‌گذار جوان روانکاوی، زیگموند فروید، برای درک بهتر این بیماری پیچیده و یادگیری روش‌های نوین عصب‌شناسی در سال هزار و هشتصد و هشتاد و پنج به پاریس سفر کرد.

سفر به پاریس یکی از مهمترین اتفاقات در زندگی‌نامهٔ زیگموند فروید محسوب می‌شود. پزشک جوان اتریشی که به تازگی تحصیلات پزشکی خود را به پایان رسانده بود، با دریافت یک بورس تحصیلی راهی فرانسه شد تا در بیمارستان سالپتریر (Salpêtrière) حضور پیدا کند. نامدارترین متخصص اعصاب در آن زمان ژان مارتن شارکو بود و جلسات نمایشی او برای بررسی علائم جسمانی ناشناخته، توجه بسیاری از پزشکان و پژوهشگران سراسر اروپا را به خود جلب کرده بود.

بیماری هیستری (hysteria) در این جلسات کانون توجه بود، وضعیتی که در آن افراد دچار فلج، کوری یا تشنج می‌شدند بدون آنکه هیچ آسیب فیزیکی در سیستم عصبی آن‌ها وجود داشته باشد. تماشای این جلسات به پزشک جوان اتریشی نشان داد که علم پزشکی آن زمان هنوز پاسخ‌های روشنی برای بسیاری از رنج‌های انسانی ندارد. باور عمومی در آن دوران این بود که هیستری یک تمارض یا مشکل فیزیکی غیرقابل درمان است. پزشکان پیش از آن گمان می‌کردند که ریشه این بیماری در رحم زنان است، اما مشاهدات جدید در پاریس در حال دگرگون کردن این نگاه سنتی بود.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

هیپنوتیزم در بیمارستان سالپتریر چگونه انجام می‌شد؟

روش اصلی در بیمارستان سالپتریر برای بررسی علائم عصبی ناشناخته استفاده از خواب مصنوعی بود. پزشکان فرانسوی باور داشتند که با تلقین در حالت خواب مصنوعی می‌توانند فلج‌ها و لرزش‌های بدنی را ایجاد یا برطرف کنند و این پدیده توجه مجامع علمی را جلب کرده بود.

نقاشی مشهور یک درس بالینی در سالپتریر که ژان مارتن شارکو را در حال نمایش وضعیت یک بیمار هیستریک به دانشجویان و پزشکان نشان می‌دهد.
تابلوی یک درس بالینی در سالپتریر اثر آندره بروئیه که شارکو را در حال آموزش کار با بیماران در بیمارستان سالپتریر نشان می‌دهد. · عکس: André Brouillet، Public domain

برگزاری جلسات بالینی در پاریس بیشتر شبیه به یک تئاتر علمی بود که در حضور دانشجویان و پزشکان انجام می‌گرفت. پزشک فرانسوی با استفاده از خواب مصنوعی یا هیپنوتیزم (hypnosis) به افراد مبتلا تلقین می‌کرد که علائم جسمانی آن‌ها در حال ناپدید شدن است یا برعکس، علائم جدیدی را در آن‌ها ایجاد می‌کرد. گام‌های مختلفی برای خواب مصنوعی تعریف شده بود که نشان می‌داد ذهن انسان تا چه اندازه می‌تواند کنترل بدن را در دست بگیرد، پدیده‌ای که برای درک اینکه روانکاوی چیست اهمیت فراوانی دارد.

پزشکان در آن دوران تصور می‌کردند که با دستور دادن به ذهن در حالت ناهشیاری می‌توانند مسیر بیماری را به طور کامل تغییر دهند. اگرچه این روش در لحظه شگفت‌انگیز به نظر می‌رسید، اما بیشتر یک نمایش قدرت از سوی پزشک بود تا یک درمان ریشه‌ای و پایدار برای مراجع. با این حال، همین نمایش‌های مسحورکننده جرقه‌ای در ذهن پایه‌گذار روانکاوی ایجاد کرد تا به دنبال کشف لایه‌های پنهان روان بگردد و مکانیسم‌های اثرگذاری کلام بر جسم را دقیق‌تر بررسی کند.

فروید چه درس‌های کلیدی و مهمی از شارکو آموخت؟

بزرگترین دستاورد سفر پاریس برای پایه‌گذار روانکاوی درک این نکته بود که علائم جسمانی می‌توانند ریشه کاملا روانی داشته باشند. عصب‌شناس فرانسوی به او نشان داد که هیستری یک اختلال زنانه نیست و مردان نیز می‌توانند به دلیل ضربه‌های روانی دچار فلج یا کوری شوند.

مهمترین درسی که از جلسات بیمارستان سالپتریر گرفته شد، تایید این موضوع بود که ذهن و بدن ارتباطی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر دارند. پزشک فرانسوی ثابت کرد که یک ضربه روانی یا تروما (trauma) می‌تواند به شکل یک فلج جسمانی در بدن ظاهر شود و نیازی به آسیب بافتی در مغز یا اعصاب نیست. این یافته ارزشمند یکی از پایه‌ای‌ترین مفاهیم روانکاوی را شکل داد و مسیر را برای مفهوم‌پردازی ناخودآگاه هموار کرد.

درس بزرگ دیگر این بود که مشکلات عصبی با ریشه روانی تنها مختص زنان نیستند. تا پیش از آن، جامعه پزشکی بر اساس ریشه‌شناسی واژه هیستری تصور می‌کرد که این علائم تنها در زنان بروز می‌کند، اما مشاهده مردانی که پس از حوادث کاری دچار فلج‌های بدون علت فیزیکی شده بودند، این باور غلط را از بین برد. این مشاهدات بالینی دقیق راه را برای مطالعه عمیق‌تر ذهن انسان فارغ از جنسیت باز کرد و نشان داد که روان انسان در برابر آسیب‌ها واکنش‌های مشابهی نشان می‌دهد.

چرا فروید روش هیپنوتیزم را کنار گذاشت و به تداعی آزاد رسید؟

به‌کارگیری خواب مصنوعی در درمان مراجعان همیشه موفقیت‌آمیز نبود و بسیاری از افراد به سادگی در این حالت قرار نمی‌گرفتند. همچنین علائم برطرف شده اغلب پس از مدتی بازمی‌گشتند که این مسئله درمانگر اتریشی را وادار کرد تا به دنبال روشی پایدارتر و عمیق‌تر بگردد.

کار بالینی مداوم نشان داد که خواب مصنوعی ابزار کاملی برای درمان رنج‌های روانی نیست. بسیاری از مراجعان در برابر رفتن به حالت ناهشیاری مقاومت می‌کردند و حتی زمانی که علائم جسمانی آن‌ها با تلقین پزشک برطرف می‌شد، پس از مدت کوتاهی همان علائم یا مشکلات جدیدی دوباره در بدن ظاهر می‌شدند. این چرخه باطل و وابستگی شدید مراجع به درمانگر نیازمند یک تغییر روش اساسی و بنیادین بود.

درمانگر اتریشی متوجه شد که مراجع باید در حالت هشیاری کامل با رنج‌های خود روبرو شود تا درمان پایداری شکل بگیرد. او ابتدا از روش فشار دادن پیشانی استفاده کرد تا افراد خاطرات فراموش شده خود را به یاد بیاورند، اما به زودی دریافت که بهترین راه، اجازه دادن به جریان آزاد افکار است. روش تخلیه هیجانی که پیشتر با همکارش یوزف برویر تجربه کرده بود نیز جای خود را به روش تداعی آزاد داد که امروزه در دوره‌های آموزش روانکاوی در مدرسهٔ تجربه به عنوان هسته مرکزی کار بالینی تدریس می‌شود.

مقایسه رویکرد شارکو و فروید در مواجهه با علائم روانی

ویژگیرویکرد شارکو (هیپنوتیزم)رویکرد فروید (روانکاوی)
هدف اصلینمایش و رفع موقت علائم جسمانیدرک ریشه‌های ناخودآگاه و تعارض‌ها
نقش مراجعمنفعل و تحت تاثیر تلقین پزشکفعال و کاوشگر در مسیر تداعی آزاد
ابزار کارخواب مصنوعی و دستورات مستقیمکلام، گوش دادن و تفسیر رویا
پایداری درماناغلب موقت و همراه با بازگشت علائمپایدارتر به دلیل بینش یافتن فرد
نگاه به مقاومتمانعی مزاحم که باید با تلقین شکسته شودبخش مهمی از فرایند و راهنمای درمان

منبع: زیگموند فروید، مطالعاتی در باب هیستری

تداعی آزاد چگونه جایگزین تلقین و خواب مصنوعی شد؟

روش جدید بر اساس صحبت کردن بدون سانسور و محدودیت شکل گرفت تا افکار پنهان به سطح آگاهی بیایند. درمانگر در این روش به جای دستور دادن و تلقین کردن تنها گوش می‌سپرد تا مراجع خودش مسیر دسترسی به تعارض‌های درونی و ناخودآگاه را پیدا کند.

پایه اصلی روانکاوی در روش جدید بسیار ساده اما از نظر روانی عمیق و چالش‌برانگیز بود. فرد مراجع باید روی کاناپه دراز می‌کشید و هر آنچه به ذهنش می‌رسید را بدون هیچ سانسور، گزینش یا قضاوتی بیان می‌کرد. این کار باعث می‌شد تا دفاع‌های روانی کاهش یابند و افکار پنهان و احساسات سرکوب شده به آرامی وارد سطح آگاهی شوند تا فرد بتواند ریشه تعارض‌های درونی خود را ببیند.

در این فضای امن و تحلیلی، بررسی خواب‌ها نیز به عنوان راهی کلیدی برای دسترسی به ناخودآگاه اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد. گفتگو درباره رویاها نشان داد که ذهن انسان در هنگام خواب نیز درگیر حل و فصل تعارض‌های روزمره و آرزوهای سرکوب شده است. برای درک بهتر این فرایند پیچیده، خواندن مقاله خواب و رویا در روانکاوی می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. در اینجا درمانگر تنها به عنوان یک شنونده فعال و بی‌طرف حضور دارد و به جای دستور دادن، به مراجع کمک می‌کند تا معنای پنهان حرف‌های خود را کشف کند.

مفاهیم انتقال و مقاومت چگونه در این مسیر کشف شدند؟

دگرگونی روش از حالت دستوری به گفتگوی آزاد باعث شد تا پدیده‌های بالینی تازه‌ای در اتاق درمان مشاهده شوند. ایست ناگهانی صحبت‌ها یا ابراز احساسات شدید نسبت به درمانگر نشان داد که ذهن انسان در برابر یادآوری خاطرات دردناک مقاومت می‌کند و الگوهای قدیمی را تکرار می‌کند.

زمانی که مراجعان شروع به صحبت آزادانه روی کاناپه کردند، پدیده‌های شگفت‌انگیزی در اتاق درمان رخ داد که پیش از آن در حالت خواب مصنوعی پنهان می‌ماندند. گاهی اوقات افراد به طور ناگهانی سکوت می‌کردند، موضوع بحث را تغییر می‌دادند یا احساسات بسیار شدیدی مانند خشم، وابستگی یا عشق را به درمانگر ابراز می‌کردند. این رفتارها نشان‌دهنده فعال شدن الگوهای ناخودآگاه و دفاع‌های روانی در ذهن فرد بود.

بازآفرینی روابط گذشته در ارتباط با درمانگر منجر به شناخت دقیق‌تر پدیده‌های بالینی شد. خواندن مقاله انتقال و انتقال متقابل نشان می‌دهد که چگونه احساسات مربوط به چهره‌های مهم گذشته در رابطه درمانی بازتولید می‌شوند تا دوباره مورد بررسی قرار گیرند. باید توجه داشت که این مفاهیم تنها توصیف الگوهای رفتاری هستند و نباید به عنوان یک تشخیص قطعی یا برچسب بیماری در نظر گرفته شوند. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم تا با فراهم کردن فضایی تحلیلی، به درک بهتر این الگوهای پیچیده روانی کمک کنیم.

منابع

پرسش‌های پرتکرار

آیا فروید خودش هیپنوتیزم انجام می‌داد؟

بله، او در سال‌های ابتدایی کار بالینی خود از این روش استفاده می‌کرد اما به دلیل محدودیت‌ها و بازگشت علائم مراجعان، آن را برای همیشه کنار گذاشت.

شارکو چه تاثیری بر مسیر حرفه‌ای فروید داشت؟

استاد فرانسوی به فروید نشان داد که اختلالات عصبی می‌توانند ریشه کاملا روانی داشته باشند و این موضوع پایه و اساس توجه به ناخودآگاه در روانکاوی شد.

چرا روش تداعی آزاد بهتر از خواب مصنوعی است؟

در تداعی آزاد مراجع در حالت هشیاری کامل با مقاومت‌های خود روبرو می‌شود و بینش عمیق‌تری نسبت به تعارض‌های درونی پیدا می‌کند که به درمان پایدارتر می‌انجامد.

آیا هیستری در مردان نیز وجود دارد؟

بله، یکی از یافته‌های مهم در بیمارستان سالپتریر این بود که علائم جسمانی با منشا روانی مختص زنان نیست و مردان نیز درگیر آن می‌شوند.

مفهوم مقاومت در روانکاوی به چه معناست؟

پدیده مقاومت به تلاش ناخودآگاه ذهن برای جلوگیری از یادآوری خاطرات دردناک و احساسات اضطراب‌آور در طول جلسات درمان اشاره دارد که خود راهنمای مسیر تحلیل است.

آیا روانکاوی می‌تواند همه اختلالات را درمان کند؟

روانکاوی یک روش برای درک عمیق روان و الگوهای تکرارشونده است و نباید به عنوان یک ابزار تشخیصی یا درمانی قطعی برای همه مسائل در نظر گرفته شود.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن فروید آغاز راه است؛ مدرسهٔ تجربه نظریه را با کیس‌خوانی، سوپرویژن و کار بالینی کنار هم می‌گذارد.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم