درآمدی بر تجربه‌ی نو شدن

درآمدی بر تجربه‌ی نو شدن
تجربهٔ نو شدن برای انسان یعنی چه؟
نو شدن یعنی دیدن جهان و خود، هر بار تازه و بی‌واسطهٔ پیش‌فرض‌ها؛ همان‌طور که کودک جهان را بار اول تجربه می‌کند. این یادداشت با تکیه بر چرخهٔ فصل‌ها، رنج از نگاه بودا، بی‌ثباتی جهان نزد مونتنی، آگاهی نزد مرلوپونتی و غنیمت شمردن دم نزد خیام، نو شدن را بیداری در لحظهٔ اکنون می‌داند.
آخرین بازبینی و به‌روزرسانی: ۲۵ مهر ۱۴۰۵

 

انسان عبور فصل‌ها را به نظاره می‌نشیند، از گذر عمر شکوه می‌کند و هنگام رسیدن زادروزش جشن برگزار می‌کند تا اندکی از روزمرگی‌های پیشین رها شود. اما این تنها تحول فیزیکی است.

چرخه‌ی فصل‌ها و نو شدن در طبیعت

در طبیعت چرخه فصل‌ها چگونه از پی هم می‌گذرند و تکرار می‌شوند و نو شدن را جلوه می‌کنند؟

خواندن دربارهٔ این موضوع یک چیز است و حرف‌زدن دربارهٔ آن چیز دیگری. رزرو معارفهٔ رایگان در بات تجربه

این فصول مختلف، فصول دگرگونی، تولد و در نهایت تحول است و این به خودی‌ خود در طبیعت وجود دارد. اما این چرخه در آدمی چگونه است؟ انسان با رنج و کوشش، یا شاید هم بدون تقلا چون جنین که در رحم مادر زندگی می‌کند و تلاشی برای رشد خود نمی‌کند، مسیر رشد را طی می‌کند یا چون شکوفه‌ها در طبیعت دوباره آن را به دست می‌آورد.

در طبیعت درخت یگانه است. سنگ از ابتدا به همین شکل بوده است، چرا که پیوندش با طبیعت هماهنگ است. اما آدمی باید انسان شود، باید مسیر یگانگی را طی کند. انسان با الگوی‌ طبیعت، با الهام از طبیعت می‌تواند دگرگون شود. نقطه آغاز دگرگونی و‌ بیداری روحی در همگان اتفاق نمی‌افتد. وضعیت اولیه انسان خواب است، بیهوشی است. برای بیدار شدن رنج را متحمل می‌شوی. هرکسی نمی‌تواند از بهار پا به تابستان بگذارد، از پاییز پا به زمستان و دوباره تکرار همین چرخه.

انسان، اسیر اراده‌ی خود

انسان اگر اسیر اراده خود باشد و تنها گذر سال‌های کودکی و نوجوانی و جوانی‌اش را به تماشا بنشیند، حتی اگر هشتاد سال داشته باشد، باز هم نیاز به بیدار شدن دارد. روح، سفر طول و درازی را باید طی کند تا به جان برسد و در جان بنشیند تا آدمی بتواند بایستد و به سوی رهایی، راهی شود

اما راه رهایی چیست؟ آیا اصلا راهی به سوی رهایی وجود دارد؟

بودا و رنج؛ خوانشی بر فیلم کیم کی-دوک

از نگاه بودا، زندگی سراسر رنج است و برای رهایی از رنج‌های زندگی، انسان باید رنج ببرد. اما رنج اولیه نتیجه توهم است. تنها جهان بیرون را می‌بینی و خودت را نمی‌بینی. گویی چشمانت در مقابل درونت بسته است. به عقیده مارگریت یورسنار، محل تولد واقعى‌مان جایی است که براى اولین بار نگاهى هوشمندانه به خودمان می‌اندازیم. آگاهی، رنج است. تحول و نو شدن نیازمند آگاهی است. بیداری، رنج کشیدن را می‌طلبد.

یکی از مضامین فیلم «بهار، تابستان، پاییز، زمستان و بهار» کیم کی-دوک، کشتن است. کشتن دیگری، کشتن خودت است. کشتن خودت تولد دوباره تو است و انسان برای تولد دوباره باید رنج بکشد. مردن را قبل از مرگ می‌آموزد تا متولد شدن را یاد بگیرد. (مرگ قبل از مرگ) انسان تا زمانی که آگاه نشده باشد و در چرخه‌ی خواب، روزها را سپری کند، قاتل خود است. نه به معنای حقوقی، بلکه فراتر از آن.

درآمدی بر تجریه‌ی نو شدن

لحظه‌ی بیداری

پس لحظه بیداری انسان چگونه خواهد بود، در جهانی که مدام در حال تکرار اما تغییر است؟

روح آدمی آن‌گاه که بر کالبد جان می‌نشیند، بیدار می‌شود. حال سوال این است که جان چگونه بر جهان بنشیند تا هوشیار شود؟ زمانی که جان با جهان مماس و منطبق شود، دیگر نه گذشته‌ای را از دست می‌دهی نه آینده‌ای را. چون چیزی جز زمان حال وجود ندارد. آدمی هر لحظه با جان و جهانش در تمامیت به سر می‌برد و اینجا همان نقطه‌ای ست که شاملو می‌گوید:

تنها تو

آنجا موجودیت مطلقی، موجودیت محض

و بدین‌سان لحظه‌ی اکنون تمام دارایی تو می‌شود.

باروک و مونتنی؛ جهانِ بی‌ثبات

به تعریف شاعران دوره باروک، جهان بی‌ثبات است و بی‌وقفه در حال دگردیسی است. جایی که اشیا و انسان با حضور کوتاه خود همچنان متحمل تغییر می‌شوند. جهان به مثابه یک هرج‌ومرج و جست‌وجو برای یک نقطه ثابت تا بدان‌جایی که قادر باشند لحظه‌ای کوتاه در آن لنگر بیندازند و آرام گیرند و اغلب آن را در مرگ پیدا می‌کرده‌اند. این تولد دوباره به انسان امکان فرار از بی‌ثباتی جهان و زمان را می‌دهد. در مقابل این جهانِ‌ متغیر، متناقض و انسان شکننده، آدمی نو شدن را با آگاهی از حقیقت خود و جهان می‌آموزد.

به زعم میشل دو مونتنی، انسان ذاتا موجودی موج‌دار و متنوع است، عقایدش را تغییر می‌دهد و تکامل می‌یابد. جهان که سرشار از تناقضات است نیز تغییر می‌کند، همچون طبیعت و این همان پژواک بسیار واضح از دیدگاه دوره باروک است که در این جهان همه‌چیز بی‌وقفه می‌لرزد و حرکت می‌کند.

انسان لحظه‌ای به سان قایقی روی موج خروشان رودخانه حرکت می‌کند و برای غرق نشدن همراه با تلاطم رود، بالا و پایین می‌رود. خود را با جریان جاری آب منطبق می‌کند تا بتواند پیشروی کند و لحظه بعد مجسمه‌سازی می‌شود که در مسیر زندگی خودش را می‌تراشد و خلق می‌کند. از رنج تراشیدن و خراشیدن سنگ درونش به آگاهی می‌رسد.

تجربه‌ی ناب کودکی

اگر لحظه‌ای به دوران کودکی بازگردیم، درمی‌یابیم هر تجربه‌ای نزد کودک آن‌گونه به نظر می‌رسد که بار اول رخ داده است. او می‌سازد اما تلاشی برای نگه داشتن نمی‌کند، نه به آن معنا که درکی از آینده ندارد، خواه ‌ناخواه با آن مواجه می‌شود، اما در این لحظه کودک چه چیزی را در اختیار دارد؟ زمانِ حال را. پس نمی‌کوشد لحظه حال را دگرگون کند، آن را به غایت زندگی می‌کند. در واقع همان جمله کلیشه‌ای که می‌گوید مقصد همان مسیر است و نتیجه برای او مفهومی ندارد.

تجربه کودک بدون هیچ فهمی همیشه از قبل و انگاره‌ای شکل می‌گیرد. از این رو تجربه او ناب است و منجر به ایجاد فهم منحصربه‌فردی می‌شود. دقیقا برخلاف ما جماعت به بلوغ رسیده. وارد هر تجربه‌ای می‌شویم، آن تجربه را با پیش‌فرض‌های خود لمس می‌کنیم. از این رو سالیان بسیاری است که ما آدم‌های عاقل و بالغ تجربه‌ای خاص و منحصربه‌فرد و سرشار از شگفتی را لمس نکرده‌ایم. کودک هر اتفاق و تجربه‌ای را به شگفتیِ نخستین بار مشاهده می‌کند. هر بار که با اسباب‌بازی‌هایش مشغول می‌شود، آن‌ها به‌گونه‌ای بر او پدید می‌آیند که بار اول با آن‌ها روبه‌رو شده؛ همانقدر بکر و تازه. تکرار برای کودک معنایی ندارد و هر بار شگفت‌زده می‌شود. تو گویی جهان او دم به دم در حال زاده شدن است، زیرا کودک بی‌وقفه در حال کشف و شهود است.

انسان بالغ هم نمی‌تواند ادعا کند دو بار در یک رودخانه شنا کرده است، زیرا رودخانه نیز در جریان است و انسان دیگر شباهتی به آن لحظه شنا کردن خود ندارد. او نیز تغییر کرده است.

آدمی در دایره پیش‌فرض‌ها و تعصب‌هایش بزرگ می‌شود، رژه می‌رود و تنها تجربه و اتفاق‌هایی را پذیرا می‌شود که آن‌ها را در گذشته لمس کرده است. این پذیرایی منجر به پذیرش نمی‌شود، چراکه اگر آدمی خویشتن خویش را آن‌گونه که بود و هست بپذیرد، به سمت جلو حرکت می‌کند؛ به سان کودک کشف می‌کند و جهانش را خلق می‌کند، حال آن که ما مدام درخودماندگی را تجربه می‌کنیم، چون در پذیرش پدیده‌ها نیستیم بلکه تسلیم آنچه رخ داده می‌شویم. آدمی می‌گوید آمادگی دارم، اما چون لاک‌پشتی در لاک خودش پنهان شده است. قابلیت آمادگی با گذر زمان از بین می‌رود. در حقیقت جامعه با برچسب زدن آن خلاقیت را از او‌ می‌‌گیرد، تاب پذیرش را از دست می‌دهد و انعطاف‌ناپذیر می‌شود. آن لایه سفت و‌ سخت، انگاره‌های ما، ما را از دیدن حقیقت پدیده‌ها دور می‌سازد. ما همان کودکیم، اما جامعه این توانایی را از ما می‌گیرد تا دیگر در برابر اشیا و پدیده‌ها در پذیرش به سر نبریم.

مرلوپونتی؛ آگاهی و جهان

به زعم مرلوپونتی، رابطه بین آگاهی و جهان چون قلاب‌هایی به هم بافته و متقاطع است و دیگری را گیر می‌اندازد: «همان‌طور که من می‌توانم چیز‌های موجود در جهان را ببینم، خودم هم امکان دارد که دیده شوم، چون من خود از جنس جهان ساخته شده‌ام. وقتی شیئی را با دستم لمس می‌کنم، آن شی هم دست مرا لمس می‌کند. من با چیز‌ها مواجه می‌شوم، چون برای چیزهای دیگر مواجه‌پذیر هستم.»

انسان با هر بار دیدن و شنیدن، نه دیدن و شنیدن از قبل بلکه به سان کودک دیدن و شنیدنی سرشار از تجربه ناب، فهم جدیدی را به دست می‌آورد و این تجربه‌ای عاری از قضاوت‌ها و پیش‌داوری‌های انسان بالغ است و همین امر شگفتی و نو بودن جهان را جلوه می‌کند. اینکه تو به پدیده‌ها اجازه پدیدار شدن بدهی.

خیام؛ غنیمت شمردن دم

در اندیشه‌ی خیام، انسان هر لحظه با مرگ مواجه می‌شود. پایه و بنیان جهان، نیستی است. راه گریز از نیستی، دَم را زندگی کردن است و این همان سرزندگیِ نو شدن را پدیدار می‌کند.

این یک نفسِ عزیز را خوش می‌دار / کَز حاصلِ عمرِ ما همین یک نفس است

زیرا زندگی گذراست و آدمی باید دم را غنیمت بشمارد.

این سبزه که امروز تماشاگه ماست / تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست

آدمی حیاتی ندارد جز همانی که اکنون می‌زید.

نو شدن از نگاه روانکاوی: چرا تکرار می‌کنیم؟

روانکاوی از زاویه‌ای دیگر به پرسش نو شدن نگاه می‌کند. فروید در «فراسوی اصل لذت» از «اجبار به تکرار» سخن می‌گوید: انسان گاهی تجربه‌های دردناک را، بی‌آنکه بداند، بارها در زندگی‌اش بازسازی می‌کند. او در مقالهٔ «به یاد آوردن، تکرار کردن و کار کردن روی آن» توضیح می‌دهد که آنچه به یاد آورده نمی‌شود، در عمل تکرار می‌شود. پس بسیاری از چرخه‌هایی که شبیه سرنوشت به نظر می‌رسند، ردّ گذشته‌ای هستند که هنوز فهمیده نشده است.

از این منظر نو شدن با تصمیمی ناگهانی رخ نمی‌دهد. اول باید تکرار دیده شود، بعد برای آنچه از دست رفته سوگواری شود و در نهایت فضایی برای انتخاب تازه پیدا شود. وینیکات این توان را به «خود واقعی» و قابلیت بازی کردن پیوند می‌زند؛ به نظر او زیستن خلاقانه یعنی جهان را نه فقط تحمل کردن، بلکه هر بار از نو یافتن.

شاید برای همین است که نو شدن به کودکی شبیه است. کودک هنوز در دام پیش‌فرض‌ها نیفتاده و می‌تواند بازی کند. بزرگسال نیز وقتی به الگوهای تکراری‌اش آگاه می‌شود، بخشی از همان آزادی را باز می‌یابد و بهار دوباره، دیگر تکرار همان بهار قبلی نیست.

جدول: نو شدن از نگاه اندیشه‌های مختلف در این یادداشت

نگاهایدهٔ اصلینسبت با نو شدن
بودازندگی با رنج همراه استرهایی از دلبستگی و بیداری
مونتنی و شاعران باروکجهان و انسان بی‌ثبات و متغیرندپذیرفتن تغییر به‌جای مقاومت
مرلوپونتیآگاهی و جهان در هم تنیده‌اندهر دیدن، دیدنی تازه است
خیامعمر گذراستغنیمت شمردن دم
روانکاویآنچه به یاد آورده نشود تکرار می‌شودفهم تکرار، راه تازه را باز می‌کند

جمع‌بندی بر اساس همین یادداشت و بخش تازهٔ آن

پرسش‌های پرتکرار

چرا انسان در تکرار گیر می‌کند؟

از نگاه روانکاوی، تجربه‌های دردناکی که فهمیده یا سوگواری نشده‌اند، به شکل الگوهای تکراری در رابطه‌ها و انتخاب‌ها برمی‌گردند. فروید این را اجبار به تکرار نامید.

فیلم «بهار، تابستان، پاییز، زمستان و بهار» دربارهٔ چیست؟

این فیلم کیم کی-دوک، کارگردان کره‌ای، زندگی یک راهب را در چرخهٔ فصل‌ها روایت می‌کند و رنج، گناه، رهایی و تکرار چرخهٔ زندگی را به تصویر می‌کشد.

منظور از غنیمت شمردن دم در اندیشهٔ خیام چیست؟

خیام با یادآوری گذرا بودن عمر و مرگ، انسان را دعوت می‌کند زندگی را در همین لحظه زندگی کند، نه در حسرت گذشته یا نگرانی آینده.

چرا تجربهٔ کودک ناب‌تر است؟

کودک جهان را بدون پیش‌فرض‌ها و تعصب‌هایی که بعدها شکل می‌گیرند تجربه می‌کند؛ برای همین هر چیز برایش تازه و شگفت‌انگیز است.

آیا تغییر واقعی در بزرگسالی ممکن است؟

بله. شناختن الگوهای تکراری و سوگواری برای آنچه از دست رفته، راه را برای انتخاب‌های تازه باز می‌کند. روان‌درمانی یکی از جاهایی است که این کار آرام‌آرام ممکن می‌شود.

نوروز چه ربطی به نو شدن روانی دارد؟

نوروز آیینی برای آغاز دوباره است و فرصتی می‌دهد که به گذشته نگاه کنیم و آنچه را می‌خواهیم با خود به سال تازه ببریم انتخاب کنیم.

طرح خطی یک صندلی راحتی نو شدن از دیدن تکرارها شروع می‌شود

اگر حس می‌کنید در یک الگوی تکراری گیر کرده‌اید، گفت‌وگو با یک درمانگر می‌تواند راه تازه‌ای باز کند. جلسهٔ معارفه رایگان است.

اگر این نوشته چیزی را در شما تکان داد

می‌توانید دربارهٔ همان با یک درمانگر حرف بزنید. جلسهٔ معارفه در تجربه رایگان است.

شروع تراپی با جلسهٔ معارفه رایگاندربارهٔ روانکاوی در تجربه

نمی‌دانید چه نوع تراپی به شما می‌خورد؟ تست سبک درمانی من رایگان است، ثبت‌نام نمی‌خواهد و دو دقیقه طول می‌کشد. بقیهٔ تست‌های رایگان

این نوشته را هم‌رسانی کنید
نویسندهٔ این نوشته3 نوشته در مجلهٔ تجربه

چطور کمک‌تون کنیم؟

شروع تراپی چند سؤال کوتاه، پاسخ همان روز تماس با پذیرش ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم