یادداشتی بر مرگ؛ به مناسبت سالروز مرگ ژاک لکان

یادداشتی بر مرگ (به مناسبت سالروز مرگ ژاک لکان)
مرگ از نگاه ژاک لکان چه معنایی دارد؟
از نگاه ژاک لکان، مرگ بیرون از زندگی نیست و در دل آن حضور دارد. لکان با تکیه بر رانهٔ مرگ زیگموند فروید می‌گوید هر رانه‌ای به سوی مرگ میل دارد، و با وام از دیالکتیک هگل و اندیشهٔ هایدگر نشان می‌دهد که انسان از راه زبان به هستی درمی‌آید و نیستی‌اش در همین بودن حاضر است.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۲۵ مهر ۱۴۰۵

 

«مرگ به قلمروی ایمان تعلق دارد و حق با شماست، قطعاً خواهید مرد. همین شما را حفظ می‌کند. اگر باورش نکنید، آیا می‌توانید زندگی‌ای را که دارید تاب بیاورید؟ اگر نتوانیم به این قطعیت تکیه کنیم که همه چیز روزی تمام خواهد شد، آیا می‌توانید این دنیا را تاب بیاورید؟… این تنها و تنها  کنشِ ایمان است؛ و بدترین ‌قسمتش این‌جاست که از آن مطمئن نیستید.»  

ژاک لکان، سمیناری در دانشکده‌ی کاتولیک لوون، 1972 

خواندن دربارهٔ این موضوع یک چیز است و حرف‌زدن دربارهٔ آن چیز دیگری. رزرو معارفهٔ رایگان در بات تجربه

 

مرگ، دِینِ ما به طبیعت

بنابراین، مرگ پیامد ضروری حیات است؛ مرگ دِینِ همه‌ی ما به طبیعت است و باید دین خود را بپردازیم. در زندگی روزمره بر آنیم که مرگ را از ذهنمان حذف و آن را لاپوشانی ‌کنیم. به عقیده‌ی لکان تمامیِ رانه‌ها رانش به سوی مرگ‌اند، اما کار رانه چیست؟ به عقیده‌ی بسیاری کار رانه کاهیدن از تنش و خلاصی از شر آن است. لازم است توجه کنیم که کنشِ رانه در جهت حذف تنش است اما وجود «تکرار» باعث می‌شود میزان تنش همواره افزایش یابد. در نتیجه، باید توجه کنیم که تکرار نقشی افزاینده دارد و انسان همواره در جهت رفع نیازهای خود دست به افراط و تفریط می‌زند. 

اما این نقطه، نقطه‌ای تناقض‌آمیز است؛ ‌زیرا رانش در جهت حفظ حیات انسانی و همچنین نیرویی که به فرسودگی و افراط می‌انجامد، عمل می‌کند. یعنی انسان همواره در تکاپوست تا از رنج خود بکاهد و به لذت خود اضافه کند. حال آنکه نظریه‌ی فروید بر این مبناست که جست‌وجوی لذت با اصل اساسی، یعنی حفظ حیات، در تناقض است. بدین معنا که نهاد (id)، خواسته‌ها و اهدافی دارد که در دنیای بیرونی به طور کامل قابل دستیابی نیستند و حتی ممکن است به نقض حیات منجر شوند. 

پس، موجود زنده (در اینجا، انسان) همواره در جست‌وجوی این است که به آرامش و لذت برسد و دیگر مشکل و مسئلهای آزارش ندهد. اما فروید و فرویدی‌ها نظرگاهی متفاوت دارند؛ آدمی به این دنیا نیامده است که لذت ببرد و زندگی اصولاً سفری برای کسب لذت نیست. این لذت، در بالاترین سطح خود و فراتر از هر گونه وصفی از خویشتن خود، مساوی با سکونِ مطلق است و اینجاست که با اصل حفظ حیات انسانی در تناقض است. بنابراین، اگر منشأ نارضایتی را از بین ببریم، در واقع تیشه به ریشه‌ی خود زده‌ایم و نابودی را به جان خریده‌ایم. اما مرگ و زندگی با هم در تضاد نیستند و همواره با یکدیگر همبستگی دارند.  

حال به نظر می‌رسد که این مسئله حل شده و به پاسخ رسیده‌ایم؛ اما لازم است اندکی بیشتر ‌کاوش کنیم؛ آیا مرگ، مرگ است و زندگی، زندگی است؟ به بیان دیگر، آیا مرگ هستی خود را دارد و زندگی چیزی ورای آن و جدای از آن است؟ به نظر می‌رسد که لکان همسو با فلاسفه‌ی مختلف و  مثل بازتابی از صدای ‌آن‌ها، نظری مخالف دارد. 

دیالکتیک هگل؛ مرگ در دلِ زندگی

دیالکتیک هگلی بر این ایده استوار است که خصلت اساسی هر تعینی از هستی، به نحو ضمنی حامل سایه‌ای از متضاد یا نقیض خود است. به بیان ساده‌تر، هر امر مثبتی در خود حامل نفی خود نیز هست و به واسطه‌ی آن حفظ می‌شود. سپس این امر نهفته در حرکت دیالکتیک برمی‌آید و هستیِ صریح پیدا می‌کند. به این ترتیب، می‌توان گفت که معنای مرگ نزد هگل، طنینی مشابه چشم‌انداز لکان از مرگ دارد. او در مقدمه‌ای بر پدیدارشناسی روح مسئله را اینگونه مطرح می‌کند: «اگر مرگ آن چیزی باشد که بخواهیم به آن نافِعلیت ‌بگوییم، بسیار ترس‌آور است و آویختن به آنچه مرده است و ماندن با آن، مستلزم این است که نیروی بسیاری به خرج دهیم. اما حیات روح از مرگ نمی‌گریزد، بلکه حیاتی است که مرگ و تباهی را برمی‌تابد و خود را درون آن حفظ میکند. اینگونه نیست که این حیات از نابودی و امر منفی رو بگرداند و آن را انکار کند، بلکه روح با رویارویی با امر منفی و اندکی ماندن در آن، به هستی می‌رسد.»

پس به بیان بهتر، لکان بازتاب ایده‌ی هگل را این‌طور بیان می‌کند که درون زندگی نیز مرگ وجود دارد و این دو همراه با هم به پیش می‌روند. 

زبان، هستی و نیستی نزد هایدگر و لکان

در پایان، لازم است به مسئله‌ی زبان از دیدگاه هایدگر و لکان بپردازیم. این دو اندیشمند، یکی پدیدارشناس و دیگری روانکاو، در مسائل مربوط به زبان مشترکاتی دارند که مفاد این بحث را به یکدیگر پیوند می‌دهند. به گفته‌ی هایدگر همه چیز به زبان وابسته است و حقیقتِ هستی در زبان پدیدار می‌شود و اندیشیدن با زبان حاصل می‌شود.»

اما معنی‌اش آن نیست که انسان به وسیله‌ی زبان ارتباط با دیگر انسانها را در پیش می‌گیرد، بلکه بدان معنی است که «تنها گفتار انسان را قادر میسازد تا در مقام انسان زنده باشد.» به بیان دیگر، انسان زبان را برای سخن گفتن استفاده نمی‌کند، بلکه زبان است که او را به سخن گفتن درمی‌آورد. پس در واقع زبان است که ما را به هستی می‌آورد و «در بعد هستی است که می‌توان بخش‌بندی سه‌گانه‌ی امر نمادین، امر خیالی و امر واقع را یافت.»

ما با زبان به هستی درمی‌آییم و نیستیِ ما در همین بودن حضور دارد. و ناهستی به‌ وسیله‌ی زبان به هستی درمی‌آید؛ هنگامی که نمود آغاز شود، ناهستی، هست می‌شود و هنگامی که این نمود پایان پذیرد، ما پایان می‌یابیم. 

رانهٔ مرگ از فروید تا لکان؛ چرا انسان به چیزی فراتر از لذت می‌کشد؟

فروید تا سال‌ها روان را با اصل لذت توضیح می‌داد: میل به کاستن از تنش و رسیدن به رضایت. اما در «فراسوی اصل لذت» (۱۹۲۰) با پدیده‌هایی روبه‌رو شد که با این اصل جور درنمی‌آمدند؛ خواب‌های تکراری کسانی که از جنگ برگشته بودند، بازی کودکی که رفتن مادر را بارها تکرار می‌کرد و اجبار مراجعان به تکرار تجربه‌های دردناک. پاسخ او مفهوم رانهٔ مرگ بود: کششی در زندگی به سوی سکون و بازگشت به حالت بی‌تنش.

لکان این ایده را از زیست‌شناسی جدا کرد و به سطح زبان و میل برد. برای او رانهٔ مرگ نیرویی بیرون از زندگی نیست، بلکه همان اصرار تکرار در زنجیرهٔ دال‌هاست؛ چیزی در ما که مدام به جای دردناکی بازمی‌گردد که نه می‌توانیم ترکش کنیم و نه کاملاً به آن برسیم. از همین رو لکان می‌گوید هر رانه‌ای، در نهایت، رانهٔ مرگ است.

این نگاه در کار بالینی هم معنا دارد. تکرار رابطه‌های آسیب‌زا یا بازگشت دوباره به رنجی آشنا، از منظر روانکاوی نشانهٔ ضعف اراده نیست، بلکه ردپای همین نیروی ناخودآگاه است. شنیدن این تکرار در درمان، نخستین قدم برای آن است که سوژه بتواند نسبت تازه‌ای با میل و فقدان خود پیدا کند.

جدول: مرگ در اندیشهٔ چهار متفکر این یادداشت

متفکرایدهٔ اصلی دربارهٔ مرگپیوند با روانکاوی
زیگموند فرویدجست‌وجوی لذت در نهایت به سکون مطلق میل داردرانهٔ مرگ و تناقض لذت با حفظ حیات
ژاک لکانهر رانه‌ای رانش به سوی مرگ است و تکرار تنش را افزایش می‌دهدتکرار، رانه و قطعیت مرگ به‌مثابه کنش ایمان
گئورگ ویلهلم فریدریش هگلهر امر هستی سایه‌ای از نقیض خود را در خود داردمرگ در دل زندگی؛ خوانش لکان از دیالکتیک
مارتین هایدگرزبان خانهٔ هستی است و نیستی از راه آن آشکار می‌شودنسبت زبان، سوژه و نیستی نزد لکان

برگرفته از متن همین یادداشت.

پرسش‌های پرتکرار

ژاک لکان کی درگذشت؟

ژاک لکان، روانکاو فرانسوی، در ۹ سپتامبر ۱۹۸۱ در پاریس درگذشت. این یادداشت به مناسبت سالروز مرگ او نوشته شده است.

رانهٔ مرگ چیست؟

رانهٔ مرگ مفهومی است که فروید در «فراسوی اصل لذت» (۱۹۲۰) طرح کرد: نیرویی در روان که به کاهش کامل تنش و بازگشت به سکون میل دارد و در اجبار به تکرار دیده می‌شود.

چرا لکان می‌گوید همهٔ رانه‌ها به سوی مرگ‌اند؟

به نظر لکان رانه هرگز به ارضای کامل نمی‌رسد و با تکرار دور ابژه می‌چرخد. این تکرار فراتر از اصل لذت می‌رود؛ از این رو هر رانه‌ای در نهایت با مرگ پیوند دارد.

جملهٔ لکان دربارهٔ مرگ و ایمان چیست؟

لکان در سمیناری در دانشگاه کاتولیک لوون در ۱۹۷۲ گفت مرگ به قلمرو ایمان تعلق دارد؛ قطعیت پایان است که زندگی را تحمل‌پذیر می‌کند، هرچند از آن مطمئن نیستیم.

دیالکتیک هگل چه ربطی به مرگ دارد؟

در دیالکتیک هگل هر امری نقیض خود را در خود دارد. لکان این ایده را این‌گونه بازتاب می‌دهد که مرگ در دل زندگی حاضر است و این دو با هم پیش می‌روند.

هایدگر و لکان دربارهٔ زبان چه اشتراکی دارند؟

هر دو زبان را صرفاً ابزار ارتباط نمی‌دانند. از نگاه هر دو، انسان از راه زبان به هستی درمی‌آید و نیستی هم به واسطهٔ زبان آشکار می‌شود.

طرح خطی یک صندلی راحتی پرسش از مرگ، پرسش از زندگی است

اگر اندیشیدن به مرگ و فقدان برایت سنگین شده، گفت‌وگو با یک درمانگر می‌تواند جای امنی برای آن بسازد. جلسهٔ معارفه در مرکز تجربه زندگی رایگان است.

این متن از روانکاوی می‌گوید؛ تجربه‌اش کار دیگری است.

در مرکز تجربه زندگی می‌توانید با یک روانکاو یا درمانگر تحلیلی کار کنید. جلسهٔ معارفه رایگان است و تغییر درمانگر هزینه‌ای ندارد.

شروع تراپی با جلسهٔ معارفه رایگاندربارهٔ روانکاوی در تجربه

نمی‌دانید چه نوع تراپی به شما می‌خورد؟ تست سبک درمانی من رایگان است، ثبت‌نام نمی‌خواهد و دو دقیقه طول می‌کشد. بقیهٔ تست‌های رایگان

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم