چرا لکان ساختار دانشگاهی استاد و شاگردی را برای آموزش روانکاوی ناکافی میدانست؟
ژاک لکان معتقد بود که نهادهای سنتی و ساختارهای آموزشی دانشگاهی نمیتوانند روح اصیل روانکاوی را زنده نگه دارند. رابطهٔ خطی و یکطرفه میان استاد و دانشجو در دانشگاه مانع از شکلگیری پرسشهای عمیق میشود و یادگیرنده را صرفاً به مصرفکنندهٔ منفعل دانش نظری تبدیل میکند.
روانکاوی همواره با نهادهای رسمی آموزش درگیری داشته است. ورود روانکاوی به دانشگاهها معمولاً با خطر از دست رفتن ماهیت رهاییبخش آن همراه میشود. نهاد دانشگاه بر اساس گفتمان ارباب (master discourse) و گفتمان دانشگاه کار میکند. در این ساختار، استاد در جایگاه دانای کل مینشیند و دانشجو وظیفه دارد اطلاعات را دریافت و بازتولید کند. این شیوه برای انتقال مفاهیم علمی شاید کارآمد باشد، اما برای تربیت یک روانکاو کاملاً ناکارآمد به نظر میرسد.
آموزش روانکاوی نیازمند درگیری سوژه با ناخودآگاه خودش است. خواندن کتابها و حفظ کردن اصطلاحات پیچیده هیچکس را به درمانگر تبدیل نمیکند. در آموزش لکان، تاکید بر این است که دانش نباید به شکل بستهبندیشده و آماده تحویل داده شود. دانشجو باید برای فهمیدن تلاش کند، با متن گلاویز شود و در نهایت دانش خود را تولید کند. ساختار خشک کلاسی، جایی که یک نفر حرف میزند و بقیه یادداشت برمیدارند، این پویایی را از بین میبرد و توهم فهمیدن را جایگزین فهم واقعی میکند.
اگر این حوزه را دنبال میکنید، لازم نیست هر بار سر بزنید. خبردارشدن از مطلبهای تازهٔ این موضوع
کارتل لکانی چگونه کار میکند و نقش پلاس وان در این گروهها چیست؟
کارتل یک گروه کاری کوچک است که معمولاً از چهار نفر تشکیل میشود. اعضای این گروه برای جلوگیری از توقف در چرخهٔ تکرار و پرهیز از رهبری اقتدارگرا، شخص پنجمی را دعوت میکنند که وظیفهٔ اصلی او حفظ پویایی، گرهگشایی از بحثها و تحریک مداوم روحیهٔ پرسشگری است.

ایدهٔ کارتل (cartel) یکی از نوآورانهترین پیشنهادها برای تغییر ساختار یادگیری بود. در این الگو، چهار نفر که دغدغهٔ مشترکی دارند گرد هم میآیند تا روی یک موضوع خاص، مثلاً خواندن یکی از سمینارها، کار کنند. اما خطر گروههای کوچک این است که خیلی زود دچار رکود میشوند یا یک نفر به صورت ناخودآگاه نقش استاد و رهبر را بر عهده میگیرد. برای جلوگیری از این اتفاق، اعضا فرد دیگری را به نام پلاس وان (plus-one) به گروه دعوت میکنند.
فردی که به عنوان پلاس وان انتخاب میشود، قرار نیست پاسخ پرسشها را بدهد یا گروه را تدریس کند. نقش او مداخله در لحظات بنبست، برهم زدن توافقهای کاذب و زنده نگه داشتن میل به دانستن است. در دورهٔ مفاهیم ژاک لکان نیز میبینیم که کار گروهی و مباحثهٔ افقی چقدر در فهم مفاهیمی مانند ابژهٔ کوچک آ (objet petit a) یا ژوئیسانس (jouissance) موثرتر از شنیدن یک سخنرانی یکطرفه عمل میکند. پس از یک تا دو سال، کارتل منحل میشود تا اعضا به یکدیگر وابسته نشوند و هر کس محصول کار خود را ارائه دهد.
چرا یادگیری روانکاوی با شرکت در کارگاههای پراکنده و جزیرهای ممکن نیست؟
بسیاری از دانشجویان روانشناسی تصور میکنند با جمعآوری گواهینامههای کارگاههای مختلف و پراکنده میتوانند درمانگر شوند. یادگیری روانکاوی یک مسیر پیوسته است که نظریه، تجربهٔ بالینی و شناخت عمیق دنیای درون را در یک بستر یکپارچه و طولانیمدت میطلبد و هرگز با آموزشهای کوتاهمدت به دست نمیآید.
بازار روانشناسی پر از دورههای فشردهای است که وعده میدهند در چند روز شما را به یک روانکاو تبدیل کنند. این رویکرد مصرفگرایانه به آموزش، شاید برای یادگیری تکنیکهای سطحی مناسب باشد، اما روانکاوی تکنیک نیست، بلکه یک اخلاق و یک موضعگیری در برابر رنج انسان است. وقتی آموزش به صورت جزیرهای انجام میشود، دانشجو مجموعهای از اطلاعات نامرتبط را دریافت میکند که نمیتواند آنها را در یک ساختار منسجم به هم متصل کند.
برای درک بهتر این موضوع، باید بدانیم که آموزش روانکاوی و مسیر روانکاو شدن یک فرایند تدریجی و زمانبر است. مفاهیم روانکاوی تنها زمانی معنا پیدا میکنند که در کنار هم و در یک بستر بالینی آموخته شوند. پرش از یک کارگاه به کارگاه دیگر، تنها اضطراب ندانستن را به طور موقت کاهش میدهد، اما ظرفیت تحلیلی دانشجو را بالا نمیبرد. درمانگر شدن نیازمند قرار گرفتن در یک مسیر مشخص، متعهدانه و مستمر است.
چگونه تحلیل شخصی و سوپرویژن به اندازهٔ مطالعهٔ نظری در مسیر درمانگر شدن اهمیت دارند؟
خواندن متون پیچیدهٔ روانکاوی بدون تجربهٔ عملی آنها در اتاق درمان کاملاً بیاثر است. درمانگر تازهکار باید ابتدا ناخودآگاه خود را بشناسد و سپس با هدایت یک روانکاو باتجربه، ظرافتهای کار بالینی و مواجهه با مراجع را تمرین کند تا بتواند چارچوب درمانی را به درستی حفظ نماید.
سهپایهٔ کلاسیک آموزش روانکاوی از زمان زیگموند فروید تا امروز تغییر نکرده است: مطالعهٔ نظری، تحلیل شخصی و سوپرویژن. مطالعهٔ نظری تنها یکسوم این مسیر را پوشش میدهد. اگر درمانگر خودش روی کاناپهٔ روانکاوی ننشسته باشد، چگونه میتواند اضطراب، مقاومت و انتقال (transference) مراجع را درک کند؟ گذراندن درمان فردی درمانگر شرط ضروری و غیرقابلمذاکره برای ورود به کار بالینی است. درمانگر باید تعارضات درونی خود را بشناسد تا در اتاق درمان، مسائل خود را روی مراجع فرافکنی نکند.
پس از آغاز کار بالینی، نیاز به راهنمایی یک فرد باتجربهتر به شدت احساس میشود. حضور در جلسات سوپرویژن؛ از کجا شروع کنم به درمانگر کمک میکند تا نقاط کور کار خود را ببیند. سوپروایزر پاسخهای آماده نمیدهد، بلکه فضایی فراهم میکند تا درمانگر بتواند به کار بالینی خود فکر کند و مداخلاتش را مورد بازبینی قرار دهد. این ترکیب سهگانه است که از فرد، یک درمانگر تحلیلی میسازد.
مقایسهٔ ساختار آموزش دانشگاهی و ساختار کارتل در روانکاوی لکانی
| ویژگی ساختاری | آموزش سنتی (دانشگاهی) | آموزش لکانی (کارتل) |
|---|---|---|
| موقعیت استاد | دانای کل و انتقالدهندهٔ دانش | پلاس وان (محرک پرسش) |
| نقش دانشجو | گیرندهٔ منفعل اطلاعات | پژوهشگر فعال و تولیدکننده |
| شکل ارتباطی | سلسلهمراتبی و عمودی | افقی و شبکهای |
| هدف نهایی | کسب نمره و مدرک پایانی | تولید دانش شخصی و انتقال کاری |
| نحوهٔ ارزیابی | آزمونهای استاندارد و یکسان | ارائهٔ محصول نهایی فردی به گروه |
منبع: برداشتی از سمینارهای ژاک لکان و اصول مدرسهٔ فرویدی پاریس
انتخاب رویکرد درمانی در روانکاوی بر چه اساسی باید انجام شود؟
ورود به دنیای روانکاوی نیازمند شناخت دقیق و همهجانبهٔ مکاتب مختلف است. دانشجویان باید پیش از انتخاب قطعی مسیر حرفهای خود، با مبانی نظری رویکردهای گوناگون آشنا شوند تا بتوانند مدلی سازگار با ساختار روانی، ارزشها و دغدغههای بالینی خود بیابند و در آن عمیق شوند.
روانکاوی یک مکتب یکپارچه و بدون اختلاف نظر نیست. از روانکاوی کلاسیک فرویدی تا نظریات روابط موضوعی (object relations)، روانشناسی خود و رویکرد لکانی، تفاوتهای بنیادینی در نگاه به سوژه و تکنیکهای درمانی وجود دارد. دانشجویان تازهکار اغلب دچار سردرگمی میشوند و نمیدانند کدام مسیر را برای ادامهٔ کار حرفهای خود برگزینند. این سردرگمی کاملاً طبیعی است و بخشی از مسیر هویتیابی حرفهای محسوب میشود.
برای انتخاب رویکرد درمانی، دانشجو باید به چند عامل توجه کند. اول اینکه کدام زبان نظری با جهانبینی او همخوانی بیشتری دارد. دومین عامل، تجربهٔ درمان شخصی خود فرد است؛ معمولاً درمانگران رویکردی را انتخاب میکنند که خودشان در آن رویکرد تحلیل شدهاند. آشنایی اولیه با تمام مکاتب ضروری است، اما در نهایت، درمانگر باید در یک رویکرد خاص لنگر بیندازد و از التقاطگرایی (eclecticism) بیقاعده پرهیز کند.
چرا مدرسه تجربه بر یادگیری درهمتنیده و گروهی به جای آموزشهای خطی تاکید دارد؟
آموزش اصولی روانکاوی نیازمند فضایی امن و پویا است که دانشجویان بتوانند در آن با یکدیگر دیالوگ برقرار کنند. مجموعهٔ تجربه محیطی فراهم میکند که در آن نظریه و عمل بالینی به صورت همزمان و در بستر کار گروهی، سوپرویژن و مطالعهٔ مشترک آموخته میشوند.
یادگیری روانکاوی در انزوا ممکن نیست. ما به فضایی نیاز داریم که در آن بتوانیم خواندههایمان را به بحث بگذاریم، کیسهای بالینی را تحلیل کنیم و از تجربههای یکدیگر بیاموزیم. برنامهٔ آموزش روانکاوی در مدرسهٔ تجربه بر اساس همین نیاز طراحی شده است. به جای آنکه دانشجویان را با انبوهی از کلاسهای تئوری تنها بگذاریم، تلاش میکنیم مفاهیم را در قالب گروههای مطالعه، ژورنال کلابها و جلسات کیسخوانی به جریان بیندازیم.
ایجاد یک کامیونیتی علمی به دانشجویان کمک میکند تا اضطرابهای مسیر درمانگر شدن را راحتتر تحمل کنند. یادگیری درهمتنیده بدین معناست که وقتی شما در حال خواندن متنی دربارهٔ انتقال هستید، همزمان در جلسات درمان فردی خود آن را تجربه میکنید و در سوپرویژن گروهی، ردپای آن را در کار با مراجع میبینید. ما در مدرسهٔ تجربه زندگی باور داریم که تنها با در هم بافتن این تجربههاست که میتوان درمانگرانی متعهد، باسواد و شنوا تربیت کرد.
- ژاک لکان، سمینار هفدهم: روی دیگر روانکاوی، ۱۹۶۹
- بروس فینک، مقدمهای بالینی بر روانکاوی لکانی، ۱۹۹۷
- ژوان کوپک، لکان و آموزش روانکاوی، ۲۰۱۵
- آنتونی الیوت، مفاهیم بنیادین روانکاوی، ۲۰۱۰
پرسشهای پرتکرار
آیا میتوان مفاهیم لکان را به صورت خودخوان یاد گرفت؟
مطالعهٔ فردی متون ژاک لکان به دلیل پیچیدگی زبان و مفاهیم او بسیار دشوار است. حضور در گروههای مطالعه و کارتلها برای فهم دقیق این نظریهها ضروری به نظر میرسد.
پلاس وان در کارتل دقیقاً چه کسی است؟
پلاس وان عضو پنجم گروه است که توسط چهار نفر اصلی انتخاب میشود. او نقش رهبر را ندارد، بلکه گرههای فکری گروه را باز میکند و مانع از رکود اعضا میشود.
چرا آموزش روانکاوی نیازمند تحلیل شخصی است؟
درمانگر باید پیش از شنیدن رنج مراجع، با ناخودآگاه و تعارضات روانی خود روبهرو شده باشد. بدون تحلیل شخصی، خطر انتقال متقابل کنترلنشده در اتاق درمان بسیار بالا میرود.
مدت زمان فعالیت یک کارتل چقدر است؟
یک کارتل لکانی معمولاً برای مدت یک تا دو سال تشکیل میشود. پس از این دوره، گروه منحل میشود تا از شکلگیری نهادهای صلب و وابستگی اعضا به یکدیگر جلوگیری شود.
آیا شرکت در کارگاههای روانکاوی برای درمانگر شدن کافی است؟
خیر، کارگاههای کوتاهمدت تنها اطلاعات نظری میدهند. تبدیل شدن به درمانگر تحلیلی نیازمند مسیر طولانیتری شامل سوپرویژن، کار بالینی و مطالعهٔ ساختاریافته در یک بستر گروهی است.
چگونه میتوانم وارد دورههای مدرسه تجربه شوم؟
علاقهمندان میتوانند با بررسی مسیرهای آموزشی تعریفشده در سایت، بر اساس سطح دانش و نیاز خود، در دورههای نظری، گروههای مطالعه یا برنامههای بالینی ثبتنام کنند.
یاد گرفتن روانکاوی، در یک مسیرخواندن فروید آغاز راه است؛ مدرسهٔ تجربه نظریه را با کیسخوانی، سوپرویژن و کار بالینی کنار هم میگذارد.



