,

روانکاوی و هنر؛ از صحنهٔ تئاتر تا اتاق درمان

نقاشی دانیل مکلیس از صحنهٔ نمایش در نمایش هملت؛ کلادیوس در برابر نمایشی که جنایتش را بازی می‌کند
روانکاوی و هنر چه نسبتی با هم دارند؟
روانکاوی از همان آغاز در کنار هنر بزرگ شد. فروید عقدهٔ ادیپ را با خواندن تراژدی سوفوکل و «هملت» شکسپیر صورت‌بندی کرد، واژهٔ «کاتارسیس» را برویر و فروید از نظریهٔ تراژدی ارسطو وام گرفتند و لکان برای فهم میل سراغ «آنتیگونه» رفت. هنر برای روانکاوی هم منبع نظریه است و هم راهی برای دیدن چیزی که در گفتار نمی‌گنجد.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۰ مهر ۱۴۰۵

چرا روانکاوی از دل تئاتر بیرون آمد؟

روانکاوی یکی از نخستین ابزارهای خود را از تئاتر یونان گرفت. ارسطو در «فن شعر» گفته بود تراژدی با برانگیختن ترس و شفقت، تماشاگر را به «کاتارسیس» یا پالایش می‌رساند. یوزف برویر و زیگموند فروید در «مطالعاتی دربارهٔ هیستری» (۱۸۹۵) نام روش درمانی خود را «روش کاتارتیک» گذاشتند.

نقاشی آندره بروییه از درس بالینی شارکو در بیمارستان سالپتریر پاریس
«درسی بالینی در سالپتریر»، آندره بروییه، ۱۸۸۷. فروید جوان چند ماه در همین بیمارستان شاگرد شارکو بود و نسخه‌ای از این تابلو را در اتاق کارش نگه می‌داشت؛ هیستری در آن سال‌ها روی «صحنه» نمایش داده می‌شد. مالکیت عمومی (Wikimedia Commons).

ایدهٔ آن روش ساده بود: هیجانی که روزی گفته نشده، در بدن و رفتار جا خوش می‌کند و نشانه می‌سازد؛ اگر به زبان بیاید، چیزی رها می‌شود. «آنا او.»، نخستین مراجع مشهور این روش، اسم آن را «درمان با گفتن» گذاشت و به شوخی آن را «جارو کردن دودکش» نامید. صحنهٔ تئاتر، جایی که تماشاگر با دیدن رنج دیگری چیزی از رنج خودش را بازمی‌شناسد، کم‌کم به اتاقی کوچک با یک کاناپه منتقل شد.

فروید خیلی زود فهمید که تخلیهٔ هیجان کافی نیست و آنچه درمان می‌کند، فهمیدن معنای رنج در داستان زندگی خود آدم است. اما رد پای تئاتر در روانکاوی ماند: صحنه، نقش، تکرار، و تماشاگری که ناگهان خودش را روی صحنه می‌بیند.

این مطلب را در بات تجربه هم داریم، همراه پیشنهادهای هم‌خانواده‌اش. دیدن پیشنهادهای مرتبط در بات

فروید در ادیپ و هملت چه دید؟

فروید در نامه‌ای به ویلهلم فلیس در اکتبر ۱۸۹۷ و سپس در «تفسیر رؤیا» (۱۹۰۰) نوشت که «ادیپ شهریار» سوفوکل و «هملت» شکسپیر قرن‌ها تماشاگر را تکان داده‌اند، چون آرزوهای کودکی همهٔ ما را روی صحنه می‌برند. نام «عقدهٔ ادیپ» از همین خوانش تئاتری آمد.

نقاشی انگر از ادیپ در برابر ابوالهول، صحنه‌ای از تراژدی سوفوکل
«ادیپ و ابوالهول»، ژان اوگوست دومینیک انگر، ۱۸۰۸. موزهٔ لوور. مالکیت عمومی (Wikimedia Commons).

ادیپ معمای ابوالهول را حل می‌کند و از معمای خودش بی‌خبر می‌ماند. این همان چیزی است که در اتاق درمان هم دیده می‌شود: آدم‌ها اغلب دربارهٔ دیگران دقیق و باهوش‌اند و دربارهٔ خودشان نابینا. فروید در هملت هم چیزی شبیه این دید؛ شاهزاده‌ای که همه‌چیز را می‌داند و نمی‌تواند کاری را که باید بکند انجام دهد. پرسش فروید این بود که چه چیزی دست هملت را می‌بندد.

این شیوهٔ خواندن، یعنی دیدن اثر هنری نه فقط به‌عنوان داستان بلکه به‌عنوان صحنه‌ای که میل و ترس انسانی در آن بازی می‌شود، بعدها پایهٔ همهٔ تحلیل‌های روانکاوانهٔ فیلم و ادبیات شد. تحلیل‌های فیلم در مجلهٔ تجربه هم از همین سنت می‌آیند.

نمایشِ درون نمایش در «هملت» دربارهٔ ما چه می‌گوید؟

در پردهٔ سوم «هملت»، شاهزاده گروهی بازیگر را وادار می‌کند نمایشی اجرا کنند که قتل پدرش را بازسازی می‌کند. هملت می‌گوید نمایش دامی است که وجدان شاه را در آن گیر می‌اندازد. کلادیوس طاقت نمی‌آورد و سالن را ترک می‌کند؛ نمایش چیزی را آشکار کرد که هیچ بازجویی آشکار نمی‌کرد.

این صحنه شاید دقیق‌ترین تصویر از کاری است که هنر با تماشاگر می‌کند. ما به تماشای داستان دیگری می‌نشینیم و ناگهان خودمان را در آن می‌بینیم. در زبان روانکاوی، چیزی شبیه این در رابطهٔ درمانی هم رخ می‌دهد: مراجع بی‌آنکه بخواهد، داستان‌های قدیمی را با درمانگر دوباره روی صحنه می‌برد و همین تکرار، فرصتی برای دیدن آن‌ها می‌شود.

نقاشی دانیل مکلیس (۱۸۴۲) که تصویر اصلی همین مطلب است، همین لحظه را نشان می‌دهد: نمایشی کوچک در عمق صحنه و تماشاگرانی که هر کدام چیزی متفاوت از آن می‌بینند.

لکان چرا سراغ آنتیگونه رفت؟

ژاک لکان در سمینار هفتم خود، «اخلاق روانکاوی» (۱۹۶۰ـ۱۹۵۹)، چند جلسه را به «آنتیگونه» سوفوکل داد. آنتیگونه برادرش را برخلاف فرمان شاه به خاک می‌سپارد و مرگ را می‌پذیرد. برای لکان او تصویر کسی است که از میل خود کوتاه نمی‌آید، حتی وقتی بهایش سنگین است.

نقاشی فردریک لیتون از آنتیگونه، قهرمان تراژدی سوفوکل
«آنتیگونه»، فردریک لیتون، ۱۸۸۲. مالکیت عمومی (Wikimedia Commons).

لکان از این تراژدی پرسشی برای اتاق درمان بیرون کشید که هنوز در آموزش روانکاوی تکرار می‌شود: آیا در زندگی خود مطابق میلی که در شما هست عمل کرده‌اید؟ این پرسش اخلاقی نیست به معنای «خوب و بد»؛ پرسشی است دربارهٔ اینکه آدم چقدر از خودش فاصله گرفته تا مطابق خواست دیگران زندگی کند.

لکان پیش‌تر در سمینار ششم، «میل و تفسیر آن»، چند جلسه را هم به هملت داده بود و آن را تراژدی میل و سوگ خوانده بود. برای او شکسپیر و سوفوکل نمونه‌های تزئینی نبودند؛ ابزار فکر کردن بودند.

چرا وینیکات درمان را نوعی بازی می‌دانست؟

دونالد وینیکات، روانکاو و پزشک کودک انگلیسی، در کتاب «بازی و واقعیت» (۱۹۷۱) نوشت که روان‌درمانی در جایی رخ می‌دهد که دو قلمرو بازی، یعنی بازی مراجع و بازی درمانگر، روی هم می‌افتند. به باور او هنر، فرهنگ و درمان همه در یک «فضای میانجی» زندگی می‌کنند.

این فضای میانجی نه کاملاً درون ذهن است و نه کاملاً بیرون در واقعیت؛ جایی است مثل عروسک کودک یا صحنهٔ تئاتر، که در آن می‌شود چیزی را امتحان کرد بی‌آنکه بهای واقعی‌اش را پرداخت. تماشاگر تئاتر می‌داند بازیگر واقعاً نمی‌میرد و باز هم گریه می‌کند. همین «هم واقعی و هم نه» است که اجازه می‌دهد احساس‌هایی که در زندگی روزمره خطرناک‌اند، تجربه شوند.

وینیکات می‌گفت اگر مراجع نمی‌تواند بازی کند، کار اول درمان این است که او را به جایی برساند که بتواند. شاید برای همین است که بسیاری از آدم‌ها اولین بار در سالن سینما یا تئاتر، نه در اتاق درمان، با احساسی روبه‌رو می‌شوند که سال‌ها کنارش گذاشته بودند.

سایکودرام و تئاتر مشارکتی با روانکاوی چه فرقی دارند؟

سایکودرام را یاکوب لوی مورنو در دههٔ ۱۹۲۰ در وین با «تئاتر خودانگیختگی» آغاز کرد. در سایکودرام مراجع داستان خود را با کمک گروه روی صحنه بازی می‌کند. روانکاوی برعکس، صحنه را به گفتار می‌برد و با کلمه کار می‌کند. هر دو از تئاتر آمده‌اند و دو راه متفاوت رفته‌اند.

در سال‌های اخیر شکل سومی هم دیده می‌شود: تئاترهایی که درمان نیستند اما تماشاگر را وارد صحنه می‌کنند. نمونهٔ مشهورش «هر چیز درخشان» نوشتهٔ دانکن مکمیلان (۲۰۱۳) است؛ نمایشی دربارهٔ افسردگی، فقدان و فهرست چیزهای کوچکی که زندگی را نگه می‌دارند، که در آن تماشاگران نقش معلم، پدر یا معشوق راوی را بازی می‌کنند. این نمایش در دانشگاه‌ها و کنار مراکز سلامت روان در کشورهای مختلف اجرا شده و گاهی بعد از اجرا گفت‌وگویی با حضور متخصصان برگزار شده است.

چهار راهی که هنر و درمان به هم می‌رسند

شیوههنر چه نقشی داردچه کسی هدایت می‌کندنمونه
خوانش روانکاوانهٔ هنراثر هنری مثل صحنه‌ای خوانده می‌شود که میل و ترس انسانی در آن بازی می‌شودمنتقد، روانکاو یا خود خوانندهفروید و هملت، تحلیل فیلم در مجله
هنردرمانینقاشی، موسیقی یا ساختن، زبانی برای بیان چیزی است که هنوز کلمه ندارددرمانگر آموزش‌دیده در هنردرمانیکارگاه نقاشی و روانکاوی
سایکودراممراجع داستانش را با کمک گروه روی صحنه بازی می‌کندسایکودراماتیست و گروهروش مورنو
تئاتر مشارکتیتماشاگر وارد داستان می‌شود و نقشی کوچک بازی می‌کند؛ درمان نیست، اما چیزی را تکان می‌دهدبازیگر و کارگردان«هر چیز درخشان»

این جدول توصیف چند سنت است و جای مشورت تخصصی را نمی‌گیرد. هیچ‌کدام از این‌ها جایگزین روان‌درمانی برای کسی که به آن نیاز دارد نیست.

هنر چه چیزی را می‌گوید که گفتار نمی‌تواند؟

فروید باور داشت هنرمند آرزوها و ترس‌هایی را که همه داریم، به شکلی درمی‌آورد که می‌شود به آن‌ها نگاه کرد و از آن لذت برد. او این کار را «والایش» نامید. هنر به ما اجازه می‌دهد به سوگ، خشم یا میل نزدیک شویم بی‌آنکه در آن غرق شویم.

نقاشی دلاکروا از هملت و هوراشیو در گورستان، صحنهٔ جمجمهٔ یوریک
«هملت و هوراشیو در گورستان»، اوژن دلاکروا، ۱۸۳۹. موزهٔ لوور. مالکیت عمومی (Wikimedia Commons).

صحنهٔ گورستان در «هملت»، جایی که هملت جمجمهٔ دلقک کودکی‌اش را در دست می‌گیرد، چهار قرن است که آدم‌ها را دربارهٔ مرگ و یادآوری به فکر می‌برد. فروید در «سوگ و مالیخولیا» (۱۹۱۷) نوشت که سوگ کاری است که روان باید انجام دهد: آرام‌آرام پذیرفتن اینکه کسی که دوستش داشتیم دیگر نیست. هنر گاهی همان جایی است که این کار شروع می‌شود؛ وقتی در سالن تاریک، برای شخصیتی خیالی گریه می‌کنیم و می‌فهمیم برای چه کسی گریه می‌کنیم.

برای همین است که نمایشی دربارهٔ افسردگی و فقدان، اگر با دقت و احترام ساخته شود، می‌تواند برای کسانی که عزیزی را از دست داده‌اند یا کنار کسی هستند که حالش خوب نیست، راهی برای حرف زدن باز کند. مطلب روانکاوی و موسیقی همین پرسش را دربارهٔ موسیقی دنبال کرده است.

مرکز تجربه زندگی در تقاطع هنر و درمان چه کرده است؟

مرکز تجربه زندگی از سال ۱۳۹۸ بارها رویدادهایی برگزار کرده که هنر و درمان را کنار هم می‌گذارند: از روز آشنایی با سایکودرام و گروه‌های همخوانی کتاب تا تحلیل روانکاوانهٔ سریال‌ها و کارگاه نقاشی و روانکاوی. همهٔ این رویدادها با پست‌های اصلی‌شان در تقویم و آرشیو رویدادها ثبت شده‌اند.

رویدادهای هنر و درمان در تجربه

زمانرویداداثربیشتر بخوانید
مهر ۱۳۹۸روز آشنایی با سایکودرامکاتارسیس و صحنهٔ «هملت»آرشیو رویدادها
دی ۱۳۹۸دورهٔ آنلاین همخوانی کتاب«دروغ‌هایی که به خود می‌گوییم»آرشیو رویدادها
آذر ۱۳۹۹خوانش روانکاوانهٔ یک سریال«گامبی وزیر»آرشیو رویدادها
دی ۱۳۹۹«دیگری بزرگ» لکان در یک مینی‌سریال«آن‌ارتودوکس»تحلیل در مجله
بهمن ۱۳۹۹گفت‌وگوی زنده دربارهٔ معنای زندگیانیمیشن «روح»آرشیو رویدادها
۱۴۰۱تحلیل صحنه‌به‌صحنهٔ یک رابطه«صحنه‌هایی از یک ازدواج»گزارش جلسه
بهمن ۱۴۰۱«مرگ دیگران با ما چه می‌کند؟»«بلک میرور»، اپیزود «زود برمی‌گردم»گزارش جلسه
آذر و بهمن ۱۴۰۳کارگاه «از درون تا بوم»نقاشی و روانکاوی، با یک هنرمند و یک درمانگر تحلیلیآرشیو رویدادها
آذر ۱۴۰۴رونمایی کتاب«یک روانکاو لکانی چگونه کار می‌کند؟»آرشیو رویدادها
آذر ۱۴۰۴رویداد حضوری «با/تجربه»رؤیا، هنر و روانکاویآرشیو رویدادها

منبع: پست‌های اصلی هر رویداد در صفحه‌های اینستاگرام مرکز تجربه زندگی و مدرسهٔ تجربه.

کنار این رویدادها، مجلهٔ تجربه سال‌هاست تحلیل روانکاوانهٔ فیلم و ادبیات منتشر می‌کند؛ از «قوی سیاه» و «درخشش ابدی یک ذهن پاک» تا «خانه خالی»، «معلم پیانو» و خوانش نمایشنامهٔ «ونوس در پوست خز». تحلیل‌های صوتی فیلم و سریال هم در این صفحه جمع شده‌اند.

چرا یک مرکز درمان سراغ صحنه می‌رود؟

بسیاری از آدم‌ها هیچ‌وقت به اتاق درمان نمی‌آیند، اما به سالن سینما و تئاتر می‌روند. هنر جایی است که حرف زدن از افسردگی، سوگ، رابطه و میل بی‌برچسب و بی‌ترس ممکن می‌شود. برای مرکزی که کارش شنیدن است، صحنه یکی از بهترین جاها برای شروع گفت‌وگوست.

کار ما در تجربه از روانکاوی می‌آید و روانکاوی از ابتدا با هنر فکر کرده است. برای همین است که تحلیل فیلم، همخوانی کتاب، کارگاه نقاشی و حمایت از تئاترهایی که با موضوع سلامت روان کار می‌کنند، برای ما حاشیهٔ کار نیست؛ بخشی از همان کاری است که در اتاق درمان انجام می‌دهیم: کمک به اینکه آدم‌ها داستان خودشان را بهتر ببینند.

این مطلب زنده است. درمانگران تجربه هر کدام از زاویهٔ کار خود چیزی به آن اضافه می‌کنند و هر رویداد تازهٔ هنر و درمان، اینجا و در تقویم رویدادها ثبت می‌شود.

منابع
  • ارسطو. فن شعر (بوطیقا).
  • Breuer, J. & Freud, S. (1895). Studies on Hysteria. Standard Edition, Vol. 2.
  • Freud, S. (1900). The Interpretation of Dreams. Standard Edition, Vols. 4 and 5.
  • Freud, S. (1908). Creative Writers and Day-Dreaming. Standard Edition, Vol. 9.
  • Freud, S. (1917). Mourning and Melancholia. Standard Edition, Vol. 14.
  • Lacan, J. (1959 to 1960). The Seminar, Book VII: The Ethics of Psychoanalysis.
  • Lacan, J. (1958 to 1959). The Seminar, Book VI: Desire and Its Interpretation.
  • Winnicott, D. W. (1971). Playing and Reality. London: Tavistock.
  • Moreno, J. L. (1946). Psychodrama, Vol. 1. New York: Beacon House.
  • Macmillan, D. & Donahoe, J. (2015). Every Brilliant Thing. London: Oberon Books.

پرسش‌های پرتکرار

روانکاوی هنر یعنی چه؟

یعنی خواندن یک اثر هنری مثل صحنه‌ای که در آن میل، ترس و تعارض‌های انسانی بازی می‌شود. فروید با خواندن «ادیپ شهریار» و «هملت» این سنت را آغاز کرد و امروز تحلیل روانکاوانهٔ فیلم، ادبیات و تئاتر از همین سنت می‌آید.

کاتارسیس در روانکاوی به چه معناست؟

کاتارسیس در اصل واژهٔ ارسطو برای پالایش تماشاگر تراژدی است. برویر و فروید نام نخستین روش درمانی خود را «روش کاتارتیک» گذاشتند: گفتن هیجان‌هایی که روزی بیان نشده‌اند. فروید بعدها فهم معنای رنج را از تخلیهٔ هیجان مهم‌تر دانست.

فرق سایکودرام با روانکاوی چیست؟

در سایکودرام مراجع داستانش را با کمک گروه روی صحنه بازی می‌کند. در روانکاوی همان داستان در گفتار و رابطهٔ درمانی آشکار می‌شود. هر دو از تئاتر الهام گرفته‌اند، اما ابزار یکی صحنه است و ابزار دیگری کلمه.

آیا هنردرمانی جای روان‌درمانی را می‌گیرد؟

نه. هنردرمانی شکلی از درمان است که درمانگر آموزش‌دیده هدایتش می‌کند و برای بعضی آدم‌ها راه ورود به گفت‌وگوست. دیدن فیلم یا تئاتر هم می‌تواند چیزی را تکان دهد، اما جایگزین روان‌درمانی برای کسی که به آن نیاز دارد نیست.

چرا روانکاوها این‌قدر از فیلم و ادبیات حرف می‌زنند؟

چون اثر هنری چیزی را نشان می‌دهد که در گفت‌وگوی روزمره پنهان می‌ماند. فیلم و داستان به ما اجازه می‌دهند از فاصله‌ای امن به میل، سوگ و تعارض نگاه کنیم؛ همان چیزی که در اتاق درمان هم دنبالش هستیم.

رویدادهای هنر و درمان تجربه را کجا دنبال کنم؟

همهٔ رویدادهای گذشته و آینده در صفحهٔ تقویم و آرشیو رویدادهای سایت ثبت می‌شوند و هر رویداد به پست اصلی‌اش در اینستاگرام لینک دارد. خبر رویدادهای تازه از بات تلگرام تجربه هم فرستاده می‌شود.

تصویرسازی صندلی راحتی اتاق درمان، نشان مرکز تجربه زندگی اگر یک فیلم یا نمایش چیزی را در شما تکان داد

گاهی یک صحنه چیزی را بیدار می‌کند که سال‌ها کنار گذاشته بودیم. اگر دلتان می‌خواهد دربارهٔ همان حرف بزنید، می‌توانید سبک درمانی مناسب خودتان را پیدا کنید یا با یک تراپیست تجربه جلسهٔ معارفه داشته باشید.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته47 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش: ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم