دوجنس گرایی روانی در نظریه فروید: ریشه‌های هویت و میل انسان

تصویرسازی فیگور ناشناسی که پارچه‌ای با دو رنگ درهم‌تنیده را به نشانه یگانگی هویت در دست دارد
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
منظور از دوجنس گرایی روانی در نظریه فروید چیست؟
دوجنس گرایی روانی در فروید به این معناست که روان هر انسان از بدو تولد ترکیبی از گرایش‌ها، میل‌ها و همانندسازی‌های زنانه و مردانه است. فروید معتقد بود که هویت نهایی فرد از طریق تعامل و تعارض میان این دو جنبه در دوران کودکی شکل می‌گیرد.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

منظور فروید از دوجنس‌گرایی ذاتی یا روانی چیست؟

مفهوم دوجنس‌گرایی روانی در روانکاوی کلاسیک به ظرفیت ذاتی ذهن انسان برای دربرگرفتن ویژگی‌های مردانه و زنانه اشاره می‌کند. زیگموند فروید باور داشت که هیچ انسانی صددرصد مردانه یا صددرصد زنانه نیست و روان ما همواره ترکیبی پیچیده از هر دو گرایش را در خود جای داده است.

پایه‌های اولیه ایده دوجنس‌گرایی روانی (psychic bisexuality) در مکاتبات فروید با دوست و همکارش ویلهلم فلیس (Wilhelm Fliess) شکل گرفت. فلیس بیشتر بر جنبه‌های زیست‌شناختی این پدیده تاکید داشت، اما فروید مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. مطالعه زندگی‌نامهٔ زیگموند فروید نشان می‌دهد که او چگونه این مفهوم بیولوژیک را به یک ساختار پیچیده روانی تبدیل کرد. فروید استدلال می‌کرد که کالبدشناسی به تنهایی نمی‌تواند سرنوشت روانی انسان را تعیین کند.

نظریه روانکاوی کلاسیک، دوجنس‌گرایی را به مفاهیم فعالیت (activity) و انفعال (passivity) گره می‌زند. فروید در رساله‌های خود توضیح می‌دهد که روان انسان از همان ابتدا دارای رانه‌هایی است که برخی ماهیت فعال و برخی ماهیت منفعل دارند. ترکیب این رانه‌ها در هر فرد منحصر‌به‌فرد است. بنابراین، یک فرد با کالبد مردانه می‌تواند همانندسازی‌ها و میل‌های منفعلانه یا زنانه قدرتمندی در روان ناهشیار خود داشته باشد و برعکس. این درهم‌تنیدگی، اساس پیچیدگی‌های رفتار و میل انسان را می‌سازد.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

دوجنس‌گرایی روانی چه نقشی در حل و فصل عقده ادیپ دارد؟

عقده ادیپ کامل در روانکاوی شامل دو جنبه مثبت و منفی است که ریشه در دوجنس‌گرایی روانی کودک دارند. کودک خردسال در مسیر رشد خود، هم‌زمان احساسات عاشقانه و خصمانه‌ای را نسبت به هر دو والد تجربه می‌کند و این پویایی پیچیده شالوده هویت او را می‌سازد.

پرتره سیاه و سفید زیگموند فروید در حال سیگار کشیدن
زیگموند فروید بنیان‌گذار روانکاوی و ارائه‌دهنده نظریه دوجنس‌گرایی روانی · عکس: Max Halberstadt، Public domain

درک ساختار روانی انسان بدون بررسی عقده ادیپ (Oedipus complex) ناممکن است. فروید در کتاب ایگو و اید توضیح می‌دهد که عقده ادیپ در شکل ساده خود، شامل عشق به والد جنس مخالف و رقابت با والد هم‌جنس است. اما او بلافاصله تاکید می‌کند که این شکل ساده به ندرت در واقعیت رخ می‌دهد. به دلیل وجود دوجنس‌گرایی روانی، کودک شکل کاملی از عقده ادیپ را تجربه می‌کند که دارای ابعاد مثبت و منفی است.

پسر خردسال نه تنها میل عاشقانه به مادر و حسادت به پدر دارد، بلکه هم‌زمان به دلیل گرایش‌های زنانه درون روانش، پدر را به عنوان ابژه عشق برمی‌گزیند و با مادر رقابت می‌کند. این پویایی دوگانه برای دختران نیز به شکل معکوس صادق است. حل و فصل این تعارض‌های چندگانه، ساختار سوپرایگو (Superego) را شکل می‌دهد. در واقع، عشق از دیدگاه فروید ریشه در همین همانندسازی‌های اولیه و چندوجهی دارد که کودک با هر دو والد خود برقرار می‌کند.

چگونه دوجنس‌گرایی روانی در اتاق درمان و کار بالینی دیده می‌شود؟

کار بالینی روانکاوی فضایی برای مشاهده تعارض‌های ناهشیار پیرامون هویت و میل فراهم می‌کند. درمانگران در فرایند درمان اغلب با مراجعانی روبه‌رو می‌شوند که بخش‌هایی از وجود خود را به دلیل ترس از هم‌خوانی نداشتن با جنسیت زیستی‌شان سرکوب کرده‌اند و این سرکوب اضطراب می‌آفریند.

مفاهیم نظری روانکاوی در نهایت باید در بستر بالینی و در ارتباط میان درمانگر و مراجع فهمیده شوند. در اتاق درمان، دوجنس‌گرایی روانی اغلب خود را در قالب مقاومت‌ها، رویاها و پویایی‌های ارتباطی نشان می‌دهد. مراجعی که به شدت تلاش می‌کند تصویری کاملاً مردانه و نفوذناپذیر از خود ارائه دهد، ممکن است در ناهشیار خود درگیر دفاع در برابر آرزوهای منفعلانه و زنانه باشد. باید تاکید کنیم که این توصیف الگوست نه تشخیص قطعی، و هر مراجع پویایی روانی مختص به خود را دارد.

پدیده انتقال و انتقال متقابل بستر مناسبی برای بروز این جنبه‌های سرکوب‌شده است. مراجع ممکن است درمانگر مرد را در جایگاه یک چهره مادرانه و مراقبت‌کننده قرار دهد، یا درمانگر زن را به عنوان یک مرجع قدرت مردانه تجربه کند. تحلیل این انتقال‌ها به مراجع کمک می‌کند تا بخش‌های طردشده روان خود را بشناسد و با آن‌ها آشتی کند. هدف روان‌درمانی تحلیلی، از بین بردن این دوجنس‌گرایی نیست، بلکه ایجاد ظرفیتی برای تحمل پیچیدگی‌های درونی است.

تفاوت نگاه فروید به دوجنس‌گرایی با مفاهیم مدرن جنسیت چیست؟

خوانش امروزی از جنسیت تفاوت‌های بنیادینی با رویکرد ساختاری روانکاوی کلاسیک دارد. نظریه فروید بر پویایی‌های ناهشیار، رانه‌ها و همانندسازی‌های درونی تمرکز می‌کند، در حالی که مطالعات مدرن جنسیت بیشتر روی برساخت‌های اجتماعی، هویت‌های خوداظهارشده و تنوع گرایش‌های جنسی آگاهانه تاکید می‌ورزند.

یکی از اشتباهات رایج در مطالعه متون روانکاوی، خلط کردن مفاهیم کلاسیک با ادبیات مدرن است. وقتی فروید از دوجنس‌گرایی صحبت می‌کند، منظور او لزوماً گرایش جنسی (sexual orientation) به هر دو جنس در رفتار بیرونی نیست. دوجنس‌گرایی در روانکاوی یک ساختار بنیادین ذهن است که در همه انسان‌ها، فارغ از اینکه در بزرگسالی دگرجنس‌گرا یا هم‌جنس‌گرا باشند، وجود دارد. برای درک بهتر این تفاوت‌ها، آشنایی با مفاهیم روانکاوی و زبان تخصصی این دانش ضروری است.

مطالعات مدرن جنسیت (Gender studies) اغلب جنسیت را به عنوان یک طیف اجتماعی و فرهنگی بررسی می‌کنند. در مقابل، فروید جنسیت روانی را محصول تاریخچه فردی، تعارض‌های ادیپال و سرنوشت رانه‌ها می‌دانست. اگرچه ادبیات فروید گاهی تحت تاثیر زیست‌شناسی زمانه خود بود، اما کشف بزرگ او این بود که هویت جنسی انسان یک داده طبیعی و پیش‌فرض نیست، بلکه دستاوردی روانی است که از مسیر پرپیچ‌وخم همانندسازی‌ها به دست می‌آید.

مقایسه رویکردها به مفهوم دوجنس‌گرایی

رویکردتمرکز اصلیتعریف دوجنس‌گرایی
روانکاوی کلاسیک (فروید)رانه‌های ناهشیار و عقده ادیپظرفیت ذاتی روان برای داشتن گرایش‌های فعال (مردانه) و منفعل (زنانه)
روانکاوی معاصرروابط ابژه و انعطاف‌پذیری روانیتوانایی یکپارچه‌سازی ویژگی‌های مراقبان اولیه فارغ از جنسیت زیستی
مطالعات مدرن جنسیتبرساخت‌های اجتماعی و فرهنگیطیفی از هویت‌ها و گرایش‌های جنسی آگاهانه و خوداظهارشده
رویکرد زیست‌شناختیکالبدشناسی و هورمون‌هاحضور هم‌زمان ویژگی‌های فیزیولوژیک دو جنس (هرمافرودیت)

منبع: گردآوری تحریریه مجله تجربه

نگاه روانکاوی معاصر به ایده دوجنس‌گرایی فروید چگونه است؟

روانکاوان پسافرویدی و نظریه‌پردازان معاصر ایده دوجنس‌گرایی را بسط داده و از نگاه صرفاً زیست‌شناختی دور کرده‌اند. مکاتب جدید روانکاوی این مفهوم را بیشتر در قالب ظرفیت ذهن برای پذیرش تفاوت‌ها، انعطاف‌پذیری در روابط ابژه‌ای و رهایی از کلیشه‌های خشک جنسیتی بازتفسیر و تحلیل می‌کنند.

با گذر زمان و تکامل نظریه‌های تحلیلی، نگاه به دوجنس‌گرایی نیز تغییراتی را تجربه کرد. نظریه‌پردازان روابط ابژه (Object relations) تمرکز را از رانه‌های زیستی به سمت کیفیت ارتباط با مراقبان اولیه تغییر دادند. در این دیدگاه، دوجنس‌گرایی روانی به معنای توانایی فرد برای درونی‌سازی ویژگی‌های مثبت هر دو والد و استفاده از آن‌ها در روابط بزرگسالی است. برای درک اینکه روانکاوی چیست و چگونه تحول یافته، باید این چرخش‌های نظری را به دقت مطالعه کرد.

در روانکاوی لکانی نیز، مفاهیم مردانگی و زنانگی از کالبد زیستی جدا شده و به عنوان موقعیت‌هایی در برابر زبان و قانون نمادین تعریف می‌شوند. روانکاوان معاصر معتقدند که سلامت روان در گرو انعطاف‌پذیری روانی است. فردی که بتواند هم ظرفیت‌های فعال (که به طور سنتی مردانه خوانده می‌شوند) و هم ظرفیت‌های پذیرا (که زنانه تلقی می‌شوند) را در خود یکپارچه کند، روابط غنی‌تر و روان سالم‌تری خواهد داشت.

چگونه می‌توانیم مفاهیم پیچیده فروید را عمیق‌تر یاد بگیریم؟

مطالعه متون اصلی روانکاوی و درک بافتار تاریخی آن‌ها برای دانشجویان و درمانگران علاقه‌مند به این حوزه ضروری است. یادگیری مفاهیم بنیادین نیازمند خوانش دقیق، شرکت در نشست‌های تحلیلی و پیوند دادن نظریه‌های کلاسیک با تجربه‌های بالینی و پدیده‌های روزمره زندگی انسانی است.

ورود به دنیای روانکاوی و فهم دقیق مفاهیمی مانند دوجنس‌گرایی روانی، نیازمند یک مسیر مطالعاتی ساختاریافته است. خواندن مستقیم آثار فروید گاهی به دلیل ترجمه‌ها یا پیچیدگی‌های زبانی دشوار به نظر می‌رسد. پیشنهاد می‌شود دانشجویان مسیر خود را با مقاله‌های راهنما مانند آموزش فروید از کجا شروع کنیم آغاز کنند تا نقشه راه روشنی برای مطالعه داشته باشند.

علاوه بر مطالعه فردی، تجربه کارگاهی و بررسی نمونه‌های بالینی نقش مهمی در تعمیق دانش تحلیلی دارد. شرکت در دوره‌هایی نظیر کیس‌خوانی فروید در مدرسهٔ تجربه به علاقه‌مندان کمک می‌کند تا تئوری‌های انتزاعی را در قالب روایت‌های زنده انسانی مشاهده کنند. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم فضایی امن و علمی برای این کاوش‌های عمیق روانکاوانه فراهم آوریم.

منابع
  • فروید، زیگموند، سه رساله درباره نظریه جنسی، ۱۹۰۵
  • فروید، زیگموند، ایگو و اید، ۱۹۲۳
  • لاپلانش، ژان و پونتالیس، ژان برتران، واژگان روانکاوی، ۱۹۶۷
  • میچل، جولیت، روانکاوی و فمینیسم، ۱۹۷۴

پرسش‌های پرتکرار

آیا دوجنس‌گرایی روانی در فروید همان گرایش جنسی دوجنس‌گرایانه (Bisexuality) است؟

خیر. دوجنس‌گرایی روانی یک ساختار ناهشیار در ذهن همه انسان‌هاست که شامل همانندسازی‌های زنانه و مردانه می‌شود، در حالی که گرایش جنسی به رفتار و انتخاب آگاهانه شریک عاطفی در واقعیت بیرونی اشاره دارد.

چرا فروید معتقد بود همه انسان‌ها دوجنس‌گرا هستند؟

فروید بر این باور بود که روان انسان از بدو تولد دارای رانه‌های فعال و منفعل است و کودک در مسیر رشد، با هر دو والد خود همانندسازی می‌کند که این امر پایه دوجنس‌گرایی روانی را می‌سازد.

دوجنس‌گرایی روانی چه ارتباطی با عقده ادیپ دارد؟

این مفهوم باعث می‌شود عقده ادیپ به شکل کامل (مثبت و منفی) تجربه شود. یعنی کودک هم‌زمان احساسات عاشقانه و رقابت‌جویانه را نسبت به هر دو والد، فارغ از جنسیت آن‌ها، تجربه می‌کند.

آیا سرکوب دوجنس‌گرایی روانی باعث بیماری می‌شود؟

سرکوب شدید بخش‌هایی از روان که با جنسیت زیستی فرد هم‌خوانی ندارند، می‌تواند منجر به اضطراب، شکل‌گیری مکانیسم‌های دفاعی صلب و بروز نشانه‌های روان‌نژندی (نوروز) در فرد شود.

روانکاوی معاصر چگونه به این مفهوم نگاه می‌کند؟

روانکاوان امروزی این مفهوم را بیشتر به عنوان ظرفیت ذهن برای انعطاف‌پذیری، پذیرش تفاوت‌های درونی و رهایی از کلیشه‌های خشک جنسیتی در روابط بین‌فردی تفسیر می‌کنند.

چگونه می‌توان این مفهوم را در اتاق درمان مشاهده کرد؟

این پویایی معمولاً در قالب رویاها، مقاومت‌ها و به‌ویژه در فرایند انتقال خود را نشان می‌دهد، جایی که مراجع نقش‌های زنانه یا مردانه متفاوتی را به درمانگر فرافکنی می‌کند.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن فروید آغاز راه است؛ مدرسهٔ تجربه نظریه را با کیس‌خوانی، سوپرویژن و کار بالینی کنار هم می‌گذارد.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم