فروید خوانی در مدیریت بحران: تحلیل سوگ سازمانی پس از تعدیل نیرو

تصویر آدمکی که شبح نوری یک صندلی خالی را مثل باری سنگین بر پشت خود حمل می‌کند
گنجینهٔ دانش تراپی مرجع پایهٔ مفاهیم
فروید خوانی چگونه به مدیریت بحران پس از تعدیل نیرو کمک می‌کند؟
فروید خوانی به مدیران نشان می‌دهد که تعدیل نیرو فقط کاهش هزینه نیست، بلکه فقدانی عمیق است. با استفاده از مفاهیم روانکاوی مانند تفاوت ماتم و مالیخولیا، رهبران سازمان می‌توانند سوگ همکاران را به رسمیت بشناسند و از فروپاشی روانی جلوگیری کنند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵

مقاله ماتم و مالیخولیا چه نوری بر بحران تعدیل نیرو می‌تاباند؟

خوانش متون کلاسیک روانکاوی برای درک بحران‌های پیچیده و مدرن محیط کار بسیار راهگشا و ضروری است. مقاله مشهور زیگموند فروید تفاوت بنیادین میان یک سوگ طبیعی و یک افسردگی فلج‌کننده را کاملا روشن می‌کند و به مدیران نشان می‌دهد که چرا از دست دادن همکاران برای بازماندگان یک فقدان واقعی و عمیق به شمار می‌آید.

پدیده تعدیل نیرو همواره با مفاهیم اقتصادی گره خورده است، اما فروید خوانی به ما نشان می‌دهد که این رویداد در لایه‌های عمیق‌تر یک بحران روانی است. زیگموند فروید در مقاله کلاسیک خود تفاوت بنیادین میان دو واکنش به فقدان را تشریح می‌کند. زمانی که ما چیزی یا کسی را از دست می‌دهیم، روان ما وارد فرایندی دردناک اما ضروری می‌شود. این فرایند که ماتم (Mourning) نام دارد، در نهایت به ما اجازه می‌دهد انرژی روانی خود را از ابژه از دست رفته جدا کنیم. در محیط کار نیز، کارمندان باید بتوانند برای همکاران رفته خود سوگواری کنند. درک این مسئله که چرا به کار کردن نیاز داریم تنها به مسائل مالی محدود نمی‌شود، بلکه پیوندهای عاطفی عمیقی را در بر می‌گیرد که با گسستن آن‌ها، روان دچار تروما می‌شود.

چرا بازماندگان تعدیل نیرو دچار مالیخولیای سازمانی می‌شوند؟

وقتی فرایند سوگواری برای همکاران اخراجی سرکوب می‌شود، سازمان به جای عبور از بحران در یک حالت انجماد روانی فرو می‌رود. این وضعیت ویرانگر که شباهت زیادی به مالیخولیا دارد، تمام انرژی روانی کارکنان را می‌بلعد و فضای کار را به محیطی بی‌روح، پر از سوءظن و سرشار از بی‌اعتمادی تبدیل می‌کند.

اگر این حوزه را دنبال می‌کنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلب‌های تازهٔ این موضوع

پرتره سیاه و سفید زیگموند فروید در حال نگاه کردن به دوربین
زیگموند فروید روان‌کاو اتریشی که نظریه ماتم و مالیخولیای او مبنای تحلیل سوگ سازمانی است · عکس: Max Halberstadt، Public domain

وضعیتی پیچیده‌تر زمانی رخ می‌دهد که سوگ مسیر طبیعی خود را طی نمی‌کند و به مالیخولیا (Melancholia) تبدیل می‌شود. در مالیخولیا، فرد نمی‌تواند از ابژه از دست رفته دل بکند و آن را به درون روان خود می‌کشد. در نتیجه، خشمی که باید متوجه بیرون باشد، به درون می‌چرخد و خود فرد را هدف قرار می‌دهد. در یک سازمان، این الگو به شکل افت شدید بهره‌وری، بی‌تفاوتی و سایه افکندن افسردگی بر فضای کار نمود پیدا می‌کند. کارکنان به جای کار کردن، تمام انرژی روانی خود را صرف حفظ این پیوند درونی با گذشته سازمان می‌کنند. باید توجه داشت که این توصیف یک الگوی روانی در رفتار سازمانی است و نه یک تشخیص قطعی بالینی برای تک‌تک افراد، اما شناخت آن برای جلوگیری از فروپاشی تیم ضروری است.

مکانیسم‌های روانی کارکنان در برابر ناامنی شغلی چگونه عمل می‌کنند؟

مواجهه با خطر از دست دادن شغل و ناامنی گسترده، روان انسان را وادار می‌کند تا برای محافظت از خود سپرهای دفاعی متنوعی بسازد. واکنش‌های ناخودآگاه کارکنان گرچه در کوتاه‌مدت میزان اضطراب را کاهش می‌دهند، اما در درازمدت می‌توانند ارتباط فرد با واقعیت سازمان را مخدوش کنند و به تصمیم‌گیری‌های مخرب منجر شوند.

ناامنی شغلی یکی از بزرگترین تهدیدها برای ثبات روانی انسان مدرن است. وقتی موج تعدیل نیرو از راه می‌رسد، روان کارکنان برای محافظت از خود دست به کار می‌شود. شناخت مکانیسم‌های دفاعی در محیط کار به مدیران کمک می‌کند تا رفتارهای غیرمنطقی یا پرخاشگرانه اعضای تیم را درک کنند. برخی ممکن است واقعیت را انکار کنند، برخی دیگر خشم خود را به همکاران فرافکنی کنند و گروهی نیز دچار انفعال کامل شوند. این واکنش‌های دفاعی تلاش‌هایی ناخودآگاه برای مهار اضطراب ویرانگری هستند که موجودیت حرفه‌ای فرد را تهدید می‌کند. مدیران آگاه به جای سرکوب این رفتارها، سعی می‌کنند ریشه‌های اضطرابی آن‌ها را بشناسند و فضایی امن برای گفت‌وگو فراهم آورند.

صدای سرزنشگر درون یا فراخود چه نقشی در فرسودگی بازماندگان دارد؟

کارمندانی که پس از اخراج همکاران در سازمان می‌مانند، اغلب با احساس گناهی عمیق و آزاردهنده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. احساس گناه بازماندگان ناشی از فعالیت یک صدای درونی سخت‌گیر است که فرد را بابت داشتن شغل و امنیت، در برابر رنج و بیکاری دیگران، بی‌وقفه محاکمه و از درون تنبیه می‌کند.

یکی از مفاهیم کلیدی در روانکاوی، نهادی در روان است که وظیفه قضاوت و تنبیه را بر عهده دارد. بررسی نقش فراخود در محیط کار نشان می‌دهد که چرا بازماندگان تعدیل نیرو اغلب احساس گناهی فلج‌کننده را تجربه می‌کنند. فراخود (Superego) مدام فرد را بابت اینکه شغلش را حفظ کرده در حالی که دیگران اخراج شده‌اند، سرزنش می‌کند. این صدای درونی بی‌رحم می‌تواند به سرعت انرژی روانی کارمند را تخلیه کند. الگوهای مشابهی از این فشار درونی را می‌توان در پدیده‌هایی مانند فرسودگی شغلی متخصصان ایرانی در اروپا نیز مشاهده کرد، جایی که احساس گناه ناشی از ترک وطن یا موفقیت فردی در برابر رنج دیگران، روان شخص را تحت فشار مضاعف قرار می‌دهد.

مقایسه الگوهای ماتم سازمانی و مالیخولیای سازمانی پس از تعدیل نیرو

ویژگی روان‌شناختیواکنش در وضعیت ماتمواکنش در وضعیت مالیخولیا
نگرش به همکاران رفتهپذیرش فقدان و یادآوری خاطراتاحساس گناه و ناتوانی در رها کردن
وضعیت عزت نفس بازماندگانآسیب‌ندیده و واقع‌بینانهتخریب‌شده همراه با خودسرزنشی مداوم
پویایی و انرژی کاریکاهش موقت و بازگشت تدریجیافت شدید، انجماد روانی و بی‌تفاوتی
نگاه به آینده سازمانامیدواری محتاطانه برای بازسازیبدبینی مطلق و انتظار فاجعه بعدی

منبع: برداشت تحلیلی از مفاهیم زیگموند فروید در مقاله ماتم و مالیخولیا

مدیران منابع انسانی چگونه می‌توانند مسیر سوگ سازمانی را هموار کنند؟

رهبران سازمان و مدیران انسانی وظیفه دارند فضای امنی برای ابراز احساسات کارکنان پس از بحران فراهم کنند. نادیده گرفتن غم و خشم بازماندگان تنها به پیچیده‌تر شدن گره‌های روانی می‌انجامد، در حالی که پذیرش صادقانه این هیجانات دشوار، راه را برای بازسازی اعتماد از دست رفته و خلق معنای مشترک باز می‌کند.

بخش منابع انسانی در زمان بحران نقشی شبیه به یک تسهیل‌گر تحلیلی پیدا می‌کند. رهبران سازمان نباید با شعارهای مثبت‌اندیشی سمی، فضای سوگ را خفه کنند. کارکنان نیاز دارند که فقدان همکارانشان به رسمیت شناخته شود. استفاده از خدمات سازمانی که با رویکرد روان‌شناختی طراحی شده‌اند، می‌تواند در این مسیر بسیار کارگشا باشد. برگزاری جلسات باز و صادقانه، شنیدن خشم و ترس کارکنان بدون موضع‌گیری تدافعی، و در صورت نیاز کمک گرفتن از گروه‌درمانی برای تیم‌های آسیب‌دیده، از جمله اقداماتی است که مسیر سوگ را از مالیخولیا به سمت یک ماتم سالم و در نهایت پذیرش واقعیت جدید هدایت می‌کند.

آیا روان‌درمانی می‌تواند به عبور سالم از بحران تعدیل نیرو کمک کند؟

گاهی گره‌های روانی ناشی از تغییرات ساختاری آن‌قدر کور و پیچیده می‌شوند که مداخله‌های گروهی و سازمانی به تنهایی برای گشودن آن‌ها کافی نیست. بهره‌گیری از فضای تحلیلی و امن اتاق درمان در این شرایط حاد، به افراد آسیب‌دیده کمک می‌کند تا معنای شخصی این فقدان را کشف کنند و به تعادل برسند.

گاهی ابعاد بحران به قدری گسترده است که ساختارهای سازمانی به تنهایی ظرفیت هضم آن را ندارند. کارمندانی که پیش از این نیز مستعد آسیب‌پذیری بوده‌اند، ممکن است با این فقدان دچار فروپاشی شوند. نشانه‌هایی مانند بی‌انگیزگی مطلق، انزوای شدید یا بی‌خوابی مزمن زنگ خطرهایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. در چنین مواقعی، ارجاع محترمانه و حمایت‌گرانه فرد به تراپی فردی راهکاری مسئولانه است. اتاق درمان فضایی است که مراجع می‌تواند بدون ترس از قضاوت یا از دست دادن شغل، تاریک‌ترین ترس‌های خود را واکاوی کند. ما در مرکز تجربه زندگی تلاش می‌کنیم با فراهم آوردن بستری تحلیلی و امن، سازمان‌ها و افراد را در عبور از این بحران‌های پیچیده روانی یاری دهیم.

منابع
  • زیگموند فروید، ماتم و مالیخولیا، ۱۹۱۷
  • مانفرد کتس دو وریس، رهبری روی مبل روانکاو، ۲۰۰۶
  • هری لوینسون، روانکاوی سازمان‌ها، ۱۹۷۲

پرسش‌های پرتکرار

فروید خوانی چگونه به مدیران منابع انسانی کمک می‌کند؟

مطالعه مفاهیم روانکاوی به مدیران چارچوبی می‌دهد تا ریشه‌های پنهان افت انگیزه و خشم کارکنان را درک کنند. این رویکرد نشان می‌دهد که رفتارهای مخرب پس از تعدیل نیرو، ناشی از یک سوگ حل‌نشده است.

تفاوت ماتم و مالیخولیا در محیط کار چیست؟

ماتم یک واکنش طبیعی به از دست دادن همکاران است که با گذشت زمان حل می‌شود. اما مالیخولیا زمانی رخ می‌دهد که سازمان اجازه سوگواری نمی‌دهد و انرژی روانی کارکنان درگیر یک افسردگی مزمن و فلج‌کننده می‌گردد.

چرا پس از اخراج همکاران احساس گناه می‌کنیم؟

این پدیده نتیجه عملکرد فراخود یا همان صدای سرزنشگر درونی است. روان انسان بابت داشتن امنیت شغلی در برابر رنج و بیکاری دیگران احساس شرم می‌کند و این احساس گناه بازمانده، انرژی فرد را می‌گیرد.

آیا افسردگی سازمانی پس از تعدیل نیرو قابل درمان است؟

بله، اگر مدیران فقدان رخ‌داده را به رسمیت بشناسند و فضایی امن برای ابراز احساسات فراهم کنند، سازمان می‌تواند از مرحله مالیخولیا عبور کرده و روند بازسازی روانی را آغاز نماید.

مدیران در برابر خشم کارکنان پس از تعدیل چه کنند؟

مدیران باید بدانند که خشم یکی از مراحل طبیعی سوگ است. آن‌ها نباید موضع تدافعی بگیرند یا احساسات کارکنان را سرکوب کنند، بلکه باید با شنیدن فعالانه، این خشم را به رسمیت بشناسند.

چه زمانی کارمندان به روان‌درمانی فردی نیاز دارند؟

زمانی که علائم سوگ مانند بی‌خوابی مزمن، اضطراب شدید یا بی‌انگیزگی مطلق برای مدت طولانی ادامه یابد و عملکرد روزمره فرد را مختل کند، مراجعه به تراپیست برای واکاوی عمیق‌تر ضروری است.

سلامت روان تیم، کار ماست

تجربه برای سازمان‌ها برنامهٔ سلامت روان کارکنان، مشاورهٔ فردی محرمانه و کارگاه می‌سازد. شرایط با هر سازمان جدا هماهنگ می‌شود.

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته458 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم