لکان و چپ‌ها در ونسان ۱۹۶۹: خشونت، ارباب و درسی برای اعتراض‌های امروز

ساختمان‌های پیش‌ساختهٔ دانشگاه تجربی ونسان با پوسترها و دیوارنوشته‌ها، ۱۹۷۰
لکان به دانشجویان چپ در ونسان چه گفت؟
ژاک لکان در ۳ دسامبر ۱۹۶۹ در دانشگاه تجربی ونسان (پاریس ۸) با دانشجویان چپی رو‌به‌رو شد که جلسه‌اش را بر هم زده بودند. جملهٔ پایانی او این بود: «آنچه شما به‌عنوان انقلابی آرزویش را دارید، یک ارباب است. آن را به دست خواهید آورد.» امروز این جمله با مفهوم‌های گذر به عمل، گفتار سرمایه‌دار و تمایز ژیژک میان خشونت ذهنی و عینی خوانده می‌شود.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱ آبان ۱۴۰۵

چرا ونسان ۱۹۶۹ امروز دوباره خبر است؟

اعتراض‌های اکتبر ۲۰۲۶ فرانسه، با شکستن ویترین‌ها و آتش‌زدن ساختمان‌ها، پرسشی قدیمی را دوباره پیش کشیده است: وقتی خشم به خیابان می‌آید و به زبان نمی‌آید، چه اتفاقی برای سوژه و برای جامعه می‌افتد؟ پاسخ روانکاوی به این پرسش، از جلسه‌ای در ونسان در دسامبر ۱۹۶۹ شروع می‌شود.

روز شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، صدها هزار نفر در شهرهای فرانسه به خیابان آمدند. خواستهٔ اعلام‌شده گرانی زندگی، قیمت سوخت و افت خدمات عمومی بود و صف معترضان ترکیبی از جلیقه‌زردهای سابق، دانش‌آموزان و دانشجویانی که هفته‌ها اعتراض کرده بودند، فعالان محیط‌زیست و کشاورزان بود. در پاریس فروشگاه‌ها غارت شد، در لیموژ ساختمان شهرداری آتش گرفت و نخست‌وزیر از بازداشت حدود ۱۲۰۰ نفر و زخمی‌شدن ۱۵۰ مأمور پلیس خبر داد.۱

پلاکاردهای معترضان در راهپیمایی ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ پاریس
راهپیمایی ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ در پاریس · عکس: Silanoc، ویکی‌مدیا، CC BY-SA 4.0

تحلیل روانکاوانه دربارهٔ درستی یا نادرستی خواسته‌های معترضان داوری نمی‌کند. کار روانکاوی این است که بپرسد خشم از چه راهی بیان می‌شود: از راه کلام، از راه نمایشی که برای کسی اجرا می‌شود، یا از راه عملی که دیگر رو به هیچ‌کس ندارد. ژاک لکان برای هر کدام از این راه‌ها مفهومی ساخت، و هیچ صحنه‌ای این مفهوم‌ها را بهتر از رویارویی خود او با چپ‌های ونسان نشان نمی‌دهد.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

دانشگاه ونسان چه بود و چه کسانی آنجا درس می‌دادند؟

مرکز دانشگاهی تجربی ونسان، که بعدها دانشگاه پاریس ۸ نام گرفت، پاسخ دولت فرانسه به شورش دانشجویی مه ۱۹۶۸ بود: دانشگاهی در جنگل ونسان، بدون شرط دیپلم برای کارگران، با کلاس‌های شبانه و دپارتمان‌هایی که چهره‌های اصلی چپ فکری فرانسه اداره‌شان می‌کردند.

بعد از مه ۱۹۶۸، ادگار فور، وزیر آموزش، طرح دانشگاهی را پیش برد که قرار بود فضای سنگین سوربن را نداشته باشد. ونسان در ژانویهٔ ۱۹۶۹ در ساختمان‌های پیش‌ساخته‌ای در دل جنگل ونسان باز شد. کارگرانی که دیپلم متوسطه نداشتند می‌توانستند ثبت‌نام کنند، کلاس‌ها تا شب ادامه داشت و استاد و دانشجو روی یک سکو می‌نشستند.۲

دانشجویان در آمفی‌تئاتر اشغال‌شدهٔ سوربن در مه ۱۹۶۸
سوربن اشغال‌شده، ۲۸ مه ۱۹۶۸؛ ونسان پاسخ دولت به همین صحنه بود · عکس: اریک کخ، آرشیو ملی هلند، CC0

دپارتمان فلسفه را میشل فوکو راه انداخت و کسانی را دور هم آورد که هر کدام بعدها نامی در اندیشهٔ معاصر شدند: ژیل دلوز (از ۱۹۷۰)، ژان‌فرانسوا لیوتار، فرانسوا شاتله، آلن بدیو، ژاک رانسیر و اتین بالیبار. هلن سیکسو از بنیان‌گذاران بخش ادبیات بود. دپارتمان روانکاوی هم، برای نخستین بار در یک دانشگاه فرانسوی، به ابتکار سرژ لوکلر، از شاگردان لکان، شکل گرفت.۳ ونسان فقط دانشگاه نبود؛ آزمایشگاه چپ فرانسه بعد از ۶۸ بود. در ۱۹۸۰ دانشگاه به سن‌دنی منتقل شد و ساختمان‌های ونسان تخریب شدند.

ژان‌فرانسوا لیوتار
لیوتار
براخا اتینگر · CC BY-SA
آلن بدیو
بدیو
Siren-Com · CC BY-SA
ژاک رانسیر
رانسیر
دانشگاه آندلس · CC BY
هلن سیکسو
سیکسو
کلود ترونگ‌نگوک · CC BY-SA
اتین بالیبار
بالیبار
تومیسلاو مداک · CC BY

لکان چرا به ونسان رفت و در آن جلسه چه گذشت؟

لکان در ۳ دسامبر ۱۹۶۹، در سال سمینار هفدهم خود که «سوی دیگر روانکاوی» نام دارد، برای سخنرانی به ونسان رفت. قرار بود این نخستین جلسه از یک مجموعه باشد، اما دانشجویان با شعار و هو کردن جلسه را بر هم زدند و همین جلسه تنها جلسه ماند.

لکان در آن سال در سمینار هفدهم نظریهٔ «چهار گفتار» را می‌ساخت: چهار شیوه‌ای که پیوند اجتماعی از راه زبان شکل می‌گیرد. حضور او در دانشگاهی که به نام ۶۸ ساخته شده بود، و دپارتمان روانکاوی‌اش را شاگردانش می‌گرداندند، طبیعی به نظر می‌رسید. اما برای بخشی از دانشجویان چپ، روانکاوی بخشی از دستگاه قدرت بود و لکان چهرهٔ رسمی آن.۴

لکان پیش‌تر هم دربارهٔ ۶۸ موضع گرفته بود. در نوامبر ۱۹۶۸، در سمینار شانزدهم، گفت آنچه در ماه مه دیدیم «اعتصاب حقیقت» بود، و دربارهٔ شعار معروف آن روزها، «گرفتن کلام»، طعنه زد که نباید آن را با گرفتن باستیل یکی دانست؛ بیشتر شبیه «گرفتن یک دود تنباکو یا یک دوز مواد» است.۵ در پایان همان سال تحصیلی، ژوئن ۱۹۶۹، گفت دانشجو بودن «موقعیتی کاملاً بندگی‌آمیز» است: دانشجویان همچنان به استادان باور دارند و از استاد همان چیزی را می‌خواهند که «از شما اربابی روی کاغذ می‌سازد، یک ببر کاغذی».۶ شش ماه بعد، همین حرف‌ها در ونسان رو در روی دانشجویان تکرار شد.

ژاک لکان در حال مصاحبه، نوامبر ۱۹۶۹
لکان در نوامبر ۱۹۶۹، چند هفته پیش از ونسان · عکس: فوتو مویزیو، لا استامپا، مالکیت عمومی

متن این جلسه بعدها با عنوان «آنالیتیکون» به پیوست سمینار هفدهم منتشر شد.۷ در آن متن دانشجویان او را قطع می‌کنند، سراغ «واحدهای درسی» و نمره می‌روند، و یکی از آن‌ها در میانهٔ جلسه شروع به درآوردن لباس‌هایش می‌کند. لکان در جایی می‌گوید: «من اصلاً اهل اعتراض نیستم.»۸ این جمله را باید جدی گرفت؛ لکان نه با معترضان هم‌صدا شد و نه به دفاع از نظم موجود برخاست. او کاری را کرد که روانکاو در اتاق درمان می‌کند: آنچه را گفته می‌شد به خود گوینده برگرداند.

لکان دقیقاً به چپ‌ها چه گفت؟

دو جملهٔ لکان در ونسان مستند است و همه‌جا نقل می‌شود. یکی دربارهٔ نمایش: «رژیم شما را به نمایش می‌گذارد. می‌گوید: نگاهشان کنید که چه کیف می‌کنند.» دیگری جملهٔ پایانی: «آنچه شما به‌عنوان انقلابی آرزویش را دارید، یک ارباب است. آن را به دست خواهید آورد.»

جملهٔ اول پاسخ به همان صحنهٔ برهنگی است و کامل‌ترش این است: «و نخستین کسانی که، همین‌جا در ونسان، با این همکاری می‌کنند، خود شمایید؛ چون نقش هیلوت‌های این رژیم را بازی می‌کنید. این را هم نمی‌دانید یعنی چه؟ رژیم شما را به نمایش می‌گذارد. می‌گوید: نگاهشان کنید که چه کیف می‌کنند.»۹ هیلوت‌ها رعیت‌های اسپارت بودند و به روایت پلوتارک، اسپارتی‌ها گاه آن‌ها را مست می‌کردند و به جوانان نشان می‌دادند تا زشتی مستی را ببینند. استعارهٔ لکان دقیق است: دانشجو گمان می‌کند با درآوردن لباس قاعده را می‌شکند، اما این تخطی از پیش جایی در نمایش نظم دارد. رژیم از این صحنه نمی‌ترسد؛ آن را به تماشا می‌گذارد. لذتی که در این صحنه هست، همان چیزی است که لکان ژوئیسانس۱۰ می‌نامد: لذتی آمیخته با رنج که از مرز سود و زیان فرد می‌گذرد.

جملهٔ دوم، جملهٔ مشهور آن شب است.۱۱ لکان به دانشجویانی که خود را انقلابی می‌نامیدند می‌گوید که آرزوی ناخودآگاهشان نه نابودی ارباب، که یافتن اربابی تازه است. منطق این حرف ساده است: هویتی که تمامش در «نه» گفتن به ارباب ساخته شده، بدون ارباب فرو می‌ریزد. چنین سوژه‌ای برای ادامهٔ بودن به کسی نیاز دارد که علیه‌اش بشورد. لکان در همان سال گفتار هیستریک را صورت‌بندی می‌کرد: گفتاری که ارباب را به چالش می‌کشد تا او را وادار به تولید دانش کند، و در همین چالش، جایگاه ارباب را زنده نگه می‌دارد.

اسلاوی ژیژک سال‌ها بعد همین جمله را این‌طور بازگو کرد: «شما به‌عنوان هیستریک، اربابی تازه طلب می‌کنید. آن را به دست خواهید آورد!» و آن را نشانهٔ موضعی «شکاک و محافظه‌کار» در لکان دانست.۱۲ این بازگویی دقیق نیست؛ واژهٔ «هیستریک» در جملهٔ اصلی لکان نیامده است. اما نشان می‌دهد که جمله را از همان ابتدا در نسبت با گفتار هیستریک خوانده‌اند.

تاریخ هم به این جمله وزن داد. بسیاری از چهره‌های پرشور ۶۸ در دهه‌های بعد به رسانه، دولت و بازار پیوستند، و نظمی که از دل آن سال‌ها بیرون آمد کمتر از نظم پیشین سلطه‌گر نبود؛ فقط زبانش عوض شده بود. ارباب تازه دیگر فرمان نمی‌داد «اطاعت کن»؛ می‌گفت «آزادانه انتخاب کن و لذت ببر».

انقلاب یعنی چرخش؟ ریشهٔ یک واژه

واژهٔ «انقلاب» در زبان‌های اروپایی از نجوم آمده و در اصل به معنای گردش کامل یک جرم آسمانی و بازگشتش به نقطهٔ آغاز بود. لکان خودش، چند هفته پس از ونسان، در سمینار هفدهم به همین معنای نجومی اشاره کرد: انقلاب یعنی «بازگشت به نقطهٔ آغاز».

کتاب کوپرنیک در ۱۵۴۳ «دربارهٔ گردش‌های افلاک آسمانی» نام داشت، و واژهٔ «گردش» در عنوان آن همان واژه‌ای است که بعدها برای انقلاب به کار رفت.۱۳ هانا آرنت در کتاب «انقلاب» نشان می‌دهد که این واژه نخستین بار در سیاست انگلستان در قرن هفدهم، برای بازگرداندن پادشاهی به کار رفت؛ یعنی دقیقاً به معنای بازگشت، نه آغاز تازه.۱۴

لکان در جلسهٔ ۲۱ ژانویهٔ ۱۹۷۰ سمینار هفدهم از ابهام واژهٔ انقلاب می‌گوید که «در مکانیک آسمانی» به معنای «بازگشت به نقطهٔ آغاز» است، و در جلسهٔ ۱۸ فوریه می‌افزاید که با آنچه رمانتیک‌وار «انقلاب» با حرف بزرگ نامیده می‌شود، «گفتار ارباب انقلابش را کامل می‌کند، به معنای دیگر این واژه: دوری که بسته می‌شود».۱۵ انقلابی که فقط جای ارباب را خالی می‌کند، مثل سیاره‌ای است که دور مدارش می‌چرخد و به همان نقطه برمی‌گردد. ساختار دست‌نخورده می‌ماند و فقط نام کسی که در جایگاه ارباب نشسته عوض می‌شود. روانکاوی برای این چرخه نامی آشنا دارد: اجبار به تکرار.

اما این تکرار سرنوشت نیست. لکان یک سال بعد، در سمینار هجدهم، می‌گوید: «آنچه انقلابی نامیده می‌شود، فقط می‌تواند در یک تغییر باشد، در جابه‌جایی گفتار.»۱۶ یعنی انقلابی که فقط جای ارباب را عوض کند به نقطهٔ اول برمی‌گردد، اما جابه‌جایی واقعی در ساختار گفتار ممکن است. همین است که لکان را از یک محافظه‌کار ساده جدا می‌کند.

گذر به عمل و نمایش‌گری چه فرقی دارند؟

لکان در سمینار دهم، «اضطراب»، میان دو شکل عمل فرق می‌گذارد. نمایش‌گری صحنه‌ای است که برای دیگری بزرگ اجرا می‌شود و هنوز پیامی دارد. گذر به عمل لحظه‌ای است که سوژه از صحنه بیرون می‌افتد، چون دیگر باور ندارد کسی صدایش را می‌شنود.

نمایش‌گری۱۷ پیامی است که به جای گفته‌شدن، نشان داده می‌شود. لکان می‌گوید نمایش‌گری اساساً چیزی در رفتار سوژه است که «خود را نشان می‌دهد» و رو به دیگری دارد.۱۸ کسی که نمایش‌گری می‌کند هنوز در صحنه است و هنوز از دیگری انتظار دارد ببیند، بفهمد و تفسیر کند. نمونهٔ لکان، زن جوان هم‌جنس‌خواهی است که فروید درمانش را گزارش کرده: او با معشوقش جلوی چشم پدر در خیابان قدم می‌زند. این قدم‌زدن پیامی خطاب به پدر است.

گذر به عمل۱۹ چیز دیگری است. در گذر به عمل، سوژه درمی‌یابد که دیگری بزرگ۲۰، یعنی نظم زبان و قانون که قرار بود پیامش را دریافت کند، ناشنواست. زبان کارکردش را از دست داده و دیگر راهی برای گفتن نمانده است. به تعبیر لکان، سوژه خود را از جایی که هست «پرت می‌کند» و «اساساً از صحنه بیرون می‌لغزد»؛ این، ساختار گذر به عمل است.۲۱ در همان پرونده، وقتی پدر با نگاهی خشمگین از کنار دختر می‌گذرد، دختر خود را از روی دیوار به خط آهن پرت می‌کند. این دیگر پیام نیست؛ پایان پیام است.

این تمایز برای فهم خشونت خیابانی کلیدی است. راهپیمایی با پلاکارد، حتی پرسروصداترین شکلش، نمایش‌گری است: رو به دولت، رسانه و جامعه دارد و می‌خواهد دیده و شنیده شود. اما آتش زدن شهرداری یا غارت یک فروشگاه، وقتی هیچ خواسته‌ای پشتش نیست، به گذر به عمل نزدیک می‌شود: لحظه‌ای که معترض دیگر انتظار ندارد کسی بشنود. برای خواندن بیشتر دربارهٔ ریشه‌های روانی پرخاش، پرخاشگری در روانکاوی را ببینید.

ژیژک خشونت را چگونه تقسیم می‌کند؟

اسلاوی ژیژک در کتاب «خشونت» (۲۰۰۸) میان خشونت ذهنی، یعنی خشونت آشکار با عاملی مشخص مثل تخریب اموال، و خشونت عینی فرق می‌گذارد. خشونت عینی دو شکل دارد: نمادین، که در خود زبان است، و نظام‌مند، که پیامد کارکرد عادی نظام اقتصادی و سیاسی است.

لکان سال‌ها پیش از ژیژک مرز خشونت را با کلام تعریف کرده بود: «مگر نمی‌دانیم که در مرزهایی که کلام کنار می‌کشد، قلمرو خشونت آغاز می‌شود، و خشونت از پیش آنجا حکم می‌راند، حتی بی‌آنکه تحریکش کنیم؟»۲۲ ژیژک همین مرز را به دو سو باز می‌کند.

به گفتهٔ ژیژک، خشونت ذهنی۲۳ همان چیزی است که در اخبار می‌بینیم: ماشینی که می‌سوزد، ویترینی که می‌شکند، کسی که کتک می‌خورد. عامل آن معلوم است و به چشم می‌آید. اما این خشونت فقط وقتی «خشونت» به نظر می‌رسد که در برابر پس‌زمینه‌ای آرام دیده شود. همین پس‌زمینه است که ژیژک آن را خشونت عینی۲۴ می‌نامد: از یک سو خشونت «نمادین» که در خود زبان و شکل‌هایش نهفته است، و از سوی دیگر خشونت «نظام‌مند»، یعنی «پیامدهای اغلب فاجعه‌بار کارکرد بی‌دردسر نظام‌های اقتصادی و سیاسی ما».۲۵ فقر ساختاری، بیکاری نسلی، و سیاست‌هایی که هزینه‌شان را طبقه‌های پایین می‌پردازند، همه از این جنس‌اند. خشونت عینی همان «سطح صفری» است که خشونت ذهنی در برابرش دیده می‌شود.۲۶ پیوند این خشونت پنهان با روان فرد را در ترومای اجتماعی بیشتر خوانده‌ایم.

ژیژک دربارهٔ شورش حومه‌های پاریس در پاییز ۲۰۰۵ می‌نویسد که معترضان «هیچ خواستهٔ مشخصی» نداشتند و آنچه رخ داد «اعتراضی در سطح صفر بود، عملی خشونت‌آمیز که هیچ چیز طلب نمی‌کند».۲۷ و درست در همین‌جا به لکان می‌رسد: «پذیرفتن بی‌معنایی این شورش‌ها از همه دشوارتر است. آن‌ها بیش از آنکه شکلی از اعتراض باشند، همان چیزی‌اند که لکان گذر به عمل می‌نامید: حرکتی تکانشی به سوی عمل که به گفتار یا اندیشه ترجمه نمی‌شود و بار تحمل‌ناپذیری از ناکامی را با خود دارد.»۲۸

ژیژک در ۲۰۱۱، دربارهٔ شورش‌های لندن، همین خط را ادامه داد: «مثل ماشین‌سوزی‌های حومه‌های پاریس در ۲۰۰۵، شورشیان بریتانیا پیامی برای رساندن نداشتند.» و افزود که در هر دو مورد با «گذرهای کور به عمل» سروکار داریم که در آن‌ها «خشونت، اعتراف ضمنی به ناتوانی است».۲۹

این تحلیل نه خشونت ذهنی را توجیه می‌کند و نه خشونت عینی را پنهان. حرف اصلی ژیژک این است که اگر فقط خشونت ذهنی را ببینیم و محکوم کنیم، خشونت عینی را که زمینهٔ آن است نادیده گرفته‌ایم؛ و اگر فقط خشونت عینی را ببینیم، این واقعیت را نادیده گرفته‌ایم که گذر به عمل، به جای شکستن آن نظام، ناتوانی در برابرش را تأیید می‌کند.

گفتار سرمایه‌دار چیست و چرا چرخه‌اش تمام نمی‌شود؟

گفتار سرمایه‌دار پنجمین گفتار لکان است که در سخنرانی میلان در ۱۲ مه ۱۹۷۲ معرفی شد. این گفتار ادعا می‌کند برای هر کمبودی ابژه‌ای تسکین‌دهنده تولید می‌کند، اما چون هیچ ابژه‌ای کمبود را پر نمی‌کند، چرخه‌ای بی‌پایان از مصرف و حسرت می‌سازد.

در چهار گفتار سمینار هفدهم، هر گفتار جایی برای «ناممکن» دارد: نقطه‌ای که پیوند اجتماعی در آن گیر می‌کند و همین گیر کردن، رابطه را انسانی نگه می‌دارد. لکان در سمینار هجدهم گفته بود برای رسیدن از گفتار ارباب به گفتار سرمایه‌دار «یک چیز کوچک که می‌چرخد» کافی است.۳۰ در گفتار تازه، آن نقطهٔ ناممکن حذف شده است. سوژه مستقیم به ابژه‌هایی وصل می‌شود که بازار عرضه می‌کند، و هر ابژه وعده می‌دهد که این بار کمبود را پر خواهد کرد. لکان در میلان دربارهٔ این گفتار می‌گوید: «مثل ساعت کار می‌کند، بهتر از این نمی‌شود کار کند؛ اما درست همین است که خیلی سریع کار می‌کند، مصرف می‌شود، چنان خوب مصرف می‌شود که خودش را می‌سوزاند.»۳۱

در گفتار سرمایه‌دار، کمبود که در روانکاوی سرچشمهٔ میل۳۲ است، به مشکلی فنی تبدیل می‌شود که باید با خرید حل شود. سوژه وعدهٔ رضایت می‌گیرد، ابژه را به دست می‌آورد، رضایت نمی‌آید و چرخه دوباره شروع می‌شود. نتیجه نه رضایت، که حسرتی همیشگی است. همین منطق را در تفاوت فانتزی و فانتاسم از زاویهٔ دیگری دیده‌ایم.

ژیژک در تحلیل شورش‌های ۲۰۱۱ همین منطق را در غارت فروشگاه‌ها دید: غارت «جلوه‌ای از میل مصرف‌گرایانه بود که وقتی نمی‌تواند به شیوهٔ درست، یعنی با خرید، تحقق یابد، به شکل خشونت‌آمیز اجرا می‌شود.» به تعبیر او، پیام ناگفتهٔ غارتگر این است: «شما ما را به مصرف فرا می‌خوانید و هم‌زمان ابزار درست مصرف کردن را از ما می‌گیرید؛ پس ما به تنها شکلی که می‌توانیم مصرف می‌کنیم!»۲۹ فروشگاه‌هایی که ۱۷ اکتبر در پاریس غارت شدند، مارک‌های لباس و کفش بودند. از نگاه گفتار سرمایه‌دار، این غارت بیرون از نظم مصرف نیست؛ ادامهٔ همان نظم است با ابزاری دیگر.

پنج گفتار لکان در یک جدول

لکان در سمینار هفدهم چهار گفتار را صورت‌بندی کرد و در ۱۹۷۲ گفتار سرمایه‌دار را به آن‌ها افزود. جدول زیر نشان می‌دهد هر گفتار چه کسی را در جایگاه سخنگو می‌نشاند، چه تولید می‌کند و در جلسهٔ ونسان و اعتراض‌های امروز کجا دیده می‌شود.

جدول ۱: پنج گفتار لکان و ردّ هر کدام در ونسان ۱۹۶۹ و اعتراض‌های امروز

گفتارچه کسی سخن می‌گویدچه چیزی تولید می‌کنددر ونسان و امروز
گفتار اربابدال ارباب، یعنی فرمان و قانونکار بندگان و مازادی که از دست می‌رودهمان اربابی که لکان گفت دانشجویان به آن خواهند رسید
گفتار دانشگاهدانش بی‌طرف و اداریدانشجو به‌عنوان محصول و «واحد درسی»دانشگاهی که دانشجویان علیه‌اش شوریدند و در زبانش اعتراض کردند
گفتار هیستریکسوژهٔ ناراضی و پرسشگردانشی که از ارباب بیرون کشیده می‌شوددانشجویانی که لکان را به چالش کشیدند و از او پاسخ می‌خواستند
گفتار روانکاوجایگاه علت میل، که سکوت می‌کنددال‌هایی که سوژه را به زبان خودش برمی‌گرداندلکان که به جای پاسخ، گفتهٔ دانشجویان را به خودشان برگرداند
گفتار سرمایه‌دارسوژه‌ای که خود را ارباب می‌پنداردابژه‌های مصرفی و حسرت بی‌پایانغارت فروشگاه‌ها در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ به تعبیر ژیژک

منبع: لکان، سمینار هفدهم (۱۹۶۹ تا ۱۹۷۰)، سمینار هجدهم (۱۹۷۱) و سخنرانی میلان (۱۹۷۲). این جدول توصیف ساختار گفتارهاست، نه داوری دربارهٔ افراد.

از ونسان چه درسی می‌گیریم؟

درس ونسان از نگاه مکتب لکان این است که خشم، تا وقتی به کلام تبدیل نشود، ساختاری را که علیه‌اش برخاسته تکرار می‌کند. نه سکوت در برابر خشونت نظام‌مند راه است و نه گذر به عمل؛ راه، ساختن زبانی است که خواسته را بگوید و بتواند شنیده شود.

جلسهٔ ونسان را می‌توان دو جور خواند. یک خوانش، لکان را محافظه‌کاری می‌بیند که دانشجویان را تحقیر کرد. خوانش دیگر، که این مطلب از آن پیروی می‌کند، می‌گوید لکان در آن جلسه همان کاری را کرد که روانکاو با هر سوژهٔ در رنجی می‌کند: تقاضای او را برآورده نکرد. دانشجویان می‌خواستند لکان یا ارباب باشد تا علیه‌اش بشورند، یا متحد باشد تا تأییدشان کند. لکان هیچ‌کدام نشد و این امتناع، خودش تفسیر بود.

از ونسان سه درس برای امروز می‌ماند. اول، میان نمایش‌گری و گذر به عمل فرق بگذاریم: اعتراضی که هنوز رو به کسی دارد، قابل شنیدن است؛ عملی که از صحنه بیرون افتاده، فقط نشانهٔ ناامیدی از شنیده شدن است. دوم، با ژیژک، خشونت ذهنی را جدا از خشونت عینی نبینیم: محکوم کردن ویترین شکسته بدون دیدن فقر ساختاری، نیمی از واقعیت را پنهان می‌کند. سوم، با لکان، از خود بپرسیم در اعتراض‌مان در پی چه هستیم: اگر هویت‌مان فقط در نفی ارباب ساخته شده، شاید داریم برای ارباب بعدی جا باز می‌کنیم.

این پرسش آخر فقط سیاسی نیست. در زندگی شخصی هم بارها علیه پدر، همسر یا رئیس می‌شوریم و بعد خود را در رابطه‌ای تازه می‌یابیم که همان ساختار را تکرار می‌کند. روانکاوی جایی است که می‌توان این تکرار را به کلام آورد. همان‌طور که هانا آرنت در کتاب «دربارهٔ خشونت»، که در پی همین جنبش‌های دانشجویی نوشت، گفته است: «خشونت می‌تواند قدرت را نابود کند؛ از آفریدن آن یکسره ناتوان است.»۳۳

صدای لکان و ویدیوهای مرتبط

صدای کامل جلسهٔ ونسان، به زبان فرانسوی، در یوتیوب در دسترس است. فیلم‌های «لکان سخن می‌گوید» (۱۹۷۲) و «تلویزیون» (۱۹۷۳) هم تصویر لکان را در سال‌های پس از ونسان نشان می‌دهند.

برای آشنایی بیشتر با لکان در مجلهٔ تجربه: نظریهٔ مرحلهٔ آینه‌ای لکان، گفت‌وگو با بروس فینک، مترجم آثار لکان و خوانشی لکانی از منطق اعدام.

طرح خطی یک مبل روانکاوی وقتی خشم راهی برای گفته شدن پیدا نمی‌کند

اگر خشمی در شما هست که به کلام نمی‌آید، یا خودتان را بارها در همان رابطه‌ها و همان تکرارها می‌یابید، گفت‌وگو با یک روانکاو می‌تواند جایی برای شنیده شدنش باشد.

پرسش‌های پرتکرار

جملهٔ معروف لکان به دانشجویان چپ چه بود؟

«آنچه شما به‌عنوان انقلابی آرزویش را دارید، یک ارباب است. آن را به دست خواهید آورد.» لکان این را در ۳ دسامبر ۱۹۶۹ در دانشگاه ونسان گفت و متنش در پیوست سمینار هفدهم منتشر شده است.

گذر به عمل در روانکاوی لکان یعنی چه؟

گذر به عمل لحظه‌ای است که سوژه، چون دیگر باور ندارد دیگری بزرگ صدایش را می‌شنود، از صحنهٔ کلام بیرون می‌افتد و دست به عملی می‌زند که پیامی برای کسی ندارد.

فرق گذر به عمل و نمایش‌گری چیست؟

نمایش‌گری پیامی است که برای دیگری اجرا می‌شود و هنوز منتظر دیده شدن است. گذر به عمل خروج از صحنه است؛ دیگر پیامی نیست، بلکه پایان امید به شنیده شدن است.

خشونت ذهنی و عینی از نگاه ژیژک چیست؟

خشونت ذهنی آشکار است و عامل مشخص دارد، مثل تخریب اموال. خشونت عینی پنهان است: یا در زبان (نمادین)، یا در کارکرد عادی نظام اقتصادی و سیاسی (نظام‌مند)، مثل فقر ساختاری.

گفتار سرمایه‌دار لکان چیست؟

گفتاری که لکان در ۱۹۷۲ در میلان معرفی کرد. ادعا می‌کند برای هر کمبودی ابژه‌ای تسکین‌دهنده دارد، اما چون هیچ ابژه‌ای کمبود را پر نمی‌کند، چرخه‌ای بی‌پایان از مصرف و حسرت می‌سازد.

دانشگاه ونسان یا پاریس ۸ چه بود؟

دانشگاهی تجربی که پس از مه ۱۹۶۸ در جنگل ونسان باز شد و فوکو، دلوز، لیوتار، بدیو و رانسیر در آن درس می‌دادند. نخستین دپارتمان روانکاوی دانشگاهی فرانسه هم آنجا شکل گرفت.

پانویس‌ها و منابع

  1. گزارش خبرگزاری‌ها از اعتراض‌های ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ فرانسه، روزنامهٔ «د استار»، ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶. عددها اعلام نخست‌وزیر فرانسه است. ↩
  2. مرکز دانشگاهی تجربی ونسان
    Centre universitaire expérimental de Vincennes · Université Paris VIII ↩
  3. سرژ لوکلر و دپارتمان روانکاوی ونسان
    Serge Leclaire · Département de psychanalyse ↩
  4. لکان، سمینار هفدهم، «سوی دیگر روانکاوی» (۱۹۶۹ تا ۱۹۷۰).
    Le Séminaire XVII: L’envers de la psychanalyse · The Other Side of Psychoanalysis ↩
  5. لکان، سمینار شانزدهم، «از یک دیگری به دیگری»، جلسهٔ ۲۰ نوامبر ۱۹۶۸.
    Le Séminaire XVI: D’un Autre à l’autre · « ce que nous avons vu en Mai, c’était la grève de la vérité » · « Prise de parole… Prise de tabac ou de came, j’aimerais mieux. » ↩
  6. همان، جلسهٔ ۲۵ ژوئن ۱۹۶۹.
    « les étudiants, c’est une position tout à fait normalement servile… ce qui va faire de vous un maître sur le papier, un “tigre de papier” ! » ↩
  7. لکان، «آنالیتیکون»، پیوست سمینار هفدهم، ویرایش ژاک‌آلن میلر، انتشارات سوی، ۱۹۹۱، صفحه‌های ۲۲۹ تا ۲۴۰؛ ترجمهٔ انگلیسی راسل گریگ، نورتون، ۲۰۰۷.
    Lacan, J. “Analyticon”, Le Séminaire XVII, Seuil, 1991, pp. 229-240 ↩
  8. همان، ص ۲۳۰.
    « Je ne suis pas du tout contestataire, moi. » ↩
  9. همان، ص ۲۴۰؛ ترجمهٔ گریگ، ص ۲۰۸. دربارهٔ هیلوت‌ها: پلوتارک، «زندگی لیکورگوس»، بند ۲۸.
    « vous jouez la fonction des ilotes de ce régime. Vous ne savez pas non plus ce que ça veut dire ? Le régime vous montre. Il dit : Regardez-les jouir. » · “helots of this regime… Look at them enjoying!” ↩
  10. ژوئیسانس
    jouissance (fr.) · enjoyment (en.) ↩
  11. همان؛ ترجمهٔ گریگ، ص ۲۰۷.
    « Ce à quoi vous aspirez comme révolutionnaires, c’est à un maître. Vous l’aurez. » · “What you aspire to as revolutionaries is a master. You will get one.” ↩
  12. ژیژک، «انسان مقدس به‌عنوان ابژهٔ گفتار دانشگاه»، ۲۰۰۳.
    Žižek, S. “Homo Sacer as the Object of the Discourse of the University”, 2003 · “As hysterics, you demand a new master. You will get it!” ↩
  13. کوپرنیک، «دربارهٔ گردش‌های افلاک آسمانی»، ۱۵۴۳.
    Copernicus, De revolutionibus orbium coelestium, 1543 ↩
  14. آرنت، «انقلاب»، ۱۹۶۳، فصل نخست.
    Arendt, H. On Revolution, Viking, 1963, ch. 1 ↩
  15. لکان، سمینار هفدهم، جلسه‌های ۲۱ ژانویه و ۱۸ فوریهٔ ۱۹۷۰.
    « “révolution” dans l’emploi qu’il a dans la mécanique céleste, à savoir “retour au départ” » · « le discours du Maître accomplit sa révolution, dans l’autre sens de “tour qui se boucle” » ↩
  16. لکان، سمینار هجدهم، «دربارهٔ گفتاری که نمود نباشد»، جلسهٔ ۲۰ ژانویهٔ ۱۹۷۱.
    Le Séminaire XVIII: D’un discours qui ne serait pas du semblant · « ce qu’on appelle “révolutionnaire”, ne peut consister qu’en un changement, qu’en un déplacement du discours » ↩
  17. نمایش‌گری
    acting out (Lacan uses the English term) ↩
  18. لکان، سمینار دهم، «اضطراب»، جلسهٔ ۲۳ ژانویهٔ ۱۹۶۳؛ ترجمهٔ انگلیسی پرایس، پولیتی، ۲۰۱۴.
    Le Séminaire X: L’angoisse · « L’acting-out c’est quelque chose, dans la conduite du sujet essentiellement, qui se montre. » ↩
  19. گذر به عمل
    passage à l’acte (fr.) · passage to the act (en.) ↩
  20. دیگری بزرگ
    le grand Autre (fr.) · the big Other (en.) ↩
  21. همان جلسه.
    « le sujet… se précipite de là où il est, du lieu de la scène… qu’il bascule essentiellement hors de la scène. C’est là la structure même, comme telle, du passage à l’acte. » · laisser tomber · niederkommen (Freud) ↩
  22. لکان، «درآمدی بر شرح ژان هیپولیت بر نفی فروید»، ۱۹۵۴، در «نوشته‌ها»، سوی، ۱۹۶۶، ص ۳۷۵.
    Écrits, « Introduction au commentaire de Jean Hyppolite sur la Verneinung de Freud », p. 375 · « aux confins où la parole se démet, commence le domaine de la violence » ↩
  23. خشونت ذهنی
    subjective violence ↩
  24. خشونت عینی: نمادین و نظام‌مند
    objective violence: symbolic violence · systemic violence ↩
  25. ژیژک، «خشونت: شش نگاه از کنار»، پیکادور، ۲۰۰۸، مقدمه، ص ۱.
    Žižek, S. Violence: Six Sideways Reflections, Picador, 2008, p. 1 · “the often catastrophic consequences of the smooth functioning of our economic and political systems” ↩
  26. همان، ص ۲.
    “the very zero-level standard against which we perceive something as subjectively violent” ↩
  27. همان، ویراست پروفایل، صص ۶۳ و ۶۴.
    “a zero-level protest, a violent protest act which demands nothing” ↩
  28. همان کتاب.
    “more than a form of protest, they are what Lacan called a passage à l’acte” ↩
  29. ژیژک، «دزدان فروشگاه‌های جهان، متحد شوید»، لندن ریویو آو بوکس، ۱۹ اوت ۲۰۱۱.
    Žižek, S. “Shoplifters of the World Unite”, London Review of Books, 19 August 2011 · “blind passages à l’acte, in which violence is an implicit admission of impotence” ↩
  30. لکان، سمینار هجدهم، جلسهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۷۱.
    « un tout petit truc qui tourne et votre discours du Maître se montre tout ce qu’il y a de plus transformable dans le discours du capitaliste » ↩
  31. لکان، «دربارهٔ گفتار روانکاوانه»، سخنرانی دانشگاه میلان، ۱۲ مه ۱۹۷۲، در «لکان در ایتالیا»، سالاماندرا، ۱۹۷۸، ص ۴۸.
    « Du discours psychanalytique », Lacan in Italia 1953-1978, p. 48 · discours du capitaliste · « ça marche comme sur les roulettes… ça se consomme si bien que ça se consume » ↩
  32. میل و کمبود
    désir · desire · manque · lack ↩
  33. آرنت، «دربارهٔ خشونت»، ۱۹۷۰.
    Arendt, H. On Violence, Harcourt, 1970 · “Violence can destroy power; it is utterly incapable of creating it.” ↩

واژه‌نامه: گفتار ارباب (discours du maître) · گفتار دانشگاه (discours de l’université) · گفتار هیستریک (discours de l’hystérique) · گفتار روانکاو (discours de l’analyste) · دال ارباب (signifiant maître, S1) · ابژهٔ کوچک a (objet petit a) · اجبار به تکرار (Wiederholungszwang)

این متن از روانکاوی می‌گوید؛ تجربه‌اش کار دیگری است.

در مرکز تجربه زندگی می‌توانید با یک روانکاو یا درمانگر تحلیلی کار کنید. جلسهٔ معارفه رایگان است و تغییر درمانگر هزینه‌ای ندارد.

شروع تراپی با جلسهٔ معارفه رایگاندربارهٔ روانکاوی در تجربه

نمی‌دانید چه نوع تراپی به شما می‌خورد؟ تست سبک درمانی من رایگان است، ثبت‌نام نمی‌خواهد و دو دقیقه طول می‌کشد. بقیهٔ تست‌های رایگان

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم