هر کسی که با مجموعه آثار دیوید لینچ آشنا باشد، احتمالا به این باور رسیده است که جهان سینمایی این کارگردان آمریکایی را در قالب تنها چند کلمه نمیتوان تفسیر کرد و فیلمها و سریالهای ساخته شده توسط او از جنبههای گوناگون فلسفی و روانشناسی جای تحلیل و بررسی دارند. با این حال ممکن است برایتان جالب باشد که آثار این کارگردان چطور میتواند در خدمت تفکر فرویدی-لکانی قرار بگیرد و از این دید تحلیل شود.
در همین راستا، انجمن روانکاوی لکانی اسکاتلند سمینار آنلاین نقد و بررسی «جاده مالهلند» از نگاه برداشت لکانی از منطق رویاهای فروید را برگزار کرد و در آن اولگا کاکس کامرون کوشید مجموعه مقالات جدیدش را با عنوان «فروید/لینچ: پشت پرده» به ما معرفی کند.
اگر این حوزه را دنبال میکنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلبهای تازهٔ این موضوع
کاکس کامرون معتقد است شاهکار لینچ یعنی «مالهالند درایو» که در سال ۲۰۰۱ ساخته شده، لبریز از مفاهیم مربوط به مکانیسم رویاهای فروید است که در کتاب مطرح او با نام «تفسیر خواب» مورد بررسی قرار گرفته است. با این حال اگر مالهالند درایو وامدار منطق رویایی فروید باشد، در عین حال نگاهی هم به اندیشههای لکان دارد و مجموعه سوالاتی را در خصوص ارتباط بین ضمیر ناخودآگاه و قدرت فراگیر تروما ایجاد میکند.
او در این مجموعه مقالات با قرار دادن این فیلم در کنار کتاب «شبزندهداری فینگنها» نوشته جیمز جویس به عنوان نمونههای نادری از آثار هنری که موفق به بازتولید منطق رویا و در نظر گرفتن نظریه رؤیای 1900 فروید با توجه به تحولات فراتر از اصل لذت هستند، فیلم را با اشاره به پرسشی که لکان در این رابطه مطرح کرده، بررسی میکند و به رؤیای معروف ایرمای فروید میپردازد: با توجه به اینکه رویا مکرراً با چیزی مواجه میشود که اضطراب را برمیانگیزد، چه چیزی به بیننده اجازه میدهد که به رویاپردازی ادامه بدهد؟
در این سمینار علاوه بر کاکس کامرون، ویراستاران کتاب او یعنی جیمی روورز و استفان ماریانسکی هم سخن گفتند.
درباره سخنرانان
اولگا کاکس کامرون (Olga Cox Cameron): او نخست در زمینه مطالعات ادبی فعالیت میکرد و پایاننامه کارشناسی ارشدش را با موضوع پروست به پایان رساند. سپس به عنوان معلم خصوصی در گروه زبان فرانسه در کالج دوبلین فعالیت کرد و دکترای بکت را در دانشگاه فریبورگ آغاز کرد، اما ادامه نداد. پس از یک دهه کار با افراد بیخانمان در دوبلین، او به عنوان روانکاو در بیمارستان دانشگاه سنتوینسنت آموزش دید، دکترایش را در زمینه احتمالات (یا عدم احتمالات) در روانپریشی به پایان رساند و در سی و سه سال گذشته به طور خصوصی تحت آموزش بوده است.
کاکس کامرون از سال 1991 تا 2013 در زمینه نظریه روانکاوی و همچنین در روانکاوی و ادبیات در بیمارستان دانشگاه سنتوینسنت و کالج ترینیتی سخنرانی و مقالات متعددی را در خصوص این موضوعات در مجلات داخلی و بینالمللی منتشر کرد. او بنیانگذار جشنواره سالانه سینما و روانکاوی ایرلند است که سیزدهمین سال خود را سپری میکند.
استفان ماریانسکی (Stefan Marianski): او مدیر آموزش موزه فروید لندن است؛ جایی که برای مشارکت دادن جوانان در افکار روانکاوانه فعالیت میکند. او تعدادی رویداد و کنفرانس در زمینه موضوعات روانکاوی ترتیب داده است و در مورد رویاها، جنسیت، انسانشناسی، سورئالیسم و مردانگی نوشته و سخنرانی کرده است. او مدیر پروژه رواندرمانی و کارآموز مرکز تحلیل و تحقیقات فرویدی است.
جیمی روورز (Jamie Ruers): وی مدیر رویدادهای موزه فروید لندن است و برنامههای عمومی رویدادها، کنفرانسها و نمایشگاهها را در زمینه موضوعات مرتبط با روانکاوی برگزار میکند. او همچنین مورخ هنر است و تحقیقاتش بر جنبههای مختلف فرهنگی وین در قرنهای نوزدهم و بیستم و هنر، مد و فیلمهای سورئالیستی متمرکز است. او برای سازمانهایی در سراسر جهان، از جمله موزه ویکتوریا و آلبرت، انجمن روانکاوی آرژانتین، انجمن روانکاوی شیلی و انجمن فرهنگی و صندوق هنر اتریش، انتشارات و سخنرانی داشته است.
معرفی دیوید لینچ
دیوید لینچ (زاده 20 ژانویه 1946 در ایالت مونتانا و درگذشته در ژانویهٔ 2025) کارگردان معاصر آمریکایی و برنده جوایز متعددی از جمله نخل طلای جشنواره کن، شیر طلایی جشنواره ونیز و چندین نامزدی در جشنوارههای اسکار و امی است. سبک خاص فیلمهای لینچ باعث شده فیلمهای او محبوب مخاطبان عام سینما نباشد، اما در عوض روزنامهنگاران و منتقدان بارها آثارش را با درونمایههای نمادین و سورئالیستی که دارند، ستودهاند.
برخی از مطرحترین فیلمها و سریالهای ساخته شده توسط لینچ عبارتند از:
- 1977 کلهپاککن (Eraserhead)
- 1980 مرد فیلنما (The Elephant Man)
- 1986 مخمل آبی (Blue Velvet)
- ۱۹۹۰-۱۹۹۱ تووین پیکس (Twin Peaks)
- 1997 بزرگراه گمشده (Lost Highway)
- 2001 جاده مالهالند (Mulholland Drive)
زمان و نحوه برگزاری سمینار
سمینار آنلاین «لینچ و لکان؛ منطق رویا در جاده مالهالند» روز پنجشنبه 24 نوامبر 2022 (3 آذر 1401) بهصورت آنلاین در پلتفرم زوم برگزار شد و پس از آن هم یک گردهمایی مجازی برای گفتوگو دربارهٔ همین موضوع شکل گرفت.
شرکت در این سمینار برای همهٔ علاقهمندان رایگان بود. این رویداد به پایان رسیده است، اما پرسش اصلی آن، یعنی خواندن جاده مالهالند با منطق رویای فرویدی و لکانی، همچنان راهی پربار برای فهم سینمای لینچ است.
برای خواندن تحلیلهای روانکاوانهٔ دیگر دربارهٔ سینما و رویا، مطلبهای مرتبط پایین همین صفحه را ببینید.
جاده مالهالند را چگونه میشود مثل یک رویا خواند؟
در خوانش رایج، بخش بزرگ فیلم رؤیای دایان است: بازیگری که در هالیوود شکست خورده و عشقش را از دست داده است. در این رویا او به «بتی» بدل میشود؛ دختری پرشور و بااستعداد که همه تحسینش میکنند و زنی که در زندگی واقعی او را رها کرده، این بار بیپناه و نیازمند به او پناه میآورد. این همان چیزی است که فروید در «تفسیر خواب» برآوردهسازی آرزو نامید: رویا آنچه را در بیداری تحملناپذیر است وارونه میکند و آرزو را تحققیافته نشان میدهد.
اما رویا هیچوقت کاملاً آرام نیست. در جایجای فیلم لحظههایی هست که چیزی هولناک از پس ظاهر منظم بیرون میزند و ترسی بینام میسازد. لکان این هستهٔ نمادیننشدنی را امر واقعی مینامد. او در سمینار یازدهم با رؤیای مشهور «پدر، نمیبینی که دارم میسوزم؟» نشان میدهد که گاهی از خواب بیدار میشویم نه به این دلیل که رویا تمام شده، بلکه برای اینکه از امر واقعیِ درون رویا بگریزیم و به واقعیتِ قابلتحملتر پناه ببریم.
پرسشی که کاکس کامرون مطرح کرد از همینجا میآید: اگر رویا مدام به چیزی اضطرابآور نزدیک میشود، چه چیزی اجازه میدهد خواببیننده و بیننده به رویاپردازی ادامه دهند؟ جاده مالهالند پاسخ سادهای نمیدهد. فیلم ما را هم مثل دایان در رویا نگه میدارد تا جایی که دیگر نمیشود حقیقت میل و فقدان را پوشاند؛ و همین است که آن را برای روانکاوی چنین پربار کرده است.
جدول: مفهومهای فرویدی و لکانی در خوانش جاده مالهالند
| مفهوم | معنا در روانکاوی | نمود در خوانش رایج فیلم |
|---|---|---|
| برآوردهسازی آرزو (فروید) | رویا آرزوی سرکوبشده را به شکل تحققیافته نشان میدهد | بتی بااستعداد و محبوب است و همهچیز به سود او پیش میرود |
| جابهجایی و فشردهسازی | آدمها و معناها در رویا جابهجا یا در هم ادغام میشوند | شخصیتها با نامها و نقشهای تازه دوباره ظاهر میشوند |
| امر واقعی (لکان) | آنچه در نماد و تصویر نمیگنجد و اضطراب برمیانگیزد | لحظههایی هولناک که رویا را میشکنند و بیننده را از جا میپرانند |
| بیداری برای فرار | به نظر لکان گاهی بیدار میشویم تا با امر واقعیِ رویا روبهرو نشویم | بازگشت ناگهانی به زندگی تلخ و ناکامیهای شخصیت اصلی |
خوانشی تفسیری از فیلم است، نه تنها تفسیر ممکن.
پرسشهای پرتکرار
جاده مالهالند دربارهٔ چیست؟
«جاده مالهالند» (Mulholland Drive) فیلمی از دیوید لینچ محصول ۲۰۰۱ است که روایتش میان رویا و واقعیت در هالیوود رفتوبرگشت دارد و بسیاری آن را رؤیای یک بازیگر ناکام میخوانند.
منطق رویا در روانکاوی یعنی چه؟
فروید در «تفسیر خواب» (۱۹۰۰) نشان داد رویا قاعدههای خود را دارد: آرزوها را برآورده میکند و با جابهجایی و فشردهسازی معناها را پنهان میکند. منطق رویا یعنی همین قاعدهها.
رؤیای ایرما چیست؟
رؤیای تزریق به ایرما رؤیایی از خود فروید است که در «تفسیر خواب» تحلیل کرد و نخستین نمونهٔ کامل تفسیر رویا شد. لکان بعدها در سمینار دوم خود دوباره به آن پرداخت.
لکان دربارهٔ رویا چه میگوید؟
ژاک لکان رویا را جایی میداند که ناخودآگاه مانند زبان ساختار یافته است. به نظر او گاهی از رویا بیدار میشویم تا با امر واقعیِ هولناکِ درون آن روبهرو نشویم.
اولگا کاکس کامرون کیست؟
اولگا کاکس کامرون روانکاو ایرلندی است که در زمینهٔ ادبیات و روانکاوی کار کرده و سالها در بیمارستان دانشگاه سنتوینسنت و کالج ترینیتی دوبلین دربارهٔ نظریهٔ روانکاوی تدریس کرده است.
آیا این سمینار هنوز برگزار میشود؟
نه. سمینار آنلاین «لینچ و لکان» در آذر ۱۴۰۱ (نوامبر ۲۰۲۲) برگزار شد و به پایان رسیده است. این صفحه گزارش آن و خوانشی کوتاه از فیلم است.
رویاهایت هم حرفی دارند
اگر فیلمها و رویاها برایت سؤالهای تازه دربارهٔ خودت باز میکنند، شاید وقت گفتوگو با یک درمانگر باشد. جلسهٔ معارفه در مرکز تجربه زندگی رایگان است.
اگر این متن چیزی را در شما تکان داد
در مرکز تجربه زندگی میتوانید با یک درمانگر تحلیلی صحبت کنید. جلسهٔ معارفه رایگان است و تغییر درمانگر هزینهای ندارد.
شروع تراپی با جلسهٔ معارفه رایگانرویکردهای درمانی تجربه
نمیدانید چه نوع تراپی به شما میخورد؟ تست سبک درمانی من رایگان است، ثبتنام نمیخواهد و دو دقیقه طول میکشد. بقیهٔ تستهای رایگان



