فروید خوانی: تحلیل کسانی که با موفقیت تباه می‌شوند

فروید خوانی: تحلیل کسانی که با موفقیت تباه می‌شوند
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
چرا بعضی از آدم‌ها درست بعد از رسیدن به موفقیت دچار افسردگی و فروپاشی می‌شوند؟
زیگموند فروید در مقالهٔ تیپ‌های شخصیتی توضیح می‌دهد که این پدیده ناشی از احساس گناه ناخودآگاه است. زمانی که یک آرزوی دیرینه محقق می‌شود، وجدان سخت‌گیر یا سوپرایگو بیدار شده و فرد را به دلیل رسیدن به لذتی که در روان ناخودآگاه ممنوع پنداشته می‌شود، مجازات می‌کند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

چگونه فروید خوانی به شناخت تیپ‌های شخصیتی پیچیده کمک می‌کند؟

مطالعهٔ متون اصلی روانکاوی راهی عمیق برای درک رفتارهای متناقض انسانی است. زیگموند فروید در سال هزار و نهصد و شانزده مقاله‌ای نوشت که در آن الگوهای رفتاری عجیبی را توصیف کرد. این الگوها نشان می‌دهند که روان انسان همیشه در جستجوی لذت نیست.

ورود به دنیای روانکاوی نیازمند مطالعهٔ دقیق متون کلاسیک است. برای کسانی که می‌پرسند آموزش فروید از کجا شروع کنیم، مقالهٔ «برخی تیپ‌های شخصیتی که در کار روانکاوی با آن‌ها مواجه می‌شویم» نقطهٔ شروع بسیار مناسبی است. خواندن زندگی‌نامهٔ زیگموند فروید نشان می‌دهد که او چگونه از مشاهدات بالینی خود برای نظریه‌پردازی دربارهٔ پیچیدگی‌های ذهن استفاده می‌کرد. فروید در این مقالهٔ مهم سه تیپ شخصیتی را معرفی می‌کند که رفتارشان با اصل لذت در تضاد است. ما در این متن دو تیپ از آن‌ها را به تفصیل بررسی می‌کنیم. تیپ اول کسانی هستند که خود را استثنا می‌دانند و تیپ دوم افرادی هستند که با رسیدن به موفقیت دچار فروپاشی روانی می‌شوند. درک این مفاهیم برای هر درمانگر و دانشجوی روان‌شناسی ضروری است، زیرا در اتاق درمان بارها با چنین الگوهایی مواجه خواهیم شد.

چرا برخی افراد فکر می‌کنند قوانین و محرومیت‌های زندگی برای آن‌ها نوشته نشده است؟

تیپ شخصیتی استثناها شامل افرادی است که باور دارند به دلیل رنج‌ها یا بی‌عدالتی‌های گذشته، حق ویژه‌ای برای نادیده گرفتن قوانین دارند. این افراد احساس می‌کنند که زندگی به آن‌ها بدهکار است و خود را از رعایت هنجارهای معمول اجتماعی معاف می‌دانند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

فروید برای توضیح این تیپ شخصیتی به نمایشنامهٔ ریچارد سوم اثر ویلیام شکسپیر اشاره می‌کند. ریچارد به دلیل نقص عضو مادرزادی احساس می‌کند که طبیعت در حق او بی‌عدالتی کرده است. او با خود می‌گوید چون نمی‌تواند عاشقی جذاب باشد، پس حق دارد شرور باشد و قدرت را به دست بیاورد. این الگوی رفتاری در مفاهیم روانکاوی به عنوان یک دفاع روانی شناخته می‌شود. مراجعانی که در این دسته قرار می‌گیرند، معمولا در کودکی تجربهٔ یک بیماری سخت، طلاق پرالتهاب والدین یا یک بی‌عدالتی بزرگ را داشته‌اند. آن‌ها در بزرگسالی ناخودآگاهانه از جهان غرامت می‌خواهند. چنین فردی ممکن است در روابط عاطفی خود بسیار پرتوقع باشد یا در محیط کار قوانین را زیر پا بگذارد، زیرا عمیقا باور دارد که قبلا سهم رنج خود را پرداخته است. باید توجه داشت که این توصیف صرفا یک الگوی رفتاری بالینی است و نه یک تشخیص قطعی روان‌پزشکی.

چرا بعضی آدم‌ها درست بعد از رسیدن به آرزویشان دچار افسردگی می‌شوند؟

پدیدهٔ تباه شدن با موفقیت یکی از عجیب‌ترین واکنش‌های روانی است که در آن فرد دقیقا در لحظهٔ پیروزی دچار فروپاشی می‌شود. این افراد سال‌ها برای هدفی تلاش می‌کنند، اما به محض تحقق آن هدف، درگیر اضطراب یا افسردگی عمیق می‌شوند.

پرتره سیاه و سفید زیگموند فروید در حال کشیدن سیگار برگ
زیگموند فروید، عصب‌شناس و بنیان‌گذار دانش روان‌کاوی · عکس: Max Halberstadt، Public domain

عقل سلیم می‌گوید که انسان‌ها با رسیدن به آرزوهایشان خوشحال می‌شوند. اما تجربهٔ بالینی چیز دیگری را نشان می‌دهد. اگر می‌خواهید به شکل عملی بدانید روانکاوی چیست، باید به همین تضادهای ظاهری توجه کنید. فروید مشاهده کرد که برخی مراجعان دقیقا زمانی که به یک موفقیت بزرگ دست می‌یابند، مراجع می‌شوند. برای مثال، استادی که سال‌ها برای رسیدن به جایگاه ریاست دپارتمان تلاش کرده است، درست در روزی که حکم ریاست را دریافت می‌کند، دچار افسردگی شدید می‌شود. یا زنی که پس از سال‌ها انتظار با مرد مورد علاقه‌اش ازدواج می‌کند، ناگهان درگیر اضطراب‌های فلج‌کننده می‌شود. روانکاوی نشان می‌دهد که در این موارد، موفقیت بیرونی با یک ممنوعیت درونی برخورد کرده است. نیرویی در روان وجود دارد که رسیدن به این لذت خاص را غیرمجاز می‌داند و فرد را وادار می‌کند تا شادی خود را تخریب کند.

احساس گناه ناخودآگاه چگونه باعث خرابکاری‌های روزمره و ترس از پیروزی می‌شود؟

احساس گناه ناخودآگاه نیرویی پنهان و قدرتمند در روان است که فرد را از تجربهٔ لذت و موفقیت باز می‌دارد. این احساس ریشه در تعارض‌های دوران کودکی دارد و مانند یک قاضی درونی سخت‌گیر، هرگونه پیروزی را مستحق مجازات می‌داند.

پاسخ معمای تباه شدن با موفقیت در مفهوم احساس گناه ناخودآگاه نهفته است. زمانی که فرد در آستانهٔ پیروزی قرار می‌گیرد، بخش اخلاقی و سخت‌گیر روان یا همان فرامن (superego) فعال می‌شود. این بخش از روان، موفقیت را به عنوان یک تخطی از قوانین درونی تفسیر می‌کند. ریشهٔ این قوانین معمولا به رقابت‌های دوران کودکی و تعارض‌های اولیه بازمی‌گردد. پیروزی در عرصهٔ ناخودآگاه ممکن است به معنای شکست دادن پدر یا مادر و غصب جایگاه آن‌ها تعبیر شود. بنابراین، روان برای فرار از اضطراب ناشی از این پیروزی ممنوعه، به مکانیسم‌های دفاعی متوسل می‌شود. فرد با خرابکاری در کار خود، مراجع شدن یا ایجاد بحران‌های بی‌دلیل در روابطش، در واقع در حال مجازات کردن خویش است تا از شر احساس گناه رها شود. این روند کاملا خارج از آگاهی فرد رخ می‌دهد و به همین دلیل تکرار می‌شود.

مقایسهٔ دو تیپ شخصیتی معرفی‌شده در مقالهٔ فروید

ویژگی بالینیتیپ استثناهاتیپ تباه‌شده با موفقیت
باور مرکزیزندگی به من بدهکار است.من حق رسیدن به این آرزو را ندارم.
واکنش به قانوننادیده گرفتن و نقض قوانینپیروی وسواس‌گونه از قوانین درونی
زمان بروز بحرانهنگام مواجهه با محدودیت‌هادقیقا در لحظهٔ تحقق آرزو
ریشهٔ ناخودآگاهآسیب یا بی‌عدالتی در کودکیرقابت‌های ادیپال و احساس گناه
احساس غالبطلبکاری و خشم پنهاناضطراب، افسردگی و گناه

منبع: برداشتی تحلیلی از مقالهٔ برخی تیپ‌های شخصیتی زیگموند فروید

الگوهای خودویرانگری در اتاق درمان چگونه خود را نشان می‌دهند؟

مراجعانی که درگیر ترس از موفقیت هستند، معمولا با شکایت‌های متفاوتی وارد اتاق درمان می‌شوند. آن‌ها ممکن است از بدشانسی‌های مداوم، شکست‌های تکراری در روابط عاطفی یا ناتوانی در اتمام پروژه‌های کاری صحبت کنند که نیازمند ریشه‌یابی دقیق است.

در فضای بالینی، ما با داستان‌های واقعی و رنج‌های عمیق انسان‌ها روبه‌رو هستیم. فرض کنید مراجعی به نام علی، که یک نویسندهٔ بااستعداد است، همیشه پیش‌نویس کتاب‌هایش را نیمه‌کاره رها می‌کند. او هر بار بهانه‌ای منطقی می‌آورد؛ یک بار ناشر را مقصر می‌داند و بار دیگر شرایط اقتصادی را سرزنش می‌کند. اما در جریان درمان مشخص می‌شود که او از چاپ شدن کتاب و تبدیل شدن به یک نویسندهٔ موفق وحشت دارد، زیرا در ناخودآگاهش، موفقیت به معنای پشت سر گذاشتن پدر کارگر و بی‌سوادش است و این امر برای او احساس گناهی تحمل‌ناپذیر به همراه دارد. بررسی پویایی‌های انتقال و انتقال متقابل در جلسات درمان به روانکاو کمک می‌کند تا این احساس گناه پنهان را لمس کند. مراجع در اتاق درمان نیز ممکن است درست زمانی که به یک بینش مهم دست می‌یابد، جلسه را لغو کند یا روند درمان را به طور ناگهانی متوقف سازد.

چگونه می‌توان بر ترس از موفقیت و احساس گناه ناخودآگاه غلبه کرد؟

غلبه بر الگوهای خودویرانگر نیازمند یک فرایند درمانی عمیق و طولانی‌مدت است. فرد باید با کمک درمانگر، ریشه‌های احساس گناه خود را کشف کند و به تدریج ظرفیت روانی خود را برای تحمل موفقیت و لذت افزایش دهد.

مسیر رهایی از این الگوهای تکرارشونده، از طریق روانکاوی و روان‌درمانی تحلیلی می‌گذرد. مراجع باید در یک محیط امن، خشم‌ها، آرزوهای ممنوعه و احساس گناه خود را واکاوی کند. هدف درمان این نیست که فرد دیگر هرگز احساس گناه نکند، بلکه هدف این است که این احساس گناه از سطح ناخودآگاه به سطح آگاه بیاید تا دیگر نتواند به صورت کورکورانه زندگی فرد را تخریب کند. برای درمانگرانی که قصد دارند با چنین مراجعانی کار کنند، گذراندن دوره‌های تخصصی مانند آموزش روانکاوی در مدرسهٔ تجربه بسیار راهگشا خواهد بود. شناخت دقیق این مفاهیم به درمانگر اجازه می‌دهد تا مقاومت‌های مراجع را درک کرده و او را در مسیر پذیرش موفقیت‌هایش یاری کند. ما در مرکز تجربه زندگی امیدواریم با فراهم کردن بسترهای آموزشی استاندارد، به رشد دانش روانکاوی در فضای فارسی‌زبان کمک کنیم.

منابع
  • زیگموند فروید، برخی تیپ‌های شخصیتی که در کار روانکاوی با آن‌ها مواجه می‌شویم، ۱۹۱۶
  • رالف گرینسون، تکنیک و پرکتیک روانکاوی، ۱۹۶۷
  • نانسی مک‌ویلیامز، تشخیص روانکاوی: درک ساختار شخصیت در فرایند بالینی، ۲۰۱۱
  • اتو فنیکل، نظریه روانکاوی نِوروزها، ۱۹۴۵

پرسش‌های پرتکرار

آیا ترس از موفقیت یک بیماری روانی است؟

خیر، ترس از موفقیت یک الگوی رفتاری و پویایی روانی است که ریشه در احساس گناه ناخودآگاه دارد و یک تشخیص روان‌پزشکی مستقل محسوب نمی‌شود.

چرا برخی افراد همیشه در روابط عاطفی خود خرابکاری می‌کنند؟

این موضوع می‌تواند ناشی از احساس عدم لیاقت یا گناه ناخودآگاه باشد. فرد ناخودآگاهانه باور دارد که مستحق عشق و آرامش نیست و با خرابکاری، خود را مجازات می‌کند.

تیپ شخصیتی استثناها چگونه شکل می‌گیرد؟

این الگو معمولا در پی تجربهٔ یک رنج، بیماری یا بی‌عدالتی بزرگ در دوران کودکی شکل می‌گیرد که باعث می‌شود فرد در بزرگسالی از جهان طلبکار باشد.

آیا می‌توان احساس گناه ناخودآگاه را به تنهایی درمان کرد؟

شناخت این احساسات به تنهایی بسیار دشوار است، زیرا مکانیسم‌های دفاعی مانع از دیدن آن‌ها می‌شوند. کمک گرفتن از یک روان‌درمانگر تحلیلی برای این مسیر ضروری است.

منظور از فرامن یا سوپرایگو در روانکاوی چیست؟

فرامن بخش اخلاقی و قضاوت‌کنندهٔ روان است که ارزش‌های والدین و جامعه را درونی کرده است. فرامن سخت‌گیر می‌تواند منشأ احساس گناه شدید و غیرمنطقی باشد.

مقالهٔ تیپ‌های شخصیتی فروید در چه سالی نوشته شده است؟

زیگموند فروید مقالهٔ «برخی تیپ‌های شخصیتی که در کار روانکاوی با آن‌ها مواجه می‌شویم» را در سال هزار و نهصد و شانزده میلادی به نگارش درآورد.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن فروید آغاز راه است؛ مدرسهٔ تجربه نظریه را با کیس‌خوانی، سوپرویژن و کار بالینی کنار هم می‌گذارد.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم