بررسی کتاب فروید و فراتر از آن: تاریخ روانکاوی نوین

فیگوری در حال عبور از پلی که نیمی از آن سنگ کهن و نیمی دیگر بلور درخشان است در فضایی اثیری.
کتاب فروید و فراتر از آن دربارهٔ چیست؟
کتاب فروید و فراتر از آن (Freud and beyond) نوشتهٔ استفان میچل و مارگارت بلک، تاریخچهٔ تحلیلی و جامع روانکاوی نوین است. این اثر نشان می‌دهد که مکاتب پسافرویدی چگونه با بازخوانی مفاهیم کلاسیک زیگموند فروید، مسیر روانکاوی را از تمرکز بر رانه‌ها به سوی رویکردهای رابطه‌ای تغییر دادند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۵

چرا خواندن کتاب فروید و فراتر از آن برای درک روانکاوی ضروری است؟

مطالعهٔ تاریخ روانکاوی بدون شناخت پیوند میان مفاهیم کلاسیک و مدرن ممکن نیست. اثر برجستهٔ استفان میچل و مارگارت بلک با زبانی روشن و مثال‌های بالینی، نشان می‌دهد که رویکردهای نوین هرگز جایگزین نظریات پیشین نشده‌اند، بلکه پرسش‌های تازه‌ای دربارهٔ روان انسان مطرح کرده‌اند.

عنوان کتاب در عین سادگی می‌تواند احساس گناهی در ما بالا بیاورد که نکند در حال کنار گذاشتن فروید هستیم. نکته دقیقاً همین است، تقریباً تمام جریان‌های مهم و تأثیرگذار روانکاوی پسافرویدی، حتی همان‌هایی که انگار فاصلهٔ زیادی از نظریهٔ کلاسیک گرفته‌اند، به‌گونه‌ای در حال گفت‌وگو با مفاهیم فرویدی تبیین می‌شوند. به این معنا که مفاهیم جدید یا مفاهیم فروید را بسط داده‌اند یا با تغییر مرکز ثقل نظریه سعی در تبیین مفاهیم دارند و یا گاهی با مخالفت با مفروضات فرویدی نشسته‌اند. در هر صورت نظریات جدید جایگزین نظریات قبلی نخواهند بود، بلکه تغییر پرسش‌های روان انسان را بهتر به تصویر می‌کشد.

این کتاب به قلم استفان میچل (Stephen Mitchell) و مارگارت بلک (Margaret Black) نوشته شده است. میچل در طول عمر بیست‌سالهٔ زندگی حرفه‌ای‌اش تأثیر بسزایی در رشد و تحول روانکاوی داشت. او از پیشروان و پایه‌گذاران مکتب رابطه‌ای (relational) بود. او نظریات مختلف در بستر تاریخی خود را به‌گونه‌ای یکپارچه در کنار هم قرار داد که درک منسجمی از روان انسان می‌دهد. این کتاب در نه فصل به نگارش درآمده، از فروید آغاز شده، سیر تحول شکل‌گیری مکاتب روانکاوی روایت شده و با یک سیر زمانی، رویکردهای بعدی را تبیین کرده است.

این مطلب را در بات تجربه هم داریم، همراه پیشنهادهای هم‌خانواده‌اش. دیدن پیشنهادهای مرتبط در بات

نکتهٔ جالب‌توجه در این کتاب نوع بیان و ارائهٔ رویکردهای پسافرویدی است. همهٔ ما می‌دانیم که راه گریزی از فروید نیست و همیشه نخستین فردی که جاده‌ای را سنگ‌فرش می‌کند ارزشمند و انکارناپذیر است. رویکردهای پسافرویدی هم به‌گونه‌ای روایت شده که انگار مفاهیم رویکردهای مدرن‌تر علیرغم تفاوت‌هایی که به دوش می‌کشند پیوندهایی نیز دارند. از نقاط قوت این کتاب، بیان مثال‌های متعدد بالینی است که علاوه بر غنای علمی به درک بهتر مطلب کمک می‌کند.

جایگاه زیگموند فروید در شکل‌گیری مفاهیم بنیادین روانکاوی چیست؟

زیگموند فروید با معرفی مفاهیمی چون ناهشیار، تداعی آزاد و تحلیل رویا، سنگ بنای درک تعارض‌های روان را گذاشت. نظریهٔ او ذهن را میدانی برای تقابل تکانه‌های درونی و دفاع‌های روانی می‌داند که تلاش می‌کنند تنش‌های غریزی را کنترل و تخلیه کنند.

پرتره سیاه و سفید زیگموند فروید در حال نگه داشتن سیگار برگ
زیگموند فروید بنیان‌گذار روانکاوی و واضع مفاهیم بنیادین روان‌پژوهی · عکس: Max Halberstadt، Public domain

در نخستین گام، لازم است جایگاه فروید را در تاریخ روانکاوی ببینیم. مدل‌های توپوگرافی، تداعی آزاد (free association) به‌عنوان ابزاری استراتژیک در درمان، بیان انتقال (transference) و مقاومت (resistance) همگی میراث فروید است. فروید متوجه شد که تداعی آزاد نمی‌تواند مدت طولانی ادامه پیدا کند، چون درست زمانی که به رازهای واپس‌رانده‌شده نزدیک می‌شویم دفاع‌ها بروز می‌کند. مقاومت هم همان نیرویی می‌شود که در برابر تداعی آزاد قد علم می‌کند تا خاطرات اصلی را باز هم از بخش هشیار دور نگه دارد. او معتقد است خمیرهٔ شخصیت هر فرد همین تکانه‌ها و دفاع‌ها است.

کشف و معنای رویاها هم چنگی به فضای ناهشیار می‌زند و رازهایی از انسان برملا می‌کند. ممنوعه‌ها لباس مبدل می‌پوشند تا مجوز ورودشان به تجربهٔ هشیار صادر شود. فروید نظریهٔ جنسیت خود را بر اساس نظریهٔ رانهٔ غریزی بنا کرده است. او تبیین می‌کند که ذهن انسان دستگاهی برای تخلیهٔ محرک‌هایی است که به آن وارد می‌شود. به‌صورت کلی دو نوع محرک داریم، محرک درونی مثل احساس تشنگی و محرک بیرونی مثل خطر حیوان وحشی.

می‌توانیم از دست محرک بیرونی فرار کنیم اما تأثیر محرک‌های درونی روزبه‌روز بیشتر می‌شود و ساختار ذهن به‌گونه‌ای است که می‌خواهد بر محرک‌های درونی کنترل و تسلط پیدا کند تا در صورت امکان تخلیه شود. اصلی‌ترین محرک درونی، محرک‌های جنسی است که به‌صورت تنش در بدن ظاهر می‌شود و نیاز به فعالیت‌هایی دارد تا تخلیه اتفاق بیفتد. اساس نظریهٔ رشدی فروید، عقدهٔ ادیپ است. همهٔ تمایلات کودک در واقع آمیزش با والد غیرهم‌جنس است و والد هم‌جنس در این صحنه یک رقیب خطرناک محسوب می‌شود. او از عقدهٔ ادیپ منفی هم گفته است که برعکس همین جمله‌ای که پیش‌تر گفتم تبیین می‌شود.

عقدهٔ ادیپ با اضطراب اختگی حل می‌شود، در همین مفهوم، وارث عقدهٔ ادیپ متولد می‌شود یعنی سوپرایگو. تنها مشکل، در توضیح عقدهٔ ادیپ و سوپرایگوی دختران بود چون فروید معتقد بود که اضطراب اختگی تهدید بزرگی برای دختران محسوب نمی‌شود. فروید استعارهٔ محبوبی دارد، او ذهن را ارتشی می‌داند که در جنگ با قسمتی دیگر است. او با استعاره‌های داروینی، بشر را موجودی ناکامل و درگیر انگیزه‌های حیوانی از یک سو و رفتارهای متمدنانه از دیگر سو می‌بیند. همین‌جا سوالاتی ذهن بشر را به خود مشغول کرد، مثل اینکه آیا می‌توان روان را بدون توجه به رابطهٔ فرد با دیگری درک کرد؟ برای درک عمیق‌تر این مفاهیم، مطالعهٔ مباحث آموزش فروید و همچنین مفهوم انتقال و انتقال متقابل می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

روان‌شناسی ایگو چگونه مرکز ثقل نظریهٔ فروید را تغییر داد؟

تحلیلگران پس از فروید توجه خود را از تکانه‌های غریزی به سمت عملکردهای تنظیمی روان معطوف کردند. روان‌شناسی ایگو با تمرکز بر اختلالات پیش‌ادیپی و فرایندهای رشدی، تلاش کرد تا نحوهٔ سازگاری انسان با محیط و کنترل هیجانات متلاطم را به شکل دقیق‌تری تبیین کند.

استعاره‌های فروید همگی کیفیت مبارزه‌جویانه را انگار حمل می‌کند. او از جنگ، شطرنج و به دام انداختن دیوهای وحشی می‌گوید. در همین فضا، روان‌شناسان ایگو تمرکز را از اید، ظرفی پر از هیجانات متلاطم، به ایگو، مجموعه‌ای از عملکردهای تنظیمی که تکانه‌های اید را کنترل می‌کند و افسارش را می‌کشد، بردند.

آنا فروید، هارتمن، رنه اشپیتز، ماهلر و جیکوبسون همه و همه توجه‌شان معطوف به اختلال در فرایندهای رشدی بود. آن‌ها به دنبال بررسی اختلالات پیش‌ادیپی بودند. اینکه چطور یک مراجع بزرگسال در تحلیل از تجربیاتی می‌گوید که قبل از شکل‌گیری زبان اتفاق افتاده است؟ این رویکرد تلاش می‌کند الگوهای سازگاری روان را توصیف کند و ادعای تشخیصی قطعی برای تمام رفتارهای پیچیدهٔ انسانی ندارد.

ملانی کلاین چگونه مسیر روانکاوی را از رانه به ابژه هدایت کرد؟

نظریات ملانی کلاین نقطهٔ عطفی در انتقال تمرکز روانکاوی از رانه‌های زیستی به سمت روابط درونی است. او روان انسان را جریانی سیال و پر از فانتزی توصیف می‌کند که مدام در حال مقابله با اضطراب‌های اولیه در ارتباط با ابژه‌های خوب و بد است.

ملانی کلاین پس از فروید تأثیر زیادی بر روانکاوی معاصر گذاشت. او روانکاوی خود را با شاگردان فروید شروع کرد و بر اساس مشاهده و کار بالینی روی کودکان، نوشتن مقالات روانکاوی را آغاز کرد. او همچنان به سنت فرویدی وفادار است. نظریات کلاین در واقع انتقال تدریجی رانه به ابژه است.

از نظر فروید روان به دلیل تعارض ادیپ به‌صورت یک ساختار یکپارچه با زوایای پنهان و خیالات پذیرفته‌نشده شکل می‌گیرد، اما کلاین معتقد است روان انسان جریانی مدام در حال تغییر و پر از وحشت، فانتزی، سیال و مدام در حال مقابله با یک اضطرابی است. کلاین، تعارض (conflict) را صرفاً در نیروهای درونی نمی‌بیند، بلکه در رابطهٔ فرد با جهان روابط ابژه بیان می‌کند.

مهم‌ترین سهم کلاین در رشد روانکاوی، معرفی موضع پارانوئید اسکیزوئید بود. کلاین واژگان فروید را حفظ کرد اما درک او از ذهن به سمت ابژه‌ها حرکت کرد تا تکانه‌ها. کلاین تجربهٔ نوزاد را در دو جایگاه کاملاً قطبی تفسیر می‌کند. ابژهٔ خوب که منبع ارضا است و ابژهٔ بد که منبع ناکامی می‌شود. در نظریهٔ کلاین رابطه اهمیت زیادی دارد. او از مفهوم ابژه به‌گونه‌ای روایت می‌کند که لزوماً دربارهٔ شخص بیرونی نیست، بلکه می‌تواند در جهان درونی ما باشد.

مقایسهٔ رویکردهای روانکاوی از کلاسیک تا رابطه‌ای

رویکرد روانکاوینظریه‌پردازان شاخصتمرکز اصلی نظریه
روانکاوی کلاسیکزیگموند فرویدناهشیار، رانه‌های غریزی و تعارض‌های درونی
روان‌شناسی ایگوآنا فروید، هاینز هارتمنعملکردهای تنظیمی ایگو و سازگاری با محیط
روابط ابژهملانی کلاین، دونالد وینیکاتروابط درونی با ابژه‌ها و تاثیر محیط اولیه
روان‌شناسی خودهاینز کوهاتنیازهای خودشیفتگی و حفظ انسجام درون
روانکاوی رابطه‌ایاستفان میچلالگوهای ارتباطی و تعامل دوطرفه در درمان

منبع: کتاب فروید و فراتر از آن (استفان میچل و مارگارت بلک)

رویکرد روابط ابژه و نظریات وینیکات چه نگاهی به رشد روان دارند؟

نظریه‌پردازان روابط ابژه معتقدند که انسان بیش از تخلیهٔ تنش، نیازمند برقراری پیوند با دیگران است. دونالد وینیکات با تاکید بر نقش محیط اولیه و مادر به اندازهٔ کافی خوب، نشان داد که ظرفیت‌های روانی کودک چگونه در بستر ارتباطی امن شکل می‌گیرند.

فیربرن اصطلاحات کلاین را آموخت و بیان کرد که لیبیدو لذت‌جو نیست بلکه ابژه‌جو است. او معتقد بود فشار در انسان به قصد ارضا و کاهش تنش نیست، بلکه به قصد استفاده از دیگران برای رسیدن به هدف و در واقع برقراری پیوند با آن‌ها است. در نظریهٔ او تاکید بر روابط ابژه بیشتر می‌شود.

فروید رابطه با دیگری را با ارضای سائق معنا می‌کند و این نظریه، خود رابطه را یک نیاز بنیادی‌تری می‌بیند. همین‌جا لازم است بار دیگر تاکید کنم که همهٔ این نظریات در امتداد فروید است، چیزی کنار نرفته صرفاً مرکز ثقل این نظریه جایی کمی متفاوت از فروید می‌نشیند. موضوع در اینجا دیگر فقط این نیست که بشر چه می‌خواهد، بلکه آرام‌آرام به این فضا وارد می‌شود که انسان چگونه رابطه برقرار می‌کند و این رابطه در روان او چه رنگی پیدا می‌کند.

دونالد وینیکات هم یک کلاینی است. او این مسیر را از زاویهٔ دید دیگری ادامه می‌دهد، خود در بستر محیط، به این معنا که او بر کیفیت تجربهٔ ذهنی و شخصی تمرکز می‌کند. او رشد کودک را در سایهٔ مادر به اندازهٔ کافی خوب، تفسیر می‌کند. بیان او، روشنگر اهمیت محیطی است که بتواند نیازهای ابتدایی کودک را به اندازهٔ کافی پاسخ دهد و این نباید ذهن ما را به سمت یک محیط کامل و بی‌نقص ببرد. مقایسهٔ نوزاد کلاینی و نوزاد وینیکاتی نشان می‌دهد که چگونه نگاه به رشد اولیهٔ روان دستخوش تغییر شده است.

کودک نیازمند محیطی است که او را نگه دارد تا تجربه‌هایش را به‌گونه‌ای منسجم شکل دهد و در برابر اضطراب‌های اولیه‌اش از او محافظت کند. وینیکات از خود واقعی و خود کاذب می‌گوید. درست زمانی که اهمیت محیط را درک کردیم باید به این نکته توجه کنیم که اگر محیط اولیهٔ یک کودک به اندازهٔ کافی با نیازهایش همرنگ نباشد، کودک برای سازگاری با محیط، بخشی از خود را کنار می‌گذارد و حالت دفاعی در خود ایجاد می‌کند. همین‌جا پرسش‌های جدیدی وارد روانکاوی می‌شود، اینکه آیا قبل از صحبت دربارهٔ تعارض‌های پیچیدهٔ درون روان بشر، نباید از خود ظرفیت بودن بگوییم؟ تجربهٔ خود به محیط اولیه وابسته نیست؟

هری استک سالیوان، ذهن و مفاهیم مختلف را در متن رابطه می‌بیند. او شخصیت را نمی‌تواند مستقل از الگوهای بین‌فردی تفسیر کند. او کمی از کلاین فاصله می‌گیرد به این معنا که کلاین به رابطه در بستر ابژه‌های درونی توجه می‌کند، اما سالیوان رابطهٔ واقعی را روابط بین‌فردی و تعاملات اجتماعی می‌بیند.

روان‌شناسی خود و هویت چه نقشی در تحول روانکاوی معاصر ایفا کردند؟

ورود مفاهیم اجتماعی و فرهنگی به روانکاوی، درک ما را از شکل‌گیری هویت گسترش داد. روان‌شناسی خود با تاکید بر نیازهای خودشیفتگی و انسجام درونی، رابطه با دیگری را نه فقط برای ارضای سائق، بلکه برای حفظ احساس ارزشمندی و یکپارچگی روان ضروری می‌داند.

اریکسون از مراحل رشد هویت می‌گوید. او فرهنگ و جامعه را وارد روانکاوی می‌کند و این دامنهٔ روانکاوی را وسیع‌تر از قبل می‌کند. هویت از نگاه او صرفاً از تعارض‌های درونی کودکی نیست، بلکه در ارتباط با بافت اجتماعی و تاریخی ساخته می‌شود.

هاینز کوهات می‌آید و از روان‌شناسی خود (self) حرف می‌زند. او نیازهای خودشیفتگی و حفظ انسجام خود را مهم می‌داند. او رابطه با دیگری را برای شکل دادن به خود، حفظ انسجام و احساس ارزشمندی تفسیر می‌کند، نه تنها برای ارضای سائق. این توصیفات به ما کمک می‌کند الگوهای رفتاری را بهتر درک کنیم و جنبهٔ تشخیصی قطعی برای اختلالات ندارند.

روانکاوی رابطه‌ای چگونه به بازخوانی مفاهیم کلاسیک فروید می‌پردازد؟

مکتب رابطه‌ای نتیجهٔ تحولی تدریجی در تاریخ روانکاوی است که رابطهٔ درمانی را فرایندی دوطرفه می‌بیند. در این رویکرد، درمانگر دیگر صرفاً یک مشاهده‌گر خنثی نیست، بلکه همراه با مراجع در کشف الگوهای ارتباطی و شیوهٔ شکل‌گیری معنا در روان مشارکت می‌کند.

اتو کرنبرگ، شیفر، لووالد و ژاک لکان هر کدام به شیوهٔ خود فروید را بازنگری کرده‌اند. این نظریه‌پردازان همگی مفاهیم اصلی بالینی فرویدی مثل عقدهٔ ادیپ را برداشته و در بافت دیگری توضیح داده‌اند، به این معنا که به شیوهٔ متفاوتی آن را فهمیدند. شیفر به شکل داستان‌گونه و روایتی، لووالد برداشتی غنی از تعامل دوجانبه بین روابط گذشته و حال دارد و لکان، شرحی از نقش مهم زبان و ساختارهای اجتماعی نمادین در شکل‌دهی تجربه می‌گوید.

حالا می‌توانیم با دید بهتری روانکاوی رابطه‌ای را نتیجهٔ یک تحول تدریجی و مرور زمان ببینیم. در اینجا رابطهٔ تحلیلی، یک رابطهٔ یک‌طرفه نیست. مراجع و درمانگر هر دو در تحلیل مشارکت می‌کنند اما این به معنای برابری نقش‌هایشان نباید تلقی شود. همچنان درمانگر موظف به حفظ چارچوب و کارکرد حرفه‌ای خود است، اما خود را یک مشاهده‌گر بیرونی از رابطه که فرسنگ‌ها فاصله با مراجعش دارد تصور نمی‌کند.

این تغییر، روانکاوی را از این رو به آن رو می‌کند. دیگر روانکاوی صرفاً کشف محتوای ناهشیار مراجع نیست. روانکاوی، فرایندی دربارهٔ الگوهای رابطه‌ای مراجع و شیوهٔ شکل‌گیری معنا در رابطه است.

نقد و ارزیابی کتاب

این کتاب، تلاشی در جهت ساختن یک روایت منسجم از مکاتب مختلف روانکاوی است، نه به این معنا که یک روایت خطی باشد. هر مکتب فعالانه در پاسخ به سوالاتی ظاهر می‌شود، با تکیه بر مکتب پیش از خود قامت راست می‌کند و تنه‌ای به مسیر متفاوت پیش رو می‌زند و مسیر خود را دنبال می‌کند. می‌توان انسجام این روایت را نقطهٔ قوت کتاب دید، این که به ارتباط نظریات تاریخ روانکاوی با یکدیگر اشاره می‌شود.

از طرفی تاریخ روانکاوی کمی پیچیده‌تر از یک حرکت خطی از سائق به رابطه به نظر می‌رسد. خود فروید هم در دوره‌های مختلف نظریات خود را کمی تغییر داد و از مفاهیمی مثل ابژه، عشق، همانندسازی، سوگ و خودشیفتگی گفت. بنابراین اگر کتاب را این‌طور ببینیم که فروید را صرفاً نمایندهٔ یک مدل سائق‌محور معرفی می‌کند و نظریه‌پردازان پسافرویدی را نمایندهٔ مدل رابطه‌محور می‌داند، انگار که چشم‌مان را بر پیچیدگی روانکاوی بسته‌ایم. این هم لازم است فراموش نکنیم که نظریات روابط ابژه، روان‌شناسی خود، سنت بین‌فردی و روانکاوی رابطه‌ای هم تفاوت‌های جدی باهم دارند. نمی‌توانیم همهٔ این‌ها را نسخه‌های متفاوت نظریهٔ رابطه‌ای بدانیم.

سخن آخر

پس از فروید یا فراتر از او به معنای کنار گذاشتن فروید نیست. به عبارت بهتر، روانکاوی با عبور از فروید بارها و بارها به او بازگشته است. ارزش اصلی این کتاب برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد یک روایت‌گری مطلق نیست، بلکه در جای‌جای ادبیات این کتاب تلاش مولفان جهت نشان دادن این نکته را می‌بینیم که هر یک از نظریه‌ها چگونه در پاسخ به محدودیت‌ها و پرسش‌های نظریه‌های پیشین شکل گرفته‌اند.

مکاتب پسافرویدی دقیقاً زمانی معنا پیدا می‌کنند که همچنان بتوانیم ردپای فروید را هم ببینیم. این را هم گوشهٔ ذهن‌مان داشته باشیم که به قول شیفر هیچ جوهر مطلقاً خاص و ایستای فرویدی وجود ندارد. امیدوارم لحظاتی که این کتاب را می‌خوانید، شوق یادگیری روانکاوی، ذره‌ذره در وجودتان بیشتر رخنه کند و لذت ببرید. در مرکز تجربهٔ زندگی، ما با تکیه بر این نگاه یکپارچه و استاندارد علمی و بالینی، تلاش می‌کنیم پیوندی پویا میان ریشه‌های روانکاوی و نیازهای درمان معاصر برقرار سازیم.

منابع
  • استفان میچل و مارگارت بلک، کتاب فروید و فراتر از آن: تاریخ اندیشهٔ روانکاوی نوین، ۲۰۱۶

پرسش‌های پرتکرار

کتاب فروید و فراتر از آن برای چه کسانی مناسب است؟

این کتاب برای دانشجویان روان‌شناسی، درمانگران و تمام علاقه‌مندان جدی که می‌خواهند سیر تحول روانکاوی را از مفاهیم کلاسیک تا رویکردهای مدرن و رابطه‌ای به شکلی منسجم بیاموزند، بسیار کاربردی است.

تفاوت اصلی روانکاوی کلاسیک و رویکرد رابطه‌ای چیست؟

روانکاوی کلاسیک بر رانه‌های درونی و تعارض‌های ناهشیار تمرکز دارد، در حالی که رویکرد رابطه‌ای روان انسان را در بستر روابط بین‌فردی و الگوهای ارتباطی شکل‌گرفته در تعامل با دیگران تفسیر می‌کند.

آیا نظریات پسافرویدی مفاهیم فروید را رد می‌کنند؟

خیر، همان‌طور که میچل و بلک در این کتاب نشان می‌دهند، رویکردهای نوین روانکاوی مفاهیم فروید را رد نکرده‌اند، بلکه با تغییر مرکز ثقل نظریه، آن‌ها را بسط داده و بازخوانی کرده‌اند.

مفهوم ابژه در روانکاوی به چه معناست؟

در روانکاوی، ابژه لزوماً یک شیء یا شخص بیرونی نیست، بلکه تصویر و بازنمایی درونی ما از افراد مهم زندگی (مانند والدین) است که بر الگوهای عاطفی و ارتباطی ما تاثیر می‌گذارد.

روان‌شناسی ایگو چه تفاوتی با نظریهٔ فروید دارد؟

روان‌شناسی ایگو تمرکز را از اید (بخش غریزی روان) به ایگو (بخش تنظیم‌کننده) منتقل کرد و بیشتر به بررسی اختلالات پیش‌ادیپی، فرایندهای رشدی و نحوهٔ سازگاری فرد با محیط پرداخت.

نویسندگان کتاب فروید و فراتر از آن چه کسانی هستند؟

این کتاب اثر مشترک استفان میچل، از پایه‌گذاران مکتب روانکاوی رابطه‌ای، و مارگارت بلک است که با زبانی روان و مثال‌های بالینی، تاریخ روانکاوی نوین را به نگارش درآورده‌اند.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
سارا درخشان
نویسندهٔ این نوشته
سارا درخشاندرمانگر کلینیک تجربه
روانشناس و روان‌درمانگر تحلیلی13 نوشته در مجلهٔ تجربه

این نوشته را درمانگری نوشته که خودش در کلینیک تجربه با مراجع کار می‌کند. اگر نگاهش به دلتان نشست، می‌توانید جلسهٔ معارفه را با خود سارا شروع کنید.

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم