کتاب «هنر روانکاوی» توماس اوگدن: رؤیا دیدن رؤیاهای نادیده

دو پیکره روبروی هم که غباری معلق میان خود را به شکلی درخشان و منسجم تبدیل می‌کنند
موضوع اصلی کتاب هنر روانکاوی اوگدن چیست؟
کتاب هنر روانکاوی نوشتهٔ توماس اوگدن، روانکاوی را به‌عنوان تجربه‌ای زنده و مشترک میان مراجع و تحلیلگر تعریف می‌کند. این اثر بر مفاهیمی چون رؤیاپردازی در بیداری، فضای سوم تحلیلی و اهمیت تحمل ابهام برای پردازش هیجان‌های خام تمرکز دارد.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۵

دیدگاه توماس اوگدن دربارهٔ هنر روانکاوی چیست؟

توماس اوگدن روانکاوی را فرایندی زنده، ابهام‌پذیر و مشترک میان تحلیلگر و مراجع می‌داند که طی آن تجربه‌های خام هیجانی به کلام و اندیشه تبدیل می‌شوند. او درمان را نه اجرای فرمول‌های ازپیش‌تعیین‌شده، بلکه ظرفیتی برای بودن، سکوت و خیال‌پردازی در زمان حال تعریف می‌کند.

کتاب هنر روانکاوی (The Art of Psychoanalysis) نوشتهٔ توماس اوگدن، روانکاو برجستهٔ آمریکایی، روانکاوی را نه در فنون خشک، بلکه در تجربهٔ زنده و مشترک میان مراجع و تحلیلگر تعریف می‌کند. او تحت تأثیر مکتب روابط ابژه (ملانی کلاین، دونالد وینیکات و ویلفرد بیون) درمان را مسیری سرشار از ابهام، گوش دادن فعال و توانایی ماندن در موقعیت‌های ناآشکار می‌داند؛ شیوه و ظرفیتی برای بودن با ذهن دیگری.

اوگدن مفهوم‌های بنیادی روانکاوی مانند انتقال، انتقال متقابل و تحلیل رؤیا را در یک چارچوب بین‌الاذهانی (Intersubjective) بازتعریف می‌کند. از نظر او، تجربهٔ تحلیلی در فضایی میان‌ذهنی شکل می‌گیرد که آن را «سوم تحلیلی» (Analytic Third) می‌نامد. این فضای ثالث، حاصل مواجهه و هم‌پوشانی ناخودآگاه تحلیلگر و مراجع است و بستر اصلی را برای پردازش احساسات خام و تجربه‌های زیسته فراهم می‌سازد. در همین راستا، رؤیاپردازی فقط محدود به ساعت‌های خواب نیست، بلکه در طول جلسهٔ تحلیلی نیز در قالب خیال‌پردازی‌های بیداری (Waking Dream-Thinking) ادامه دارد. وظیفهٔ تحلیلگر در این فرایند، ایجاد ظرفیتی روان‌شناختی برای تحمل نااطمینانی و نادانستگی است تا مراجع بتواند تجربه‌های درمان‌نشده و غیرقابل‌تفکر خود را به ساختارهای معنایی تبدیل کند.

این مطلب را در بات تجربه هم داریم، همراه پیشنهادهای هم‌خانواده‌اش. دیدن پیشنهادهای مرتبط در بات

مفهوم رؤیا و رؤیاپردازی در روانکاوی معاصر چگونه تعریف می‌شود؟

در رویکرد معاصر و اندیشهٔ ویلفرد بیون و توماس اوگدن، رؤیاپردازی صرفاً خواب دیدن نیست، بلکه فرایندی روان‌شناختی است که تجربه‌های خام هیجانی و حس‌های پردازش‌نشده را به عنصرهای قابل‌اندیشیدن، قابل‌تحمل و روان تبدیل می‌کند. این نگاه، رؤیا را ابزار معنابخشی به اضطراب‌های اولیه می‌داند.

برخلاف نظریهٔ کلاسیک که رؤیا را تحقق آرزوی ناهشیار می‌دانست، اوگدن رؤیا را ابزار معنابخشی به اضطراب‌های اولیه می‌داند. ویلفرد بیون معتقد بود ذهن انسان برای تبدیل تجربه‌های خام هیجانی به عنصرهای قابل‌فکر کردن، به فرایندی روانی نیاز دارد. در نظریهٔ کلاسیک زیگموند فروید، رؤیا به‌مثابه شکل تغییر‌یافته‌ای از تحقق آرزو و راهی برای بیان غیرمستقیم میل‌های ناهشیار بود؛ در آن چارچوب، تحلیلگر از بررسی محتوای آشکار و نهفته به معنای ناهشیار دست می‌یافت.

اما اوگدن به دنبال تجربه‌هایی می‌گردد که هنوز حتی به شکل رؤیا خود را نشان نداده‌اند. در اتاق درمان، مراجع گاه اضطراب شدید، پوچی یا ازهم‌گسستگی احساس می‌کند ولی توان پردازش و آغشته به کلام کردن این تجربه‌های اولیه را ندارد. در چنین شرایطی، ارائهٔ تفسیرهای شتاب‌زده کمکی به مراجع نمی‌کند؛ بلکه ایجاد فضایی برای ماندن و فکر کردن به این تجربه‌های خام گره‌گشاست. برای مثال، مراجعی را تصور کنید که در جلسه‌های درمان، بارها و بارها از احساس خستگی، بی‌حوصلگی یا بی‌معنایی می‌گوید اما نمی‌تواند توضیح دهد چرا هیچ‌چیز برایش اهمیت ندارد. تحلیلگر نیز ممکن است در طول جلسه‌ها احساس کند که ذهنش کند شده، علاقه‌اش کاهش یافته یا نمی‌تواند به‌راحتی با مراجع ارتباط برقرار کند. در نگاه اوگدن، این تجربه‌ها می‌توانند بخشی از وضعیت مشترکی باشند که در فضای تحلیلی شکل گرفته است. روانکاو یک کاشف تنها در این مسیر پرفراز و فرود نیست، فقط لازم است ظرفیتی از بودن را خرج این مسیر کند و در فرایند شکل‌گیری معنا مشارکت داشته باشد.

نقش انتقال و انتقال متقابل در جلسهٔ روانکاوی چیست؟

انتقال متقابل در نگاه اوگدن، رصد دقیق احساسات، خیال‌پردازی‌ها و واکنش‌های هیجانی تحلیلگر در پاسخ به فضای تحلیلی مشترک است. درمانگر خنثی یا بیرون از اتاق نیست، بلکه از تجربه‌های درونی خودش به‌عنوان ابزاری درک‌کننده برای مواجهه با ابهام استفاده می‌کند.

اوگدن معتقد است روانکاو همواره باید احساسات درونی خود را رصد کند. روان‌درمانی تحلیلی ارتباطی معنادار و زنده میان دو انسان در جریان درمان است. تحلیلگر نباید خود را بیرون از اتاق درمان یا ناظری بی‌طرف تصور کند و در عین حال نباید فرضیه‌سازی‌های شتاب‌زده انجام دهد. او باید بتواند با احساسات، دلهره‌ها و خیال‌پردازی‌های خودش بنشیند بدون آنکه بلافاصله آن‌ها را با پاسخ‌های قطعی پر کند.

حضور تحلیلگر، نحوهٔ گوش دادنش، دلهره و اضطراب‌هایش، خیال‌پردازی‌هایش و واکنش‌های هیجانی‌اش در قالب انتقال متقابل، همگی می‌توانند بر فضای تحلیلی تأثیر بگذارند. همهٔ این عامل‌ها باید در یک ثبات نسبی سازمان‌دهی شوند تا درمان پیش برود. اوگدن می‌گوید تکنیک باید در خدمت تجربهٔ مراجع قرار بگیرد نه اینکه روانکاو، تجربهٔ مراجع را به نفع تکنیک نادیده بگیرد. او بر اهمیت توانایی تحلیلگر برای ندانستن تأکید می‌کند. این ندانستن به معنای فقدان دانش نظری یا بی‌تفاوتی نیست؛ بلکه نوعی آمادگی برای کنار گذاشتن موقت پاسخ‌های قطعی است. تحلیلگر باید بتواند در برابر ابهام، سکوت و نبود معنای روشن تاب بیاورد، بدون آنکه فوراً آن‌ها را با تفسیر پر کند.

کارکرد زبان و سکوت در اتاق درمان چگونه تبیین می‌شود؟

زبان در روانکاوی تنها وسیلهٔ انتقال داده نیست، بلکه ابزار شکل‌گیری معناست. سکوت در اتاق درمان لزوماً نشانهٔ مقاومت نیست، بلکه فضایی حیاتی برای تجربهٔ ثانیه‌های غیرقابل‌بیان و ساخت ظرفیتی برای تحمل ابهام در رابطهٔ تحلیلی ایجاد می‌کند.

در نگاه اوگدن، زبان صرفاً ابزاری برای انتقال داده نیست، بلکه در فرایند روانکاوی به شکل‌گیری خودِ معنا کمک می‌کند. درست زمانی که مراجع هنوز نمی‌داند چه چیزی او را آزار می‌دهد، ممکن است کلمه‌های پراکنده‌ای بگوید یا در جمله‌هایش مکث‌های طولانی ایجاد شود. در چنین موقعیتی، سکوت به معنای مقاومت یا فقدان ارتباط نیست؛ بلکه تجربهٔ همان ثانیه‌های غیرقابل‌بیان است.

روانکاوی فضایی برای ایجاد یک ظرفیت است. لزوماً منظور بیان تجربه‌ها، ممنوعه‌ها یا خاطره‌های فراموش‌شده نیست. فضای تحلیلی، ظرفیتی برای بودن ایجاد می‌کند؛ برای ماندن در ابهام و تحمل ثانیه‌های به‌ظاهر خالی از کلام که بی‌شباهت به ظرفیت تنها بودن در حضور دیگری نیست. این نگاه ویژه، روانکاوی را از پاسخ‌های فوری یا ارائهٔ راهکارهای سریع دور می‌کند و به مراجع اجازه می‌دهد تا در پناه حضور امن درمانگر، بخش‌های پردازش‌نشدهٔ روان خود را لمس کند.

مقایسهٔ رویکرد کلاسیک و رویکرد معاصر توماس اوگدن در روانکاوی

مؤلفهٔ بالینیرویکرد کلاسیک (فرویدی)رویکرد معاصر (توماس اوگدن)
هدف اصلیکشف ناهشیار و تحلیل سرکوبایجاد ظرفیت برای فکر کردن به تجربه‌های خام
رؤیاپردازیتحقق آرزوی ناهشیار در خوابفرایند معنابخشی به اضطراب‌ها در خواب و بیداری
نقش تحلیلگرناظر خنثی و تفسیرگرمشارکت‌کننده در فضای سوم تحلیلی
انتقال متقابلمانع درمان و نقطهٔ کور روانکاوابزار کلیدی برای درک فضای مشترک تحلیلی
سکوت مراجعمقاومت در برابر تداعی آزادفضایی برای تجربهٔ ثانیه‌های غیرقابل‌بیان

منبع: برداشتی تحلیلی از کتاب هنر روانکاوی توماس اوگدن

جایگاه کتاب هنر روانکاوی در روانکاوی معاصر کجاست؟

کتاب هنر روانکاوی نقطهٔ عطفی در تغییر تمرکز روانکاوی معاصر از واکاوی سرکوب و گذشته به تجربهٔ درونی در زمان حال و رابطهٔ درمانی است. این اثر بدون نفی اصول کلاسیک، روانکاوی را پدیده‌ای در بطن زندگی، زنده و قابل‌تجربه بازتعریف می‌کند.

کتاب هنر روانکاوی از تأکید بر ناهشیار فراتر رفته و توجه خواننده را به شکل‌گیری یک تجربهٔ درونی در قالب رابطهٔ درمانی جلب می‌کند. اوگدن از تحلیل سرکوب و آنچه سرکوب شده، به تجربهٔ کنونی مراجع می‌رسد. او از پرسش «چه چیزی برای مراجع قابل‌بیان یا قابل‌فکر کردن نیست» به رابطهٔ تحلیلی سفر می‌کند؛ برای او این اهمیت دارد که رابطهٔ تحلیلی چگونه به شکل‌گیری یا تغییر تجربهٔ مراجع کمک می‌کند.

این تغییرها در روانکاوی مدرن به معنای کنار گذاشتن فروید یا بی‌اعتبار کردن نظریه‌های کلاسیک نیست؛ بلکه نشان می‌دهد روانکاوی در طول تاریخ خود، مفهوم‌های بنیادی‌اش را در مواجهه با تجربه‌های بالینی تازه بازاندیشی کرده است. هدف، دسترسی به روانکاوی در بطن زندگی و تجربه‌ای ملموس است. می‌توان گفت این کتاب روانکاوی را نه یک مکتب گذشته‌نگر، بلکه فرایندی مبتنی بر ارتباطی عمیق در زمان حال می‌داند.

نقد و ارزیابی بالینی کتاب هنر روانکاوی چیست؟

نقطهٔ قوت اصلی قلم اوگدن انسانی کردن روانکاوی، پذیرش محدودیت‌های روانکاو و ارائهٔ روایتی ملموس از جلسه‌های درمانی است. چالش اصلی کتاب نیز در پیچیدگی‌های ادبی است که نیازمند نظارت حرفه‌ای و دانش زیربنایی روانکاوی برای جلوگیری از سردرگمی بالینی است.

قلم اوگدن در تفهیم مفهوم‌ها از این منظر که روانکاوی را انتزاعی بیان نمی‌کند قابل‌ستایش است؛ او خواننده را در مواجهه با تجربه‌های زندهٔ بالینی قرار می‌دهد و روانکاوی را به روایتی ملموس و انسانی تبدیل می‌کند. در نگاه اوگدن، تحلیلگر یک انسان کامل و به‌دور از خطا نیست؛ روانکاو هم لحظه‌های دشواری را تجربه می‌کند، اضطراب‌هایی را تاب می‌آورد و انسان است. این دیدگاه برای روانکاوان تازه‌کار مایهٔ تسلی و اعتمادبه‌نفس است.

ادبیات اوگدن گاهی پیچیده و دشوار تلقی می‌شود که می‌تواند فرصتی برای اندیشیدن بیشتر یا دلیلی برای کنار گذاشتن سریع متن باشد. از طرفی تأکید مستمر اوگدن بر رصد تجربهٔ درونی تحلیلگر، ممکن است او را دچار سردرگمی کند؛ بنابراین، نظارت و سوپرویژن حرفه‌ای و مستمر امری ضروری است. همان‌طور که در بررسی‌های بالینی دکتر عرفان امیربیگی نیز اشاره شده است، هنر روانکاوی در پذیرش عدم‌قطعیت و ایجاد امکانی تازه برای فکر کردن و احساس کردن است. اگر تصور می‌کنید روانکاوی صرفاً هنر سر زدن به گذشته است، این کتاب شما را به زمان حال هدایت می‌کند؛ جایی که در ارتباط با مراجع در اتاق درمان می‌نشینید، صبوری می‌کنید و در ثانیه‌های ابهام، ظرافت روانکاوی را لمس می‌کنید. ما در مرکز تجربهٔ زندگی تلاش می‌کنیم تا با تکیه بر همین اصول، فضایی امن و تحلیلی برای مواجهه با تجربه‌های زیسته فراهم آوریم.

منابع

پرسش‌های پرتکرار

کتاب هنر روانکاوی اثر کیست و چه موضوعی دارد؟

این کتاب نوشتهٔ توماس اوگدن، روانکاو آمریکایی است و به بررسی روانکاوی به‌عنوان هنری زنده، مبتنی بر رابطهٔ درمانی در زمان حال و ظرفیت تحمل ابهام می‌پردازد.

مفهوم «سوم تحلیلی» در نظریهٔ اوگدن چیست؟

سوم تحلیلی (Analytic Third) فضای میان‌ذهنی و مشترکی است که از هم‌پوشانی ناخودآگاه تحلیلگر و مراجع در اتاق درمان شکل می‌گیرد و بستر پردازش هیجان‌هاست.

اوگدن چه نگاهی به رؤیا در روانکاوی دارد؟

او رؤیاپردازی را محدود به خواب نمی‌داند، بلکه آن را فرایندی روان‌شناختی برای تبدیل تجربه‌های خام هیجانی به عنصرهای قابل‌تفکر، حتی در زمان بیداری، معرفی می‌کند.

آیا سکوت مراجع در دیدگاه اوگدن نشانهٔ مقاومت است؟

خیر، اوگدن سکوت را لزوماً مقاومت نمی‌داند؛ بلکه آن را فضایی حیاتی برای تجربهٔ لحظه‌های غیرقابل‌بیان و ساخت ظرفیت روانی در نظر می‌گیرد.

نقش انتقال متقابل در روش اوگدن چیست؟

انتقال متقابل دیگر نقطهٔ کور تحلیلگر نیست، بلکه ابزاری ارزشمند است که از طریق رصد احساسات درونی درمانگر، به درک بهتر فضای مشترک تحلیلی کمک می‌کند.

خواندن کتاب هنر روانکاوی به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

این کتاب برای روان‌درمانگران تحلیلی، دانشجویان روان‌شناسی و علاقه‌مندان جدی روانکاوی که به دنبال درک عمیق‌تر رابطهٔ درمانی و تجربه‌های بالینی هستند، بسیار مناسب است.

یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیر

خواندن کافی نیست؛ مدرسهٔ تجربه خواندن نظریه را با سوپرویژن، درمان فردی و کار بالینی کنار هم می‌گذارد. اگر دانشجو یا درمانگر هستید، از اینجا شروع کنید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
سارا درخشان
نویسندهٔ این نوشته
سارا درخشاندرمانگر کلینیک تجربه
روانشناس و روان‌درمانگر تحلیلی13 نوشته در مجلهٔ تجربه

این نوشته را درمانگری نوشته که خودش در کلینیک تجربه با مراجع کار می‌کند. اگر نگاهش به دلتان نشست، می‌توانید جلسهٔ معارفه را با خود سارا شروع کنید.

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم