اعدام همان مرگ دوم است؛ مروری بر منطق اعدام‌های قرون وسطی با خوانش لکانی

اعدام همان مرگ دوم است؛ مروری بر منطق اعدام‌های قرون وسطی با خوانش لکانی
مرگ دوم در نظریهٔ لکان چیست؟
مرگ دوم در نظریهٔ ژاک لکان، که در سمینار «اخلاق روانکاوی» (۱۹۵۹ تا ۱۹۶۰) مطرح شد، به نابودی کامل سوژه در ساحت نمادین اشاره دارد؛ فراتر از مرگ بدن. لکان این مفهوم را برای توضیح فانتزی سادیستی رنج بی‌پایان به کار برد؛ فانتزی‌ای که در اعدام‌های نمایشی قرون وسطی هم دیده می‌شود.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۲۵ مهر ۱۴۰۵

مرور تاریخ از دوره باستان تا قرون وسطی نشان می‌دهد که در آن دوران حاکمان بارها دست به اعدام افرادی زده‌اند که در سرزمین‌های تحت انقیادشان زندگی می‌کردند. دلیل این اعدام‌ها در دوران باستان و قرون وسطی ساده بود؛ حاکم می‌خواست با ترساندن مردم به آن‌ها پیام بدهد که در صورت استمرار و پافشاری بر درخواست خود می‌میرند. این امر در قرون وسطی شکلی پیچیده به خود گرفته بود، زیرا در آن دوران این نهاد کلیسا بود که تمامیت خود را بر اروپا تحمیل کرده و حفظ خود را در گروی اطاعت تام بندگان می‌دانست. به همین دلیل نیز مدارکی داریم مبنی بر اینکه در این دوران احکامی شدید از جمله اعدام با طناب دار، اعدام با آتش و اعدام با پاره کردن دل و روده افراد انجام شد.

با این حال در تمام این اعدام‌ها یک عنصر مشترک وجود داشت: «مرگ سوژه»[1]!

مرگ در آثار ژاک لکان

مرگ واژه‌ای است که در آثار ژاک لکان در زمینه‌های مختلفی به کار رفته است. پیش از همه آنچه برساز امر نمادین است، مرگ است. نزد لکان مرگ شکل‌دهنده امر نمادین است، زیرا نماد با ایستادن در جای چیزی که نماد آن است، برابر مرگ آن چیز است: «نماد، قتل چیز است.»[2]

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

«چیز» و سمینار اخلاق روانکاوی

بحث لکان درباره «چیز» یکی از موضوعات محوری در سمینار 1959-1960 «اخلاق روانکاوی»[3] است؛ جایی که او از اصطلاح فرانسوی la chose به جای واژه آلمانی das Ding استفاده می‌کند. زمینه اصلی که این اصطلاح در آن تبیین می‌شود، تمایزی است که زیگموند فروید بین «بازنمایی-واژه»[4] و «بازنمایی-شیء»[5] قائل است. این تمایز در نوشته‌های فراروان‌شناختی فروید[6] هم برجسته است که در آن توضیح می‌دهد این دو نوع بازنمایی در دستگاه «پیش‌خودآگاه-خودآگاه»[7] با هم مرتبط هستند، درحالی‌که در سیستم ناخودآگاه فقط «بازنمایی-چیزها» وجود دارند.[8]

لکان با اشاره به اینکه دو کلمه das Ding و die Sache در آلمانی برای «چیز» وجود دارد، توضیح می‌دهد که فروید معمولاً برای اشاره به ارائه چیزها در ناخودآگاه، از اصطلاح دوم استفاده می‌کند. بنابراین اگرچه در یک سطح «بازنمایی-واژه» و «بازنمایی-شیء» متضاد هستند، اما در سطح نمادین آن‌ها باهم پیش می‌روند. die Sache نمایش یک چیز در نظم نمادین است، در تضاد با das Ding که چیز در «واقعیت گنگ»[9] است[10]: «چیزی در واقعیت که فراتر از مدلول[11] است.»[12] بنابراین ارائه‌های چیزهایی که در ناخودآگاه یافت می‌شوند هنوز پدیده‌های زبانی هستند، برخلاف das Ding که کاملاً خارج از زبان و خارج از ناخودآگاه است. «مشخصه آن چیز این است که تصورش برای ما غیرممکن است.»[13]

بدین ترتیب سوژه مرگ را به عنوان یک die Sache تجربه می‌کند. برای سوژه، مرگ دال است. فقط به واسطه دال است که سوژه به مرگ خود دسترسی دارد و می تواند مرگ خود را تصور کند:

«در دال و تا آنجا که فاعل یک سلسله دلالتی را بیان می‌کند، با این حقیقت مواجه می‌شود که ممکن است از سلسله آنچه هست ناپدید شود.»[14] دال نیز سوژه را فراتر از مرگ قرار می‌دهد، زیرا «دال که از قبل او را مرده می‌داند، فطرتاً او را جاودانه می‌کند».[15] بنابراین لکان مرگ را دوپاره می‌کند؛ «مرگ نخست»[16] از نگاه لکان، مرگ جسمانی بدن است که به زندگی یک انسان پایان می‌دهد، اما به چرخه‌های فساد و بازسازی پایان نمی‌دهد. «مرگ دوم»[17] آن است که مانع از بازسازی بدن مرده می‌شود، «محلی که در آن چرخه‌های دگرگونی‌های طبیعت از بین می‌رود.»[18]

مرگ دوم و فانتزی سادیستی

مفهوم مرگ دوم توسط لکان برای صورت‌بندی ایده‌هایی در مورد فانتزی سادیستی ایجاد درد دائمی استفاده شد.[19] واضح است که مرگ دوم متوجه آن است که جاودانگی سوژه را ضایع کند و از آنجا که در امر واقع ناممکن است، در حکم ابژه میلی عملی می‌کند که غایب است. بنابراین حد فاصلی بین مرگ نخست و مرگ دوم ایجاد می‌شود که تراژدی را شکل می‌دهد.

اعدام‌های قرون وسطی، تجلی همان فانتزی

اعدام‌هایی که به منظور بازدارندگی در قرون وسطی انجام می‌شدند، در واقع تجلی همان فانتزی سادیستی ایجاد درد بودند. وقتی به عنصر تنبیهی آن دقت کنید، درست مانند معلمی که کودک را تنبیه می‌کند، در این اعدام‌ها افراد یک جامعه به سان سوژه‌های نابالغی دیده می‌شدند که معلم آن‌ها را با ایجاد درد تنبیه می‌کرد. بنابراین چنین اعدام‌هایی در واقع میل نیل به مرگ دوم هستند، درحالی‌که در واقع رخ نمی‌دهند.

این موجب می‌شود تا این اعدام‌ها، سوژه را در وضعیتی تراژیک قرار دهد؛ زیرا هرچند سوژه مرگ نخست را تجربه می‌کند، اما در فضای بین مرگ نخستین و مرگ دوم درمی‌ماند و تراژدی ایجاد می‌شود.

سوژه‌ی اعدام‌شده، قهرمان تراژدی

نکته اینجاست که ایجاد تراژدی نیازمند قهرمان است، بنابراین سوژه که اعدام شده بدل به قهرمان می‌شود، اما از آنجا که اعدام‌کننده نمی‌تواند به ابژه میل خود دست یابد، نیازمند تکرار آن است تا درد را دائمی کند، زیرا تجربه مرگ اول مقدم بر مرگ دوم است. این همان چرخه‌ای است که خشونت بی‌پایان و بی‌حد قرون وسطی را ایجاد کرد و با اعدام‌های بازدارنده (تنبیهی!) مرگ انسان‌های بی‌شماری را رقم زد، هرچند که ناممکن بود.

 

نمونه‌ای مشهور در تاریخ هنر: نقاشی «سوم ماه مه ۱۸۰۸» اثر فرانسیسکو گویا، نقاش اسپانیایی، با موضوع تیرباران شهروندان مادرید به دست سربازان فرانسوی.

این نقاشی امروز در موزهٔ پرادو مادرید نگهداری می‌شود.

 

پی‌نوشت‌ها و منابع

[1]Death of the Subject

[2]Lacan, Jacques. Écrits: A Selection. Trans. Alan Sheridan. London: Tavistock Publications, 1977. p. 104

[3]L’éthique de la psychanalyse

[4]Wort-vorstellungen

[5]Sachvorstellungen

[6]metapsychological writings

[7]preconscious-conscious system

[8]Freud, Sigmund. “The Unconscious”, 19l5e. SE XIV, 161

[9] -dumb reality

[10]Lacan, Jacques. The Seminar. Book VII. The Ethics of Psychoanalysis, 1959-60. Trans. Dennis Porter. London: Routledge, 1992. p.55

[11]the beyond-of-the-signified.

[12]Lacan, Jacques. The Seminar. Book VII. The Ethics of Psychoanalysis, 1959-60. Trans. Dennis Porter. London: Routledge, 1992. p.54

[13]Lacan, Jacques. The Seminar. Book VII. The Ethics of Psychoanalysis, 1959-60. Trans. Dennis Porter. London: Routledge, 1992. p. 125

[14]Lacan, Jacques. The Seminar. Book VII. The Ethics of Psychoanalysis, 1959-60. Trans. Dennis Porter. London: Routledge, 1992. p. 295

[15]Lacan, Jacques. The Seminar. Book III. The Psychoses, 1955-56. Trans. Russell Grigg. London: Routledge, 1993. p. 180

[16]First Death

[17]second death

[18]Lacan, Jacques. The Seminar. Book VII. The Ethics of Psychoanalysis, 1959-60. Trans. Dennis Porter. London: Routledge, 1992. p. 248

[19]Lacan, Jacques. The Seminar. Book VII. The Ethics of Psychoanalysis, 1959-60. Trans. Dennis Porter. London: Routledge, 1992. p. 295

آنتیگونه و «میان دو مرگ»: چرا این مفهوم امروز هم مهم است؟

لکان در همان سمینار «اخلاق روانکاوی» برای روشن کردن مرگ دوم به تراژدی «آنتیگونه» اثر سوفوکل بازمی‌گردد. آنتیگونه بر خلاف فرمان کرئون برادرش را به خاک می‌سپارد و به همین دلیل زنده در گور سنگی حبس می‌شود. او هنوز نفس می‌کشد، اما جایگاهش در شهر و در نظم قانون از او گرفته شده است. لکان این وضعیت را «میان دو مرگ» می‌نامد: سوژه از نظر نمادین مرده و از نظر زیستی هنوز زنده است. همین فاصله است که درخشش تراژیک آنتیگونه را می‌سازد؛ او بر میل خود پافشاری می‌کند حتی وقتی بهایش نابودی است.

لکان ایدهٔ مرگ دوم را از متن‌های مارکی دو ساد هم برمی‌گیرد؛ جایی که در خیال سادی، قربانی باید بارها رنج ببرد و حتی پس از مرگ هم از چرخهٔ طبیعت پاک شود. این خیال نابودی مطلق، به تعبیر لکان، از همان رانهٔ مرگ فرویدی تغذیه می‌کند و نشان می‌دهد که میل انسان می‌تواند فراتر از اصل لذت برود.

در کار بالینی، این مفاهیم کمک می‌کنند بفهمیم چرا گاهی تحقیر، طرد یا پاک شدن نام و جایگاه، برای آدم‌ها از مرگ جسمانی هم دردناک‌تر تجربه می‌شود. سوژه فقط بدن نیست؛ جایی است در زبان و در نگاه دیگران، و از دست دادن این جا خودش نوعی مرگ است.

جدول: دو مرگ در خوانش لکانی

مفهوممعنانمود در اعدام‌های قرون وسطی
مرگ نخستپایان زندگی زیستی بدنلحظهٔ اجرای حکم
مرگ دوممحو شدن سوژه از زنجیرهٔ دلالت و حافظهٔ نمادینتحقیر، شکنجه و پاک کردن نام محکوم
میان دو مرگفضایی که سوژه زنده است ولی جایی در نظم نمادین نداردرنج طولانی پیش از مرگ در برابر چشم جمعیت
فانتزی سادیستیخیال رنجی که هرگز پایان نیابدنمایش عمومی درد برای بازدارندگی

برگرفته از متن همین مقاله و سمینار هفتم لکان

پرسش‌های پرتکرار

مرگ دوم لکان با مرگ معمولی چه فرقی دارد؟

مرگ معمولی پایان بدن است؛ مرگ دوم پاک شدن سوژه از نظم نمادین، یعنی از زبان، نام و حافظهٔ جمعی است.

لکان مفهوم مرگ دوم را در کجا مطرح کرد؟

در سمینار هفتم با عنوان «اخلاق روانکاوی» که در سال‌های ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ ارائه شد.

«چیز» یا das Ding در نظریهٔ لکان چیست؟

امری دست‌نیافتنی در مرکز میل که بیرون از زبان می‌ماند. لکان آن را در برابر die Sache، یعنی چیزی که در زبان نام می‌گیرد، قرار می‌دهد.

چرا اعدام‌های قرون وسطی نمایشی بودند؟

هدف فقط کشتن نبود؛ نمایش درد در برابر مردم برای بازدارندگی و تثبیت قدرت حاکم بود و همین آن را به فانتزی سادیستی نزدیک می‌کند.

آنتیگونه چه ربطی به مرگ دوم دارد؟

لکان در همان سمینار آنتیگونه را نمونهٔ سوژه‌ای می‌داند که «میان دو مرگ» ایستاده است؛ زنده دفن می‌شود و جایگاه نمادینش از او گرفته شده است.

آیا این خوانش دربارهٔ اعدام امروز هم صدق می‌کند؟

این مقاله بر منطق اعدام‌های قرون وسطی تمرکز دارد؛ اما پرسش از نسبت مجازات، نمایش و فانتزی برای هر دوره‌ای قابل طرح است.

طرح خطی یک صندلی راحتی روانکاوی را عمیق‌تر بخوان

اگر مفاهیم لکانی برایت جذاب است و می‌خواهی آن‌ها را منظم‌تر یاد بگیری، مدرسهٔ تجربه برای دانشجویان روان‌شناسی جای مناسبی است. برای گفت‌وگو دربارهٔ خودت هم جلسهٔ معارفه رایگان است.

این متن از روانکاوی می‌گوید؛ تجربه‌اش کار دیگری است.

در مرکز تجربه زندگی می‌توانید با یک روانکاو یا درمانگر تحلیلی کار کنید. جلسهٔ معارفه رایگان است و تغییر درمانگر هزینه‌ای ندارد.

شروع تراپی با جلسهٔ معارفه رایگاندربارهٔ روانکاوی در تجربه

نمی‌دانید چه نوع تراپی به شما می‌خورد؟ تست سبک درمانی من رایگان است، ثبت‌نام نمی‌خواهد و دو دقیقه طول می‌کشد. بقیهٔ تست‌های رایگان

این نوشته را هم‌رسانی کنید
پریس تنظیفی
نویسندهٔ این نوشته
پریس تنظیفیدرمانگر کلینیک تجربه
روانکاو4 نوشته در مجلهٔ تجربه

این نوشته را درمانگری نوشته که خودش در کلینیک تجربه با مراجع کار می‌کند. اگر نگاهش به دلتان نشست، می‌توانید جلسهٔ معارفه را با خود پریس شروع کنید.

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم