رویکردهای درمانی در تجربه

گروه‌درمانی تحلیلی؛ از فرد تا شبکه‌ای از روابط

وقتی چند انسان در یک اتاق کنار هم می‌نشینند، آنچه شکل می‌گیرد صرفاً جمع چند فرد نیست. میان آن‌ها شبکه‌ای از انتظارها، ترس‌ها، رقابت‌ها، دلبستگی‌ها و خاطره‌های رابطه‌ای شکل می‌گیرد؛ شبکه‌ای که می‌تواند الگوهای آشنای زندگی هر یک از اعضا را دوباره فعال کند.

قاب عکس یک روانکاو؛ نظریه‌ی گروه‌درمانی تحلیلی
ریشه‌های نظری

از روان‌شناسی گروه فروید تا فولکس و بیون

فروید در روان‌شناسی گروه و تحلیل ایگو به نقش همانندسازی و پیوند اعضا با رهبر یا ابژه‌ی مشترک پرداخت؛ اما در میانه‌ی قرن بیستم، فولکس و بیون نشان دادند که گروه را می‌توان نه فقط موضوع مطالعه، بلکه میدان مشاهده و درمان فرایندهای ناهشیار دانست.

۱۹۲۱

فروید

در «روان‌شناسی گروه و تحلیل ایگو» به همانندسازی و پیوند اعضا با رهبر یا ابژه‌ی مشترک می‌پردازد.

۱۹۴۸

فولکس

با «مقدمه‌ای بر روان‌درمانی گروه تحلیلی» گروه را به یک بستر درمانی تبدیل می‌کند، نه مجموعه‌ای از درمان‌های فردیِ هم‌زمان.

۱۹۶۱

بیون

در «تجربه‌ها در گروه‌ها» نیروهای ناهشیاری را توصیف می‌کند که توانایی گروه برای فکر کردن و کار کردن را مختل می‌کنند.

۱۹۶۴

تحلیل گروهی درمانی

فولکس مفهوم «ماتریس گروهی» را بسط می‌دهد: شبکه‌ای زنده از ارتباطات، معناها و تجربه‌های مشترک.

امروز

در کلینیک تجربه

گروه‌های تجربه بر همین سنت بنا شده‌اند: چارچوب پایدار، تسهیلگر آموزش‌دیده و توجه به آنچه در شبکه‌ی روابط گروه می‌گذرد.

چیستی گروه‌درمانی تحلیلی

گروه، هم موضوع درمان است و هم ابزار آن

در گروه‌درمانی تحلیلی، گروه مجموعه‌ای از درمان‌های فردیِ هم‌زمان نیست. خودِ گروه به یک بستر درمانی تبدیل می‌شود و روابط میان اعضا بخشی از ماده‌ی خام درمان‌اند. در سنت فولکسی، گروه تمامیتی است که اعضا در شکل‌گیری آن مشارکت دارند و در عین حال خود نیز بر هر عضو اثر می‌گذارد. درمان فقط «برای» فرد و از سوی تسهیلگر انجام نمی‌شود؛ تغییر در تعامل اعضا و در شبکه‌ی روابط گروهی هم اتفاق می‌افتد.

۱ماتریس گروهیشبکه‌ای زنده که اعضا را به هم پیوند می‌دهد
۲بازتاب‌نماییتالار آینه‌ها؛ دیدن خود در دیگری
۳فرضیات بنیادینوابستگی، جنگ و گریز، جفت‌شدن
۴انتقال چندلایهگذشته که در روابط اکنون دوباره ظاهر می‌شود
۵چارچوب و تسهیلگرمرزهایی که فکر کردن را ممکن می‌کنند
مفاهیم کلیدی

گروه تحلیلی چگونه کار می‌کند

این متن را تیم بالینی مرکز تجربه زندگی نوشته و درمانگر بالینی تأیید کرده است.

ماتریس گروهی و بازتاب‌نمایی

یکی از مفاهیم محوری فولکس، «ماتریس گروهی» است؛ شبکه‌ای زنده از ارتباطات، معناها و تجربه‌های مشترک که اعضا را به یکدیگر پیوند می‌دهد. هر عضو در این شبکه فقط یک فرد مستقل نیست، بلکه یک نقطه‌ی اتصال است و تجربه‌ی او از خود و دیگران تحت تأثیر روابط موجود در گروه قرار می‌گیرد.

در چنین بستری، بازتاب‌نمایی اهمیت پیدا می‌کند. عضو گروه ممکن است در حرف، هیجان یا رفتار فرد دیگری چیزی از خود را ببیند که پیش‌تر برایش روشن نبوده است. برای مثال ممکن است کسی از خشم یک عضو دیگر به‌شدت ناراحت شود و بعد متوجه شود که خشم برای خودش نیز هیجانی آشنا اما سرکوب‌شده است. یا از شنیدن داستان دیگری ناگهان احساس کند: «انگار این حرف من بود.»

در اینجا دیگری فقط یک شنونده یا هم‌گروهی نیست؛ می‌تواند همچون سطحی بازتاب‌دهنده، بخشی از تجربه‌ی روانی فرد را برای او قابل مشاهده کند. گروه به این ترتیب می‌تواند به نوعی «تالار آینه‌ها» تبدیل شود؛ جایی که بخش‌هایی از تجربه‌ی درونی افراد در روابط با دیگران قابل دیدن و فکر کردن می‌شوند.

فرضیات بنیادین بیون

اگر فولکس بیشتر بر شبکه‌ی ارتباطی و ظرفیت ترمیمی گروه تأکید داشت، بیون توجه خود را به نیروهای ناهشیاری معطوف کرد که گاهی توانایی گروه برای فکر کردن و کار کردن را مختل می‌کنند. از نظر او، در کنار «گروه کار» که می‌تواند بر هدف و واقعیت تمرکز کند، الگوهای ناهشیار دیگری نیز فعال می‌شوند که آن‌ها را «فرضیات بنیادین» نامید.

فرضیات بنیادین به معنای سه نوع گروه مجزا نیستند؛ بلکه شیوه‌هایی از کارکرد ناهشیار گروه‌اند که می‌توانند در موقعیت‌های مختلف فعال شوند:

  • وابستگی: گروه چنان رفتار می‌کند که گویی تنها یک فرد قدرتمند، معمولاً تسهیلگر، می‌تواند پاسخ همه‌ی پرسش‌ها را بداند و گروه را نجات دهد.
  • جنگ و گریز: گروه تهدیدی را احساس می‌کند و انرژی خود را صرف حمله به آن یا فرار از آن می‌کند؛ گاهی این تهدید در یک عضو خاص متمرکز می‌شود و او به قربانی گروه تبدیل می‌شود.
  • جفت‌شدن: امید ناهشیاری شکل می‌گیرد که گویی پیوند میان دو نفر یا یک رابطه‌ی خاص سرانجام راه‌حل نجات‌بخشی برای اضطراب گروه ایجاد خواهد کرد.

اهمیت بالینی نظریه‌ی بیون در این است که تسهیلگر را تنها با محتوای آشکار گفت‌وگو مواجه نمی‌کند؛ بلکه به این پرسش نیز توجه دارد که گروه اکنون چگونه دارد فکر می‌کند و چه اضطرابی در حال سازمان دادن رفتار آن است. هدف، سرکوب این فرایندها نیست، بلکه قابل مشاهده و قابل فکر کردن کردن آن‌هاست.

انتقال و انتقال متقابل در شبکه‌ی گروه

در درمان فردی، انتقال معمولاً در رابطه‌ی مراجع و تراپیست برجسته می‌شود؛ اما در گروه، میدان انتقال گسترده‌تر است. تجربه‌ها و انتظارهای رابطه‌ای گذشته می‌توانند در رابطه با تسهیلگر، اعضای دیگر و حتی خودِ گروه فعال شوند. به همین دلیل، یک عضو ممکن است دیگری را به‌صورت ناخودآگاه در جایگاه خواهر، برادر، رقیب، دوست یا یکی از چهره‌های مهم گذشته تجربه کند؛ در حالی که همان فرد برای عضو دیگری معنای کاملاً متفاوتی داشته باشد.

در سنت فولکس، این روابط را نمی‌توان جدا از ماتریس گروه فهمید. آنچه در رابطه‌ی دو نفر اتفاق می‌افتد در خلأ رخ نمی‌دهد؛ سایر اعضا، تاریخ گروه و فضای عاطفی جلسه نیز بر آن اثر می‌گذارند. به همین دلیل، انتقال در گروه بیش از آنکه یک خط مستقیم میان مراجع و تراپیست باشد، بخشی از شبکه‌ای چندلایه از روابط است.

انتقال متقابل نیز فقط به احساسات شخصی تسهیلگر محدود نمی‌شود. واکنش‌های هیجانی او می‌توانند اطلاعات مهمی درباره‌ی فرایند گروه فراهم کنند، اما نباید هر احساس تسهیلگر را به‌طور خودکار انتقال متقابل دانست. توجه تحلیلی به این واکنش‌ها نیازمند فاصله، تأمل و سوپرویژن است تا روشن شود این احساس تا چه اندازه از تاریخ شخصی تسهیلگر، از یک رابطه‌ی خاص در گروه یا از فضای عاطفی مشترک گروه ناشی می‌شود.

چارچوب و نقش تسهیلگر گروه

گروه تحلیلی برای اینکه بتواند به میدان کاوش ناهشیار تبدیل شود، به چارچوبی پایدار نیاز دارد: زمان و مکان مشخص، رازداری، قواعد روشن درباره‌ی روابط خارج از گروه و توجه به بیان کلامی تجربه‌ها به جای برون‌ریزی آن‌ها. این مرزها صرفاً مقررات اداری نیستند؛ کارکرد آن‌ها فراهم کردن امنیتی نسبی است که اعضا بتوانند بدون تبدیل اضطراب به عمل، آن را مشاهده و درباره‌اش فکر کنند.

تسهیلگر گروه در این فرایند نه دانای کل است و نه صرفاً ناظری منفعل. در سنت فولکس، اصطلاح conductor برای تأکید بر نقش او به کار می‌رود: کسی که با توجه آزاد و بدون قضاوت، جریان ارتباطات و شکل‌گیری ماتریس را دنبال می‌کند و در زمان مناسب به فرایندهای فردی و گروهی معنا می‌دهد. نقش او با رشد گروه تغییر می‌کند و قرار نیست تمام ظرفیت درمانی در شخص او متمرکز بماند؛ خود گروه به تدریج به یکی از عوامل اصلی درمان تبدیل می‌شود.

کاربست، فرصت‌ها و محدودیت‌ها

گروه‌درمانی تحلیلی می‌تواند برای افرادی که با مشکلات مزمن رابطه‌ای، احساس انزوا، تعارض‌های تکرارشونده یا دشواری در شناخت و تنظیم هیجان‌های بین‌فردی مواجه‌اند، فرصت مهمی فراهم کند. فرد به جای اینکه فقط درباره‌ی روابطش در بیرون از اتاق درمان صحبت کند، می‌تواند الگوهای رابطه‌ای خود را در زمان حال تجربه، مشاهده و بررسی کند. احساس «من تنها نیستم» و مشاهده‌ی تجربه‌های مشابه در دیگران نیز می‌تواند از شدت شرم و انزوای روانی بکاهد.

در مقابل، هر فرد یا هر وضعیت بالینی برای گروه مناسب نیست. در دوره‌های حاد روان‌پریشی یا شیدایی، سوءمصرف فعال مواد، بحران‌های شدید و ناپایدار یا موقعیت‌هایی که فرد توان کافی برای رعایت مرزهای گروه را ندارد، ممکن است ابتدا به مداخلات ساختاریافته‌تر و ارزیابی فردی نیاز باشد. تشخیص نهایی اندیکاسیون یا کنتراندیکاسیون نیز باید بر اساس ارزیابی بالینی و شرایط واقعی فرد و گروه انجام شود.

جمع‌بندی

قدرت گروه‌درمانی تحلیلی در این نیست که چند نفر را در یک اتاق جمع می‌کند؛ در این است که رابطه را به موضوع و هم‌زمان به ابزار درمان تبدیل می‌کند. در ماتریس گروهی فولکس، هر عضو هم بر گروه اثر می‌گذارد و هم از آن تأثیر می‌پذیرد؛ در نظریه‌ی بیون، اضطراب می‌تواند گروه را به شیوه‌هایی از کارکرد ناهشیار سوق دهد که توانایی فکر کردن را مختل می‌کنند؛ و در مفهوم انتقال، گذشته می‌تواند در شبکه‌ی روابط اکنون دوباره ظاهر شود.

گروه تحلیلی در بهترین حالت، جایی نیست که افراد صرفاً درباره‌ی خودشان حرف بزنند؛ جایی است که بتوانند خود را در رابطه ببینند، واکنش‌های خود را در لحظه تجربه کنند و به تدریج آنچه زمانی فقط به صورت احساس، دفاع یا تکرار ظاهر می‌شد، به موضوعی قابل فکر کردن تبدیل کنند. شاید مهم‌ترین امکان گروه همین باشد: اینکه انسان، در حضور دیگران، بتواند چیزهایی را درباره‌ی خود ببیند که در تنهایی برایش قابل دیدن نبود.

منابع
  • Bion, W. R. (1961). Experiences in Groups and Other Papers. London: Tavistock.
  • Foulkes, S. H. (1948). Introduction to Group-Analytic Psychotherapy. London: Heinemann.
  • Foulkes, S. H. (1964). Therapeutic Group Analysis. London: George Allen and Unwin.
  • Foulkes, S. H., and Anthony, E. J. (1957). Group Psychotherapy: The Psychoanalytic Approach. Penguin.
  • Freud, S. (1921). Group Psychology and the Analysis of the Ego. Standard Edition, Vol. 18.
  • Karterud, S. (1989). A Study of Bion’s Basic Assumption Groups. Human Relations, 42(4), 325 to 339.
  • French, R. B., and Simpson, P. (2010). The work group: Redressing the balance in Bion’s Experiences in Groups. Human Relations.
درمانگران تحلیلی تجربه

چه کسانی در این سنت کار می‌کنند؟

رویکرد تحلیلی ستون فقرات کلینیک تجربه است: روانکاوی کلاسیک فرویدی، لکانی، روابط ابژه و روانکاوی مدرن. گروه‌های تحلیلی را همین درمانگران و سوپروایزرها هدایت می‌کنند. با فیلتر رویکرد، هر شاخه را جدا ببینید.

فیلتر:
تأییدشدهسیامک صفریسیامک صفریروان‌درمانی تحلیلی، روانکاوی کلاسیک و لکانیتهرانمدرسه‌ی تجربهمنتور۱ مقاله
تأییدشدهونوس بافکارونوس بافکارروان‌درمانی تحلیلی مدرنآمریکامدرسه‌ی تجربه
تأییدشدهعرفان امیربیگیعرفان امیربیگیروانکاوی مدرن و رابطه‌ای و روانکاوی کلاسیکتهرانمدرسه‌ی تجربه۱۲ مقاله
تأییدشدهرمینا روحیرمینا روحیروابط ابژه؛ فردی، کودک و گروه‌درمانی · دکتری روان‌شناسیتهران
تأییدشدهدریا نویدیدریا نویدیروابط ابژهتهران
تأییدشدهزهرا صادقی‌نیازهرا صادقی‌نیاروان‌درمانی تحلیلی و روانکاوی کلاسیکمشهد
تأییدشدهشهلا کاشیهاشهلا کاشیهاروانکاوی کلاسیک و روابط ابژهقزوین
تأییدشدهمریم رحیمیمریم رحیمیروانکاوی کلاسیک فرویدی و لکانیتهرانمدرسه‌ی تجربه
تأییدشدهمستوره کرمیمستوره کرمیروانکاوی کلاسیک فرویدیتهرانمدرسه‌ی تجربه۲ مقاله
تأییدشدهسارا درخشانسارا درخشانروانكاوی مدرن و کلاسیک فرویدیتهرانمدرسه‌ی تجربه۵ مقاله
تأییدشدهپردیس اسفندیاریپردیس اسفندیاریروانکاوی کلاسیک فرویدیمازندرانمدرسه‌ی تجربهمنتور
تأییدشدهمحمدرضا شعبان‌زادهمحمدرضا شعبان‌زادهروانکاوی کلاسیک و روان‌درمانی تحلیلیمازندرانمدرسه‌ی تجربه۴ مقاله
تأییدشدهزهرا مرتضاییزهرا مرتضاییروانکاوی کلاسیک فرویدی و لکانیتهرانمدرسه‌ی تجربه
تأییدشدهفاطمه بابریفاطمه بابریروان‌درمانی تحلیلی، لکانی و روانکاوی کلاسیکانگلیسمدرسه‌ی تجربه۲ مقاله
۱۵۰+تراپیست دیگر در تجربههمه را ببینید
معیار اول: مصاحبه‌ی علمی تراپیست
مصاحبه‌ی علمیسنجش دانش نظری و بالینی
معیار دوم: شبیه‌سازی جلسه
شبیه‌سازی جلسهمصاحبه‌ی عملی (Role Playing)
معیار سوم: درمان شخصی تراپیست
درمان شخصی تراپیستتجربه‌ی بلندمدت روی کاناپه
معیار چهارم: نظارت بالینی مداوم
نظارت بالینی مداومسوپرویژن متناسب با رویکرد
بات تجربه در تلگرام

از کجا شروع کنم؟

ورود به گروه با یک جلسه‌ی معارفه آغاز می‌شود تا مسئله، شرایط و تناسب شما با گروه بررسی شود. بات تجربه وقت آزاد درمانگرها را نشانتان می‌دهد و رزرو را همان لحظه تأیید می‌کند.

سریع‌ترین راه

سه ضربه تا وقت معارفه

  1. ۱روز را انتخاب کنید
  2. ۲ساعت را بزنید
  3. ۳تأیید رزرو همان لحظه می‌رسد
انتخاب وقت در تلگرام
  • حدود بیست دقیقه
  • رایگان
  • بدون ثبت‌نام

دیدن خود، در حضور دیگران

شاید مهم‌ترین امکان گروه همین باشد: اینکه انسان، در حضور دیگران، بتواند چیزهایی را درباره‌ی خود ببیند که در تنهایی برایش قابل دیدن نبود.

چطور کمک‌تون کنیم؟

تماس با پذیرش: ۰۲۱۹۱۰۰۸۸۶۷ ربات تجربه در تلگرام همیشه در دسترس ورود سریع به پلتفرم