شهر بی‌خاطره؛ یک خوانش لکانی

شهر بی‌خاطره؛ یک خوانش لکانی
تغییر مداوم شهر از نگاه روانکاوی چه اثری بر شهروند دارد؟
در خوانش لکانی «شهر بی‌خاطره»، نسبت شهر و شهروند مانند نسبت مادر و فرزند است: کالبد پایدار شهر به خاطره‌ها پشتوانه می‌دهد. وقتی بنا و محله پیاپی تخریب می‌شوند، پیوند امر نمادین با امر واقع می‌گسلد، خاطره بی‌مابه‌ازا می‌ماند و شهروند در شهر خودش احساس غربت می‌کند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۲۵ مهر ۱۴۰۵

دامنه این تغییرات چنان وسیع و سریع است که حتی در طول عمر یک نفر، چهره شهر چندبار عوض می‌شود؛ چنان‌که محله‌ای که در کودکی در آن بالیده بود، با آنچه اکنون آنجاست به کلی متفاوت است، محله کودکی‌اش دیگر وجود خارجی ندارد و جای آن را محله‌ای جدید گرفته که تازه ساخته شده است.

شهرهای ایران و تغییر پیاپی چهره

چند دهه است که شهرهای ایران دستخوش تغییر چهره‌ای سریع و یک‌باره‌اند. وقتی صحبت از شهر است، به شکل معمول اشاره به کالبدی ساختاریافته است که طی چند نسل ایجاد و حفظ می‌شود. بدین ترتیب در شهرهای بیشتر مناطق دنیا می‌توانید در خانه‌ها و محله‌هایی ساکن شوید و زندگی کنید که چند نسل پیش نیز در خانه‌هایش زیسته‌اند؛ شهرهایی مانند پاریس، نیویورک، رُم و استانبول، همگی همین ویژگی را دارند.

شهرهای ایران اما این‌گونه نیستند. در چهار دهه گذشته در ایران ساختمان‌ها یکی پس از دیگری تخریب شده و به جای آن‌ها ساختمان‌های جدید ساخته می‌شوند. در جایی که خیابان‌های باریک و کوچه‌هایی با خانه‌های کوچک محله‌ها را ایجاد کرده بود، اتوبان‌ها و شاهراه‌های جدید احداث می‌شود و‌ محله‌ها، خیابان‌ها، کوچه‌ها و خانه‌های پیشین از میان می‌روند. دامنه این تغییرات چنان وسیع و سریع است که حتی در طول عمر یک نفر، چهره شهر چندبار عوض می‌شود؛ چنان‌که محله‌ای که در کودکی در آن بالیده بود، با آنچه اکنون آنجاست به کلی متفاوت است، محله کودکی‌اش دیگر وجود خارجی ندارد و  جای آن را محله‌ای جدید گرفته که تازه ساخته شده است.

خواندن دربارهٔ این موضوع یک چیز است و حرف‌زدن دربارهٔ آن چیز دیگری. رزرو معارفهٔ رایگان در بات تجربه

فرقی نمی‌کند که از ابتدا ساکن آن محل بوده باشی یا نه. آنچه یک دهه پیش بود، دیگر نیست؛ گویی هرگز نبوده است، هرچند که در خاطره ما هست و با هر محرکی حضور خود را تحمیل می‌کند و به یادمان می‌آورد.

کالبد شهر و حواس شهروند

حفظ کالبد ساختاریافته فیزیکی شهر، محیطی را ایجاد می‌کند که انسان در آن رشد می‌کند، بالنده می‌شود و می‌زیَد. بدین ترتیب از آنجا که شهر با کالبد خود در ذهن انسان نقش بسته و شناخته می‌شود، در ساحت امر واقع تبلور می‌یابد.

واقعیت شهر برای هر کس به واسطه حواسش قابل دریافت است. شهروند شهر را لمس می‌کند، می‌بوید، می‌بیند و واقعیت آن را درمی‌یابد. شهر برای شهروند امر واقع است؛ یک ابژه است که با آن در رابطه است، از آن استفاده می‌کند، بر‌می‌گیردش و به آن استفاده می‌رساند. شهر کالبدی زنده است که شهروند با آن تعامل می‌کند و طی زیستش در آن، خاطراتش را می‌سازد.

نسبت شهر و شهروند، مثل نسبت مادر و فرزند

نسبت شهر و شهروند مانند نسبت مادر و فرزند است. همان‌طور که فرزند چهره مادرش را به خاطر می‌سپارد، در رابطه با او می‌بالد و وجودش را درونی‌سازی می‌کند، شهر را نیز به خاطر می‌سپارد، در رابطه با او می‌بالد و درونی‌سازی‌اش می‌کند.

وجود مادر در امر واقع است که به روان فرزند قوام می‌بخشد، زیرا به تدریج طی رابطه‌ای که ویژه فرزند و مادر است، می‌فهمد که مادر با کالبدی که از او شناخته و به خاطر سپرده، حضور دارد و مراقبش است.

نبود مادر یا نبود مراقب جایگزین به سان یک فرد، فرزند را از امکان درونی‌سازی تصویر کالبد واحد مادر محروم می‌کند و این محرومیت پریشانش می‌کند. او دیگر قادر به برساخت تصویر کالبدی واحد برای دال مادر نیست، چراکه هر تصویری می‌تواند مدلولش باشد. بدین ترتیب نقطه‌ی دوخت از میان می‌رود. دال‌ها مُغلَق می‌شوند. دال دیگر هر مدلولی را نمایندگی می‌کند که میل می‌طلبد و اشتراک اتفاق نظر در انتخاب مدلول از میان می‌رود. مدلول‌ها فردی می‌شوند و دال‌های فرد نمی‌توانند مدلولی را نمایندگی کنند که دیگری نیز کم‌وبیش آن را دریابد. به بیان دیگر امر نمادین کارکرد خود را از دست می‌دهد، زیرا نمادها دیگر امر واقع را نمایندگی نمی‌کنند و آنچه هست در امر خیالی می‌آرامد.

در رابطه با لکان و تاثیرات او بخوانید: زندگی نامه ژاک لکان (۱۹۰۲-۱۹۸۱)

شهری که خاطره نمی‌سازد

شهری که کالبدش هر لحظه به واسطه تخریب بنا، خیابان و محله پیشین تغییر می‌کند، هر لحظه ارتباط بین امر نمادین و امر واقع را نزد شهروندش می‌گسلد. کالبد شهر در واقعیت عوض می‌شود، زنجیره دال‌هایی که در شهر نماینده خاطرات شهروند است و با آن تعامل می‌کند، به واسطه این تغییر مغلق می‌شود. دال‌ها دیگر نمایندگی از امر واقع ندارند و بدین سان تنها در امر خیالی نزج می‌گیرند. شهر بدین سان بدل به خیال می‌شود و دال‌های شهروندانش دیگر نماینده مدلولی که دیگری نیز کم‌وبیش آن را درمی‌یابد، نیست. بدین ترتیب شهروند در رابطه‌اش با شهر دچار نوعی سایکوز روزمره می‌شود، چراکه در شهری زندگی می‌کند که دال‌هایش نمایندگی امر واقع را نمی‌کنند و حاصلی جز پریشانی ندارد.

در این شرایط هر بار که شهروند به کالبد شهر رجوع می‌کند، آن را متفاوت می‌بیند و نمی‌تواند برای دالش مدلولی داشته باشد که دیگری نیز کم‌وبیش آن را داشته باشد و وهم جای واقعیت می‌نشیند. آنچه خاطره شهروند از شهر است و تعاملات شهروندی‌اش را ساخته، در امر واقع مابه‌ازایی ندارد، گویی که زیستش در وهم و خیال بوده است! شهرهای ایران این‌گونه بدل به شهرهای بی‌خاطره شده‌اند.

سوگ مکان: وقتی محلهٔ کودکی ناپدید می‌شود

فروید در مقالهٔ «سوگ و مالیخولیا» (۱۹۱۷) نشان می‌دهد که فقدان فقط به مرگ یک انسان محدود نیست؛ از دست دادن وطن، آزادی یا یک آرمان هم کار سوگ را فرا می‌خواند. کار سوگ یعنی آرام‌آرام پس گرفتن پیوندهای عاطفی از ابژه‌ای که دیگر نیست. اما شهری که بی‌وقفه تخریب و بازسازی می‌شود، فرصت این کار را نمی‌دهد. خانهٔ کودکی، کوچه یا سینمای محله یک‌شبه ناپدید می‌شوند، بی‌آنکه آیینی برای وداع وجود داشته باشد.

فقدانی که دیده و نامیده نشود، به‌جای سوگ به حسی مبهم از غربت بدل می‌شود؛ گویی شهروند در خانهٔ خودش بی‌خانمان است. وینیکات از «تداوم بودن» سخن می‌گوید؛ تجربهٔ پیوسته‌ای که محیطِ به‌اندازهٔ کافی خوب برای کودک فراهم می‌کند و پایهٔ احساس واقعی بودن است. همین منطق را می‌توان به شهر هم تعمیم داد: محیطی که پیوستگی‌اش مدام می‌شکند، احساس ریشه داشتن را سست می‌کند.

موریس هالبواکس، جامعه‌شناس فرانسوی، نشان داده بود که حافظهٔ جمعی به چارچوب‌های مکانی تکیه دارد. وقتی این چارچوب‌ها پیاپی فرو می‌ریزند، نه فقط خاطرهٔ فردی، که روایت مشترک یک نسل از گذشته‌اش هم شکننده می‌شود. این تجربه برای کسانی که مهاجرت کرده‌اند آشناتر است: بازگشتی که در آن شهر آشنا دیگر پیدا نمی‌شود. حرف زدن از این فقدان‌ها، در گفت‌وگو یا در اتاق درمان، راهی است تا آنچه از دست رفته دست‌کم در زبان جایی پیدا کند.

جدول: شهر و شهروند در قیاس با مادر و کودک

مفهومدر رابطهٔ مادر و کودکدر رابطهٔ شهر و شهروند
درونی‌سازیکودک چهرهٔ مادر را به خاطر می‌سپارد و درونی می‌کندشهروند کالبد شهر را به خاطر می‌سپارد و با آن می‌بالد
امر واقعحضور پایدار مادر به روان کودک قوام می‌دهدکالبد پایدار شهر به تجربهٔ شهروند پشتوانه می‌دهد
نقطهٔ دوختدال مادر به تصویری واحد گره می‌خوردخاطره به مکانی گره می‌خورد که هنوز هست
گسستنبود مادر، تصویر واحد را از کودک می‌گیردتخریب پیاپی، خاطره را بی‌مابه‌ازا می‌کند

خلاصهٔ استدلال همین جستار با تکیه بر مفاهیم لکانی

پرسش‌های پرتکرار

منظور از «شهر بی‌خاطره» چیست؟

شهری که کالبدش با تخریب بناها، خیابان‌ها و محله‌ها چنان سریع عوض می‌شود که خاطرهٔ شهروندان دیگر مابه‌ازایی در واقعیت ندارد.

چرا نسبت شهر و شهروند به نسبت مادر و فرزند تشبیه شده است؟

چون همان‌طور که کودک با حضور پایدار مادر چهرهٔ او را درونی می‌کند و قوام می‌گیرد، شهروند هم با کالبد پایدار شهر خاطره و هویت می‌سازد.

امر واقع و امر نمادین در این جستار به چه معناست؟

امر واقع اینجا کالبد مادی شهر است و امر نمادین زنجیرهٔ دال‌ها و خاطره‌هایی که شهروند به آن نسبت می‌دهد. تخریب پیاپی پیوند این دو را می‌گسلد.

نقطهٔ دوخت در نظریهٔ لکان یعنی چه؟

نقطه‌ای که در آن دال به مدلول گره می‌خورد و معنا موقتاً تثبیت می‌شود. بی‌آن، دال‌ها شناور و مبهم می‌شوند.

آیا از دست دادن یک مکان هم سوگ دارد؟

بله. فروید در «سوگ و مالیخولیا» از دست دادن وطن یا یک آرمان را هم در کنار از دست دادن انسان، فقدانی می‌داند که کار سوگ می‌طلبد.

چرا بازگشت به محلهٔ کودکی گاهی غمگین‌کننده است؟

چون گاهی مکانی که خاطره‌هایمان به آن گره خورده دیگر وجود ندارد و ما با فقدانی روبه‌رو می‌شویم که فرصت وداع با آن را نداشته‌ایم.

طرح خطی یک صندلی راحتی برای فقدان‌هایی که اسم ندارند

غربت در شهر خود، یا دلتنگی برای جایی که دیگر نیست، می‌تواند در گفت‌وگو با یک درمانگر جا پیدا کند. جلسهٔ معارفه در مرکز تجربه زندگی رایگان است.

اگر این نوشته چیزی را در شما تکان داد

می‌توانید دربارهٔ همان با یک درمانگر حرف بزنید. جلسهٔ معارفه در تجربه رایگان است.

شروع تراپی با جلسهٔ معارفه رایگاندربارهٔ روانکاوی در تجربه

نمی‌دانید چه نوع تراپی به شما می‌خورد؟ تست سبک درمانی من رایگان است، ثبت‌نام نمی‌خواهد و دو دقیقه طول می‌کشد. بقیهٔ تست‌های رایگان

این نوشته را هم‌رسانی کنید
پریس تنظیفی
نویسندهٔ این نوشته
پریس تنظیفیدرمانگر کلینیک تجربه
روانکاو4 نوشته در مجلهٔ تجربه

این نوشته را درمانگری نوشته که خودش در کلینیک تجربه با مراجع کار می‌کند. اگر نگاهش به دلتان نشست، می‌توانید جلسهٔ معارفه را با خود پریس شروع کنید.

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم